No-IMG

سپنتا از کدام درد ناله کرد؟، ابتلا به مریضی روانی یا سرزنش وجدان

چند روز قبل شنیدم که ویب سایت رادیو نوروز با دکتور سپنتا وزیر پیشین امور خارجه افغانستان مصاحبه ی را انجام داده است.

گرچه در عصر حاضر رسانه ای مصاحبه ها از موضوعات عادی و روزمره محسوب گردیده است اما یک سلسله موضوعات سبب میشود که توجه مان را به شنیدن، دیدن  یا  خواندن متن مصاحبه جلب نماید.

در مصاحبه آقای سپنتا نیز یک سلسله موضوعاتی بنظر میرسید   که واقعاً برایم تعجب آور بود و بنده را وادار نمود تا متن کامل مصاحبه متذکره را به خوانش بیگیرم.

جالبترین نکات مصاحبه آقای سپنتا در رابطه به حضور و عملکرد نیروهای امریکائی  در افغانستان بود؛ قسمیکه در یاداشت مصاحبه نیز یاد آوری شده است آقای سپنتا در بلند ترین پوست های حکومت آقای حامد کرزی رئیس جمهور پیشین افغانستان وظیفه انجام نموده و یکی از حامیان نزدیک به اصطلاح دوستان خارجی بخصوص امریکائی ها بوده و اگر کمی جلوتر برویم میخواهم تذکر بدهم که آقای سپنتا در زمان چانه زنی های متن قرار داد ستراتیژیک و قرار داد امنیتی با ایالات متحده امریکا کاملاً در موقف شبیه وکیل مدافع امریکائی ها عمل نمود و در هر جلسه با مخالفان قرار داد های یاد شده به استدلال و دعوا میپرداخت و به امضای آن تأکید مینمود.

با آنچنان یک سابقه و اینچنین یک مصاحبه  تاثرات  آتی دستم داد:

۱- میخواستم به حال آقای سپنتا اشک بریزم که یک شخص دانشمند، و به اصطلاح سیاست مدار و دیپلومات هوشمند(!) بعد از پایان ماموریت اش عملکرد حامیان خود را شبیه اشغالگران میدانند و کشور را اشغال شده میشمارد من مخالف نیستم که کشور اشغال شده نیست بلکه هدفم اینست که نه به زبان آقای سپنتا.

۲- تاثر دومی که گرفته بودم وادارم میکرد به حال آقای سپنتا بخندم که شما با همه توانائی های که خداوند برایتان لطف و عنایت فرموده است و یکی از مسئولین بلند رتبه کشور بودید و بالای سرنوشت (۳۵) میلیون افغان تصمیم میگرفتید و با بادارانت معامله میکردید امروز به کدام جرأت اخلاقی میگوید که ما دچار تصور غلط شده بودیم؟

آقای سپنتا!

اکنون میخواهم کمی به شکل تفصیلی و روشن داخل بحث شوم و آن اینکه: جناب شما در جریان اظهارات خویش در یکی از قسمت ها گفتید که (امریکایی‌ها هم در نقش نیروهای اشغالگر عمل کردند و عمل می‌کنند) در آن زمانیکه آنها به اصطلاح شما (اشغالگران)(عمل کردند) شما کدام دهقان  یا کدام مامور کوچک دولت نبودید بلکه شما مشاور شوری امنیت ملي و وزیر امور خارجه افغانستان بودید، چیزیکه امروز به زبان می آورید آیا واقعاً آن زمان نمیدانستید؟

اگر میدانستید یک گناه و اگر نمیدانستید گناه دیگری.

اگر قرار بر این باشد که نمیدانستید چرا آنقدر مسئولیت های بزرگ را عهده دار شدید که سرنوشت (۳۵) میلیون نفر را به مسخره گرفتید و در نتیجه ی سیاستهای غلط تان هزاران هموطن بی گناه و ملکی در عملیات نیروهای خارجی به شهادت رسیدند، خانه هایشان ویران شدند، یتیم شدند، بیوه شدند، بی پدر و بی مادر شدند حتی تعدادی زیادی از اثر استعمال سلاح ها و بم های کیمیاوی به بیماری های سرطانی مبتلا گردیدند، همچنان تعدای زیادی معیوب گردیدند و اگر فرض بر این باشد که میدانستید پس شما نیز در قتل هزاران مردم بیگناه ملکی افغان با امریکائی ها یا به اصطلاح امروزی شما  با (اشغالگران) شریک هستید و مردم افغانستان باید خواهان محاکمه علنی و اشد مجازات شما گردند تا طبق قانون جزاء کشور برایتان جزای دنیوي داده شود اما جالب اینست که ثابت میسازد شما در آن زمان نمی دانستید.

در قسمت دیگری از اظهارات تان یاد آور شدید (من گرفتار توهم بودم. من و برخی از همکارانم گرفتار این توهم بودیم که به کمک ایالات متحده و سایر دمکراسی‌های غربی، بتوانیم در افغانستان دمکراسی‌سازی کنیم و نهادهای دولتی را تقویت ببخشیم. من و برخی از همکاران ما به این تصور غلط دچار شده بودیم که امریکا در هر شرایطی متحدمان باقی می‌ماند.) من هم موافق هستم که واقعاً نمیدانستید چون قدرت و امتیازات بی شماری به اصطلاح شما از (اشغالگران) چشم تان را کور ساخته، گوش هایتان کَر و ضمیر تان به حق رسیده بود و کاملاً شبیه یک جسم بی روح بودید همه ارزش ها برایتان بی ارزش بودند.

در نتیجه:

تحقیقات نشان میدهد که تعداد کثیری از نظامیان خارجی اعم از نظامیان امریکائی و نظامیان دیگری از اعضای کشور های متحدان ناتو بعد از ختم ماموریت ایشان در افغانستان به بیماری های روانی ذهنی مبتلا گردیده اند چون آنها پیش وجدان خود ملامت هستند و احساس ناراحتی میکنند به همین ملحوظ آنان دچار بیماری ها گردیدند اکنون شما هم بعد از ختم ماموریت تان کاملاً شبیه نظامیان خارجی به بیماری روانی - ذهنی مبتلا گردیدیند هیچ تفاوت میان شما و آنان دیده نمیشود؛ در پایان برایتان توصیه میکنم که عاجلتاً چند کار را انجام دهید:

۱- چون وضعیت اقتصادی تان خوب است به یکی از کشور های خارجی بروید و خودرا در خارج از کشور تداوی بکنین به این خاطر خوب است اگر ضرورت شد میشه دوستان خارجی قبلی تان کمک بکنند تا صحت یاب شوید.

۲- از مردم خود معذرت بخواهید و داو طلب بعد از اتمام پروسه صلح به محاکمه خود به محکمه بروید (باور کنید این را کنایه و یا طنز نمی گویم بلکه از رواداری و از صدق دل برایتان توصیه میکنم).

۳- تا زمانیکه پروسه صلح تکمیل میگردد به خانه خدا (بیت الله شریف) بروید و از صدق دل توبه بکنید و به خداوند متعالی عذر و زاری بکنین تا شما را ببخشد. باور دارم خداوند متعال ذات غفور و رحیم است شما را میبخشد (باور کنید این را کنایه و یا طنز نمی گویم بلکه از رواداری و از صدق دل برایتان توصیه میکنم).

با حرمت

به امید یک افغانستان دارای صلح، آرامی و عاری از جنگ.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک