داکتر مياگل وحدتيار شهيد
يکى از پاکبازان و قهرمانان سنگر حق عليه باطل قوماندان انعطاف ناپذير در سنگر هاى جهاد عليه ملحدين و مستکبرين جهانخوار، داکتر مياگل (وحدت يار) شهيد از سرزمين مرد خيز و دلاوران ولايت بغلان يکى از چهره هاى تابناک و درخشان انقلاب اسلامى افغانستان بوده که در پرتو ايمان اصيل انقلابى اش از صبحگاه سنين رشد و جوانى تا واپسين لحظات شهادت با جذبه و شور بلا نهايه در راه خدا (جل جلاله) و بخاطر نجات توده هاى مستضعف سعى مجاهدت کرد و با تحمل انواع مصائب و مشکلات هستى و حياتش را وقف پيکار در راه خدا (جل جلاله) نمود و هيچ گاهى پذيراى نقش بى تفاوتى و مصلحت انديشى در برابر طاغوتيان و مستکبرين نگرديد.
او در سال ١٣٣٣ هـ ش در قريۀ تغرها مربوط مرکز ولايت بغلان در يک خانوادۀ متدين و مستمند پا بعرصه وجود گذاشت. به اثر هوش و ذکاوت سرشارى که در چهره اش نمايان بود والد بزرگوارش وى را در سن هفت سالگى بمکتب ابتدائيه سرک (١١) يازده بغلان صنعتى شامل نمود. در جريان تحصيلاتش در مکتب و بطور خصوصى علوم دينى را در مدرسه منطقه فرا ميگرفت.
هنوز در صنف نهم مکتب ليسه مرکز بغلان بود که با برادران تحريک اسلامى افغانستان تماس حاصل نمود و مبارزه حق عليه باطل را بصورت منظم و اصولى شروع نمود و در دوران تحصيلات و تعليماتش هميشه با پايدارى و ثبات در راه خدا (جل جلاله) مبارزه نمود در هنگام متعلمى اش عليه آنانيکه فريب تلقينات زهراگين و سمپاشى هاى دشمنان دين و وطنش را خورده بودند به مبارزه و پيکار دست زد و براى روشن نمودن ازهان و افکار آلودۀ فريب خورده گان به فعاليت هاى تبليغاتى و پخش و نشر انديشۀ والاى اسلامى پرداخت.
وى در برابر تبليغات زهراگين، سخن پراگنى ها و پروپاگندها مضطرب نگشت و با کمال متانت و مردانگى به مبارزه مکتبى خود ادامه و در آگاهى برادران مسلمانش تا حد ممکن کوشيد و چهره هاى کثيف ملحدين و مستکبرين و وطنفروشان بى خاصيت را به همه افشاء ميکرد. وحدت يار بعد از سپرى نمودن دورۀ ثانوى با درجات عالى ليسه مرکز بغلان و پس از طى دوره کانکور شامل پوهنځى طب گرديد و در محيط خفقان آور پوهنتون کابل به مبارزات اسلامى خود ادامه داد لحظه يى آرام نمى نشست و با برادران تحريک اسلامى ارتباطات خود را محکمتر نموده از هيچ نوع قربانى و از خود گذرى در راه اسلام حيات آفرين ابا نورزيد. و دوستان و آشنايان خود را از فجايع و ضررهاى نظام حيوانساز کمونيزم واقف مى ساخت و در سال ١٣٥٧ هـ ش که استعمار جنايتکار روس مستقيماً اداره امور کشور را از طريق يک کودتاى خونين و رسوا در دست گرفت عرصه زندگى بر همه ملت مسلمان مخصوصاً بر قشر جوان تنگتر از دوران اختناق ظاهر شاه فاسد و داؤد غدار گرديد.
و چون امکان دستگيرى برادر شهيد (وحدت يار) احتمال مى رفت بناءً به اساس مشوره برادران مرکز کابل راهى کشور پاکستان گرديد و بعد از مدت کمى واپس در همان سال ١٣٥٧ هـ با يک تعداد از برادران بصفت مسئول امورات دعوت و تبليغ و بسيج نمودن برادران مسلمان در مقابل طواغيت و محلدين خبيث به ولايت بغلان رفت.
شهيد (وحدت يار) در طول يک سال نظريه حسن اخلاق اسلامى و تقوى و پرهيزگارى که داشت در بين منطقه و توده هاى مستضعف از محبوبيت خاصى برخوردار بود و به اثر سعى و تلاشهاى خستگى ناپذير دعوت و تبليغ اسلامى توانست که طواغيت حاکم بر سرنوشت مردم مسلمان و مستضعف را در ولايت بغلان بزانو در آورد تا آنکه به اساس رهنمائى هاى عالمانه و مدبرانه برادر موصوف عمليات خيلى موفقانه در پايگاه هاى باند جنايت پشيگان پرچمى ها و خلقى هاى پليد نموده سنگرهاى باطل را با نيروى ايمان يکى پى ديگرى نابود وسلاح زيادى به غنيمت گرفتند و توسط همان سلاح هاى غنيمت شده ضربات کوبندۀ بر پيکر ملحدين تجاوزگر وارد آورد.
برادر شهيد داکتر مياگل (وحدت يار) در عمليات متعدى با موفقيت هاى چشمگيرى در سرکوبى دشمنان دين و ميهن نايل گرديده که تذکار آنها از حد نگارش و تصور بيرون است و صرف به همين اکتفا ميکنيم که با وصف تکاليف و زحماتيکه اين پروانه شمع قرآن در راه اسلام عزيز و بخاطر دفاع از حقوق مستضعفين نموده است بهترين جگر گوشه هاى خود را که سه تن از برادرانش چون شايسته گل شهيد و انار گل شهيد و ريدى گل شهيد و دوازده تن از خواهرزاده ها و پسران ماما و کاکاهاى خود را درين راه پر افتخار از دست داده است و بمقام والاى شهادت رسيدند که از انظار مردم بالخصوص در ولايت بغلان پوشيده نخواهد بود.
سرانجام شهيد (وحدت يار) بعد از پنج سال مبارزۀ مسلحانه عليه طواغيت و مستکبران جهانخوار بتاريخ ٢٠ – ١١ – ١٣٦١ هـ ش در يک برخورد شديد با روسها و نوکران سگ صفت آنها در قريۀ ولى خيل ولايت بغلان بعد از مقاومت شديد و منهدم کردن پنج عراده تانک دشمن و بدست آوردن دو ميل کلاشينکوف بطور غنيمت توسط قهرمانان مکتب توحيد برادر داکتر مياگل (وحدت يار) با پنج تن از همسنگرانش بدرجۀ رفيع شهادت نايل گرديد.
روحش شاد و راهش پر رهرو با
(انا لله وانا اليه راجعون)
