No-IMG

به بهانه روز معلم !

امروز صفحات فيسبوك با نام زيباى از معلم رنگين و زيباتر است ، من هم براى يك مدت كوتاه در محيط هجرت معلم بودم و آنچه در ايام كوتاه معلمى از تدريس آموختم در مدت هژده سال مكتب و پوهنتون نيآموختم در خانواده معلم بدنيا آمدم و تا هنوز هم معلم خانوادگى فرزندان خود هستم، براى آنها قرآن ، رياضى ، پشتو و درس اخلاق تدريس و تمرين مى كنم ، معلم را دوست دارم و بنام معلم افتخار دارم و تا هنوز هم عده يى دوستان مرا بنام شغل پدرم يعنى وظيفه مقدس معلمى و با همان زبان عاميانه" بچه معلم " و يا " بچه معلم قوى" مخاطب ميشوند

آنچه اندوخته معنوى ، علمى و تربيتى با خود دارم از زحمات و بركت معلم است ، صنوف فخرى و اول مكتب را از ابتدائيه عبدالغفور نديم حصه دوم خير خانه در آخرين سال نظام جمهوريت و با كودتاى هفت ثور ١٣٥٧ آغاز كردم ، صنوف دوم ، سوم و چهارم را به مكتب ابتدائيه پنجصد فاميلى بودم ، صنوف پنجم ، ششم ، هفتم و هشتم را به متوسطه نمبر ١٢ حصه سوم خيرخانه ، ليسه عبدالصبور شهيد حصه دوم خير خانه و ليسه حربي ښوونځي مهتاب قلعه متعلم بودم، زياد دوست داشتم كه روزى پيلوت شوم ، ولى البته تقدير نبوده كه چنين نشد.

دوره ثانوى و ليسه را در محيط هجرت در ليسه هاى مجاهد و سيد جمال الدين افغان متعلم بودم و به درجه اول و نمرات عالى از صنف ١٢ فارغ شدم با سپرى نمودن امتحان كانكور بار نخست در اثر خيانت و جنايت عده يى از كدر علمى پوهنتون دعوت و جهاد و به امر استاد عبدالرب رسول سياف به پوهنځي سائنس كامياب شدم و بار دوم در جمع ٢٠٠٠ محصل در پوهنتون ننگرهار به پوهنځي انجنيرى كامياب شدم و با آرامى و كاهش جنگ هاى داخلى در كابل و موافقت هر دو پوهنتون به پوهنځي انجنيرى كابل تبديلى كردم ، محصل سال سوم بودم كه به امريكا سفر كردم و در اينجا كوشش ، سعى و تلاش كردم تا اينكه دروس نا تمام خود را به پايان برسانم؛ ولى مشكلات عديده كه داشتم و آنچه كه من ميخواستم ، اقبال ، بخت و چانس يارى نكرد.

همان قول معروف را كه مسلمان ها برايش بخت ، اقبال و نصيب مى گوئيم و كافرين برايش " Chance” مى گويند

قرآن كريم را نزد فرزند مرحوم ميا مولوى صاحب ميا پادشاه آغا آموختم و كتب فقهى و ترجمه و تفسير قرآن كريم را نزد اساتيد متعددى ديگرى چون مرحوم مولوى صاحب نور جان از كامه و مولوى عبدالبارى از موسهى آموختم.

خلص كلام ميخواستم كه انجنير باشم و در پهلوى آن عالم دين و اما متاسفانه يكى هم نشد.

حرف پايان و به بهانه روز معلم و خاطرات از ايام تعليمى اين روز مقدس را به همه معلمان و مدرسين تبريك و تهنيت عرض ميدارم و آنهائيكه در قيد حيات نبوده ، دعاى مغفرت و رحمت استدعا دارم و آنهائيكه در قيد حيات هستند دست هاى مبارك آنها را از اينكه پدر معنوى جامعه بودند و جامعه را روشنايى دادند مى بوسم و اين نگاره از پدرم كه او نيز معلم بود و با نام پر از افتخار معلم زندگى كرد و همان نام مقدس بود كه برايش افتخار ، شهرت و محبوبيت بخشيد، معلمى را در سنه ١٣٤٢ از مكتب ابتدائيه بگرامى كابل آغاز و در سنه ١٣٦٢ با وظيفه مقدسى معلمى خدا حافظى و بار دوم با آمدن حكومت مجاهدين  و تا اواخر امارت طالبان معلم بود

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک