سخن های تاریخی در حاشیه تجاوز نظامی اتحاد شوروی به افغانستان
د.ح.ت
رژیم صد روزه ء حفیظ الله امین
بعد از بر خورد مسلحانه بین تره کی و امین در ۲۳ سنبله ۱۳۵۸ش/ 14 سپتمبر 1979م. با گزارش رادیو افغانستان، اسلم وطنجار ، گلابزوی، مزدوریار و سروری از کابینه برطرف گردیدند که در حقیقت آنان به سفارت شوروی پناهنده شده بودند و فردای آن پوزانوف سفیر شوروی به ارگ آمد و با امین ملاقات نمود. روسها از امین تقاضا نمودند که تره کی را به آنها بسپارند. ولی این پیشنهاد رد گردید و تأثیراتی در روابط دو طرف گذاشت زمانیکه جلسه تاریخی ۲۵ سنبله ۱۳۵۸ش به ریاست دکتور شاه ولی، تره کی خلع و امین را به قدرت رسانید. مراسم خاصی برای تدفین سید داود ترون در تپه شهدا ( تپه مرجان ) گرفته شد . شهر جلال آباد به ( ترون شهر ) و شهر گرشک ( به نواب شهر ) که یکی دیگر از قو ماندان ها کشته شده گارد امین و معاون سازمان اکسا بود مسمی گردیدند . همچنان شفاخانه جمهوریت را بنام یکتن از کشته شده های گارد او بنام اکبر روغتون نامگذاری کرد. شعار ها و عکس های تره کی از سراسر افغانستان و ادارات برداشته شد . امین بنابر پیشنهاد قبلی روسها به تره کی که می خواستند نور احمد اعتمادی را به قدرت برسانند، متوجه اعتمادی شد که در زندان پلچرخی حبس بود و همان شب او را اعدام نمود .
امین می خواست سه مخالف نظامی خود را که سفارت شوروی پناه برده بودند نیز دستگیر نماید اما بنابر گزارشی روسها آنان را در میان تابوت های بنام عساکر کشته روسی به ماسکو انتقال داده بودند . در کابینه نیز تغییراتی بوجود آمد و دکتور شاه ولی بحیث وزیر خارجه ، اسدالله امین برادرزاده و دامادش بحیث رئیس سازمان جاسوسی اگسا مقرر شده ، نام این سازمان را به ( کام ) مبدل کرد . عبدالله امین برادر بزرگش رئیس شمال که شامل چهار ولایت شمال افغانستان ( قطغن زمین میشد ) صلاحیت اجرایی پیدا نمود . عبدالرحمن پسر امین در سازمان نو تأسیس (محصلان و جوانان) مؤظف گردید. اکبر مهر که یکی از تربیت یافته گان و از اخلاصمندان امین بشمار می رفت بحیث رئیس گارد و هم رئیس تشریفات وزارت امور خارجه اجرای وظیفه می کرد .
رژیم امین که در مخالفت ایستایی و غیر متحرک پرچمی هاو خلقی های طرفدار تره کی قرار داشت ، سعی نمود سیاست جدیدی را زیر عنوان قانونیت ، مصوونیت و عدالت مطرح نموده ووعده تدوین قانون اساسی را به مردم داد . اما روش دد منشانه کمونیست با شدت آن بجای مانده بود همچنان امین می خواست تا زمینه های تفاهمی و همکاری را با مخالفین باز نماید. لذا امین پدر و دو برادر گلبدین حکمتیار را زندانی نمود و از وی خواست تا موضعگیری های مبارزاتی اش را در تفاهم رژیم کابل برگرداننده و همکاری نماید. سید محمد گلابزوی که بعد از تجاوز قوای روسی به افغانستان در رژیم کارمل سمت وزارت داخله را داشت ، بر اساس برنامه های تبلیغی علیه عملکرد های امین و بر حق جلوه دادن رژیم دست نشانده کارمل، در زمینه روابط مخفی حفیظ الله امین و گلبدین حکمتیار ، ادعا داشت که مامورین مخفی امین در ماه میزان ۱۳۵۸ش/ اکتوبر 1979م. به پشاور رفته و ضمن تماس های با سازمان (سی آی ای) امریکا و مقامات پاکستانی، با حکمتیار نیز در تماس شده و خواهان تشکیل حکومت ائتلافی مشترک شدند. حکمتیار پیشنهاد نموده بود که اولتر از همه شعار های انقلاب ( ثور ) داده نشود (۱۸)
به گزارشی امین از حکمتیار خواسته بود که در صورت همکاری با رژیم، بعنوان فرد دوم کشوری برگزیده خواهد شد. حکمتیار این پیشنهاد امین را رد نموده و او را نوکر روس و فرد الحادی خواند. امین در انتقام حرف های حکمتیار، پدر و دو برادر و دو کاکایش را اعدام نموده ، سلسله ء گرفتاری ها و اعدام اعضای حزب اسلامی نیز در سازمان جاسوسی کام و زندان پلچرخی بیشتر از دیگر مخالفان بود. زندانی های پرچمی تحت الحمایه روس ها قرار گرفتند و پوزانوف در اولین نشست خود به امین هوشدار داد تا در صورت از بین بردن پرچمی ها، رژیم کابل بقا نخواهد داشت. روسها به بهانه دعوت رسمی از امین خواستند که به ماسکو برود اما وی با تجربه و شناختی که از سازمان (کی جی بی) داشت این دعوت را نپذیرفت روسها نیز بی برنامه شده و در سه جناح مختلفه کمونیست های افغان را در یک اختناق و تضاد می دیدند. از آنجائیکه سعی روسها " مبنی بر سقوط دادن امین ناکام شد، او نه تنها قدرتش فزونی بخشید بلکه در برابر روشهای روس نیز در خود احساس ناآرامی میکرد. او برای کسب حمایت مردم تلاش مینمود و کوشش های بخرچ داد تا مناسباتش را با پاکستان بخشد (۱۹) روس ها از عملکرد های تلقین شده یی کمونیسم – نشنلیزم امین راضی نبودند.." امین دارای شخصیتی چندگانه و مرموز بود و دولت شوروی به او اطمینان کافی نداشت ."(۲۰)
ظاهراٌ کمونیست ها اگر خواهان امین هم نبودند با دلهره و ترس جانبداری خود را از وی اعلام می نمودند . امین درک نموده بود که روسها سعی در یک مداخله نظامی به افغانستان خواهند نمود لذا در بیانات و اعلامیه های رژیم از طریق رسانه های گروهی اعلام می گردید که در صورت ضرورت و یا از طرف شب پرده های اتاق های منازل کشیده شده ووسایل تنویر و روشنایی در بیرون از خانه ها خاموش گردند قیود شب گردی بیشتر شده و غرش هواپیما های نظامی در فضایی کابل و ولایات و در حوالی میدان هوایی کابل وبگرام بوضاحت شنیده میشد .
در حقیقت روسها برنامه تجاوز را به افغانستان داشتند ولی نه به نحوی که اتفاق افتید. روسها می خواستند تا اامین را توسط تره کی از میان بردارند و بعد تره کی بعنوان جلوگیری از فشار مجاهدین از عساکر روسی کمک طلبد که بنام مشاورین روسی این قوا به داخل فرستاده شود زیرا بعد از قیام هرات فشار مردمی و مخالفت با رژیم و همبستگی با مجاهدین بیشتر گردیده بود ضمناٌ روسها در نظر داشتند که هرگاه با از بین رفتن مخالفت های در داخل اردو توسط هواداران امین صورت گیرد بازهم تقاضای تره کی از داخل شدن قوای روس در سرکوبی این مخالفت ها به نحوی جامعه بین المللی را از واکنش های تند حذر خواهد نمود .
مناسبات امین با روس ها در یک فضای عدم اعتماد پیش می رفت. الکساندر پوزانوف که در تسریع مخالفت های کشورش علیه رژیم نقش داشت ، در اولین مذاکرات خود با امین نیز تقاضا نمود تا تره کی را سالم به روس ها برگرداند، که موجب نارضایتی امین را فراهم کرده و از مسکو خواست تا شخص دیگری را بجای وی بحیث سفیر شوروی در کابل مقرر نماید . بتاریخ ۱۱ قوس / اول دیسمبر 1979 م. فکرت تابییوف سفیر شوروی در افغانستان گماشته شد. اما تمام امور در دست زافرونچک مشاور بریژنیف بود .
سازمان دفاع از انقلاب (ادامه این بخش را در مقاله بعدی پیگیری نمایید!)
