No-IMG

شهيد عبد الصمد (مجاهد)

باز هم در آسمان شهادت ستارۀ ديگرى درخشيدن گرفت و شهيد به پا خاسته اى از قلب توده هاى مليونى مسلمان و شاگرد وفا شعار و فرزند مکتب اسلام عزيز، ازين جهان رخت سفر بر بست. آن روزيکه ابرهاى قيرگون فضا را تيره و تار ساخته بود و از ميانش بم و مرمى ها باريدن مى گرفت، صديقترين مدافع اسلام مدت آفرين را از ميان ما برداشت و شهيد ساخت!

بلى! در زمستان سال (١٣٣٢) هـ ش در حاليکه سکوت مرگبار با سياهى شب همه جا را پوشانيده بود، در قريه (مسيحى چاردهى) در يک فاميل متدين طفلى ديده به جهان پرآشوب گشود که پرده هاى ظلمت شب، براى والدينش از هم دريده شد و مايه خوشى و مسرت براى ديگران گرديد. طلوع اين چهرۀ تابناک بنام (عبدالصمد) گنجينۀ خوشى و روزنۀ اميدى بود، براى دوستانش. او تا آخرين دقائق لحظات زندگى چون مشعل برفراز راه رنجديدگان و دردمندانيکه در خم و پيچ زندگى در زير سلطه جلادان خورد ميشدند مى درخشيد. او شخصى بود که اخلاق نيکو، صداقت و ايماندارى اش زبانزد عامۀ مردم بود و در قلب هاى همه گان جا داشت. او کسى بود که از شنيدن اسمش پيکرهاى پوسيده کفر و الحاد به لرزه در مى آمد.

بسال (١٣٤٠) اين نهال نورسته شامل ليسۀ محمود طرزى گرديد، او در جريان تحصيل از جملۀ شاگردان ممتاز در بين هم صفانش محسوب ميشد. در سال (١٣٤٤) نظر به اقتضاى که در آن وقت عايد حالش بود به يکى از مکاتب ولايت (تخار) تبديل و به کسب علم و معرفت پرداخت.

بسال ١٣٤٨ يعنى آن وقتيکه افق تابناک کشور باستانى اسلامى ما را ابرهاى سياه شرک و بيدادگرى مکدر ساخته بود و فضاى نيلوفرى آن با دود و غبار فساد و الحاد به قيره شب مبدل گرديده بود، آن هنگاميکه استعمار به صورت خطرناکترش کشور ما را به ظلمتکده اى مبدل نموده بود، عمال (سوسيال امپرياليزم) روس در دامان دولت فاسد وقت رشد مى يافت، بساط اختناق و ظلم بر همه جا گسترده شده بود، (عبدالصمد) شهيد همراه با ساير هم قطارانش در جذب و تنظيم برادران از هيچ نوع تلاش و از خود گذرى دريغ نميورزيد، سکوت در راه نيل به هدفش در نهاد او ديده نميشد، احساسات پر تحرکش به حدى بود که هر آن فکر مقابله با ملحدين را در سرداشت.

او از صنف هشتم ليسۀ محمود طرزى جبراً تبديل گرديد، اما وى اخراج از مکتب، تهديد و شکنجه، زندان و ترک ديار را در راه رسيدن به آرمان عالى اش پذيرفته بود و در پيچ و خم اين راه با استقامت و پايدارى بى شائبه اى با تلاش پيگير و مبارزۀ دامنه دار خويش بخاطر ايجاد جامعۀ توحيدى و حاکميت دين خدا (جل جلاله) ادامه ميداد.

برادر قهرمان نظر به دستور مقامات رهبرى حزب در قيام سال (١٣٥٤) هـ ش شرکت نموده بود، موصوف در چندين عمليات عليه دولت مزدور و عمال وابسته اجنبى بسال ١٣٥٦ نظر به دستور کدر رهبرى حزب سهم داشت.

هنگاميکه فاجعۀ ننگين و شرم آور (٧ ثور ١٣٥٧) بوقوع پيوست. او با عده اى از همرزمانش راه مهاجرت را بصوب پاکستان پيش گرفت، بعد از مدتى دوباره براى ادامۀ جهاد مسلحانه عازم شهر غزنى شد.

(عبدالصمد)، شهيد اين فرزند به خون غنودۀ اسلام در جريان عمليات همراه با بم دستى اى که ميخواست آن را بالاى جمعى از گماشتگان روسى پرتاب نمايد، به تقدير خداوندى بم پيشروى خودش مى افتد و سرانجام روح پاکش به عليين شتافت و حيات جاويدان را اختيار نمود.

(انا لله وانا اليه راجعون)

روحش شاد و راهش مستدام باد

 

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک