No-IMG

شهيد قهرمان انجنير جلال الدين

برادر گرامى و شهيد انجنير جلال الدين فرزند عبدالمحمد سالها قبل در دهکده دو آبى از مضافات ولسوالى سروبى ولايت کابل در خانواده مسلمان و متعهدى ديده بدنيا باز کرد، در سال ١٣٤٥ شامل مکتب ابتدائيه ((هودخيل)) گرديد در پهلوى دروس مکتب به فراگيرى علوم دينى نيز علاقه زياد داشت، در شگوفائى بذر هاى استعداد و تربيه هر چه بهتر آن شهيد محمد اضغر و شهيد قارى محمداعظم که از قافله سالاران نهضت شکوهمند اسلامى کشور محسوب مى شدند عطف توجه عميق و دلسوزانه مبذول داشته اند، شهيد انجنير جلال الدين در سال ١٣٥١ شامل تخنيک ثانوى کابل گرديد، در جريان تحصيل افتخار عضويت نهضت اسلامى افغانستان نصيبش شد، موصوف در همه جلسات و تظاهرات، با تحرک و نشاط خاصى حصه ميگرفت. همزمان با کودتاى بدفرجام هفت ثور ١٣٥٧ شهيد انجنير جلال الدين راه هجرت در پيش گرفت و در سال ١٣٥٨ بنا بر لزوم ديد مقامات ذى صلاح حزب به صفت همکارتخنيکى ستديوئى نمبر يک راديوى  حزب اسلامى افغانستان توظيف گرديد، در بازتابى و انعکاس اهداف والاى جهاد که راه بقاى انسانهاى مؤمن در آن نهفته و مضمر است يکجا با برادران مجاهدش شهيد استاد طالوت موحد، استاد فرهاد، برادر مبشر و برادر خالد نقش فعال و برازندهء را ايفا نموده اند.

شهيد انجنير جلال الدين هميش اصرار مى ورزيد تا به زادگاهش کابل شتافته مسئوليت جهادى اش را در آنديار ادامه دهد، در فتح غند اسمار ولايت کنرها مستقيماً شرکت نموده، قهرمانى هاى درخور توجهى از خود به يادگار گذاشته است، شهيد انجنير جلال الدين جهت رسانيدن آواز حق طلبانه و نجات بخش جهاد به کوشش هموطنان مسلمان ما در اواخر سال ١٣٥٩ به ولايت زابل اعزام گرديد که با موفقيت وظيفه اش را انجام داد، در سال ١٣٦٠ به ولسوالى ده سبز ولايت کابل رفت و در نقش يک سپاهى متعهد و هدفمند مسئوليت هاى ايمانى اش را با کمال افتخار انجام داده با سپرى نمودن دو ماه در جبهه ولسوالى ده سبز روى مشکلى به پشاور آمد و در سال ١٣٦١ غرض اجراى پروگرام خاصى به ولايت وردک، ميدان اعزام گرديدند در عمليات مذکور سهم فعال و برازندهء را ايفا نمود، متعاقب آن از طرف تنظيم ولايتى کابل به صفت قوماندان نظامى ولسوالى ده سبز تعيين گرديد، در سال ١٣٦٢ نظر به ا ستعداد و مهارت کافى که در امور عسکرى و نظامى داشت رسماً از طرف مقام امارت مجاهدين بحيث آمر جبهه ولسوالى ده سبز توظيف شد. شهيد انجنير جلال الدين هميش مراکز مهم دشمن را مورد حمله قرار ميداد. سفارت روسها در کابل، مکروريان، تپه تاجيبک، ميدان هوائى خواجه رواش و ارگ رياست جمهورى به اثر حملات پى هم او شديداً خساره مند شده اند، هم چنان اين راد مرد حماسه ساز و قهرمان در عمليات که بتاريخ ٢/١٠/١٣٦٦ بالاى پوسته هاى ولسوالى چهار آسياب براه انداخت همه پوسته هاى ولسوالى مذکور را فتح و غنايم بى شمارى از آن بدست آورد. در عملياتى که بتاريخ ٢٠/١٠/٦٣ تحت قومنده وى بالاى ارگ رياست جمهورى، مکرويان، کميته مرکزى مزدوران روس و وزارت ماليه صورت گرفت، تلفات زيادى به دشمن وارد آمد که همه خبرگذارى هاى جهان نيز آنرا تائيد کردند. طى عملياتي مؤثر ديگريکه در سال ١٣٦٥ غرض نکوهش تقبيح کودتاى هفت ثور ١٣٥٧ به اجرا در آورد تعمير راديو استيشن، زندان پلچرخى، قواى راکت، استيشن ملى بس کلاً صدمه ديد و تلفات جانى به دشمن وارد آمد، در آواخر سال ١٣٦٥ اين راد مردنامى ميدان جهاد بخاطر کسب هدايت از مقام رهبرى حزب و هم چنان جهت احوال گيرى از فاميل مجاهدين که در جريان جنگ به شهادت رسيده اند رهسپار پشاور شد، همزمان با آمدن شهيد انجنير جلال الدين به پشاور روسها به قصد تسخير سنگرهاى مجاهدين در جاجى به يک تهاجم گسترده و خطرناک دست زدند. انجنير جلال الدين شهيد بدون معطلى به غند الفتح رفت تا درين معرکه و جنگ حصه بگيرد، بالاخره در آخرين روز هاى ماه ثور ١٣٦٦ به اثر فير دستگاه ٤١ دشمن به شهادت رسيد.

انالله و انااليه راجعون

 

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک