الشیخ عبد الحمید کِشک ( رحمه الله )
الاخ ابومحمد الهلیس
ترجمه: ابوشبیرسعادت
در کشوربرادر مصر به دنیاآمد ، فقیرزندگی کرد وفقیرازدنیارفت ، ازمتاع دنیاچیزی نداشت بجزفرشی که بالای آن عبادت مینمود ومیخوابید ، بینائی اش را ازدست داد درحالیکه آن مبارک ۱۷ سال داشت ، نزدداکتررفت تاچشمانش را عملیات نماید اما فرصتی که درین میان بود به خانه برگشت خواب بالایش غلبه نموده به خواب رفت درحالی پیامبربزرگ اسلام ( صلی الله علیه وسلم ) را درخواب دید که ایشان فرمودند : الله سبحانه وتعالی' میخواهد همینطور باشما ملاقات نماید ونیازی به عملیات نیست بنابرین زمانیکه وی ازخواب برخواست ازعملیات چشمش صرف نظر کرد ، شیخ رحمه الله میفرمود :
خدارا شکرگذارهستم که با گرفتن بینائی چشمم روی ظالمان وستمگران عصررا به من نشان نداد .
وخطبه های کوبنده وآتشینش همیش کاخهای ستمگران را به لرزه درمیآورد ، درزندگی دائماً دعاء میفرمود که :
بارالها'درحالی مراقبض روح کُن که درسجده باشم وهمینطور الله سبحانه وتعالی' دعایش را استجابت کرد یعنی درحالی روح پاک وی ملکوتی شد که درعین نماز ودرحال سجده بودند .
رحمه الله تعالی' رحمه واسعه
این یادداشت به مناسبت رحلت آن بزرگمرد تحریرگردیده است .
