No-IMG

نازکمير شهيديکه خوش درخشيد

برادر شهيد، نازکمير مجاهديکه تا پاى جان براى حاکم ساختن قانون خدا و انقلاع ريشه الحاد و بيدينى رزميد. مجاهديکه خم و پيچ مبارزه، تکاليف جهاد و گردش روزگار اثرى بر تصميم و ارادۀ قاطع او وارد نکرد. او چه قبل از جهاد و چه در جريان جهاد مسلحانه کارنامه هاى نيکى از خود بجا گذاشت و کليه مجاهدينيکه در مسير جهاد با او همگام و همسنگر بودند، خاطرات او را فراموش نمى کنند و از او بنام نيک ياد مى نمايند. بلى! خداوند (جل جلاله) شهادت را نصيب همان بندگانى مى نمايد که رحلت آنها جمعى از دوستان را در ماتم مى نشاند و مدتى جاى او در ميان شان خالى ميماند.

نازکمير شهيد فرزند حاجى عليخان در سال ١٣٣٠ در يکى از دهکده اى شهر بغلان چشم بجهان گشود موصوف در سال ١٣٣٧ شامل مکتب شد و بعد از آنکه از ليسه زراعت بغلان فارغ گرديد، در وزارت زراعت شامل ماموريت شد. شهيد نازکمير در طول مدت ماموريت در تعميل آرمان هاى مقدس اسلام بى تقاوت نبود و ازين نقطۀ نظر درميان برادران شائيستگى خاصى داشت. بعد از کودتاى ننگين ثور محيط فاسد و منحط عمال روسى او را به هجرت وا داشت. شهيد موصوف بعد از هجرت بزودى کمر جهاد را بست و روانۀ جبهه شيگل ولايت کنر شد، مدتى را در آنجا در رويا روئى مسلحانۀ با قواى مرتد گذراند. بعداً قصد کرد تا نايره جهاد را در دور دست ترين نقطه افغانستان (ولايت بغلان) دامن بزند. آهنگ سفر ساز کرد و همراه با ديگر برادران مجاهدش توشه جهاد را به شانيه کرد با ايمان و ارادۀ راسخ دنبال هدف شتافت، نازکمير در پهلوى ساير مجاهدين در فتح ولسوالى اندراب سهم داشت و حماسه اى که خاصۀ يک مجاهد است از خود در آزاد ساختن اندراب بجا گذاشت. نازکمير بعد از آزاد شدن اندراب عازم زادگاهش (مرکز بغلان) گرديد. اين دفعه نازکمير آن کسى نبود که قبل از هجرت بود بلکه او ديگر پارچه از تحرک و شور درميان اهل ده و شهر بود، موصوف بعد از ابراز مجاهدت هاى مؤثر در شوراندن مردم بغلان در مقابل تجاوزگران روسى طى نبرديکه بين مجاهدين حزب اسلامى و قشون سرخ درگرفت، در پيشاپيش گروپ خود بسوى تانک هاى روسى هجوم برد و سينه اش را سپر گلوله تانک ساخت و به مقام والاى شهادت نايل شد.

انا لله و انا اليه راجعون

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک