اسد الله هارون:زندگی من به گفتگوهای صلح دوحه بستگی دارد
اسدالله هارون ، گوانتانامو ISN 3148
من به گونه ای که پیشرفت زندگی در مذاکرات صلح دوحه را نظاره می کردم گویی زندگی من به آن بستگی دارد. بسیار ممکن است که این کار را انجام دهد. از این گذشته ، من آخرین "زندانی بدون ارزش" افغان (NVD) در خلیج گوانتانامو هستم. در بین 40 بازداشت شده یک افغان دیگر نیز وجود دارد - محمد رحیم - اما آنها می گویند که او "بازداشتی با ارزش بالا" (HVD) است. نمی دانم چرا آنها این حرف را می زنند ، زیرا او هرگز به جرمی متهم نشده است. قبلاً 207 NVD افغانستان وجود داشت ، اما 206 نفر به خانه رفته اند و فقط من مانده ام. آنها حتی وا نمود نمی کنند که من قابل توجه هستم: گفته می شود من "اسیر جنگ" (اسیر) هستم اما جرم من بزرگ شدن در یک کمپ پناهجویان حزب اسلامی (HIA) در پاکستان بود.
حزب اسلامی افغانستان در سپتامبر 2016 با دولت افغانستان یک توافق صلح منعقد کرد. به طور معمول ، برای هر کسی که کنوانسیون ژنو را خوانده باشد ، این بدان معنی است که یک اسیر یک باره به خانه فرستاده می شود. من فقط در اینجا محبوس هستم زیرا از بین شکاف ها عبور کردم ، و سپس رئیس جمهور دونالد ترامپ در توییت خود نوشت که "سخت" خواهد بود و کسی را چه گناهکار و چه بی گناه از گوانتانامو آزاد نمی کند. اما اکنون او خواهان توافق صلح است ، آنها اصرار دارند که دولت افغانستان باید هزاران طالب را آزاد کند و طالبان نیز باید هزاران سرباز دولت افغانستان را آزاد کند. به نظر نمی رسد درخواست از ایالات متحده برای آزاد کردن فرد عجیب و غریب افغانستان زیاد باشد. از این گذشته، آنها 13 سال مرا نگه داشته اند و هرگز مدرکی برای اتهام من ارائه نکرده اند.
من خبری شنیدم که ایالات متحده با آزادی یک افغان، حاجی بشیر نورزی موافقت کرده است. او در سال 2009 به جرم قاچاق هروئین از تپه های کشور من تا آمریکا ، جایی که به عنوان "پابلو اسکوبار خاورمیانه" شناخته می شود ، به حبس ابد محکوم شد. از آنجا که افغانستان در خاورمیانه نیست ، درک آنها از جغرافیا کمی شل است. اما طالبان او را در خانه می خواهند و ترامپ می خواهد بتواند بگوید که او به جنگ پایان می دهد. شرط من این است که این اتفاق تا 4 نوامبر ، روز بعد از انتخابات رخ نخواهد داد ، زیرا این چیزها به همین ترتیب کار می کنند. آنها یک توافق پنهانی خواهند داشت تا ترامپ بتواند به عنوان یک مرد سخت رفتار کند.
من همیشه وقتی شخصی به خانواده اش برمی گردد خوشحالم ، بنابراین برای او آرزوی سلامتی دارم. هر چند گاهی سخت است. من شک دارم حاجی بشیر عدالت زیادی را بدست آورد - او داوطلبانه با آمریکایی ها ملاقات کرد تا در مورد راه های جلوگیری از تأمین بودجه تروریسم گفتگو کند ، اما پس از 11 روز نگه داشتن او به توافق خود بازگشتند و وی را به طور واقعی ربودند. با این اوصاف ، حداقل او شباهتی به عدالت داشت.
وضعیت من بسیار نا امید کننده است. بنابراین تصمیم گرفتم که چاره ای ندارم: من باید به عنوان یک اعتراض مسالمت آمیز اعتصاب غذا کنم. در افغانستان 175 پوند بودم. اکنون به 110 پوند رسیده ام ، این بدان معناست که یک سوم بدن من از بدبختی در اینجا فرار کرده است. به زودی آنها من را به صندلی شکنجه می برند و مجبور می کنند یک لوله را از بینی ام بالا ببرند. این خیلی سخت و دردناک است ، من می دانم ، اما من باید کاری انجام دهم. من فقط به نفع عدالت اعتراض نمی کنم. هر انسانی که وجدان دارد در جستجوی عدالت است.
آنها در اینجا به اعتراض من احترام نمی گذارند. آنها حتی از نامیدن آن اعتصاب غذا خودداری می کنند ، هرچند که این اعتراض با اعتراض به زمان گاندی بوده است. آنها اصرار دارند که این یک "روزه غیر مذهبی" است ، که توهین به اصول من است.
عواقب جدی پزشکی دارد. من همیشه گیج هستم. هنگامی که برای اولین بار ربوده شدم از پشت سرم مورد ضرب و شتم قرار گرفتم. الان حتی وقتی روی تختم می نشینم تعادل خود را از دست می دهم. من دچار مشکلات حافظه ، چشم درد و سرم درد دائمی دارم. دکتر اینجا نگران است که من از قبل دچار آسیب مغزی شده ام و بدتر هم شده است. او می گوید ما همان برخورد سربازان را داریم. برای آنها متأسف هستم ، اگر واقعاً چنین است ، اما من به او گفتم كه نباید مرا با آنها مقایسه كند ، زیرا آنها فقط یك یا دو ماه است كه اینجا هستند ، اما من در چهاردهمین سال خود هستم. اگر آنها درد دارند می توانند به ایالات متحده بروند. اگر مشکلی داشته باشم ، فقط می توانم به سلولم برگردم.
درست است که من ممکن است اینجا بمیرم. امیدوارم همانطور که برای حمایت از والدین سالخورده ام ، همسرم و دختر 13 ساله ام - که از زمان کودکی کودکش ندیده ام ، به خانه بروم. من نمی خواهم خودم را گرسنه بکشم ، یا سلامتی ام را خراب کنم ، اما این خیلی طولانی شده است. بنابراین من باید کاری انجام دهم. شاید با پیشرفت مذاکرات صلح ، اوضاع من فراموش نشود.
