ماجرای اخیر هندوستان وپاکستان
تقابل اخیر میان هند وپاکستان خطرناکتر از تقابل هردو کشور در جنگ کارگیل است که دو دهه قبل رخ داد،زیرا در این تقابل عمق اراضی پاکستان مورد هدف قرار گرفت.
اینکه این تقابل به آتش بس میان هردو کشور انجامید کار خوبی شد، و خوبتر هم از آن این شد که آتش بس در اثنای نوبتِ حملهء پاکستان بر هند صورت گرفت، و همین هم باعث شد که مقام ارشد پاکستان رسماً اعلام پیروزی کند. همانطور که زمانی عراقِ صدام حسین آتش بس با ایرانِ خمینی را بنا بر اینکه در اثنای حملات عراق بر ایران رخ داد پیروز، به نفع خود توصیف کرد. در حالیکه ایران در آن زمان که تازه حکومت نوپایی هم داشت نه فقط در برابر عراق بلکه در برابر یک ارتش عظیم پان عربیسم می جنگید و توانست دو سال قسمت های بزرگی از شهر بصره را تصرف نماید.
ظاهراً آتش بس هندوپاکستان بنا بر درخواست رئیس جمهوری امریکا صورت گرفت، و به تعبیر وطنیی ما "افسقال ترامپ" نیز پذیرش آتش بس از سوی هردو کشور را تبریکی داد و بر شعار قطع جنگ که در آغاز کارو زار انتخاباتی اش وعده سپرده بود کوشید مهر تأیید بکوبد.
پاسخ مثبت به درخواست ترامپ از سوی هردو کشور تنها در آبرو وعزت افسقال ترامپ خلاصه نمیشود، بلکه به انتظار بی صبرانه هردو کشور به خلاصگری در حجم ترامپ نیز وابسته میشود، ولی به احتمال قوی علت بارزتر در دخالت ترامپ که بنا بر گرایش های هویتی طرفدار هندِ مشرک بر پاکستانِ مُسلِم است ثبوتِ تفوقِ نیروی هوایی پاکستان بر نیروی هوایی هندوستان بوده است.
رسانه های غربی و نیز بعضی رسانه های عربیی وابسته به امارات متحد عرب که نظر به استفاده از فناوریی خوب در صدرِ سایت های خبری قرار دارند کوشیدند ادعاهای پاکستان مبنی بر سرنگونی طیاره های هند را خلاف واقعیت جلوه دهند و گذارشها وعکسهای زیادی را مبنی بر جعل بودن لاشه های طیاره های جنگی هند نشر کردند اما با اینهم بعضی منابع فرانسه اذعان کردند که حد اقل یک یا دو طیارهء جنگی ساخت فرانسه سقوط کرده است. درحالیکه پاکستان از سرنگونی پنج طیارهء رافال سخن می گوید.
ادامهء جنگ و سقوط بیشتر طیاره های غربی که در اختیار نیروی هوایی هند قرار دارد باعث بلند رفتن نام ونشان طیاره های جنگی چین که پاکستان از ان استفاده می برد میشود و این می تواند ضربهء مهلکی بر فروش اسلحهء غربی گردد و میتواند تبلیغات علنیی برای تفوق صنعت تسلیحاتی چین محسوب شود، از این جهت پایان بخشیدن به چنین جنگ برای دوائر غربی ومخصوصا امریکا حداقل در شرائط کنونی ضروری محسوب میشد. کشورهای صادر کنندهء اسلحه و هویت گرایی غربی از چنین جنگها برای وضع استراتیژیهای بعدی بشدت بهره می برند.
به هرحال از این جنگِ ولو محدودِ اخیرِ هند وپاکستان منتسبین علوم اسلامی وداعیه داران فقه سیاسی اسلام نباید بدون مکث وتأمل بگذرند،
منجمله اینکه:
1 ـــ هند با آغاز حمله بر پاکستان خواست فراتر از اتهام پاکستان عمل کند، هند حملهء خود را در چارچوبِ اصطلاحی که اکنون در میان ائتلاف بین المللی صلیبی برای فریب اذهان جا افتاده است که همانا اصطلاح "سرکوب تروریسم اسلامی" می باشد کوشید جا بزند. وبه این ترتیب با شعارهای اسرائیل وامریکا همنوایی کند. وحتی حملهء خود را همتای حملهء اسرائیل بر غزه بشمارد.
و در عرصهء منطقه هند نیز خواست برای پاکستان ثابت بسازد که هند به یک ابرقدرت تبدیل گردیده است و تاریخ تقابل با پاکستان از دورهء قدیم پایان یافته و تاریخ جدیدی را رقم زده است و زین بعد مرز قوت وقدرت میان هردو کشور بشدت تغییر کرده است.اما در این هدف تا حد زیادی ـ لا اقل در این جنگ محدود ـ ناکام ماند، ولی این ناکام ماندن نظامیی هند به معنای انکار از تفوق اقتصادی و نظامی هند نمی باشد واگر پاکستان بیشتر تنزل کند چنانکه شواهد بر تنزل روز افزون پاکستان دلالت دارد وهند بیشتر ترقی کند چنانکه شواهد بر ترقی روز افزون هند دلالت دارد حملهء هند در آینده شدیدتر خواهد بود.
2 ــ در سطح جهان اسلام آراء عمومی شدیدا طرفدار پاکستان بود ولی بسیاری این آراء حکایت از گسترش منطق احساسات می کرد.
3 ــ همبستگی نسبی میان ایران وپاکستان وترکیه در این جنگ ملاحظه گردید واین نسبتا بشارت خیری بود.
4 ــ برخلاف ادعای بعضی عمامه داران ملیت گرا در افغانستان، تقابل هند وپاکستان ریشه و پیشهء مذهبی داشته ودارد،منتها تعریف جهت های رسمیی پاکستان از تقابل مذهبی با هند آن تعریف مدرسه یی و قبیلوی نیست که برخی در افغانستان دارند.
یعنی به عبارت دیگر: حکومت پاکستان میتواند در عمل یک حکومت شبه سکولر باشد اما دشمنی بر اساس هویت وتاریخ مذهبی با هند را نیز حفظ کند، همانطوری که حکومت اسرائیل یک حکومت سکولر هست و لی در عرصهء هویت و تاریخ یک حکومت مذهبی است یا لا اقل متکی بر هویت دینی است.
نامهای مذهبی وهویتی که هردو کشور بر عملیات خود نهادند گواه بر این مدعا است.
هند نام حملهء خود را سندور یا سندر گذاشت که رمز وفا واخلاص زن برای شوهر در عقیده هندو میباشد، گویا ناریندرا مودی در غایت اخلاص مذهبی به یک هند مذهبی قرار دارد، اما در عین زمان این نام اشارت بر محدود بودن عملیات هند نیز می کند که گویا فقط پاسخی بیش نمی باشد.
پاکستان نیز با نام گزاری بنیان مرصوص (ان الله یحب الّلذین یقاتلون فی سبیله صفاً کأنّهم بنیانٌ مّرصوص) اشارت بر محدودیت پاسخ متقابل داشت، یعنی که اتکای هند بر ایجاد شقاق ونفاق در میان مجتمع متعدد القومیی پاکستان یک وهم وخیال زبون بیش نمی باشد ومجتمع متعدد الأقوام پاکستان مانند یک صف قرار دارند.
در خصوص بازهم تاکید می داریم که بر خلاف آرزو و آرمان صاحبانِ افکار قبیلوی که برای حاکمیت قبیلوی حاضر اند سطح عالیی تعلیم زنان در بلوچستان و پشتونستان پاکستان را قربانیی حاکمیت فرقه های قبیلوی سازند خودمختاری وحکومت صوبایی پاکستان تاهنوز توانسته است بینی خمیریی نسبتاً معقولی برای اقوام متعدد پاکستان بوده باشد، ولیکن آنانی که در آتش تعصب پخته شده باشند به چنین مزایا نظر نمی کنند و چیزی را بهتر از یک حاکمیت بی برنامه وبی مفهوم قومی وقبیلوی تصور نمی توانند.و به این ترتیب زیر شعار تلازمِ دین وقبیله آنهم به نحوی که مفاهیم دینی تابع وخاضع مفاهیم قبیلوی باشد، در خدمت اهداف صهیونیزم قرار می گیرند و ستیز با علم ودانش را،وسلب حقوق مردم را منهاج العمل خود قرار می دهند.
5 ــ بسیاری از هموطنان ما در چنین جنگ حتی صراحتا به ترجیحِ هندِ مشرک بر پاکستان مسلم رفتند. آیا این انگیزهء ایشان بجاست؟
شکی نیست حکومت های متعاقب پاکستان بسیار در حق ما مردم افغانستان جفا کرده اند،فتنه آفرینی کرده اند جنگ افروزی کرده اند و از اخلاق اسلامی و حسن جوار همسایگی بسیار دور رفته اند، اما باری هم پرسیده ایم که چرا ما مردم مانند مرکبی میشویم که کوچک ترین جنرال پاکستانی میتواند از ما مرکب بسازد و بر پشت ما سوار شود؟
مگر دعواهای خیالی در خاک پاکستان را از یاد برده ایم؟
مگر همه احزاب ما اعم از احزاب اخوانی، مُلاّیی، احزاب مَلایی، و کمونستی و تکنوکرات، عادت به وابستگی به یک جهت خارجی نکرده ایم؟
حتی همانهای که امروز شعار حق طلبی می دهند آمادهء معامله بر دین و زمین و حتی فلان میدان هوایی نیستند؟
یعنی ما باید اول خود را ملامت کنیم و از خود بپرسیم که از وقوع جنگهای بزرگ و تباهی ملت ها جز سرازیر شدن سیل آوارگان و جز اختناق اقتصادی چه بدیل دیگری حاصل میشود؟.
از خود بپرسیم که مردم ما از امریکا چه بهره بردند که از هندوستان بهره ببرند؟.
6 ــ سؤال عمده ی که باید منتسبین مُتوهِم علوم اسلامی در جامعهء ما از خود بپرسند این است که در پاکستان ده ها فرقهء مذهبی زندگی می کند و هزاران مدرسهء مذهبی در ان وجود دارد و اکثریت این مدارس پیروِ بینش دارالعلوم دیوبند هستند، آیا اگر این فرقه ها و اهل این مدارس با چنین بینشی که دارند در رأس قدرت یا در بطنِ قدرت قرار داشته باشند آیا توان یک ساعت مقابله با هند را دارند؟
اگر بگویند که بلی دارند،باید از خود بپرسند که آیا بینشی که حتی با کامره وعکس و ویدیو مشکل داشته باشد، با مفاهیم اقتصادی معاصر مشکل داشته باشد، باتعلیم زن مشکل داشته باشد، مذاهب دیگر و فرقه های دیگر را به رسمیت نشناسد، با سرو صورت مردم مشکل داشته باشد، میان واجبات وفضائل در مجازات والزام حتی فرق نکند،حتی با بازیی شطرنج در سطح جامعه مشکل داشته باشد، آیا چنین بینشی میتواند از چنین آسیب ها و چالش ها موفقانه عبور کند؟
آیا چنین توحیدی در برابر چنین مشرکی رقابت می تواند؟
حاشا وکلّا. حاشا وکلّا، حاشا وکلّا. الّلهم جز اینکه چنین فرقه ها بطور ضمنی در سایهء حمایت دیگران ومطابق اقتضاء احوال امرار معیشت کنند.(لیقضی الله امراً کان مفعولا).
