طالبان را نه، عملکرد آنها را قابل نقد میدانیم !
انديشه فردا
من شخصاً از طالبان هیچگونه نفرتی بدل ندارم و آنها را هموطن، هم مذهب و هم آیین خود میدانم . ولی عملکرد آنان قابل نقد بوده و با قرن کنونی ایکه ما همه در آن زندگی میکنیم، هیچگونه سازگاری ندارد. این حقیقت را نیز نمیتوان نادیده گرفت که در حکومت طالبان به سائر اقوام افغانستان حقوقی که مناسب حال شان می باشد، داده نشده است. طالبان چهره افغانستان را تغیر داده اند و از یک کشور چند ملیتی، ملت و قوم خاصی برهمه داشته های مادی و معنوی اینکشور مسلط شده است. در حکومت طالبان قدرت مطلقه و اساسی در دست یک قوم قرار دارد و از اقوام و ملیت های دیگر کسی که در تصمیم گیریهای کلان نقشی داشته باشد، اصلاً وجود ندارد.
این وضعیت شاید برای مدتی دوام کند، اما در درازمدت کار آیی و مؤثریت خود را از دست خواهد داد. کسانی که به آینده افغانستان فکر میکنند، باید در ساختار قدرت و تصمیم گیریها در مورد تعیین سرنوشت افغانها، همه را شریک نمایند. حکومت مبتنی بر زور و فشار دوامی ندارد و جریات تاریخی گویای ادعای ماست . طالبان اگر نماینده ملیت پشتون هستند که همه آنرا قبول ندارند، باید به تناسب نفوس خویش برای ملیت و قوم شان حقوق بخواهند. امروز حتی در ولایتهای که مردمش زبان پشتو را نمی فهمند، افرادی از هلمند و قندهار بر سرنوشت آنها منتصب گردیده و با زور برآنان حکومت میکنند. یک فرد بسیار صادق که به سیاست و سیاست بازیها کاری ندارد برایم حکایت کرد: قندهاریها و هلمندیها با درنظرداشت اینکه در همه ولایات افراد منتسب به این ولایات مسلط هستند، در تبانی با دلالان محلی بسته های بزرگ تریاک را از بدخشان و نقاط دیگر بسوی اهداف مورد نظر خویش انتقال داده و پوسته های بازرسی طالبان حتی جرئت بازجویی ازین بسته های کلان را ندارند. این حقیقت روشن و هویداست و قطعاً هدفی برای بدنام کردن طالبان درمیان نیست.
ساختار سیاسی حکومت طالبان نیز قابل سؤال بوده و تنها شیخ هبت الله ( اگر حقیقتاً وجود داشته باشد) ، به تنهایی با چند مشاورش در مورد سرنوشت افغانستان تصمیم می گیرد. انحصار قدرت بحد بالاست که حتی چهره های بانفوذ و مهم دیگر طالبان هم نمی توانند در تصمیم گیریهای قندهار دخالت نمایند.
طالبان اگر قصد ادامه حکومت را داشته باشند، شکی ندارم با این راه و رسمی که آنها در پیش گرفته اند، حاکمیت شان تداوم نمی یابد. باید آینده نگر بود و بیشتر بر مردم فشار وارد نکرد. رهبری قندهار باید درک کند که تا چه زمانی با این روش و اسلوبی که در پیش گرفته است، افغانستان را اداره نموده و تا چه زمانی افغانستان فاقد مشروعیت ملی و بین المللی خواهد بود؟!!
تبصره / نظر
نظرات / تبصري
عنوان مقاله: طالبان تحت حمایت غرب (فصل اول :معرفی گروه طالبان یا امارت اسلامی افغانستان ( IEA- Islamic Emarat of Afghanistan ) 1). تاریخچه پیدایش طالبان در اوایل دهه ۱۹۹۰ در پی خروج نیروهای شوروی از افغانستان و در جریان جنگ داخلی این کشور ظهور کردند. این گروه که عمدتاً از دانش آموزان مدارس دینی (مدارس مذهبی) در مناطق پشتوننشین افغانستان و پاکستان تشکیل شده بود، در سال ۱۹۹۴ به رهبری ملا محمد عمر شکل گرفت. 2). دلایل پیدایش طالبان: 2.1. حمایت خارجی: پاکستان (بهویژه سازمان اطلاعاتی ISI) و برخی کشورهای عربی از طالبان حمایت کردند تا نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهند. 2.2. ایدئولوژی سختگیرانه: طالبان تحت تأثیر تفکر دیوبندی (جناحی از اسلام سنی) و با تفسیر بسیار سختگیرانه از شریعت، قوانین شدیدی را اعمال کردند. 2.3. اکثرا به اتفاق مود درصد طالبان از قوم پشتون هستند ، قوم پ پشتون به دلیل بی سواد، فقر در مناطق، دور بودن از تمدن و قبیله محور و زدیت با دانش مدرن، و رسوم بدی جهالت مثل بد دادن دختر، عدم ارث به دختران و همچنان عدم گذاشتن دختران در مکتب همه منشا از رسوم و فرهنگ پست این قوم است و به دلایل ذکر شده بسشتر تحت تبلیغات استخبارتی و تروریستی به ظاهر اسلام قرار گرفته و سو استفاده میشوند و شده اند . و قازل ذکر است طالبان پشتون تا اینکه تاجیک ها، ازبک ها، هزاره ها و سایر اقوام را تحت کنترول داشته باشند به اشکال مختلف تا حال کنترول میکنند از وظایف نظامی و ملکی دولتی در بست های دولتی در مناطق غیر پشتون، جابجای گسترده در بست های سازمانهای بین المللی، و همچنان به شکل فروشنده در دوکان ها و حتی جاسوسی به شکل دست فروش در مناطق ولسوالی و رواستاس غیر پشتون ها با مصرف هزاران افغانی سفر با در حایکه تمام ارزش کالای فروشنده اش پیش از ده هزار نیست مثل سفر با چند تا قالینچه، یا چند تا ترپال که بار ها خودم در مناطق دور ولسوالی ها بغلان دیده ام و تعجم کرده ام که چی گونه از غیر ولایت دیگر این همه مصرف خوراکی ، سفر کرده است و چگونه با چند قالین روزگار به پیش میبرد. فصل دوم :دوران حکومت اول (۱۹۹۶–۲۰۰۱): طالبان در سال ۱۹۹۶ کابل را تصرف کرد و حکومت اسلامی امارت افغانستان را تشکیل داد. در این دوره: - قوانین شدید اسلامی اجرا شد (ممنوعیت تحصیل زنان، مجازاتهای سنگین). - به القاعده پناه دادند که منجر به حمله آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ شد. - در سال ۲۰۰۱ با حمله آمریکا و متحدانش و حمایت مردمی سقوط کردند. 1). جنیایت و روش ها در دور اول حکومت طالبان در افغانستان (۱۹۹۶–۲۰۰۱)، این گروه بهعنوان یک گروه بنیادگرای اسلامی و تروریستی با تفسیر بسیار سختگیرانه از شریعت، اقدامات خشونتآمیز و سرکوبگرانهای را علیه مردم افغانستان بهویژه زنان، اقلیتهای قومی و مذهبی، و مخالفان سیاسی انجام داد. در ادامه به برخی از جنایات و روشهای طالبان در آن دوره اشاره میشود: 1.1. سرکوب شدید زنان و محدودیتهای اجتماعی - ممنوعیت تحصیل و کار برای زنان. - اجبار به پوشیدن برقع (حجاب تمامبدنی) و همراهی با یک محرم مرد در خارج از خانه. - ممنوعیت دسترسی زنان به خدمات بهداشتی و درمانی بدون حضور یک محرم مرد. - اعدام یا شلاق زدن زنان به اتهاماتی مانند "فساد اخلاقی" یا ارتباط نامشروع. - ریش گذاشتن مردان و رفتن پنجروقت به مسجد و در صورت نرفتن مجازات شدید حتی مرگ درحالیکه دو مورد ذکر شده ریش و نماز های با حناعت خواندت در اسلام از سنت ها بوده است نه فرایض . 1.2. خشونت علیه اقلیتهای قومی و مذهبی - کشتار هزاران نفر از اقلیتهای هزاره, تاجیک و ازبک بهویژه در مناطق مرکزی و شمالی افغانستان. - حملات وحشیانه علیه غیرنظامیان در شهرهایی مانند مزارشریف (۱۹۹۸) که منجر به قتل عام هزاران نفر شد. - سرکوب شیعیان و پیروان دیگر مذاهب اسلامی . 1.3. اعدامهای عمومی و مجازاتهای وحشیانه - اجرای اعدامهای عمومی توسط جوخههای آتش یا سنگسار به اتهاماتی مانند زنا و ارتداد. - قطع اعضای بدن به عنوان مجازات برای دزدی یا جرایم دیگر. - شلاق زدن در ملاء عام برای جرایمی مانند عدم رعایت نماز. 1.4. تخریب میراث فرهنگی و تاریخی: - تخریب **بتهای بودا در بامیان** در سال ۲۰۰۱ به دلیل "شرکآمیز" دانستن آنها. - نابودی آثار تاریخی و فرهنگی در موزههای کابل و دیگر شهرها. 1.5. حمایت از تروریسم بینالمللی: - میزبانی از شبکه **القاعده** و اسامه بن لادن، که منجر به حملات ۱۱ سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان شد. - ایجاد پایگاههای آموزشی برای گروههای جهادی خارجی. 1.6. سرکوب آزادی بیان و رسانهها: - ممنوعیت موسیقی، تلویزیون و سینما. - تعطیلی روزنامهها و مجلات مستقل. - اعدام یا زندانی کردن روزنامهنگاران و روشنفکران. 1.7. استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح - محاصره شهرها و جلوگیری از ارسال کمکهای غذایی به مناطق تحت کنترل مخالفان، که منجر به قحطی گسترده شد. 1.8. دادگاههای صحرایی و عدم وجود عدالت: - تششیل دادگاههای شرعی بدون رعایت اصول دادرسی عادلانه. - صدور احکام اعدام فوری بدون حق دفاع متهمان. فصل سوم : طالبان از ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱; در دوره ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ طالبان بهعنوان یک گروه شورشی و تروریستی علیه دولت افغانستان و نیروهای بینالمللی فعالیت میکردند. جنایات و روشهای آنها ترکیبی از ترور، حملات انتحاری، هدف قرار دادن غیرنظامیان، استفاده از مینهای انفجاری و سرکوب سیستماتیک بود. 1). روشها و جنایات طالبان (۲۰۰۱–۲۰۲۱) 1.1. حملات انتحاری و بمبگذاریهای مرگبار: - اهداف: نیروهای امنیتی افغان، غیرنظامیان، اماکن دولتی، بازارها، مساجد و مدارس. - نمونهها: - حمله به هتل اینترکنتیننتال کابل (۲۰۱۸): ۴۰ کشته. - حمله به مدرسه سیدالشهدا (کابل، ۲۰۲۱): ۸۵ کشته (اکثراً دختران دانشآموز). - حمله انتحاری در ولایت پکتیا (۲۰۲۱): ۶۰ کشته در مراسم عروسی. 1.2. ترور هدفمند: - قتل فعالان مدنی، روزنامهنگاران، قضات، زنان سرشناس و اقلیتها. - نمونهها: - ترور فتحیما نجاتی (فعال حقوق زنان، ۲۰۲۰). - ترور یوسف رشید (رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر، ۲۰۲۱). - کشتار فرهیختگان و اعضای قوم هزاره در حمله به مرکز آموزشی کاج (کابل، ۲۰۱۸). 1.3. استفاده گسترده از مینهای کنار جادهای (IED): - ۴۰٪ تلفات غیرنظامیان ناشی از این روش بود (طبق گزارش UNAMA). - قربانیان اصلی: غیرنظامیان، کودکان و نیروهای امدادی. 1.4. محاصره شهرها و استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح: - در ولایت هلمند (۲۰۲۰) و غزنی (۲۰۱۸) ، طالبان با قطع راههای مواصلاتی، هزاران غیرنظامی را در معرض قحطی قرار دادند. 1.5. سوءاستفاده از کودکان: - استفاده نظامی از کودکان (سربازان کودک) و ازدواج اجباری با دختران. - گزارش یونیسف (۲۰۲۰): ۳۰۰ مورد استفاده از کودکان در حملات انتحاری. 1.6. سرکوب جوامع محلی: - اعدامهای صحرایی به اتهام همکاری با دولت. - تحمیل قوانین سختگیرانه شریعت در مناطق تحت کنترل. 1.7. حمله به زیرساختهای حیاتی: - تخریب مدارس (بهویژه مدارس دخترانه)، بیمارستانها و شبکههای آبرسانی. --- 2). آمار کشتهشدگان غیرنظامی (۲۰۰۱–۲۰۲۱); طبق دادههای UNAMA (هیئت معاونت سازمان ملل در افغانستان): ۱. غیرنظامیان_ ۷۰٬۰۰۰–۸۰٬۰۰۰ نفر_ UNAMA (۲۰۰۹–۲۰۲۱) ۲. کودکان قربانی | ۳۲٬۰۰۰ کشته یا زخمی - UNAMA > نکات کلیدی: > - **۵۰٪ کشتهشدگان غیرنظامی توسط طالبان و گروههای مرتبط بودند. 3). جنایات مستندشده توسط سازمانهای بینالمللی; 3.1. گزارش UNAMA (۲۰۲۱): - طالبان مسئول ۴۵٪ تلفات غیرنظامیان بودند. - عمده قربانیان: زنان و کودکان در حملات انتحاری. 3.2. دیدهبان حقوق بشر (۲۰۲۰): - طالبان بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و اعدام مخالفان را افزایش دادند. 3.3. دادگاه بینالمللی کیفری (ICC): - در سال ۲۰۲۰ تحقیقی برای جنایات جنگی طالبان آغاز شد. 4). تاکتیکهای خشونت سیستماتیک: طالبان با بهکارگیری خشونت سازمانیافته، ترورهای هدفمند و جنگ روانی ، افغانستان را به صحنهای از ناامنی تبدیل کردند. این جنایات با حمایت پاکستان و ضعف ساختاری دولت مرکزی تشدید شد. یکی از شاخصترین روشهای آنان، حمله به نیروهای امنیتی در مواقع آسیبپذیر مانند اوقات نماز و انفجارهای انتحاری در اماکن عمومی بود که با هدف تضعیف روحیه نیروهای دولتی و ایجاد رعب در جامعه اجرا میشد. 4.1. حملات به نیروهای امنیتی در حین نماز (تاکتیک "نمازخوانکُش"); طالبان از آسیبپذیری پایگاههای نظامی در زمان برگزاری نماز جماعت سوءاستفاده میکردند. در این حملات، آنها با نفوذ به داخل پایگاهها یا همکاری عوامل داخلی، نیروهای بیسلاح را هدف قرار میدادند**. -نمونههای شاخص: * حمله به پایگاه نظامی "شاهین" در قندوز (۲۰۱۹) - جزئیات: مهاجمان در حالی که سربازان مشغول نماز بودند، با کمک نفوذیها دروازههای پایگاه را باز کردند. - تلفات: بیش از ۵۰ کشته از نیروهای امنیتی. - تأثیر: این حمله ضربه مهلکی به توان دفاعی قندوز وارد کرد. * حمله به پادگان "میرزاولنگ" در وردک (۲۰۲۰) - شیوه حمله: مهاجمان با پوشش یونیفرم نیروهای دولتی، در ساعت نماز ظهر وارد پادگان شدند. - تلفات: حداقل ۳۶ سرباز کشته شدند. - پیامد: کاهش شدید اعتماد میان نیروهای امنیتی به دلیل نفوذ طالبان. * کشتار پایگاه "مالستون" در غزنی (۲۰۲۱) - جزئیات: طالبان حدود ۱۵۰ سرباز را در حالی که سلاحهایشان را زمین گذاشته بودند، به رگبار بستند. - خشونت اضافی: برخی اجساد مثله شدند. - واکنشها: این رویداد به نمادی از بیرحمی طالبان تبدیل شد. 4.2. ترور فرماندهان ارشد: فلج کردن ساختار فرماندهی; طالبان بهصورت سیستماتیک فرماندهان ارتش و پلیس را هدف قرار میدادند تا زنجیره فرماندهی دولت را از هم بگسلند. -- موارد برجسته: * ترور ژنرال "محمود خان" (فرمانده کماندوهای قندهار – ۲۰۱۸) - شیوه حمله: یک انتحاری در مراسم عروسی به او نزدیک شد. - تلفات: ژنرال و ۱۲ محافظ او کشته شدند. - تأثیر: ضعف شدید در عملیاتهای ضدطالبان در جنوب. * انفجار مسجد هرات (۲۰۲۰) - هدف: ترور ۵ فرمانده ارشد پلیس در حال نماز. - تلفات: ۲۷ نمازگزار شهید شدند. - بازتاب: افزایش تنشهای مذهبی به دلیل حمله به اماکن مقدس. * ترور ژنرال "عبدالرازق" (فرمانده پلیس قندهار – ۲۰۱۸) - جزئیات یکی از محافظان او که نفوذی طالبان بود، از فاصله نزدیک شلیک کرد و گزارش ها از کشته شدن این فرمانده نام دارد و مخالف طالبان توسط جنرال آمريکا هم حکایت دارد. - پیامد این ترور این فرمانده سقوط امنیت در قندهار و پیشروی سریع طالبان. حالیکه کشتن یک انسان در اسلام از گناهان کبیره است و کشتن یک انسان بیگناه نزد الله متعال بدتر از نابود کردن تمام جهان است، آیه قرآن میفرماید: "مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَن أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا." (سوره مائده، آیه 32) ترجمه فارسی: "هر کسی که انسانی را جز به قصاص یا به سبب فساد در زمین بکشد، گویی همه انسانها را کشته است و هر کس که انسانی را زنده کند، گویی همه انسانها را زنده کرده است." 4.3. حقیقت طالبان : اعضای طالبان اکثراً افرادی بیسواد و از خانوادههای فقیر هستند که بهخاطر تأمین معیشت دست به اسلحه بردهاند. این افراد نه تنها از دانش دینی کافی برخوردار نیستند، بلکه از علم روز نیز بیاطلاعاند و حتی نمیدانند که کدام سمت شمال است و کدام سمت جنوب. آنها بهخاطر جهالتشان تحت نام اسلام و با بهرهبرداری از ناآگاهی مردم، اقدام به اعمال تروریستی میکنند. آیا این افراد میتوانند منجی مسلمانها و کشورهای اسلامی باشند؟ قطعاً پاسخ منفی است. اینها در حقیقت انگلها و میکروبهای اسلام هستند که در قالب اسلام آمدهاند تا اسلام و مسلمانان را نابود کنند و آنها را ضعیف سازند. بسیاری از ملاهای طالبان نیز درک درستی از دین ندارند و بهوسیله ایدئولوژیهای افراطی شستشوی مغزی شدهاند. اکثر این ملاها در جوامع علمی مدرن جایگاهی نداشتهاند و بهجای کار کردن در زمینههای کشاورزی و دامداری، مدتها در مدارس افراطی پاکستان آموزشهای تکفیری دیدهاند. پس از بازگشت به افغانستان، این افراد بهدنبال کسب عزت، احترام و منزلت در جامعه هستند. همانطور که دیگران بهدنبال شغل و موقعیت اجتماعی میروند، این افراد نیز در جستجوی این موارد هستند. اگر اینها نتوانند بهطور مثبت به منزلت و احترام دست یابند، متأسفانه بهدنبال اقدامات منفی تحت نام اسلام میروند. این که هیچ کشور اسلامی حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته است، خود دلیل دیگری بر عدم حقانیت آنها است. علاوه بر این، از زمان بهدست گرفتن حکومت، خداوند و طبیعت نیز از اینها راضی نیستند. خشکسالیها و سیلابها نشانههای دیگری از عدم رضایت خداوند از این گروه تکفیری و تروریستی است. این گروهها از فقر، ناداری و نفاق مردم افغانستان بهره برده و بهوسیله قدرتهای جهانی، به نام مذهب، قوم، قبیله و شعارهای جهادی جوانان فقیر و بیکار را به میدان جنگ کشاندهاند. زنان و کودکان نیز قربانی این جنگها شدهاند. در نهایت، باید گفت که جهاد بهمعنای جنگیدن نیست، بلکه جهاد تنها زمانی صحیح است که هدف آن دفاع از حقیقت و عدالت باشد. مسلمانکشی تحت هیچ عنوانی جهاد نیست..چرا در کشورهای عربی جهاد فرض دانسته نمیشود، در حالی که پایگاههای بزرگ نظامی آمریکا در کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر، کویت، بحرین و امارات متحده عربی وجود دارد؟ آیا جهاد فقط بر مردم افغانستان واجب است؟ و نکته را گفت که مردم آفعانستان ۹۹.۹۹ فیصد مسلمان است ولی طالبان نماینده مردم افغانستان و از نه اسلام میباشند و اکثریت معتقد هستند طالبان یک پدیده غربی برای بدنام سازی اسلام در سطح جهان و ویرانی افغانستان در داخل است. فصل چهارم; نقش پاکستان، آمریکا و ستون پنجم در شکلگیری و بقای طالبان تحلیل نقش ستون پنجم (نفوذ داخلی)، آمریکا و پاکستان در شکلگیری، تقویت و تداوم حاکمیت طالبان، موضوعی پیچیده و مناقشهبرانگیز است. این گزارش به بررسی نظاممند نقش هر یک از این بازیگران در حمایت از طالبان، بهویژه در دوران حکومت اول آنها (۱۹۹۶–۲۰۰۱) و پس از سقوط دولت جمهوری اسلامی افغانستان میپردازد. 1). پاکستان: حامی ساختاری طالبان: پاکستان از بدو ظهور طالبان در دهه ۱۹۹۰، حامی اصلی این گروه بوده است. این حمایت از طریق نهادهای امنیتی و نظامی، بهویژه سازمان اطلاعات نظامی (ISI)، صورت گرفته است. 1.1. اهداف استراتژیک پاکستان: - ایجاد حکومت دستنشانده در کابل برای دستیابی به عمق استراتژیک در مقابل هند. - مهار نفوذ ایران و روسیه در افغانستان. - استفاده از گروههای جهادی به عنوان ابزار فشار در کشمیر و سایر مناطق مورد مناقشه. - میزبانی از تروریستهای بینالمللی (نظیر القاعده) برای اهرمسازی در برابر غرب. 1.2. شیوههای حمایت: - آموزش نظامی: تربیت نیروهای طالبان در مدارس دینی پاکستان نظیر دارالعلوم حقانیه. - پشتیبانی تسلیحاتی و مالی: تأمین سلاح، بودجه و مشاورههای نظامی از طریق شبکههای وابسته به ISI. - حمایت لجستیکی: استفاده از خاک پاکستان برای برنامهریزی و اجرای عملیاتهای تروریستی. - پناه دادن به رهبران طالبان: شخصیتهایی مانند ملاعمر و هبتالله آخوندزاده در شهرهای **کویته** و **پیشاور** سکونت داشتند. --- 2). آمریکا: سیاستهای متناقض و پیامدهای ناخواسته: اگرچه آمریکا به صورت مستقیم از طالبان حمایت نکرد، اما بصورت غیر مستقیم از طریق پاکستان حمایت مالی کرد برای ایجاد و پورش طالبان . 2.1. عوامل کلیدی: - حمایت از مجاهدین در دهه ۱۹۸۰: همکاری آمریکا و پاکستان در تجهیز گروههای افراطی برای مقابله با شوروی، به شکلگیری هستههای اولیه طالبان و القاعده انجامید. - . 2.2. سکوت در قبال حمایت پاکستان: آمریکا در دهه ۱۹۹۰ برای مقابله با نفوذ ایران و روسیه، از اقدامات پاکستان چشمپوشی کرد. 2.3. مذاکرات صلح شکستخورده: گفتوگوهای آمریکا با طالبان پس از ۲۰۰۱، مشروعیت این گروه را افزایش داد. 3). ستون پنجم: نفوذ مخرب در ساختار دولت افغانستان; در مواردی که طالبان نتوانستند فرمانده یا حاکم را در یک ولایت ترور کنند، از طریق ستون پنجم همچون معصوم استانکزی، حنیف اتمر، امرالله صالح، محمد عمر داودزی، زلمی ویسا و سایر خائنین دیگر با هماهنگی آمریکا و طالبان، اقدام به ترور این افراد کردهاند. در برخی موارد حتی خود آمریکاییها با حملات هوایی یا زمینی در کشتن فرماندهان ارتش ملی و محلی که علیه طالبان میجنگیدند و مخالف این گروه بودند، نقش داشتهاند. نمونه بارز آن قتل جنرال عبدالرازق اچکزی، فرمانده امنیه قندهار توسط جنرال میلر است که به بهانهی یک جلسه، در ولایت قندهار ترور شد.". نلن بعضی از ستون پنجم در دولت جمهوریت قرار ذیل با سمت آن در دولت: ۱. معصوم استانکزی ، ریس امنیت ملی، حمایت از طالبان و دست داشتن در شهادت پروفیسور برهاندین ربانی ۲. جنرال زلمی ویسا ، نقش ترور جنرال داود داود و جنرال عبدالرازق اچکزی ۳. حامد کرزی ، ریس جمهور پیشین، حمایت و دفاع از طالبان یکی از دلایل ایجاد و رشد طالبان توسط آمریکا، بهانهای برای حضور و باقیماندن آمریکا در افغانستان بود. نا تافته نباید گذاشت برعلاوه کمو های نقدی و بشری آمریکا به طالبان آحریکا عناصر ستون پنجم وفادری زیاد در بین طالبان دارد مثل ، عباس استانکزی ، دهمچنین طالبان فعالیتهای تروریستی خود را دلیلی برای وجود آمریکا و متحدانش میدانستند و مردم بیگناه و نیروهای ارتش ملی را به قتل میرساندند. در . البته با خروج آمریکا و باقیگذاشتن نیروهای کوچک، آمریکا میدانست که گروه طالبان دوام زیادی نخواهد آورد، بهویژه با افزایش فشار بر اشرف غنی و دیگر مقامات، همچنین برخی از ستونهای پنجم آمریکا. طالبان نیز تحت فشار مردم قرار میگرفتند که باید زودتر از بین بروند. در این میان، ستون پنجم مرتبط با آمریکا به دلایل مختلف منافع خود، ترجیح داد که حکومت افغانستان سقوط کند، با کمک عوامل داخلی و ستون پنجم، و تحت فشار قرار دادن ارتش ملی. "اگر در بیست سال گذشته دو ستون پنجم اعدام میشدند، احتمالاً افغانستان سقوط نمیکرد. مشکل این است که وقتی ستون پنجم و خائنین به وطن، حیثیت و ناموس خود را میفروشند، حتی از جان و ناموس خود هم دریغ نمیکنند. برای آنان چیزی مهمتر از جانشان نیست. اگر چند نفر از این خائنین اعدام میشدند، دیگر کسی جرات نمیکرد به آسانی به وطن، که نماد عزت و غیرت است، خیانت کند. متأسفانه این افراد نه تنها اعدام و مجازات نشدند، بلکه همچنان به خیانت ادامه دادند. اگر خائنین و ستون پنجم قبلی وطن، یک میلیون دلار برای خیانت گرفته بودند، اکنون این افراد جرات پیدا کردهاند که وطن و حتی خودشان را به ۱۰ هزار دلار هم بفروشند، زیرا مطمئن شدهاند که مجازات در کار نخواهد بود . البته ستون پنجم مرتبط به آمریکا در تمام کشور های است که آمریکا در آن حضور دارد و یا ندارد نمونه تسلیم دهی موصل عراق در سال ۲۰۱۴ بود که بیشتر از سی هزار نیروی مجهزی عراقی تحت فشار ستون پنجم در دولت عراق و تبلیغات از موصل عقب نشینی کردند و و جالب اینکه اکثرا سلاح ها، موتر های زرهی ، تانک و دیگر وسایل نظامی به داعش گذاشته شد، با داعش با تمام تجهیزات نظامی و ملیون ها دالر در بانک موصل عراق بود که البته در راس یان خیانت و ستون پنجم نورالمالکی و بعدا حیدر العبادی بود. در حالیکه تمام نیرو داعش در حمله به موصل بیش از دو هزار هم نبود. *. نمونههای بارز: - فساد سیستماتیک: انتقال کمکهای مالی بینالمللی به طالبان توسط مقامات فاسد. - خیانت نظامی: تسلیم عمدی مناطق استراتژیک توسط فرماندهان ارتش (مانند سقوط سریع ولایات در ۲۰۲۱). - همکاری قومی: ائتلاف برخی سران محلی با طالبان برای حفظ قدرت. - نفوذ رسانهای: تبلیغات روانی برای عادیسازی حضور طالبان. فصل چهارم : سقوط ارتش ملی افغانستان و فروپاشی دولت در سال ۲۰۲۱; فروپاشی سریع ارتش ملی افغانستان و سقوط دولت در اوت ۲۰۲۱، یکی از شوکآورترین رویدادهای نظامی-سیاسی چند دهه اخیر بود. ارتش افغانستان با وجود برتری عددی و تجهیزاتی، در کمتر از دو هفته از هم پاشید و طالبان بدون مقاومت جدی، کابل را تصرف کرد. در این تحلیل به نقاط قوت ارتش ملی، دلایل واقعی سقوط آن و نقش عوامل داخلی و خارجی میپردازیم. 1). نقاط قوت ارتش ملی افغانستان در مقایسه با طالبان** 1.1. برتری نظامی و تجهیزاتی - تعداد نیروها: ارتش ملی در سال ۲۰۲۱ حدود ۳۰۰٬۰۰۰ نفر** پرسنل ثبتشده داشت، در حالی که طالبان حدود ۷۵٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ جنگنده داشتند. 1.2. تجهیزات پیشرفته: - هواپیماهای جنگی (مانند A-29 سوپر توکانو و UH-60 بلک هاوک). - هلیکوپترهای تهاجمی و ترابری. - خودروهای زرهی (هممر و ماکسپرو). - سلاحهای سبک و سنگین مدرن (M16، M4، خمپارهاندازهای پیشرفته). 1.3 آموزش و ساختار منظم - آموزش دیده توسط ناتو: دهها هزار سرباز و افسر توسط آمریکا و متحدان آموزش دیده بودند. - وجود نیروهای ویژه (کماندوها): واحدهای ویژه مانند کماندوهای افغان (ANA SF) از توان رزمی بالایی برخوردار بودند و در عملیاتهای موفق متعددی شرکت داشتند. --- 2). چرا ارتش ملی با وجود این برتریها سقوط کرد؟ 2.1. مشکلات ساختاری درون ارتش . 2.2. مشکلات لجستیکی: - سوءمدیریت در تأمین سوخت، مهمات و غذا برای پایگاههای دورافتاده. 2.3. نقش ستون پنجم و خیانت داخلی - برخی فرماندهان ارتش و مقامات محلی با طالبان همکاری میکردند و از طریق ستون پنجم و پاسکتان حمایت تسلیحاتی و استخبارتی میشدند. - گزارشها حاکی از آن است که اکثر استانها عمداً بدون مقاومت تسلیم شدند. - ولسوالی شینکی در ولایت زابل، برابر با ۱۶ ژوئن ۲۰۲۱، از ولسوالیهایی بود که چند سال قبل از طالبان گرفته شده بود، اما بهدلیل هدایتها و فشارهای ستون پنجم نیروهای اردوی ملی، از آنجا عقبنشینی کردند و طالبان آن را تصرف نمودند. این پروسه خیانت و تسلیمدادن از آنجا آغاز شد. زمانی که فشارهای مردمی افزایش یافت، معاون رئیسجمهور افغانستان، امرالله صالح، که از جمله افراد مرتبط با آمریکا و همکار سازمان سیا بود، اظهار داشت که مردم نگرانی نداشته باشند و این یک راز اطلاعاتی است. عقبنشینی بهاینصورت بود که در نهایت تمام افغانستان به طالبان تسلیم شد. 2.4. تأثیر تبلیغات طالبان: - رساته های مثل تلکیزیرکن پیام های بر منع جنگ و سلاح گذاشتن میدادند با نسلن دادن بیرق ها جنگ مثل داعش و فاطمیون پیام های جنگ بس است میدادند که منبع آن نامشخص بود میدادن. 2.5. توافق دوحه (۲۰۲۰): 3). چرا دولت افغانستان سقوط کرد؟ 3.1. بیکفایتی و اختلافات داخلی - اشرف غنی: رئیسجمهور افغانستان تا آخرین لحظه در انکار بود و برنامهای برای مقابله با پیشروی طالبان نداشت. - اختلافات قومی: دولت متشکل از جناحهای رقیب (پشتونها، تاجیکها، هزارهها) بود که همکاری نمیکردند. 3.2. فرار رهبران و نخبگان - بسیاری از مقامات بلندپایه، فرماندهان و روشنفکران در روزهای آخر از کشور فرار کردند. - فرار اشرف غنی: او در روز سقوط کابل با هلیکوپتر و مقدار زیادی پول از کشور گریخت. 3.3. ستون پنجم در دولت افغانستان: نفوذ، نقش و نامهای مشهور: ستون پنجم در افغانستان به گروههایی اطلاق میشود که از درون ساختارهای دولتی، امنیتی و سیاسی برای بیگانگان (بهویژه پاکستان و گروههای تروریستی مانند طالبان) جاسوسی و خرابکاری میکردند. این افراد با سوءاستفاده از موقعیتهای رسمی، اطلاعات حیاتی را در اختیار دشمن قرار داده و به فروپاشی نظام کمک کردند. در ادامه به **تعریف، شیوههای عمل، نامهای مشهور و تأثیرات ستون پنجم** میپردازیم. * تعریف و مفهوم ستون پنجم اصطلاح "ستون پنجم" اولین بار در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) به کار رفت و به نیروهای نفوذی اشاره داشت که از داخل شهر مادرید برای پیشروی نیروهای فرانکو کار میکردند. در افغانستان، این اصطلاح به جاسوسان، خائنان و عناصر وابسته به بیگانگان در دولت اطلاق میشود که برای تخریب نظام از درون فعالیت میکنند. * نقش ستون پنجم در سقوط دولت و ارتش افغانستان - تحویل اطلاعات نظامی به طالبان: برخی فرماندهان ارتش عمداً موقعیت نیروهای دولتی را فاش میکردند. - خرابکاری در عملیاتهای امنیتی: برخی حملات انتحاری با کمک نفوذیها انجام میشد. - تضعیف روحیه نیروهای دولتی: تشویق سربازان به تسلیم شدن از طریق تبلیغات روانی. * نامهای مشهور مرتبط با ستون پنجم - باید گفت که اشرف غنی ریس جمهور قبلی افغانستان و زلمی خلیلزاد نماینده خاص آمریکا سفر آمریکا در افغانستان و عراق بود و بعدا نماینده خاص آمریکا در امور دوحه که یکی دلایل سقوط افغانستان روند دوحه و آزاد سازی طالبان توسط آمریکا او در راس هیات بود ، او و اشرف غنی به دلیل گرویدن و تغیرر به یهودیت و به سبب داشتن خانم یهودی به این مقامات رسیدم در سقوط دولت جموریت تقش مهم داشتند و به هدایت است آمریکا این کار را کردند و اینکه چرا یهودی شده اند به باور یهودی قوم پشتون یکی از اقوام بنی اسرایل است و بعضی از پشتون این را باور کرده و فریب خورده اند و یهودی شده اند و قدرت آمریکا هم در دست بهودیان است هر چند خود ترامپ هم یهودی بودنش آشکار نیست ولی دامادش یهودی است . - برخی فرماندهان ارتش و وزارت دفاع: گزارشهایی از همکاری برخی ژنرالها با طالبان وجود دارد. - مقامات وابسته به پاکستان: برخی سیاستمداران به دلیل روابط نزدیک با آیاسآی پاکستان متهم به نفوذ بودند. * تأثیر ستون پنجم بر افغانستان - سقوط شهرها: کندز، غزنی و قندوز و سپس دیگر ولایات به دلیل خیانت داخلی سقوط کردند. - کاهش اعتماد عمومی و خرابکاری عمدی ستون پنجم جهت بدنام سازی بیشتر دولت جمهریت مثل حمدالله محب و فضل محمود فضلی که از عناصر مرتبط به کشور انگلستان و آمریکا بودند و در نتیجه این ها و سایر کار ها مردم به دولت اندکی بیاعتماد شدند. فصل پنجم : طالبان از زمان ظهورشان در دهه ۱۹۹۰ تا امروز، جنایات متعددی علیه مردم افغانستان مرتکب شدهاند. این جنایات شامل قتلعام غیرنظامیان، سرکوب سیستماتیک زنان، شکنجه، اعدامهای فراقضایی، حملات تروریستی و محدودیتهای شدید اجتماعی میشود. در ادامه، مهمترین جنایات طالبان را حکومت طالبان (از ۲۰۲۱ تاکنون) تقسیم میکنیم: 3). جنایات طالبان پس از تسلط در ۲۰۲۱ (تاکنون) 3.1.اعدامهای فراقضایی و انتقامجویی - کشتار سربازان سابق و کارمندان دولت. - اعدام مخالفان بدون محاکمه. 3.2. بازگشت قوانین قرون وسطایی علیه زنان ۱ - ممنوعیت تحصیل دختران در مدارس و دانشگاهها.و ممنوعیت کار زنان در نهادهای دولتی و سازمانهای غیردولتی. منع دختران و زنان از کار و تحصیل باعث شده است که آنان به مدت چهار سال از ابتداییترین حقوق انسانی و اسلامی خود محروم بمانند. این محرومیت حاصل دیدگاه گروهی افراطی و ناآگاه است که با تعلیم، آگاهی و رشد جامعه دشمنی دارند. 3.2. محدودیت سفر به زنان بدون محرم مرد. 3.3. سرکوب آزادیهای مدنی - تعطیلی رسانههای مستقل. - شکنجه و زندانی کردن خبرنگاران. - ممنوعیت موسیقی، سینما و هنر. 3.4. اجبار مردان به گذاشتن ریش و الزام به دراز نگهداشتن آن، در صورتی که رعایت نشود، میتواند منجر به بازداشت و مجازاتهای دیگر گردد. 3.5. تحمیل پوشیدن لباس دراز به پسران و منع آن در مکاتب و دانشگاهها، نماد تفکر افراطی و دشمنی با فرهنگ و دانش مدرن است. بهویژه، محدود ساختن درسهای ساینسی برای دانشجویان، صدمه بزرگی به آینده علمی و پیشرفت کشور وارد میسازد. 3.6. ملاهایی که مدعی طرفداری از علم مدرناند، اما در حقیقت دانش و ظرفیت لازم را ندارند، نمیتوان آنان را «عالم» نامید. صرفاً چند سال در مدارس مذهبی پاکستان درس خواندهاند و آن هم با کمک پول و حمایت استخبارات خارجی. آنچه از دین آموختهاند، فقط برداشتهای ابتدایی و افراطی است. این افراد مخالف علم نوین، آزادی اندیشه و پیشرفت هستند، در حالیکه خود از ابزارهای مدرن مانند لباس کارخانهای، قلم، تیلفون و بلندگو استفاده میکنند—تماماً ساخته دست همان علومی که با آن دشمنی دارند. جای تأسف است که حتی ذرهای خرد در رفتار و گفتارشان دیده نمیشود. 3.7. طالبان. پوشاندن و اسپری زدن جهت خیره کردن و ازبین بردن روی تصاویر انسان ها و حیوانات بخصوص روی صورت اسنسان ها در تصاویر نصب شده در بلیبور ها تبلیغاتی یا در بر دوکانها و مغازه ها، و کندن سر ماکن ها ( چیزی که مغازه ها در آن کالا پوشانده و برای فروش گذاشته میشود) جهت اینکه در اسلام تصویر کشیدن و تصویر منع است در تمام شهر و منع کردن که این خود هیچ توجیه دینی ندارند و حتی مخالفت با پخش تصویر از طریق تلویزیون همه این نشان دهنده جهالت این گروه و ضدیت مدرنیت و تمدن است و جهت بدنامی بیشتر اسلام. من به یهودیان و فراماسونری ها تبریک میگوم شما موفق شدید در بدنام سازی دین اسلام و اسلام را در سطح جهان بدنام کردید و توانستید اسلام را به حیث دین دهشت افگنی نشان دهدی از طریق ساخت و حمایت های مالی و معنوی گروه های تروریستی مثل طالبان ، داعش و طرح حمله ساختگی ۱۱ سپتامبر. فصل پنجم : وزرای طالبان: سوابق تروریستی، کمسوادی و جنایات؛ طالبان پس از تسلط بر افغانستان در سال ۲۰۲۱، **کابینهای تمامعضومتشکل از افراد با سوابق تروریستی، تحصیلات ناکافی و مشارکت در جنایات جنگی تشکیل دادند. بسیاری از این افراد تحصیلات دینی محدوددارند و برخی فاقد مدرک تحصیلی رسمی هستند. در ادامه، مشخصات برخی از وزیران سرشناس طالبان و جنایاتشان را بررسی میکنیم: دولت که وزیران آن بیسواد و جاهل باشد و از دین و نیا بی خبر و سابقه شدن صرف حملات وحشایانه و خرابی باشد از پیروان و اعضای این گروه چی توقع داشت و امیدی برای آبادی و پیشرفت کشور داشت. 1.) : معرفی چندی از وزرای طالبان : 1.1. معاون وزرا یا معاون نخست وزیر (ملا عبدالغنی برادر - سابقه: پسر برادر ملل عمر (بنیانگذار طالبان). - جنایات: - والی کندهار در دور اول طالبان - فرماندهی عملیاتهای نظامی که منجر به کشته شدن هزاران غیرنظامی شد. - مسئولیت والی کندهار در دور اول - سواد: تحصیلات تحصیلات ابتدايي در مدارس پاکستان، . زندانی شدن در پاکستان به دلیل فعالیت های و حملات تروریستی از سال ۲۰۱۰ و آزاد سازی او در سال ۲۰۱۸ به هدایت آمریکا در روند دوحه و بعدا آزاد سازی هزاران طالب دیگر از زندان های افغانستان با فشار کردن به دولت افغانستان و با کمک ستون پنجم دولت آمریکا و سپردن و حمایت آنها در سقوط و تسلیم دولت و تا این دم حمایت طالبان و جفا در حق ملت افغانستان روا دارند. 1.2. سرپرست وزارت دفاع (ملا یعقوب) - سابقه: پسر ملا عمر (بنیانگذار طالبان). - جنایات: - فرماندهی عملیاتهای نظامی که منجر به کشته شدن هزاران غیرنظامیشد. - مسئولیت محاصره شهرها و قحطیسازیدر مناطق هزارهنشین. - سواد: تحصیلات حوزهای در پاکستان، بدون دانش نظامی آکادمیک. --- 1.3. سرپرست وزارت امور داخله (سراجالدین حقانی) - سابقه: از رهبران شبکه حقانی(گروه تروریستی تحت حمایت پاکستان). - جنایات: - برنامهریزی حملات انتحاری در کابل، از جمله حمله به هتل اینترکنتیننتال (۲۰۱۸) با ۴۰ کشته. - قتلعام کارمندان دولت و نیروهای امنیتی پس از تسلط طالبان. - سواد: تحصیلات مدرسه دینی حقانیه در پاکستان، بدون دانش مدیریتی. --- 1.4. سرپرست وزارت تحصیلات عالی (عبدالباقی حقانی) - سابقه: از اعضای شورای کویته (حلقه رهبری طالبان در پاکستان). - جنایات: - ممنوعیت تحصیل زنان در دانشگاهها. - پاکسازی استادان روشنفکر از دانشگاهها. - سواد: تحصیلات مدرسه دینی، بدون مدرک دانشگاهی. --- 1.5. سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ (خیرالله خیرخواه) - سابقه: از جوخههای مرگ طالباندر دهه ۱۹۹۰. - جنایات: - مسئول اعدام روزنامهنگاران و هنرمندان در دوره اول طالبان. - سانسور کامل رسانهها و ممنوعیت موسیقی. - سواد: بیسواد، تنها توانایی خواندن قرآن را دارد. --- 1.6. سرپرست وزارت انرژی و آب (عبداللطیف منصور) - سابقه: از فرماندهان میدانی طالبان در حملات انتحاری. - جنایات: - مینگذاری جادهها که منجر به کشته شدن غیرنظامیان شد. - سواد:بیسواد 2.) محل پرورش و زندگی طالبان : جای تأمل است که بسیاری از وزیران طالبان حتی در داخل افغانستان رشد نکردهاند، چه برسد به اینکه سابقهای در میدانهای جنگ داشته باشند. اکثر آنان در خارج از کشور، بهویژه در پاکستان، پرورش یافته و تربیت شدهاند و روابط نزدیکی با سازمان استخبارات نظامی پاکستان (ISI) داشتهاند. برای نمونه، به چند تن از آنها اشاره میکنم: ۱. ملا عبدالغنی برادر – بزرگشده در کویته و پشاور، پاکستان ۲. ملا یعقوب مجاهد – اقامت و پرورش در کویته، پاکستان ۳. امیرخان متقی – تربیتیافته در کراچی و پشاور، پاکستان ۴. ملا عبدالسلام حنفی – بزرگشده در کویته، پاکستان ۵. قاری فصیحالدین – رئیس بانک مرکزی؛ اقامت در پشاور، پاکستان. . 3.) رهبری طالبان( هیبت الله آخنزاده : رهبر طالبان هیبت الله آخنزاده یا امیرالمومننین طالبان که هیبتالله آخوندزاده نام دارد، تاکنون در جمع مردم ظاهر نشده و هیچ پیام ویدئویی خطاب به مردم منتشر نکرده است. به همین دلیل، مردم دو گمان دربارهٔ او دارند. نخست اینکه، شخصی به نام «ملا هیبتالله » مدتها پیش درگذشته و اکنون نهادهای استخباراتی منطقه به نام او فرمانها را صادر میکنند. دوم اینکه، ملا هیبت الله فعلی خود فردی است که فاقد دانش و درک سیاسی و اجتماعی بوده و توانایی لازم برای بیان سیاسی، رهبری و درک مسائل دینی و دنیوی را ندارد؛ و در واقع، نام و جایگاه او صرفاً سمبولیک است، درحالیکه دستورات و هدایتها از سوی استخبارات کشورهای دیگری مثل CIA و ISI صادر میشود. چرا هیچ ویدئو او در این سال ها بیرون نشده است ، درحالیکه عکس اش است پس چرا از مردم پنهان میشود . کارشناسان حوزه جعل گفته حتی تمام صوت ها منصوب به ملاعمر بخصوص از سال ۲۰۰۱ به بعد جعل است و همین هم در مورد هیبت الله آخنزاده نیز صدق میکند، که واقعا خود زنده یا مرده او از این خبر دارد این همه فعالیت های تروریستی تحت نام او و عکس مربوط به او انجام میشود.که در آخرت جواب گو و رسوا خواهد بود این همه مردم و مسلمان ها. 4). ملا عمر ( رهبر دور اول حکومت طالبان ) : ملا محمد عمر رهبری قبلی طالبان در دور اول او هم تنها یک عکس از آن بیرون شده بود و فرمان ها کتبی بودند و صوتی که ، هیچ نماینده هیچ کشور اسلامی حتی در دور اول اعتراف نکردند و نتوانستند رهبری این گروه را ببینند ، حتی مردم درخواست کردند که امیرالموننین،ملاعمر را دور اول ببیند ولی این شخص جهت قبول کردن درخواست یک تعداد دز د روی بام برآمده و عقب خود را به مردم نشان داده و گفته شرم و پرهیزگاری زیاد است خود را نشان داده نمیتوانم که خود نماینگر است که همه بازی اسخبارتی است و فریب دادن و شعور مردم افغانستان را هیچ فکر کردن است، همه میدانستند در دور اول هم افراد اسخبارات جهان بنام ملا عمر حکومت میکردند و نام و عکس صرف سمبول برای پوشش حملات طالبان بوده است ، حتی احمد شاه مسعود به این موضوع تذکر داده بود که بجای طالبان با ما آمریکای و سعودی ها میآیند مذاکره و گفتگو میکنند آنها دانسته بود ملاعمر در کار نیست. فصل ششم : دلایل سقوط افغانستان: در اینجا میپردازیم به اینکه چرا دولت جمهوریت را سقوط و مجبور به تسلیمی کردند و جرا افغانستان به دست طالبان تروریست سپردند و طالبان را حمایت میکنند: 1). ناامنسازی عمدی افغانستان پاکستان، آمریکا و طالبان با حمایت از گروههای تروریستی و ایجاد مدارس افراطی، موجب بدنامی اسلام شدند. - هدف آنان ترویج قرائت افراطی از شریعت، ایجاد بیثباتی در منطقه و گسترش تروریسم بوده است. البته در گذشته تنها چند مدرسه محدود در پاکستان برای آموزش نظامی طالبان و ترویج افراطگرایی دینی تأسیس شد، اما این تعداد برای طالبان و حامیانشان کافی نبود، زیرا اکثریت مردم در آن زمان مخالف طالبان بودند. حامیان اندک آنان عمدتاً در مناطق جنوبی و شرقی کشور، در میان برخی از قبایل پشتون حضور داشتند. با این وجود، برای بدنامسازی اسلام در سطح جهانی و ایجاد ویرانی گسترده در افغانستان و کشورهای همسایه، تعداد محدود طالبان و طرفدارانشان کفایت نمیکرد، چرا که در صورت قیام مردمی، بهراحتی قابل شکست بودند. اما پس از تسلط طالبان بر حکومت افغانستان با کمک آمریکا و حمایت مالی خارجی، صدها هزار مدرسهٔ افراطی ایجاد شده است. البته، پیش از این نیز در افغانستان مدارس دینی و آموزشهای مذهبی در مساجد وجود داشتند، چرا که ۹۹ درصد مردم افغانستان مسلماناند. اما برای طالبان، آنچه اهمیت دارد، تحمیل تفکر افراطی و طالبانی است. آنان بهطور فعال در راستای این هدف حرکت میکنند و روزبهروز به تعداد این مدارس افزوده میشود. اکنون مردم افغانستان در گرو این سیاستها قرار گرفتهاند. به نظر میرسد آمریکا و طالبان دیگی را بهآهستگی میپزند که نتیجهاش، گسترش جریانی سیاهپوش خواهد بود. جریانی که خود طالبان نیز بخشی از آناند، اما دود آن نهتنها به چشمان مردم افغانستان میرود، بلکه ممکن است همسایگان کشور را نیز بسوزاند. ؟ ۲). جلوگیری از تکمیل راه ابریشم - مسیر حیاتی سرک حلقوی افغانستان (تنها بخش ناتمام راه ابریشم) عمداً متوقف شد. - هدف: ممانعت از اتصال راه خشکی چین به غرب و تضعیف توسعه اقتصادی افغانستان. ۳). توطئه آمریکا برای ایجاد ترس در متحدان - آمریکا با سقوط برنامهریزیشده افغانستان به کشورهای خلیج و متحدان هشدار میدهد: خروج ما = سقوط دولت شما (مثل افغانستان)! - درحالیکه خود طالبان را تسلیح، تأمین مالی و تحویل قدرت داد. - حمایتهای فعلی آمریکا از طالبان تحت عنوان: - "مبارزه با داعش" - "کمکهای بشردوستانه" - "حمایت اقتصادی" - همه این اقدامات در راستای اهداف سیاسی پنهان است. ۴.) اعتبار رسمیتاعتبار و اعتماد به نفس گروههای تروریستی که تحت نام اسلام فعالیت میکنند، در حالی مطرح میشود که تمامی عملکرد آنان منجر به کشتار بیگناهان در کشورهای اسلامی، ویرانی زیرساختها و فرار سرمایه شده است. سقوط برخی حکومتها با همدستی خیانتکاران و حمایت برخی قدرتهای خارجی، بهویژه ایالات متحده، تنها بهمنظور تقویت روحیه این گروههای تروریستی صورت گرفته است. این گروهها باید بدانند که شیوهها و اعمالشان هم از دیدگاه اسلامی و هم از منظر انسانی کاملاً مردود است. با استفاده از سلاحهای ساخت کفار و ریختن خون هموطن نمیتوان کشوری اسلامی و آباد بنا کرد. تنها با قلم، دانش مدرن و اقتصاد توانمند میتوان کشوری مستقل و مقتدر داشت. اگر کمکهای مالی و اطلاعاتی آمریکا و دیگر حامیان خارجی نباشد، گروه طالبان حتی یک هفته نیز قادر به اداره حکومت نخواهد بود؛ زیرا بسیاری از وزرای آنها حتی سواد خواندن و نوشتن ندارند، چه برسد به توانایی در حکومتداری، برنامهریزی، یا پیشرفت یک کشور.. فصل هفتم: سواد و جهالت مردم طالبان با بهرهگیری نظاممند از بیسوادی و فقر اقتصادی در افغانستان، سلطه خود را تثبیت کردهاند. در ادامه، مکانیسمها و پیامدهای این سیاست را بررسی میکنیم: 1.) تشدید عمدی بیسوادی - محرومیت آموزشی: - بستن مدارس متوسطه و دانشگاهها برای دختران و محدود کردن دسترسی زنان به تحصیل و مهارتآموزی. - جایگزینی آموزش مدرن با مدارس دینی تکبُعدی (مانند دارالعلوم حقانیه در پاکستان) که فاقد علوم کاربردی هستند. - تبعیض جنسیتی: - محرومیت ۸۰٪ زنان شاغل از کار (بهویژه در بخشهای دولتی و سازمانهای غیردولتی) که به "زنانهشدن فقر" انجامیده است. ۲.) استفاده ابزاری از فقر اقتصادی - وابستگی معیشتی: - ایجاد اشتغال کاذب برای مردان در نهادهای امنیتی طالبان (با حقوق ماهانه حدود ۱۰٬۰۰۰ افغانی) جهت خرید وفاداری آنان. - تشویق کشت خشخاش پیش از ۲۰۲۱ بهعنوان منبع درآمد برای جنگجویان. . - اخراج ۱٫۵ میلیون کارگر و ۳۰۰٬۰۰۰ کارمند دولتی (غیرپشتون) که به بیکاری گسترده انجامید. - توجیه ایدئولوژیک فقر - انکار مسئولیت: - رهبران طالبان فقر را "تقدیر الهی" مینامند و مردم را از اعتراض منع میکنند. - سوءاستفاده از بحران: - عدم مهارت وزیران (فاقد تحصیلات مدرن و تجربه مدیریتی) در اداره اقتصاد که به تشدید فقر انجامیده و طالبان از آن بهانهای برای سرکوب اعتراضات استفاده میکنند. . فصل هشتم: حاکمیت طالبان از نگاه دینی و مذهب حنفی طالبان ادعا میکنند که بر اساس مذهب حنفی و شریعت اسلامیحکومت میکنند، اما عملکرد آنان با اصول اصلی اسلام و فقه حنفی در تضاد است. در اینجا نگاهی به موضع علمای اسلام و نهادهای اسلامی نسبت به طالبان میاندازیم: --- ۱.) مخالفت علمای اهل سنت و مذهب حنفی با طالبان ???? فتواهای علمای بزرگ اهل سنت: - شیخ الازهر (احمد الطیب): طالبان را گروهی خارج از اسلام معتدل دانسته و اقداماتشان را مغایر با اصول حقوق بشری اسلام معرفی کرده است. - مفتی اعظم سوریه (احمد بدرالدین حسون) : طالبان را به تحریف اسلام متهم کرده و حکومت آنان را غیرشرعی میداند. - اتحادیه جهانی علمای مسلمین: طالبان را به خشونتگرایی و تفسیر افراطی از اسلام متهم کرده است. ???? مخالفت علمای حنفی افغانستان: - بسیاری از علمای سنتی افغانستان (مانند مولوی عبدالکریم خلیلی) با تفسیر طالبان از شریعت مخالفند و آن را سختگیرانه و غیرمنطبق با فقه حنفی میدانند. - ممنوعیت تحصیل زنان و اعدامهای خودسرانه مورد انتقاد شدید علمای معتدل حنفی قرار گرفته است. ۲.) تناقض طالبان با اصول فقه حنفی ???? حقوق زنان در اسلام vs سرکوب طالبان: - در فقه حنفی، تحصیل و کار زنان نه تنها حرام نیست، بلکه در برخی موارد واجب شمرده میشود. - اما طالبان تحصیل دختران را ممنوع کرده و زنان را از مشارکت اجتماعی محروم میکنند. ???? عدالت اسلامی در مقابل اعدامهای خودسرانه: - در اسلام، محاکمه عادلانه شرط اجرای حد است، اما طالبان بدون دادگاه منصفانه مخالفان را اعدام میکنند. ????حفظ جان و مال مسلمین در مقابل فقر و گرسنگی: - طالبان با سیاستهای نادرست اقتصادی، باعث گرسنگی و فقر گسترده شدهاند، در حالی که اسلام تأمین معیشت مردم را از وظایف حکومت میداند. ۳.) موضع سازمانهای اسلامی بینالمللی ✅ سازمان همکاری اسلامی (OIC): - طالبان را به نقض حقوق بشر متهم کرده و خواستار تغییر سیاستهای ضدزن آنان شده است. ✅ اتحادیه علمای مسلمین جهان: - طالبان را به تفسیر غلط از جهاد متهم کرده و خشونتهای آنان را محکوم نموده است. فصل هفتم : آمریکا و تحریمهای طالبان طالبان بهطور گسترده تحت تحریمهای بینالمللی قرار دارند، اما پرسش شما بهدرستی به چرایی تداوم قدرت آنان علیرغم این تحریمها اشاره دارد. در تحلیل این مسئله، چند عامل کلیدی نقش دارند: ۱.) تحریمهای موجود و محدودیتهای آنها - تحریمهای تاریخی: از سال ۱۹۹۹ تاکنون، طالبان تحت تحریمهای شدید ایالات متحده و سازمان ملل قرار داشتهاند، از جمله مسدودسازی داراییها، ممنوعیت سفر مقامات و تحریمهای تسلیحاتی. - تحریمهای هدفمند اخیر: در دسامبر ۲۰۲۳، آمریکا دو مقام ارشد طالبان (خالد حنفی و فریدالدین محمود) را بهدلیل نقض حقوق زنان تحریم کرد. اتحادیه اروپا نیز ۱۳ مقام دیگر را تحریم کرده است. - مشکل اجرا: تحریمها اغلب بر اقتصاد رسمی تأثیر میگذارند، در حالی که طالبان از طریق قاچاق مواد مخدر، معادن غیرقانونی و شب
