در جامعه و کشور اسلامی اکثریت و اقلیت عددی مردم اعتبار ندارد
بر مبنای نصوص واضح و محکم قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - در جامعه اسلامی، انسان بودن و مسلمان بودن اساس شهروندی یا تابعیت است و هیچ انسانی بر انسان دیگر در پیشگاه قانون امتیاز ذاتی و برتری ندارد.
همه انسان ها با هم برابر اند، همه اقوام و نژاد ها دارای حیثیت و جایگاه مساوی اند، تبعیض و برتری طبقاتی وجود ندارد.
مسؤوليت ها و حقوق فردی است نه قومی، نژادی، سمتی، طبقاتی و جنسیتی.
اگر کسی منصب، فرصت و امتیازی بدست می آورد، نتیجه ی تلاش، استعداد و زحمت وی است نه ثمر و محصول وابستگی وی به قوم، نژاد، زبان، جنس، طبقه و منطقه ی معین و مشخص.
از نظر اسلام همه مسلمانان" برادر" و "برابر" اند، ازین رو در جامعه اسلامی اصل و تصوری برای تقسیم مسلمانان به "اکثریت" و "اقلیت" وجود ندارد و معیار تفاضل و برتری "پرهیزگاری و تقوی" است نه کثرت و قلت عددی افراد و اقوام.
سلمان فارسی _رضی الله عنه - تنها صحابی از سرزمین فارس بود، مگر کسی او را "اقلیت" نه گفت و بر عکس پیامبر رحمت - صلی الله علیه و آله و سلم - در مورد وی فرمود:
"سلمان منا آل البيت.." سلمان جزء آل بيت ما است.
بلال حبشي و صهيب رومي - رضي الله عنهما- که در مناقب و فضیلت آنان احادیث زیادی روایت شده، از نزدیک ترین و محبوب ترین اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بودند و یاران قرشی رسول الله به آنها "سید" و" سردار"خطاب می کردند و در تاریخ اسلام گاهی کسی جرئت نکرده تا ایشان را "اقلیت" بخواند.
نصوص زیر از محکمات قرآن وسنت برای ابطال تصور و تقسیم غیر اسلامی و وارداتی اقلیت و اکثریت به مقصد تقسیم و تفریق مسلمانان کفایت می کند:
"يا أيها الناس، إنا خلقناكم من ذكر و أنثى و جعلناكم شعوبا و قبائلا لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقاكم.." سورة الحجرات.
"إنما المؤمنون إخوة.." سورة الحجرات.
"الناس سواسية كأسنان المشط.." الحديث
"كلكم لآدم و آدم من تراب، ألا لا لفضل لعربي على أعجمي،و لا لأعجمي على عربي، و لا الأبيض على الأسود و لا الأسود على الأبيض... "الحديث.
تقسیم مسلمانان در جامعه به اکثریت و اقلیت هیچ اصل دینی و شرعی ندارد و برتری خواهی و امتیاز طلبی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر این بنیاد باطل و نا روا، باطل و نا روا است.
تبعیض بر اساس پندار جاهلی تقسیم مسلمانان در جامعه و کشور اسلامی بر اساس کثرت و قلت عددی نژاد و قوم، با نص و روح نصوص اسلامی و ارزش های مثبت انسانی و اخلاقی در تناقض و تصادم است و سبب ایجاد فتنه، ظلم، بی عدالتی، تبعیض، حق تلفی، کینه، نفرت، جنگ، بی ثباتی و عقب ماندگی می شود.
