دو منطق
دولت های عربی می گویند دخالت ایران در قضیهء فلسطین و امور دولت های عربی، باعث شد تا آنان برای حفظ نظامهای خود سعی کنند گرچند مساعی آنان به بهای از دست دادن قضیهء فلسطین و پرداختن جزیه به امریکا تمام شده باشد.
ایران می گوید ایستادگی شما در صف امریکا واسرائیل و اخراج ایران از مشارکت ویا حتی زعامت در قضیهء فلسطین باعث شد تا هم فلسطین را از دست دهید و هم جزیه های گزاف پردازید که در تاریخ نظیر آن دیده نشده است.
این دو منطقیست که چه تصریحا چه تلویحا بر روابط ایران و اکثر اعراب،حاکم است.
کدام یک از این دو منطق درست است؟
از نظر شرعی منطق ایران درست است،وقتی که متون فقهی وتراثی مسلمانان خوانده شود بسیار به وضوح این موضوع درک میشود.
اما از نظر سکولاری منطق عربها درست است،زیرا حفظ نظامهای داخلی،و حاکمیت های ملی،ایجاب می کند که دولتها منافع داخلی خود را بدون تأثر از افکار ونظریات فرامرزی و مشخصا بدون اعتنا به امت گرایی دینی،مقدم بشمارند.
در نزد چنین نظامها اماکن مقدسی مقدستر از کاخ شاه و رئیس و تأسیسات شاه و رئیس، وجود ندارد.و بیت المقدسی جز همان بیت حاکم نیست.
اما این را نیز باید در نظر داشت که این نوع منطق سکولاری از آن منطقیست که غرب برای نظامهای سکولاریی ممالک مسلمان نشین نسخه می دهد،غرب این نسخه را حتی برای بعضی نظامها وجریانهای مذهبیی در ممالک مسلمان نشین هم می دهد،غرب دستور می دهد که ای چنین اگر باشی ونامت را حکومت اسلامی هم بگذاری اشکالی ندارد.
اما خود سکولاریی غربی چنین نیست،آنجا جدایی دین از سیاست به نفع هردو نهاد دین و دولت طوری استفاده میشود که هم آزادی های فردی و حق شهروندی محفوظ است و هم ارزشهای هویتی عیسوی و یهودی و هندویی بسیار نرم خط ومشی سیاسی دولت را در ماورای مرزها مدیریت می کنند.
اینجا منطق ثالثی هم وجود دارد که میان مصلحین اجتماعی در جهان پراگنده است،بلی اما پراگنده است و آرمان گرایانه است و نقشی ندارد.
گرتو خواهی این گزین و خواه آن
سنگ و گوهر، زهر وشکّر شد عیان
نکته:
به مناسبت اجازه ندادن اسرائیل به وزیران خارجهء دولتهای عرب که خواهان ملاقات با محمود عباس ابومازن در کرانهء غربی بودند،و مانع نشدن ادای جزیهء تریلیون دولاری از توهین ذلت بار اسرائیل به آنان، مخصوصا به چند دولت عربیی حوزهء خلیج فارس.
