No-IMG

آیا اجازه خواهید داد مردم شراب بنوشند؟!

ادهم شرقاوی

 

پنجاه سال حکومت بعث!

چهل هزار نفر را حافظ اسد فقط در حماه کشت!

نیم میلیون نفر را پسرش کشت!

سه میلیون نفر را به گوشه و کنار دنیا آواره کرد!

آن‌ها را با سلاح‌های شیمیایی و مواد انفجاری زد!

در چادرها و شرایط سخت پناهندگی بمبارانشان کرد!

بیش از دویست هزار مفقود که فقط خدا می‌داند چه بر سرشان آمده!

درهای زندان "صدنایا" که باز شد، جهان فهمید آنچه بشریت درباره ادبیات زندان نوشته، به‌اندازه یک فصل از جنایات آن نیست!

با این همه، بشار اسد همچنان رئیس‌جمهوری بود که در غرب ترسی ایجاد نمی‌کرد!

و در شرق، به نشست‌ها به‌عنوان رئیس یک کشور دعوت می‌شد! بر منبر می‌نشست و از جنایات اسرائیل در غزه سخن می‌گفت؛ جنایاتی که چندان با آنچه خودش علیه ملت خود مرتکب شد، تفاوت نداشت!

اما باز هم کسی از او نمی‌ترسید، با اینکه همه می‌دانستند یکی از بزرگ‌ترین خون‌خواران عصر مدرن است!

مرزهای اسرائیل را به‌خوبی حفظ کرد و با مقاومتی که در جولان حتی یک گلوله هم شلیک نکرد، تجارت کرد!

هم‌پیمانانش در خفا زمزمه می‌کردند که اطلاعاتشان را به دشمن داده، زیرا دیر فهمیدند که او فقط به تاج‌وتخت خود وفادار است.

اما او تا صبح فرارش، وحشتی در دل هیچ‌کس نیانداخت!

سپس انقلاب پیروز شد، صاحبان خانه‌ها به خانه‌هایشان بازگشتند!

آن‌ها بسیار متمدن بودند و فتحشان یکی از رحیم‌ترین فتوحات تاریخ مدرن بود!

به اقلیتی که پنجاه سال به آنان ظلم کرده بود، تعدی نکردند!

مرقدی را خراب نکردند و کسی را از انجام مناسکش منع نکردند!

با این حال، وحشت در سراسر جهان پیچید!

دمشق مقصد دیپلمات‌هایی شد که می‌خواستند بدانند آن‌ها چگونه کشورشان را اداره خواهند کرد!

تلویزیون‌ها از آنان سخن گفتند و در اخبار جهانی صدرنشین شدند!

بی‌بی‌سی با احمد الشرع مصاحبه کرد؛ انبوهی از سوالات مشمئزکننده!

او در پاسخ‌هایش متعادل و دیپلماتیک بود، به‌ویژه زمانی که در تنگنا قرار می‌گرفت تا پاسخی دهد که ممکن بود علیه او استفاده شود. به‌نظر می‌رسید دوران ادلب به او فرصت جمع‌آوری افکار و آماده کردن پاسخ‌هایش را داده بود.

اما دو سوال بیش از همه تهوع‌آور بود:

آیا به زنان اجازه تحصیل خواهید داد؟

آیا اجازه خواهید داد مردم شراب بنوشند؟

ناگهان این جهان نگران حق تحصیل زنان سوریه شد!

اما نگران حق زندگی آنان نبود!

سیزده سال بود که آنان با مواد انفجاری و سلاح‌های شیمیایی بمباران می‌شدند!

سیزده سال بود که بیوه می‌شدند و فرزندانشان کشته می‌شدند!

سیزده سال بود که زندانی و مورد تجاوز قرار می‌گرفتند!

هیچ‌کس در این دنیا هیچ قدمی برنداشت!

غربی که حتی اشک ریختن را بر آن‌ها حرام کرد، اکنون نگران است: آیا زنان سوریه حق تحصیل خواهند داشت؟

آیا کسی برای زنان افغانستان گریست زمانی که آمریکا آنان را می‌کشت؟

اما به‌محض خروج آمریکا، جهان کشف کرد که در افغانستان زنانی هستند که باید از حقوقشان محافظت شود!

حقوقشان را از چه کسی محافظت خواهند کرد؟ از پدران، برادران، همسران و پسرانشان!

آیا کسی برای زنان غزه گریه کرد که بیش از ۴۴۰ روز زیر بمباران بودند؟

اما به‌محض پایان جنگ، حقوق آنان به موضوعی برای بحث تبدیل خواهد شد!

آیا اجازه خواهید داد مردم شراب بنوشند؟

کجا بودید وقتی جانی، خون آن‌ها را در برابر چشمان شما می‌نوشید؟

کجا بودید وقتی مردان در زندان‌ها طعم تحقیر را می‌چشیدند؟

کجا بودید وقتی زنان قهر و تلخی را می‌نوشیدند؟

کجا بودید وقتی کودکان در اشک‌های خود خفه می‌شدند؟

پنجاه سال آن‌ها را به جلادانشان سپردید و وقتی قیام کردند، ناوگانتان را فرستادید تا آن‌ها را بکشید و نیروهایتان را برای حفاظت از پالایشگاه‌های نفت اعزام کردید!

و اکنون آمده‌اید تا از حق تحصیل زنان و نوشیدن شراب بپرسید!

این غرب بی‌شرم است!

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک