No-IMG

پاسخ محترم حکمتیار درباره زکات در نظام اقتصادی اسلامی

بخش پایانی پاسخ:

 

پاسخ کوتاه و مختصر این است: بله؛ زکات برای تأمین تمام هزینه‌های مشروع یک حکومت عادل و اسلامی کافی است.

گرفتن مالیات و عوارض گمرکی از فقیر و مستمند – تحت هر عنوانی – از نظر شرعی حرام و از نظر عقلی ظالمانه و غیرانسانی است. راه‌حل این نیست که مالیات مردم افزایش یابد؛ بلکه عدالت و عقل اقتضا می‌کند که هزینه‌ها و مخارج دولت با درآمدهای مشروع و مجاز متعادل و متوازن شوند.

حقوق رئیس‌جمهور، امیر، وزیر، سفیر، والی، ژنرال، نمایندگان پارلمان و به‌طور کلی همه مقامات عالی‌رتبه دولتی باید متعادل باشد. ساخت قصرهای اشرافی و دفاتر پرزرق‌وبرق باید متوقف شود، واردات خودروهای گران‌قیمت ممنوع گردد، بر مزارها کاخ ساخته نشود، در مراسم عروسی و مهمانی‌ها رقابت‌های تجملاتی وجود نداشته باشد، از اسراف و هزینه‌های بی‌جا جلوگیری شود، تشکیلات دولتی محدود شود و ارتش و نیروهای امنیتی نیز متناسب با توان کشور باشند.

اگر امکانات محدود است و تهدیدهای خارجی، وجود نیروهای قوی امنیتی و دفاعی را ایجاب می‌کند، نباید هزینه‌های آن را بر دوش ملت انداخت یا از کشورهای خارجی کمک خواست. به‌جای اینکه یا با همه بجنگیم یا کشور و ملت را به بیگانگان بفروشیم، باید تدابیر مناسبی اتخاذ کنیم که ملت برای دفاع آماده شوند و کل ملت را به یک نیروی مدافع کشور تبدیل کنیم.

تجربه‌های افغانستان، عراق، لیبی و بسیاری از کشورهای دیگر نشان داد که ارتش و نیروهای امنیتی کشورهای اسلامی، برای سرکوب و کنترل ملت خود تشکیل شده‌اند، نه برای دفاع در برابر تجاوزهای خارجی. در بسیاری از کشورها، پایگاه‌های بزرگ نیروهای خارجی در کنار همین ارتش‌ها قرار دارد، تصمیمات جنگ و صلح در اختیار آنان است و حتی ارتش‌های این کشورها به نیروهای مزدور آن‌ها تبدیل شده‌اند.

در جنگ ۱۹۶۷، ارتش‌های کشورهای عربی – ازجمله مصر، اردن، سوریه و عراق – حتی شش روز هم نتوانستند در برابر اسرائیل مقاومت کنند و تسلیم شدند. اما در مقابل، تنها مجاهدان غزه توانستند در برابر حمله گسترده اسرائیل و حامیان غربی‌اش، پانزده ماه مقاومت کنند. عملیات طوفان الاقصی، آمریکا را تحقیر کرد. اکنون تمام شروط مقاومت پذیرفته شده است، و توافق میان حماس و تل‌آویو نشان می‌دهد که اسرائیل هیچ‌یک از اهداف جنگ وحشیانه‌اش را محقق نکرده است. نه توانست حماس را سرکوب کند، نه اسیرانش را آزاد کند، و نه مقاومت را تضعیف کند. در روزهای اخیر، حملات تأثیرگذار مقاومت، تلفات سنگینی به سربازان اسرائیلی وارد کرده است. توافق میان طرفین تصریح می‌کند که اسرائیل باید از غزه خارج شود، تمامی پایگاه‌های نظامی خود را برچیند، به ازای هر اسیر اسرائیلی، سی اسیر فلسطینی را آزاد کند و تمامی آوارگان فلسطینی به سرزمین‌های خود بازگردند.

در افغانستان، ارتش نه در برابر شوروی مقاومت کرد و نه در برابر ناتو. نه‌تنها در برابر تجاوز خارجی مقاومت نکرد، بلکه افسران و سربازان آن به مزدوران اشغالگران تبدیل شدند. در دوره حکومت طالبان، زمانی که جنگجویان‌شان در ساختار نظامی سازماندهی شدند، در برابر حمله آمریکا تنها پنج هفته مقاومت کردند. در شمال افغانستان، پانزده هزار نیروی طالبان در حالی تسلیم شدند که هنوز هیچ سرباز آمریکایی در افغانستان پیاده نشده بود و فقط بمب‌افکن‌های B-52 در آسمان ظاهر شده بودند.

مردم تصور می‌کردند که اگر طالبان در شمال نتوانستند مقاومت کنند، حتماً در کابل و قندهار مقاومت خواهند کرد؛ اما چنین نشد و طالبان کابل و سپس قندهار را نیز بدون هیچ مقاومتی ترک کردند. نیروهای مزدور افغانِ آمریکا توانستند در عرض پنج هفته، کل شمال افغانستان، کابل و قندهار را تصرف کنند.

این تجربه‌های تاریخی کافی است که به ارتش تکیه بیش از حد نکنیم و به‌جای آن، ملت را برای دفاع آموزش دهیم.

بزرگ‌ترین اشتباه این است که دولت برای تقویت نیروهای امنیتی، مالیات‌های سنگین بر ملت وضع کند. بسیاری از اوقات، همین مالیات‌های سنگین و فشارهای مالی بر مردم فقیر و کارمندان کم‌درآمد، سبب می‌شود که از نظام متنفر شوند، سقوط حکومت را راه‌حل مشکلات خود بدانند و به انقلابیون بپیوندند.

امروز که این بخش از کتاب را می‌نویسم، در نخستین روز سال ۲۰۲۵ در آمریکا سه حادثه خونین در سه ایالت مختلف رخ داده است:

1.            در تگزاس، یک سرباز سابق ارتش آمریکا با خودروی خود به یک تجمع جشن سال نو حمله کرد و سپس با سلاح به مردم شلیک کرد تا اینکه توسط پلیس کشته شد. این فرد در جنگ افغانستان نیز حضور داشته است. در این حادثه ۱۵ نفر کشته و ۳۶ نفر زخمی شدند.

2.            در لاس‌وگاس، در مقابل هتل ترامپ، یک انفجار در خودروی تسلا سایبرتراک رخ داد. راننده کشته و ۷ نفر زخمی شدند. بعداً مشخص شد که راننده خودکشی کرده و به یک گروه تروریستی وابسته بوده است.

3.            در نیویورک، در منطقه کوئینز، یک حمله مسلحانه در یک کلوب شبانه رخ داد که ۱۱ جوان زخمی شدند.

اگر این حوادث را با حملات مجاهدین افغان علیه نیروهای آمریکایی در طول بیست سال اشغال افغانستان مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که این نوع حملات در آمریکا بیشتر از آن دوران افغانستان است. امروز، کهنه‌سربازان آمریکایی چنین حملاتی را انجام می‌دهند، زیرا این جنایات را در افغانستان آموخته‌اند.

در دو حمله از خودروهای اجاره‌ای استفاده شده است که نشان می‌دهد این حملات برنامه‌ریزی‌شده و مرتبط هستند. این حوادث نه عادی‌اند و نه ساده، بلکه ابعاد گسترده‌ای دارند و پیام‌های خاصی را منتقل می‌کنند. در این میان، سیاست‌های داخلی و خارجی آمریکا و نظام اقتصادی آن نیز تأثیرگذار است. باید حوادث انتخابات اخیر آمریکا و حمله‌های برنامه‌ریزی‌شده علیه ترامپ را نیز در نظر گرفت.

حقیقت این است که اگر امور کشور به دست رهبران صالح و امین باشد، عدالت در جامعه برقرار شود، فساد، غارت، غصب و ظلم از میان برود، از اسراف و هزینه‌های بیهوده جلوگیری شود، درآمدهای داخلی برای تأمین تمام نیازهای ضروری دولت کافی خواهد بود.

وضعیت دیگر کشورهای اسلامی نیز همین‌گونه است.

تنها عربستان سعودی آن‌قدر ثروت دارد که ولیعهد این کشور، پس از سخنرانی ترامپ در کاخ سفید، فوراً و بدون مشورت با هیچ شورایی اعلام کرد که حاضر است ۶۰۰ میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کند!

این مبلغ به‌اندازه‌ای زیاد است که اگر بین ۵۰ کشور اسلامی تقسیم شود، به هرکدام ۱۲ میلیارد دلار می‌رسد که بیشتر از بودجه سالانه برخی کشورهای اسلامی ازجمله افغانستان است.

اگر این سرمایه‌گذاری در کشورهای اسلامی انجام می‌شد، هم بسیاری از ملت‌ها از فقر نجات می‌یافتند، هم عربستان سود بیشتری می‌برد، و هم جهان اسلام قدرت اقتصادی بیشتری پیدا می‌کرد.

اما عربستان حتی یک دلار هم به مدافعان مؤمن غزه و قدس کمک نکرد. بلکه از ریاض اعلام شد که “ما به منافع خود اهمیت می‌دهیم، نه غزه! و روابط ما با تل‌آویو نباید به‌خاطر غزه تیره شود!”

چون عربستان به حمایت ترامپ نیاز دارد، این سرمایه‌گذاری در واقع یک رشوه و هدیه به ترامپ بود!

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک