الحاد و اسلام ستیزی تنها پدیده فکری نیست
همانطوری که قرآن بار بار می گوید، مطالعات و تجربه هم نشان می دهد که الحاد،اسلام ستیزی، بد زبانی و تعامل عقده یی با دین و دین داری بیش ازین که ریشه در فکر و اندیشه داشته باشد یک پدیده ی روانی و اجتماعی است که در اکثر حالات شکل عقده یا کمپلکس روانی را گرفته و شخص مبتلا به این عقده را به بیماری روانی حاد و گاهی مزمن دچار می سازد.
مطالعه و تجربه ثابت می کنند که بیشتر افراد ملحد انسان های کم سواد، بی مطالعه و دارای سطح نازل فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی، اما بشدت عقده یی اند.
بسیاری از ملحدان و اسلام ستیزان کسانی اند که با متأثر شدن از محیط اجتماعی چون خانواده، جامعه و ظروف اجتماعی ناگوار عقده می گیرند و به مرور زمان عقده در روان آنان تراکم می کند. سر انجام سرنوشت شان به بدبینی و سپس بیزاری از اشخاص، اشیاء و باور ها و ارزش ها از جمله دین می کشد.
من کسانی را می شناسم که بعضا از پس منظر و محیط های خانوادگی پر از فقر، محرومیت و مشکلات اجتماعی و عقده و حتی محیط های به ظاهر دینی وارد محیط و دنیای نسبتا جدید و باز تحصیل یا کار شده اند و با بدست آوردن پول و جایگاه اجتماعی کم کم و گاهی به سرعت تغییر فکر وعقیده داده و با گذشته اعم از دین، ارزش ها، دوستان و حتی خانواده و بستگان بریده اند.
بعضی ازین افراد تنها به زندگی لبرال و آزاد از هر قید و محدودیت دینی بسنده می کنند و با جبران محرومیت های گذشته در زندگی ی شخصی داد عیش و عشرت می دهند و به جانب فکری دین ستیزی کاری ندارند، اما عده ی دیگر که قبلا با درس و مطالعه سر و کار داشته اند به زندگی لبرال و آزاد فردی بسنده نمی کنند بلکه بیرق سکولاریزم و اسلام ستیزی را بدوش کشیده و با زیرپا گذاشتن همه حدود و خطوط اخلاقی و همزیستی و آداب اجتماعی با بد زبانی و دشنام طرازی عقده گشایی می کنند.
درین میان فرزندان بعض علماء، درس خواندگان مدارس و مراکز تعلیم دینی و اعضای سابق بعض جریان ها و احزاب با پسوند اسلامی از ملحدان و دین ستیزان دیگر پیشقدم تر اند.
ملا زاده گان ملحد و اسلام ستیزان با سابقه مدرسه و شرعیات، در الحاد و دین ستیزی چنان چابک و تیز و بی ادب اند که ملحدان و اسلام ستیزان دیگر به مراتب از ایشان در رعایت اخلاق و آداب اجتماعی و زبان و ادبیات ضد دینی بطور نسبی و مقایسوی بهتر و خوبتر اند،اما باید گفت که ملحدان و دین ستیزان مدرسه ای و شرعیات خوانده از برکت مدرسه و مطالعات اسلامی با سواد تر از ملحدان دیگر اند!
به هر حال من می خواهم بگویم که الحاد و اسلام ستیزی ود ر مجموع ضدیت با دین تنها یک پدیده فکری نیست بلکه بعد مهمتر آن جانب روانی و اجتماعی الحاد است که تنها با استدلال و تبادل فکر و نظر حل نمی شود و به معالجه روانی و حل اجتماعی نیاز دارد.
خوبست خوانندگان گرامی پیرامون این موضوع فکر نموده و دیدگاه ها و تجارب خویش را برای واشگافی بیشتر شریک بسازند.
#الحاد_مشکل_روانی
#الحاد_مشکل_اجتماعی
#عقده_روانی_و_الحاد
#رابطه_فقر_و_الحاد
#مشکلات_خانوادگی_و_الحاد
