عاشوراء بایدها وفرصت ها
تجلیل از روزِ شهادت امام حسین رضی الله عنه در نزد ما نیز میارزد، و بزرگ میارزد.
ارزش آن نه برای عصمتیست که ما به آن قائل نیستیم،نه برای خون مقدسی است که به آن باور نداریم.
برای این است که او خود به سبب آن برخاست، برای تاکید این ارزش است که ادارهء امور مسلمین فقط از طریق شوری متصور است،و وراثت و تغلب صفت زشتیست که در اثر خنوع وخضوع یا در اثر مصلحت موقت در تراث فقهی ما خودرا جا زد وتا کنون بهای آن را میدهیم.
این فقط سخن حسین نبود بلکه عبدالرحمن ابن ابی بکر نیز وقتی توریث را دید گفت «اهرقلیه؟ اذا مات کسری کان کسری مکانه؟ لا نفعل والله ابدا» آیا رسم هرکلس را پیش گرفتید؟ کسری مرد و کسری بر تخت وی نشیند؟سوگند بخدا چنین نخواهیم کرد،و آنگه صدهزار درهم را رد کرد وگفت دین خودرا به دنیا نمی فروشم.
آری حسین برای حفظِ سنت سقیفهء بنی ساعده برخاست، عبدالله ابن زبیر نیز برای همین برخاست.
سنتی که در آن خلیفهء اول اسلام احتکام به اکثریت را اساس نهاد وهمه قدسیت از خودرا سلب کرد و بر همه آنچه تیوکراسی نامیده میشود خط بطلان کشید.
اینک که زخم پیکر این امت مخصوصا این ملت واضح شده است که در اثر انعدام شوری است،و شوری ها در جوامع مسلمان نیز به مضحکهء بدل شده اند هنوز طوائفِ مختلف شیعه وسنی بر خلافِ صلب مطلب امام حسین شعار میدهند و نوحه میکنند.
با این همه هر عاشوراء دو فرصت برای ما میدهد که از آن بیاموزیم:
یکی اینکه:
علماء وروحانیون شیعه و حتی فضلاء وادبای آن بکوشند نوعی از سلفی گرایی شیعی را در میان خود رواج دهند، وبدین ترتیب برای خود جرأت نقد وقدح اخبارهای خرافه آمیز و از آن بیشتر ترک دعاهای نا معقولی از قبیل لعن وشتم اصحاب و امهات المؤمنین را بدهند،و ائمهء اوائل شیعه و منصفین آن و عقلانیون آن را جاگزین خرافیون و لعّانون سازند.
البته نا گفته نماند که لله الحمد چنین روش در میان تشیع عربی مخصوصا بعضی منسوبین حوزهء عراق امثال صدری ها دارد رشد میکند،ولی متاسفانه در کشور همسایهء عراق چنین نیست .
فرصت دوم متوجه ما منتسبین علمی سنی میشود که نباید از برادران شیعه توقع کنیم که چنین واقعهء عظیمی را که قرنها ادامه یافته وادبیات وهنر خاصی آفریده است بلکه به نوعی هنر رزمی تبدیل شده است ترک کنند ومانند ما شوند.
صرفنظر از حقانیت وعدم حقانیت باید تعدادی سنی ها در چنین روز همدیگر پذیری را بیاموزند.مگر این طائفه نمیدانند که اسلام اهل کتاب را در مناکحات ومطعومات ومشروبات آزاد گذاشت در حالیکه آن مطعومات برای مسلمین حرام بود، پس چطور در قبال حسینی که متعلق به همه است مضر بود؟
این طیف باید بدانند که در بسا مواردی پای مرکب دلائل آنان نیز سخت میلنگد.
عموما، بعضی جزئیات چنین مراسم را در هر ملک قانون متعلق به نظم عمومی تنظیم میکند،و نباید چنین مراسم عاطفی ابزاری در دست سیاست بعضی کشورها گردد چنانکه زمانی نه چندان دوری در نیجیریه شاهد آن بودیم.
جامعهء یک رنگ نا ممکن است،و اگر ممکن هم شود برای تاریخ شهامتی را بازگو نمیکند، فقط ارتکابِ بربریت در راستای تلاش حذف هویتی را حکایت میکند .
اگر بخواهید کریه ترین و زشت ترین عبارت در گوش استعمار را بدانید،همین است که من نوشتم.
برای همه هموطنان عزیزی که در دیار غربت در حسینیه های المان وسویس وغیره مراسم عاشوراء برگذار کردند آرزوی صفای نیت مینمایم و اتحاد عاطفه را بیان نموده و برای آنان الگوی ایثار را از شهادت امام حسین رضی الله عنه تمنا دارم، وغمشریکی مینمایم.
درس ایثار از حسین آموختیم
شعله ها از خون او افروختیم
