دنیا، اخرت و ارزش کار در اسلام
اگر از یکسو در قرانکریم زندگی دنیا متاع غرور خوانده شده و دنیا به مقایسه اخرت ناجیز شمرده شده، و زندگی دنیا به ابی که از اسمان میبارد تشبیه شده که باعث سرسبزی میگردد و بعد از مدتی خشک میگردد و باد میبرش.
از سوی دیگر در قرانکریم به ایه هایی برمیخوریم که در ان رهبانیت و ترک نمودن دنیا ار بدعتهایی راهبین مسیحی شمرده شده و از مسلمانان خواسته شده که از رب تان دنیای حسنه و اخرت حسنه بخواهید. همچنان دنیا یک مزرعه اخرت پنداشته شده.
از این و دیگر ایات قرانی متعدد، احادیث شریف نبوی، و زندگی صحابه و سلف صالحین میتوانیم نتیجه بگیریم که ما مسلمانان باید در امور دنیوی بکوشیم اما دید ما در مورد دنیا باید یک دید قرانی باشد. یعنی زندگی دنیا یک متاع زودگذر است که باید به ان مغرور نگردیم، یک بازی یی است که میگذرد و هیجگاه دنیا را بر اخرت ترجیح ندهیم و دنیا را وسیله یی برای خوشبختی و سعادت اخرت خود بسازیم.
باید از زندگی دنیا باید برای سعادت اخروی خود استفاده نمایم. خداوند ج انسان و منابع طبیعی را افریده و مسخر انسان ساخته. انسان باید از این نعمات الهی برای سعادت دنیوی و اخروی خود و دیگران استفاده نماید.
در قرانکریم به مسلمانان امر شده تا برای بدست اوردن فضل خداوند یعنی روزی تلاش نماید. وابتغوا من فضل الله.
بعنی بعد از نماز باید دهقان به زمینش برگردد و مصروف دهقانی خود گردد، دکاندار به دکانش، معلم و مامور به دفترش، معدنچی به معدنش، کارکنان فابریکه ها به فابریکه هایشان. هر کس باید به سوی کار و شغلش برود و رزق خود را از طریق حلال بدست بیاورد.
حصول رزق حلال عبادت است، مثل سایر عبادتها. برای حصول رزق حلال ما به علم ضرورت داریم. باید پوهنتونهای ما در رشته های زراعت، انجینری، معدنشناسی، طب و غیره دانش و تحقیقات را به مردم عرضه نمایند تا مردم بتوانند از طریق علم قادر شوند که از منابعی طبیعی ایکه خداوند برای سعادت انسان خلق نموده استفاده نماید و برای خود از طریق مشروع کسب روزی نمایند. کسب روزی از طریق حلال عبادت است و حتی واجب است.
بطور مثال، زکات بر ما فرض است، حج بر ما فرض است، نفقه اولاد و تعلیم و تربیه درست انها واجب است. اگر ما کار ننمایم و از طریق حلال پول را بدست نیاریم، ادای این هم فرایض و واجبات غیر ممکن میگردد.
در فقه و اصول الفقه یک قاعده داریم که به اساس ان هر چیزی که بدون ان ادای واجب ناممکن میگردد ان چیز خودش واجب میگردد.
*ما لا یتم الواجب الا به فهو واجب.*
بدون کار و شغل ما نمی توانیم که این همه فرایض و واجبات را ادا نمایم، پس کار کردن واجب است. به این اساس هر کسیکه قادر است کار کند و یا شغلی داشته باشد و نخواهد که کار کند، گنهگار است به خاطریکه ترک واجب کرده وترک واجب گناه است.
هر کسیکه کار میکند و از طریق ان حصول رزق حلال می نماید، مثلی کسیکه نماز میخواند و زکات میدهد مستحق اجر است. و کسیکه با سرمایه گذاری اش باعث ایجاد شغل برای دیگران می گردد، مستحق اجر است. به خاطری که او توانسته است از طریق ایجاد شغل و کار، صدها و حتی هزاران مسلمانان دیگر را قادر بسازد تا از طریق حلال به اولادهایشان نفقه تهیه نمایند، و از عاید شان زکات بدهند و به حج بروند.
*کار عبادت است.*
