شهید نثاراحمد دلیر
نثاراحمد دلیرفرزندمرحوم عبدلحکیم خان بود.اودرسال8231شمسی دریک خانواده متدیین درقریه نشین .ولسوالی گذره ولايت هرات دیده به جهان گشود دلیرچهارمین فرزندازمادری خودوآخرین فرزندخانواده بودهنوزبه سن دوسال نرسیده بودکه پدرش دارفانی راوداع گفت .ونثاراحمد یتیم شددوران طفولیت بسیارسختی راسپری نمود.ازهفت سالگی به خواست مادرش برای کسب معارف وعلوم اسالمی واردمدرسه )مسجد(شد وهم زمان شامل مکتب ابتدای قریه نشین گردید که دوران ابتدای رادرهمان مکتب به پایان رسانید.ولی بدلیل مشکالت اقتصادی خانواده نتوانست تحصیالتش رادرمکتب ادامه دهد.
درکناردرس مدرسه برای کسب شغل ودرآمدی که بتواند مایحتاج زندگی شان راتامین کند.نزد.یکی ازپسرعموهایش بکارنجاری مشغول شد دلیر جوان زیرک وبااستعدادی بود.توانست ظرف مدت کوتاهی مهارت نجاری رابیاموزد .او)نثاراحمددلیر(بامادرش تنهامانده بودزیراخواهروبرادرنش ازدواج کرده ازپی زندگی خودرفتنداونیزتصمیم به ازدواج گرفت بادخترعالم جیدمولوی نورالدین که ازبستگان پدرش بودازدواج کرد.همچنین بعدازفوت برادربزرگش بخاطرسرپرستی برادرزاده های خودبیوه برادرش راهم نکاح کرد.
باروی کارآمدن داوودخان وتحوالت سیاسی درکشوربه علت مشکالتی که وجودداشت نثاراحمددلیرعازم ایران شداودرشهر اهوازایران مشغول کارنجاری شد درایران باافرادی ازهم فکران خودآشناشداین آشنای باعث شدتابه مطالعه نظام های سیاسی وجریانهای فکری به پردازد وبه تنظیم جوانان مسلمان )حزب اسالمی (به پیوندد.باشنیدن خبرکودتای هفت ثوروبه قدرت رسیدن کمونستها بی درنگ راهی افغانستان شد.
دلیرکه چند سال رادراهوازباشغل پردرآمدی سپری کرده بودامکانات رفاهی وسرمایه ای چشم گیری فراهم کرده بودولی ازتمام آنها چشم پوشید وتعدادی ازدوستا نش راباخودهمراه نمودجهت مبارزه علیه نظام کمونیستی به وطن باز گشت.
پولی راکه باخودآورده بودبه کمک وهمکاری برادرودوستانش که ساکن شهر هرات بودنداسلحه ومهمات خرید. مخفیانه بدورازچشم آشنایان بطرف قریه نشین حرکت کردند.نشین دارای چندین پسته ای امنییتی بود به سختی می شد وارد قریه گردیدوبهرحال نثاراحمددلیرمجبوربودهرطورشده خانواده خوددیدارکندوآنهاراازآمدن خودمطلع نماید.نیمه های شب موفق شد واردخانه خودشودمادر.همسران وبرادرش رامالقات کرددستوردادهرطورشده قریه راترک کنندزیرااگرکمونستهای مستفر درمنطقه ازوجوداوومجاهدینش مطلع شوندخانواده ونزدیکانش رادست گیر خواهندکرد.
آن روزهاکه شرایط امنییتی برای کمونستها بسیار حساس بود هرنوع جابجای وتحرک مردمی را بشدت زیر نظرداشتندولی خانواده ونزدیکان دلیربه بهانه های مختلف توانستند ازقریه خارج شوند.نثاراحمددربین باغها ومزارع بصورت مخفیانه باافرادزیادی دیداروازآنهاخواست تابه جبهه به پیوند ند نفرات زیادی به جبهه ای اوپیوستندودریک حمله شجاعانه قریه نشین راارچنگال کمونستها آزادنمودند.وقرای همجواریکی پس ازدیگرآزادگردید.طولی نکشید که بخش باالبلوک ولسوالی گذره وبخشهای ازولسوالی پشتون زرغون رافتح کردند.
سلاح ومهمات زیادی رابه غنیمت گرفتندنثاراحمددلیردرهرقریه برحسب وسعت ونفوس آن یک یاچندکمیته ازمجاهدین برقرار نمود تا نظم وامنیت آن قریه را تامین کنند.درجلسه ای که متشکل ازقوماندانان جهادی بود بنابراستعداد.درایت وشجاعتی که نثار احمد دلیر از خود نشان داده وموفقیت های درمبارزه علیه کمونستها کسب کرده بوداورابه سمت قوماندان عمومی حوزه تبوک تعیین نمودند.
نثاراحمد دلیرانسان متواضع .نرم خوی.ساده زیست وبدورازتجمالت بود اوباموقعیتی که داشت هرگیزخودوخانواده اش رابرتروباالتر ازدیگران نمی دیدخودش درسنگر کنارمجاهدین بودمادروهمسرانش درکمیته به پخت وپز غذا برای مجاهدین مشغول بودند.
جنگ .محاصره.وبمباردهای مداوم دولت کمونیستی .نتوانست نثاراحمددلیرراازرسالت ایمانی واهدافی که برایش به مبارزه برخواسته بودغافل نمایداوبخاطرآینده ای جامعه اسالمی درتمام قریه هامکاتب رافعال نمودوهمچنین بخاطرضرورت ونیاز جامعه .حمام های عمومی .مساجد.راه های مواصالتی بین قریه ها.وپلهای رادرنقات مختلف اعمارنمودکه هنوزپابرجاست وموروداستفاده عموم قراردارد.
اوبرای حل اختالفات اجتماعی شورای ازعلمای منطقه تشکیل داده بودتابه مسایل مربوطه رسیدگی کنند.این خدمات ارزنده رابه کمک وهمیاری ساکنین منطقه انجام میداد.او روابط خودرابامردم طوری برقرارکرده بود که اورا نه قومندان صاحب ونه آمرصاحب بلکه ازکوچک وبزرگ اوراکاکا نثاراحمد میگفتند.
ازویژه گی های بارزفکری نثاراحمد دلیراین بودکه مردم رابه اساس قوم.قبیله.سمت.زبان.وحزب تقسیم بندی نمی کرد.بلکه برمبنای عقیده وایمان.به اسالم وکفرتقسیم بندی می نمود درپرتوچنین تفکرعالی جنگ وصلح میکرد.
بطورنمونه قریه نشین مقرفرماندهی نثاراحمد دلیر بوددرهمین قریه دونفرازقومندان های جمعیت اسالمی بنامهای جمعه گل ونورالدین کمیته داشتند وبدون هیچ ممانعتی فعالیت میکردند.
هرگیزتحریک وتحدید کردن جاهالنه ای برخی افراد جاه طلب اورا واردجنگهای تنظیمی ومسلمان کشی نکرد نثاراحمددلیر هرگونه تحدیدوتحریک کردنی را باتدبیرودرایت خودخنثی میکردبطورنمونه.اسماعیل خان قومندان سرشناس جمعیت اسلامی که هوای امارت حوزه غرب رادرسر داشت وفرماندهان خدومی مانند نثاراحمددلیررارقیب خطرناکی برای خودمی دیدبرای نابودی شان ازهرحربه ای استفاده میکرد روزی لشکربزرگی ازتفنگ داران جمعیتی را جمع کرده ازغوریان وزنده جان مسافت طوالنی راطی کرده ازکنارصدها پسته امنیتی روسی وکمونیستی گذشته به قریه کورت که درمجاورت قریه نشین وتحت اختیارنیرهای جمعیتی بودآمده ونیروهایش رادرسنگرها مستقرکردتا به قریه نشین حمله کند. باشنیدن این خبرنثاراحمددلیر بالفاصله قومندانان .علماء.وموسفیدان منطقه را جمع کرده وباآنان مشورت نمودبعد ازمشاوره نامه ای به اسماعیل خان نوشت که دربخشی ازنامه چنین آمده )جناب اسماعیل من شنیدم که درغرب هرات علیه نظام کمونیستی مبارزه میکنیدشمارامسلمان ومجاهدمیدانستم ماوشما مسلمان هستیم وتفنگ را برای نابودی کفارودفاع ازمردم مظلوم خود بدست گرفته ایم.
بنابراین من باتو هیچ جنگی ندارم اگرتوواقعا مجاهدهستی وبرای جهاددرراه خدابیرون شده ای بدان که امروز بیش ازیک صد هزار عسکر روسی کشور مارا اشغال کرده اند وکمونیستهای خودفروخته به کمک آنان هرروزبه ده ها نقطه این کشورحمله کرده ومردم مظلوم این دیار رابخاک خون میکشند برماست تادرمقابل حمالت وحشیانه آنها ایستاده وازمردم مظلوم خود دفاع نماییم.
من باخدای خودعهد کردم که ازدین.وطن.وناموس این مردم ستمد یده درمقابل هرتجاوزی دفاع خواهم کردحال که ازموقف من مطلع گشتی تصمیم باتواست اگربخواهی به ماحمله کنی برماواجب است که ازخانه وزندگی خوددفاع نماییم وخون تمام کسانی که دراین جنگ ریخته شود بدوش تو خواهدبود.
و خطاب به کسانی که اسماعیل راهمراهی میکردندچنین نبشته بود آیاعبورکردن ازکنارروسهاوکمونیسهاوجنگیدن بابرادران مسلمان را جهاد در راه خدامیدانید؟اگربه شماچنین آموختند پس عقل های تان کجارفته؟که تعقل نمی کنید.(نامه طوالنی بودجهت اختصاربه همین چندنکته آن اکتفا میکنم .وقتی این نامه درمحضراسماعیل وهمراهانش درصحن مسجد جامع قریه کورت خوانده شدبرخی ازقوماندانان وموسفیدان حاضر درمسجد اسماعیل راسرزنش کرده واورا فردی تفرقه افگن وجاه طلب خواندن وازهمراهی اودرجنگ خودداری کردند.اسماعیل خجالت زده وسرافگنده منطقه را ترک کردتصمیم خردمندانه نثاراحمد که بجای تفنگ ازگفتمان استفاده کرد ازآن فتنه بزرگ جلوگیری کرد.
اگرفقط فهرست کارنامه های جهادی نثاراحمددلیر را بخواهیم یادآورشویم خارج ازگنجایش این مطلب خواهد شد.سرانجام درآخرین شب ازتابستان 8232 دولت کمونیستی ونیروهای ارتش سرخ روسی دریک عملیات مشترک منطقه نشین را محاصره کردند.
نثاراحمددلیرباتعدادکمترازچهل نفر مجاهد درحلقه ای محاصره دشمن مانده بودندجنگ نابرابروبسیارسختی رخ دادروسها تلفات سنگینی رامتحمل شدند وباتمام سازوبرگ نظامی که داشتند نتوانستند واردقریه شوند.سنگر ی که این فرمانده قهرمان درآن نشسته بوددرکنارراه اصلی ودرموقعیتی بودکه ازدوطرف راه راکنترل میکردوازوروددشمن جلوگیری میکردناگهان کلوله ای که ازروی تانک محاربه ای فیرشده بودپیشانی نثاراحمددلیر راهدف قرارداد آن مجاهدراه حق به عمرسی وپنج سالگی بعدازشش سال مبارزه مسلحانه برعلیه قوای اشغال گرشوروی ونظام کمونیستی دست نشانده ای شان عاشقانه جام گوارای شهادت رانوشیدوبه لقاءهللا پیوست روحش شادوراحش گرامی باد
انا لله وانا الیه راجعون
