پلورالیزم یکی از خنجر های جنگ فکری - قسمت دوم
- پلورالیزم انکشاف یافته غربی :
پلورالیزم در سیر تاریخی خود ، بعد از سپری نمودن چهار مرحله که در قسمت اول تذکر دادیم ، از فلسفه مادی غربی و جامعه شناسی دورکایم ، ماکس وبر و کارل مارکس که دین را ساخته و پرداخته انسان ها دانسته و آن را یک پدیده اجتماعی مانند فرهنگ ، هنر ، ادبیات و رسم و رواج ها می دانند ، نه فرستاده شده از جانب خداوند ، نیز متأثر گردیده و انکشاف بیشتری نمود .
و با این دید و رویکرد ماتریالستی برگرفته از اندیشه های دورکایم ، ماکس وبر و کارل مارکس ، دیگر تفاوت و فرقی بین ادیان باقی نمی ماند و همه از نظر منشأ و اصل در ترازوی مساوات قرار می گیرند .
زیرا در نظر آنها همه ادیان ، تراوشات فکری انسان هاست ، و هیچ دینی از دین دیگر برتری و فضیلت ندارد و مرز های حق و باطل و کفر و اسلام و ایمان و الحاد و شرک و توحید از بین می رود و در این صورت زمینه برای پذیرش پلورالیزم دینی مساعد می گردد .
و بعد ارینکه پلورالیزم ، در زیر کابوس فلسفه و نظریات دین شناسی ماتریالیستی اروپا ، انکشاف بیشتری نمود ، اکنون وسیله ای شده است بدست جنایت کاران جنگ فکری و عوامل استشراقی و مزدوران استخبارات صلیبی و صهیونیستی و ملیشه های اشغالگر غربی برای جنگ با اسلام و جلوگیری از پخش و گسترش روز افزون اسلام در غرب و ایجاد تزلزل در عقائد و باور های مسلمانان .
البته ماسونیزم نیز از این نظریه باطل پلورالیزم دینی به مفهوم تساوی همه ادیان ، برای پرپایی حکومت جهانی یهود استفاده می کند .
جریان به اصطلاح روشنفکری یا نوگرایی یا نو اندیشی دینی یا اسلام معتدل و میانه رو یا اسلام مدنی که در حقیقت بنابر تعبیر شهید سید قطب ، اسلام آمریکایی است ، که توسط سازمانهای استخباراتی و مزدوران حلقه به گوش آمریکای جنایتکار ، ترویج می گردد ، در حقیقت چهره ماست مالی شده ای همین پلورالیزم دینی است.
- نقد پلورالیزم :
پلورالسیت ها در سلسله جنگ فکری شان علیه مسلمانان ، می خواهند چند عقیده و باور را بالای مسلمانان ، خصوصاً قشر جوان، بقبولانند :
1- همه ادیان درست و بر حق است.
2- باید پیروان همه ادیان میان خود یک زندگی مسالمت آمیز ، داشته باشند .
3- همه ادیان از نظر پیدایش ، بمثابه یک پدیده اجتماعی و نه وحیانی ، میان هم مساوی و برابر هستند .
4- همه انسان ها به صرف نظر از نوعیت دین شان ، مؤمن اند و به جنت می روند و کسی نباید پیرو دین دیگر را گمراه ، کافر و مستحق جهنم بداند .
5- حق و سعادت در همه ادیان است لذا هر کی هر دینی را که پذیرفت ، نباید مانع وی گردید .
رولاغنی بخاطر ترویج همین اندیشه پلورالیستی در 29 حوت سال 1398 در برنامه کاکتوس تلویزیون 1 گفته بود :
من هم مسلمان هستم و هم عیسوی هستم .
البته ما این طرز فکر را از اساس رد می کنیم و نمی پذیریم ، نظر به دلائل ذیل :
1- مشكل پلورالیزم دینی درینست که حق و باطل را یکی دانسته و اسلام ، بودیزم ، هندویزم ، یهودیت ، مسیحیت ، بهاییت ، قادیانیت و .... همه را یکسان و مساوی دانسته و مرز های ایمان و کفر را از بین می برد ، لذا این نظر پلورالیست ها که میان اسلام و مسیحیت و یهودیت و دیگر یاوه سرایی های که بشر خودش اختراع نموده است ، مساوات و برابری را قائل اند ، غلط است ، زیرا محور اسلام توحید است و محور مسیحیت تثلیث و محور یهودیت تعصب و تبعیض و نژاد پرستی می باشد ، که این سه هرگز باهم جور نمی آیند .
2- ادیان الهی وآسمانی متعدد وجود ندارد و دین همه پیامبران همان اسلام بوده است و محور پیام همه پیامبران یک چیز بوده که آن توحید و یکتا پرستی می باشد ، و طبق آیات قرآنی همه پیامبران فرمودند که ما مسلمان هستیم .
3- اسلام به این نظر است که در هر دوره از تاریخ بشر ، یک شریعت الهی به عنوان دین و شریعت حق موجود بوده که توسط پیامبر الهی در همان برهه از تاریخ تبلیغ شده است ، اما اسلام این حقیقت را به طور دوامدار نمی پذیرد .
زیرا که در آنها دست جعل و تحریف کار نموده است و همچنین آن شریعت ها ، شریعت های برای یک منطقه معین و برای یک قوم خاصی نازل شده بود ، و با آمدن اسلام همه منسوخ و باطل قرار داده شده اند .
4- اسلام به این نظر است که در هر برهه از تاریخ که یک پیامبر الهی باشریعت خداوندی مطابق با شرائط و اوضاع همان مرحله از تاریخ آمده است ، آن شریعت در همان دوره برحق بوده و باعث سعادت اخروی و دنیایی مسلمانان همان دوره بوده است .
اما بعد از وفات پیامبر همان عصر و دوران ، دست جعل وتحریف در آن دخالت نموده است و با آمدن اسلام همه آن شریعت ها منسوخ گردیده و دیگر باعث سعادت اخروی پیروان خود نمی گردد .
5- همچنان طوریکه پیشتر گفتم ، اسلام به این نظر است که ، دین اسلام ، دین همه انبیاء و پیامبران علیهم السلام است که با نزول قرآن و بعثت پیامبر خاتم ، صلی الله علیه و سلم ، تکمیل شده است و همه انسان ها دعوت شده اند تا به آن بگروند ورنه کافر بوده و در آخرت مصیر و مسیر شان جهنم است .
6- همچنانکه ، اسلام تعدد ادیان به مفهوم زیست مسالمت آمیز پیروان ادیان را می پذیرد ، البته با در نظر داشت شرائط ذیل:
1- حکومت از آن اسلام باشد .
2- کافران که در زیر سایه حکومت اسلامی زندگی می کنند و از امنیت آن بهره مند می شوند ، باید جزیه بپردازند .
3- به اسلام و مسلمانان ، احترام قائل بوده و هرگز توهین واستهزاء نکنند.
4- اگر علیه سرزمین اسلامی حمله و تجاوز صورت می گیرد و مسلمانان مورد تجاوز وستم قرارمی گیرند ، در این حالت مسلمانان مسئولیت دارند که از خود و از وطن خود دفاع نمایند.
5- هیچ یکی از کشور های کفری نمی توانند مانع پخش و نشر دعوت اسلامی گردند .
وبا در نظر داشت شرائط فوق ، دیده شده است که در طول تاریخ ، کافران با مسلمانان زندگی نموده و از حقوق خود ، برخوردار بوده اند.
حتی بنا بر شهادت و گواهی دشمنان اسلام مانند مستشرق مشهور برنارد لویس ، تسامح دینی مسلمانان با غیر مسلمانان در تاریخ بشر ، بی مانند و بی نظیر است.
اما پلورالیزم به معنی های دیگر بویژه درست وبرحق دانستن ادیان دیگر و اینکه ادیان دیگر نیز سعادت اخروی را برای پیروان خود تضمین می کند ، لذا مشکلی نیست که مسلمان ، اسلام را رها نموده وبه دین دیگری بگرود ، این نظریه ، مردود و باطل و غیر منطقی و غیر عقلانی ، می باشد.
لذا فرق است میان تسامح و زندگی مسالمت آمیز و میان پلورالیزم دینی .
- هدف دشمن از ترویج پلورالیزم :
دشمن با ترویج پلورالیزم ، به همدیگر پذیری ، زیست باهمی و انسانگرایی ، زندگی مسالمت آمیز با دیگران ، در کنار هم زیستن و... دعوت می کند و نشخوار می کنند که انسانیت فراتر از اسلامیت است .
هدف دشمن از این تلاش های مذبوحانه می تواند چهار مورد باشد :
1- توجیه نمودن موجودیت ملیشه های اشغالگر صلیبی در جهان اسلام .
2- عادی سازی و آماده سازی ذهنیت مسلمانان برای پذیرش موجودیت رژیم اشغالگر یهودی صهیونیستی ، در فلسطین .
3- ممنوع قرار دادن جهاد فی سبیل الله ، زیرا هنگامیکه ذهنیت مسلمان این را پذیرفت که همه ادیان مساوی بوده است ، هرگز در مقابل کفار ، جهاد نمی کند و علیه اشغالگران صلیبی ، هیچ کسی قیام و مبارزه نمی کند .
4- ساقط نمودن حد ارتداد .
در قانون اسلامی ، مسلمان که اسلام را ترک گفته و به دین دیگری می گرود ، سزای وی اعدام است .
و دشمنان با ترویج پلورالیزم ، می خواهند حد مرتد را نیز ساقط کنند .
به همین خاطر از آزادی بیان زیاد حرف می زنند و آن را یکی از دست آورد های دموکراسی می دانند که باید به آن آسیب نرسد و باز این جنایت کاران آگانه ، آزادی بیان را با آزادی عقیده مخلوط می کنند .
اسلام آزادی بیان را می پذیرد نه آزادی عقیده را ، یعنی مسلمان می تواند بالای حاکم و رئیس خود ، انتقاد کند ، اما نمی تواند اسلام را ترک بگوید .
زیرا کافر شدن یک مسلمان در جامعه اسلامی ، نظم اجتماعی را برهم زده و باعث فتنه ها و آشوب می گردد .
در هر حزب و سازمان سیاسی ، اگر یک عضو آن با همه ای اسرار وراز های که با خود دارد ، این حزب و سازمان را ترک گفته و به صف دشمن می پیوندد ، اعضای این حزب و سازمان ، تصمیم ترور او را می گیرند و اسلام در اعدام نمودن مرتد ، از همین حق خود استفاده می کند .
زیرا ارتداد در معنای حقیقی خود ابزار انکار اسلام و تبلیغ علیه آن از روی عناد و ستیز است نه بر پایه استدلال و یا ناشی از شبهه و اشتباه .
از این رو می توان گفت که فلسفه ارتداد عبارت است از: تبلیغ علیه اسلام و در نتیجه تهدید نظم و اخلاق عمومی جامعه اسلامی .
اسلام از انسان ها می خواهد که با بینش و استدلال کافی و آگاهانه این دین الهی را بپذیرند و در پرتو آن هدایت یابند ، ولی بعد از پذیرفتن ، برای کسانی که آن را رها کرده و کافر می شوند مجازات سنگینی در نظر گرفته است ، چون این می تواند ابزاری برای تبلیغ بر ضد اسلام قلمداد شده و سایر مسلمانان را نیز تحت تأثیر منفی خود قرار دهد .
برخی از آیات قرآن کریم از جمله آیه 217سوره بقره و آیه 72 سوره آل عمران نشان می دهد که ارتداد به عنوان یک جریان فتنه انگیز برای ایجاد تزلزل در عقائد و باورهای دینی مسلمانان از سوی دشمنان داخلی و خارجی مطرح بوده است .
به این آیات توجه کنید:
... وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنْ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّ نْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون. (بقرة217)
ترجمه: ... و مشركان همواره با شما می جنگند تا شما را اگر بتوانند از دينتان برگردانند . و از شما كسانى كه از دينشان برگردند و در حال كفر بميرند ، همه اعمال خوبشان در دنيا و آخرت تباه و بى اثر می شود ، و آنان اهل آتش اند و در آن جاودانه اند.
وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ) آل عمران 72
ترجمه: و گروهى از [ عالمانِ ] اهل كتاب [ به پيروان خود ] گفتند : اول روز به آنچه [ از آيات قرآن ] بر مؤمنان نازل شده [ به مكر و حيله ] ايمان آوريد ، و در پايان روز كفر ورزيد ، شايد [ مؤمنان با اين ايمان و انكار شما به ترديد افتند و ] از دينشان بازگردند !
از همین جاست که اسلام برای پیشگیری از حوادث سوئی که ممکن است از راه تغییر دین دامنگیر جامعه اسلامی شود ، صریحاً دستور می دهد ، اگر مرد مسلمانی مرتد می شود ، باید اعدام گردد .
و در میان مذاهب اهل سنت ، امام ابوحنیفه(رحمة الله علیه) به این نظر هستند که حکم اعدام مخصوص مرد مرتد است و زن مرتد را شامل نمی شود و سزای زن مرتد آسان تر است .
زیرا:
1- این زن شاید ناآگاهانه تحت احساسات قرار گرفته باشد ، وهدف وی ایجاد هرج ومرج اجتماعی وآشوب گری و فتنه انگیزی در میان مسلمانان ، نباشد .
2- دراین جا موضوع مهم اجتماعی دیگر را نیز اسلام در نظر گرفته است که تولید و تداوم نسل بشری است ، و با اعدام نمودن زن بخاطر ارتداد ، یک عامل مهم در تولید و تداوم نسل انسان از جامعه حذف می گردد که این به ضرر بشر است!
پایان
