No-IMG

شیخ محمد الزرقا الحلبی

خانوادهء که اولِ آن آخر،وآخر آن اول است.

در این شب از خانوادهء مبارکی نام میبریم که بابا،پدر، نواسه ، امانت علمی را به یکدیگر سپردند، چراغ فقاهت در دست گرفتند تا دیگران در روشنیی آن دین ودنیا دریابند.

زمانی در دمشق، شهرِمحبوب علماء وشهرِمحسودِ اعداء،شهری که در زیر مناره های آن مجالس علم وافر، ودر صحنِ قصرهای آن مجالس ادب و طرب دائر، و در بازارهای سر بستهء آن قماش های الوان وشیشه های نفیس وعطور وبخور صادر میشد، مرد تاجری در تجارت خود همانند همه تجارغرق بود، آرزو داشت تا فرزند جوانش وارث تجارتش شود، اما شوق مجالس علم سودای تجارت را از سر جوان ربود، روزی نزد پدر خود آمد که تا سرمایهء از دعا گیرد و اجازهء استقرار در مدرسه را حاصل کند، پدرش در اول نپذیرفت ولی در آخر راضی شد، این جوان محمد نام داشت که بعدها بنام شیخ محمد الزرقا الحلبی معروف گردید و ریاستِ احناف بعد از سقوط دولت عثمانی در شام به این شیخ واخلافش بر میگردد.

شیخ محمد زرقا الحلبی بسال ۱۸۴۲ میلادی تولد یافته ودر سال ۱۹۲۴ میلادی وفات یافته است، از اینکه از وی تألیفات نقل نگردیده وبیشتر سعی وی تدریسِ شفاهی بوده شرح حال وجهد وی را شاگردان وی نقل کرده اند، شاگردانی که بعدها در مقام های بزرگ علمی قرار گرفتند، به نقل این طائفهء علمی شیخ محمد زرقا تبحر زائد الوصفی در متون فقه حنفی داشت و شاگردان بسیاری تربیت کرد و عمرِمدید را بر مسندِ تدریس سپری کرد، او میدید که گرچند سنش به کهولت میرود اما در فرزندش احمد کمال آرزوهای خودرا میدید، تا بالآخره فرزندش را بر مسند تدریس بجای خود نشانید تا در مدرسهء معروف خسرویه که وزیرعثمانی خسروپاشا آن را بنا کرده بود تدریس کند، احمد الزرقا نزد پدرش محمد الزرقا نه تنها متون وبعضی شروح را بلکه بعضی کتابهای فقه حنفی را که علماء به آن در سرحدِ طلب فتوی ومطالعهء عام مراجعه میکنند سطر سطر خواند، مانند کتاب حاشیه ابن عابدین یا رد المحتار علی در المختار و کتابِ بدائع الصنائع  را که در هشت یا هفت مجلد است،او این هردو کتاب را بطور درسی نزد پدرش خواند، بعد از وفات پدر بر مسند تدریس نشست و مهابت علمی اش شاگردان را از هر سو به صوب وی سوق داد، بعضی شاگردانش نقل کرده اند وی با وصفیکه دریایی از فقه بود ولی هنگامی که فتوای از وی پرسیده میشد فی الحال جواب نمیداد، بلکه میگفت در خط بنویسید وسپس آن خط را بر عمامهء خود میگذاشت و فردا جواب را نوشته میآورد ومیگفت فرزندانم علم امانت است نباید در فتوی نا دیده عجله شود، یکی از علماء شافعی نقل میکند که وارد مجلس درس وی شدم ودر آخر صف نشستم،شیخ مرا میشناخت گفت تو شافعی هستی درمجلس درس ما برای چه آمده یی؟گفتم برای استفاده از علم شما آمده ام، گفت لقد استسمنت صاحب ورم یا بنی،یعنی ای فرزندم آدم ورم کرده را فربه روغن دار فکر کرده ای، این عالم میگوید این از شدت تواضع وی بود که در مجلس درس خودرا چنین کم میزد وشکست نفس میکرد.

شیخ احمد الزرقا فقط یک کتاب معروف دارد که شرح القواعد الفقهیه نام دارد.

قاعدهء فقهی چیست؟

قاعدهء فقهی عبارت  از کلیی است که جزئیاتی را که حکمِ آن در شریعت معلوم گردیده است منضبط میسازد، بدین ترتیب قاعده اعم از ضابطه میشود، قاعده فروع مختلف از ابواب مختلف را متضمن میشود، درحالیکه ضابطه فروع باب معینی را متضمن میشود،مثلا یقین به شک زائل نمیشود یک قاعده است، ضرر وضرار در اسلام نیست یک قاعده است گرچند که نص است، عادت فیصله کننده است یک قاعده است،اما این عبارت که :فقدانِ عاریتِ ناشی از تفریط موجبِ ضمان است، یک ضابطه است، چون متعلق به باب تاوان عاریت است،که تفصیل این فروقات در کتابهای این فن مفصل ذکر است ودر این باب تداخل بسیار است والله اعلم.

عموماَ میگویند اولین کتابی که در فن قواعد فقهی نوشته شد گرچند که این نام را حمل نمیکرد، کتاب تأسیس النظر از امام قاضی ابو زید دبوسی حنفی بخارایی بود، دبوسی از علمای قرن پنج هجری است وکتابهای عدیدی دارد که از دقتِ قواعدی وضوابطی، ومتانتِ جدلی برخوردار اند، کتاب تقویم الأدله در اصول فقه،کتاب الاسرار فی الاصول والفروع وی از کتابهای معروف اند، واین ابو زید، غیر ابو زید بلخی است که از علمای قرن چهارم هجری بوده و کتابی معروفی بنام مصالح الأبدان والأنفس دارد، میگویند این کتاباب ابو زید بلخی شاید قدیمی ترین کتابی باشد که امراض روانی را کنجکاوی کرده وصاحبش را در جمع قدیمی ترین روانشناسان قرار داده است، نه فقط این بلکه بلخی ریاضی دان وجغرافیه دان نیز بوده وبالغ بر هفتاد کتاب نوشته است،فرهنگِ تنازعِ بدویت ومدنیت که این ساحات عظیم از آن زمان به آن مبتلا بوده است فرصتی برای نهادینه شدن تألیفات کسانی چون ابو زید بلخی نگذاشته است، ممکن کسانی این را به دوش فقیهان حمل کنند،ولی چنین حمل صحت ندارد واگر دارد منحصر به فرد است ناشی از قاعده نیست، بلکه به نظر این فقیر علت نهادینه نشدن علوم کسانی چون ابوزید بلخی در این بوده است که وقتی نظامها زود متبدل میشدند وزمام امور را فرقهء بدویی در دست میگرفت ونظام وراثت را انشاء میکرد، نیاز به قانونی برای تنظیم امور میشد، واین حاجت را فقهاء بر آورده میساختند تا اینکه اندک عمر نظام دراز میشد همان فقیهان به تألیفات کلامی و تاریخی روی میاوردند،طبیبان، ریاضی دانان، جغرافیه دانان بروز میکردند، تا که باز بساط آن نظام چیده میشد وهمه چیز جز اعتقادیات فرو میریخت،وحتی بینش نرم اعتقادی توسط مردم جدیدی سخت میشد، چنین وضع تغيير دولت در قرون وسطی در قارهء اروپا نظر به فراوانیی آب وخصوبتِ زمین و تجانسِ نسبی وکمبودیی فرهنگ وادب در تناسب با شرق کمتر بود ولی بعدها که اروپائیان لذت تملک واقتدار را چشیدند وضع مختلفی یافتند،شاید بعضی تعجب کنند که آیا نقص فرهنگ وادب باعث جنگ وخصومت است یا مانع ان است؟ به نظرم رشد ادب وفرهنگ بیشتر از اینکه مانع جنگ وخشونت باشد مسبب جنگها وخشونت ها نیز ميباشد، نمیشود از نقش شعرهای حماسی و تواریخ سلطانی و رقابت های کاتبان دربار و نقل مراسلات در بروز جنگها و رشد خصومت های عظیم انکار کرد.

خلاصه بعدها، مخصوصا در قرن هشت هجری ببعد کتابهای عدیدی در فن قواعد فقهی زیر نامهای الأشباه والنظائر وغیره نوشته شد،ولی در زمان سلطان عبدالعزیز متوفای ۱۸۷۶ میلادی کمیتهء متشکل از فقهاء تأسیس گردید تا مسائل فقهی در باب معاملات مدنی را به نحوی جمع بندی کنند که برای فیصلهء محاکم آسان باشد واز بیروکراسی محاکم بکاهد، ونیز هدف وی از اصدار مجلهء مذکور بحیث مدونهء قانونی واولین اصلاح فقهی پاسخ به پیامدهای جنگ جزیرهء قرم بود که تعداد زیادی مسلمانان زیر سلطهء روس واقع شدند دولت عثمانی خواستار رعایت حقوق انان شد ودولت تزار روس نیز خواهان معاملهء بالمثل ارتودکسها در دولت عثمانی شد، همین بود که دیوان مجلة الاحکام العدلیة در ۱۸۵۱ماده ماخوذ از ۹۹ قاعدهء فقهی حنفی تدوین شد، شیخ احمد الزرقا در اثنای تدریس در مدرسهء خسرویه در حلب به شرح مجله پرداخت وآن را شرح القواعد الفقهیه نامید.

مرحوم علی طنطاوی که از شاگردان شیخ احمد الزرقا است وشخصیت کمنظیری در ادب معاصر زبان عرب است وکتاب زیبایی بنام رجال من التاریخ دارد احمد الزرقا را شخصیت دوم سلسله طلایی فقه حنفی در شام میشمارد.

زمانیکه فرانسه شام را در قبضه داشت شیخ احمدالزرقا بر علیه استعمار فرنگ خطابه ایراد میکرد ولی همزمان به فرزندش وبه شاگردانش میگفت اگر میخواهید با این اشغالگران مقابله کنید چارهء جز خواندن علوم آنان واستفاده از دانش آنان ندارید، دانش مفید آنان را فرا گیرید زبان آنان را بیاموزید ورنه همیشه در ضعف باقی میمانید.

وی کراهت عمیق بر علیه استعمار داشت، میگویند زمانی نظر به تنگدستی که عائد حالش گردید خواست کتابخانهء نفیس خودرا که بیش از هزار دست نویس نادر داشت به فروش برساند، تاجران اروپایی وقتی شنیدند برای خریدن ونقل آن کتابهای نفیس به اروپا پول گزاف پیشنهاد کردند ولی شیخ احمد نپذیرفت ودرعوض آن کتابهارا به نرخ ناچیز برای کتابخانهء اسکندریه مصر فروخت.

یکی از عللی که چنین علماء را از یک فقیه خشک به یک فقیه تر واز یک اسم جامد به یک اسم مصدر تبدیل میکرد واز آنان بجای چهرهء عبوسِ کریه، چهرهء عطوفِ رحیم نمایان میکرد یقینا انشغال آنان با ادب بود، انشغال آنان با عرفان بود،آنان از ادب فقط دست بوسی استاد را نیاموختند، انان از ادب شعر، نقد شعر،ظریف سنجی، لطیف طبعی، گفتگوی نرم با خصم را آموختند، از عرفان وجدِ بی سبب رقصِ بی طرب را نیاندوختند، بلکه سوزِ پر از ساز وعاطفهء پر از ناز را اندوختند.

به شعری رقیقی از احمد الزرقا برخوردم که از زبان فرزند کوچکی که داشته ودر اوج صباوت خانهء پدر خالی کرده ورفته است خودرا تسلی داده است:

أبی إن ثکلتَ فلستَ اولَ ثاکلٍ

قبلاً أصیبِ نبینا ببنیهِ

فیهِ تأسۤ ولا تکن ذا حسرةٍ

فالصبرُ اجمل حلةٍ لنبیهِ

ترجمه بالتقریب:

پدرا، گر زکفت من رفتم

نه تو اول پدری که، پسر رفته

پیش ازاین، ازکفِ پیغمبر ما

چه بسی گل، که پر پر رفته

پدرا، صبر کن والگو گیر

که به زیبایی صبر،خبر رفته .

اما شخصیت اصلی امشب ما شیخ مصطفی زرقا است که فرزند شیخ احمد الزرقا ونواسهء محمد الزرقا است، وی سال ۱۹۰۴ میلادی متولد ودر سال ۱۹۹۹ از جهان رخت سفر بربسته است. مصطفی زرقا را دائرة المعارف فقه معاملات اسلامی میشمارند،وی از اعضاء بارز تدوین دائرة المعارف معروف فقهی مسمی به الموسوعة الفقهیة بود که دولت کویت انرا تدوین ونشر انرا متکفل گردید واز مراجع فقهی معروف وسهل بحساب میرود، همچنان که در عربستان سعودی نیز سمت تحقیق وتدریس را داشته وجائزهء ملک فیصل را در سال ۱۹۸۴ دریافت داشته است، همچنان که مدتی در سوریه منصب وزارت عدلیه واوقاف را متصدی گردیده است.

شیخ مصطفي الزرقا کتابهای عدیدی دارد که کتابخانهء بحث وپژوهش اسلامی وحقوقی را برای هزاران جویندهء معرفت غنی ساخته است.

از تألیفات وی:کتاب سلسلة الفقه الاسلامی فی ثوبه الجدید

المدخل الی نظریة الالتزام العام فی الفقه الاسلامی.

يعني درامدي بر نظريه تعهد عمومي در فقه اسلامي.

نظام التأمین والرأی الشرعی فیه.

يعني بيمه و رأي شرعي در خصوص ان.

المدخل الفقهی العام

الفقه الاسلامی ومدارسه

العقل والفقه فی فهم الحدیث النبوی

احکام الوقف

الفعل الضار

عقد البیع

صیاغة قانونیة لنظریة التعسف باستعمال الحق

فتاوی الزرقا

وعدید از کتب ومقالات دیگر میباشد.

تمایز مصطفی زرقا این است که فقه را از قالب تناثرِ قدیم به قالبِ تناسق جدید کشیده است وکوشیده است تا فقه را چاره ساز ضروریاتِ مسلمان معاصر سازد، کوشیده است فقه اسلامی را بینش اجتهادیی برتر فقهای مسلمان بر قوانین وضعیی غربی معرفی دارد و در این داعیه انجماد را تا حد زیادی کنار گذاشته است، چنانکه دکتور یوسف قرضاوی در موضوع خریداری خانه برای مسلمانان مقیم غرب از رأی خود به رأی وی انتقال کرده است طوریکه در کتاب فقه الاقلیات المسلمه نوشته است.

خداوند از آن خانواده راضی باد

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک