شهيد عبد الواحد
شهيد عبدالواحد فرزند حاجى عبدالرحيم در کوهپايه هاى شامخ و پرغرور پغمان (آنجائيکه مجاهدينش در صف هاى مرصوص و مستحکم مقابل تجاوزگران شرقى مى رزمند) در يک فاميل متدين در سال ١٣٣٧هـ ش چشم به جهان کشود. آثار ايمان، متانت، پايدارى از طفوليت در سيماى وى مشاهده مى شد در سن شش سالگى به مکتب ابتدائيه پغمان شامل گرديد بعد از آنکه سند فراغت از صنف ششم بدست آورد بکار معمارى و بنائى پرداخت و هم چنان درين دوره بوسيلهء برادران با تحريک نوپاى اسلامى ارتباط برقرار نمود و با عشق و علاقهء خاص وظيفهء محولهء خود را انجام ميداد. از آنجائيکه رژيم هاى ضد اسلامى ظاهرشاهى، داود شاهى زمينه کار و فعاليت را از مردم گرفته بودند. يک عده مردم ما بخاطر تکميل مايحتاج زندگى و رفع مشکلات اقتصادى روانهء ايران مى شدند شهيد عبدالواحد نيز روى اين مشکل به ايران رفت و تا موقعيکه اشغالگران روس سرزمين ما را شغال نمودند در ايران بود و در سال ١٣٦٠هـ ش با يک گروپ منظم مجاهدين ازايران بقصد جهاد در حرکت شده و در مرکزپغمان در پهلوى ساير برادران رزمندهء خود به جهاد مسلحانه عليه روسان و اعمال آن شروع کرد موصوف عمليات متواتر و پى در پى خود را بالاى پسته هاى ملحدين انجام ميداد و يکى پى ديگر آن لانه فساد و کفر را فتح ميکرد که درين وقت مجاهدين متوجه شهامت و درايت آن شده دسته دسته بوى ملحق گرديدند و تحت فرماندهى آن قرار مى گرفتند.
دولت ملحد و دست نشانده روس به کمک اشغالگران روس تلاش مى ورزيدند تا آن برادر و جبههاش را تار و مار نمايند و با فرستادن قطار ها و قواى کفرى با بمباردمان هاى وحشيانه و قتل عام باز هم نتوانست که در ارادهء مجاهدين تحت قوماندانى شهيد عبدالواحد تزلزل ايجاد نمايد بلکه هر بار که به قرارگاه ها و سنگرهاى مجاهدين در پغمان حمله مى نمودند با تلفات و خسارات سنگين مواجه گرديده و لاشه هاى تخريب شده تانک ها و اجساد مردار شده خود را از سر زمين پغمان بيرون مى کشيدند سلحشوريها و ايثارگرى هاى مجاهدين تحت قومندانى شهيد عبدالواحد ابتکار و استعداد پلان گذارى آن شهيد سخت در روحيه روسها و جاسوسان آن اثر گذاشت و پسته هاى ملحدين که تاب مقاومت در برابر رهروان راه حق را آورده نميتوانستند يکى پى ديگر تسليم مجاهدين مى شدند همچنان شهيد قوماندان عبدالواحد عمليات بالاى فرقه قرغه و قرارگاه هاى روس بداخل شهر کابل را نيز انجام ميداد.
شهيد قوماندان عبدالواحد هم مرد شمشير بود و هم مرد انديشه و عمل و در پهلوى عمليات هاى جنگى در ساحهء فرهنگى و معارف پربار اسلامى بکمک ديگر برادران مجاهد خود نيز دست اندر کار شده و در سال ١٣٦٢ هـ ش کميته مستقل فرهنگى را در حوزهء خود تاسيس نمود. او عقيده داشت که در پهلوى جهاد مسلحانه، جهاد فرهنگى و عقيدوى لازم و واجب است و اگر ما نتوانيم انديشه و مفاهيم عميق اسلام و جهاد را در اذهان مجاهدين جا بدهيم درينصورت پيروزى ما بعيد بنظر مى رسد. و دستگاه منظم طباعتى و فرهنگى در سنگر شروع بفعاليت کرد و براى اولين بار هفته نامهء بنام (پيام مجاهد) چاپ و بوسيلهء برادران و خواهران مؤمن ما در شهر کابل، ساحهء پوهنتون، مکاتب و وزارت خنه ها پخش مى گرديد و در داخل جبهات نيز اين پيام تکثير مى شد که اين هفته نامه ناشر افکار انقلابى در بعد عقيدتى، سياسى و اسلامى بود و گذارشات و اخبار جهاد نيز در آن منتشر مى گرديد.
شهيد قوماندان عبدالواحد در سال ١٣٦٤هـ ش اساس يک قرارگاه را در پغمان گذاشت که اين قرارگاه قدم مهم و موثرى در توحيد و وحدت مجاهدين بشمار مى رود و در حدود سه هزار مجاهد را تحت يک فرماندهى و دور يک محور جمع نموده است در سال ١٣٦٤ هـ ش شهيد عبدالواحد عمليات عمومى را بالاى قرارگاه روس در کابل براه انداخت که درين عمليات ديوى سلاح فرقهء قرغه به آتش کشيده شد و تعداد بيشمارى از خرس هاى قطبى و نوکران شان را رهسپار جهنم نمود و اين عمليات براى دولت مزدور سخت تکان دهنده بود همان بود که در ماه سنبله قواى روسى طور ناگهانى به پغمان يورش بردند که درين حمله بيش از (٥٠) فروند هليکوپتر و حت هاى بم افگن و صد ها تنک و زرهپوش و ديگر وسايل نقليه شرکت نموده بودند و روس با پياده کردن عساکر خون آشام خود بوسيلهء هليکوپتر ها مجاهدين را در محاصره قرار دادند هم چنان هاوان هاى غرنى، بى ام ١٣، موشک هاى زمين به زمين (يک موشک منفجر ناشده بطول (٩) متر ب،د و ديگظ سلاح هاى مخرب که از فرقه قرغه انداخت مى شد پغمان را زير آتش شديد قرار داده بود. قرارگاه ها و منطقه زير حملات شديد هوائى و زمينى روس قرار داشت.
شهيد قومانان عبدالواحد با تدبير و درايت کامل جنگى با مورال عالى که داشت بعد از برخورد روياروئى توانست حلقهء محاصره روس ها را بشکند و مجاهدين را از خطر نجات بدهد.
روز دوم ورود قوه، که شهيد عبدالواحد در قرارگاه حضرت عمر بن خطاب (رض) آمادهء مقابله با روسها ب،د و بارى مجاهدين موضع ها را مشخص مى نمود درين حالت حساس ناگهان قرار گاه شديداً زير بمباردمان قرار گرفت که در نتيجه اين بمباردمان قوماندان عبدالواحد با (١٧) تن ازهمرزمان خود در سال (٧) صبح روز جمعه بتاريخ (١٦) سنبله جام شهادت را نوشيد و به آرمان سترگ و نهائى خود دست يازيد و به مصداق اين آيه مبارکه قرار گرفت.
ترجمه: از مسلمانان مردانند که راست کردند آنچه عهد بسته بودند با خدا جل جلاله بران پس از ايشان کسى هست که با انجام رسانيد قرار داد خود را و از ايشان کسى هست که انتظار مى کشدو بدل نکردند هيچ وجه بدل کردنى)
انالله و انا اليه راجعون
روح شان شاد، يادشان گرامى و راه شان پر دوام باد
