نگاه مقایسوی میان حکومت داری طالبان در افغانستان و هیئت تحریر شام در سوریه
درین روز ها بحث های داغی در مطبوعات جهانی در مورد شیوهٔ حکومت داری ا.ا طالبان برهبری محترم مولوی هبت الله آخندزاده و هیئت تحریر شام برهبری احمد الشرع جریان دارد و در افغانستان نیز کاربران رسانه های اجتماعی با دلچسپی موضوع را دنبال می کنند و دیدگاه های خود را مطرح می نمايند.
استقبال شدید مردم افغانستان و طرفداران ا.ا از پیروزی مجاهدین هیئت تحریر شام در سوريه و اظهارات اخیر احمد الشرع در مصاحبه با بیبیسی که گفت افغانستان کشور قبایلی است و تفاوت دیدگاه های وی با رهبر ا.ا باعث بگومگو های زیاد شده است.
ازین رو خوبست تا به تحلیل ابن موضوع از ابعاد مختلف بپردازیم تا گوشه های پنهان قضیه روشن شود.
پس از سرنگونی نظام مستبد بشار الاسد در هشتم دسمبر جاری و بقدرت رسیدن مخالفان مسلح برهبری احمد الشرع که قیادت جریانی بنام هیئت تحریر شام را بدوش دارد، اکنون دو جریان مسلح با داعیهٔ اسلامی در دو کشور مسلمان در حال تجربه حکمرانی هستند،طالبان در افغانستان به رهبری محترم مولوی هبتالله آخندزاده و هیئت تحریر الشام در سوریه به رهبری احمد الشرع (ابومحمد الجولانی). اگرچه هر دو گروه با هدف آزاد سازی کشور و ایجاد حکومت اسلامی شکل گرفتهاند، اما مسیرهای متفاوتی در حکمرانی، تعامل با جامعه بینالمللی و نحوه مدیریت داخلی طی کردهاند.
قابل یادآوری است که با توجه به عمر کم حکومت جدید سوريه و واضح نبودن ملامح نظام تحت رهبری احمد الشرع زود خواهد بود تا در مورد نحوهٔ حکومتداری هیئت تحریر شام داوری همه جانبه و دقیق بکنیم، اما با نظر افگندن به تجربه حکومت نجات سوریه در ولایت ادلب در سالهای قبل و کارکرد دو هفته اداره جدید در دمشق،حد اقل می توان به بخشی از روش و منهج حکمرانان جدید پی برد.
در مورد ا.ا و شیوه حکومتداری طالبان تجربه شش سال در اول و سه و تقریبا سه و نیم سال اخیر آنان مجال و مثال های فراوان برای تحلیل و ارزیابی فراهم می کند.
مطلب اول : ساختار و رویکرد حکومتداری طالبان و هیئت تحریر شام
الف. طالبان در افغانستان
حرکت طالبان بعد از رسیدن دوباره به قدرت، بعض دست آوردهای خوب و مثبت دارند که هیچ انسان منصف نباید آن را انکار کند.
اما در کنار این دست آورد ها اشتباهات و ناکامی های جدی نیز دارد که باید اصلاح شود.
هیئت تحریر شام نیز در کنار دست آورد ها کاستی ها و اشتباهات خود را دارد.
در سطور زیر به مقایسه دو حرکت نظامی-سیاسی ا.ا. طالبان و هیئت تحریر شام می پردازیم.
فقدان تفکر و فقه سياسی :
طالبان در کل فاقد تفکر و فقه سياسی واضح و روشن اند و تصور مشخصی در عرصهٔ نظام سیاسی و حکومتداری ندارند و غیر از یک کتاب بسيار ابتدایی آن هم بیشتر منقول از منابع دیگر و دارای مباحث نامنسجم زیر عنوان "الأمارة الإسلامية و نظامها" نوشته مولوى عبد الحكيم حقانى رئيس ستره محكمه ا.ا چیز بارز دیگری در ادبيات سياسی و تصور خکومت داری ندارند.
متاسفانه طالبان چنان در عرصه فهم فقه سیاسی با جمود عمل می کنند که خود را خود کفا احساس نموده و زحمت مطالعه کتب دانشمندان و علمای بزرگ عصر حاضر در جهان اسلام را که در حوزه فقه سياسی و حکومت و دولت با مرجعيت شرعی نوشته و تحقیق کرده اند به خود نمی دهند و خود را از علم و تجارب علمای جهان اسلام مستغنی احساس می کنند.مشکل نداشتن تفکر و تصور دولت داری و حکومت داری سبب شده است تا طالبان نتوانند هم در دورهٔ اول و هم در دورهٔ کنونی نمونهٔ از حکومتداری کامیاب ارائه نمایند.
تمرکزگرایی مطلق:
طالبان ساختاری کاملاً متمرکز دارد که تمام تصمیمات کلیدی آن از سوی رهبر آنها كه لقب رسمى "امیرالمؤمنین" دارد اتخاذ میشود. شورا در ساختار طالبان نقش برجسته در تصمیمگیریها ندارد و قدرت نهایی ،مطلق و بی چون وچرا در اختیار رهبر است که همه فیصله های کوچک و بزرگ را در اختیار دارد.
رژيم کنونی ا.ا طالبان بیشتر به حکومت شاهی آن هم شاهی مطلقه و نه شاهی مشروطه ، شباهت دارد و روز بروز این شباهت با تمرکز قدرت در دست امیر المؤمنين در قندهار بیشتر می شود.
ساختار قومی و منطقه ای:
طالبان عمدتاً بر خواسته از یک ترکیب قومی و در داخل آن عمدتا متکی بر یک منطقه و ولایت اند که قدرت سیاسی و نظامی را در دست دارند و نقش و حضور اقوام ومناطق دیگر افغانستان نه تنها در ترکيب داخلی طالبان ناچیز است بلکه در قدرت سياسی و نظامی نيز سمبولیک می باشد.
اگر کم رنگ بودن اقوام و مناطق دیگر در ترکیب حرکت طالبان قبل از رسيدن به حکومت قابل درک بود زیرا یک جريان و حرکت حتما از یک جای و منطقه و یا افراذ همفکر شروع می شود اما پس از رسیدن به ارگ در کابل و بدست گرفتن اداره کل کشور ايجاب می کرد تا طالبان توازن های قومی و منطقوی را در ساختار قدرت حکومتی رعایت می کردند که متأسفانه نکردند.
فهم جامد از شریعت:
طالبان در حکمرانی خود با فهم و رویکرد فقهی عمدتا جامد با قضايای حکومت داری تعامل می کنند و برای مشکلات و معضلات نوين حل و پاسخ کهنه و غیر پویا در کتب و متون فقهی قرن ها قبل جستجو می کنند و راه را برروی اجتهاد و تفکر جدید بسته اند.
این سبب شده است که مواقف و پالیسی های بشدت
محافظهکارانه و سختگیرانه اتخاذ کنند و حقوق زنان و و سایر آزادیهای مدنی را زیر نام شریعت به شدت محدود نمایند.
به تعبیر دیگر طالبان بر خلاف رهبران نوین سوريه، به حکومت و دولت بیشتر مانند یک مدرسه دینی و جبههٔ نظامی می بینند نه با روحيه و رویکرد حکومت و دولت و نتواسته اند فرق بزرگ میان قرار داشتن در مدرسه دینی و جبههٔ جنگ با زمامدار بودن و در حکومت بودن و دولتمرد بودن را درک نمايند.
ب. هیئت تحریر الشام در سوریه
ساختار نیمه متمرکز:
هیئت تحریر الشام که قبل گرفتن قدرت در دمشق تجربه حکومتداری در ولايت آزاد شده ادلب را دارد ، بهدلیل ترکیب نیروهای متنوع مذهبی و نظامی، ساختاری نسبتاً انعطافپذیر دارد. شوراهای محلی و نهادهای مستقل نیز بخشی از این ساختار هستند.
تمرکز بر نهادسازی:
این گروه در مناطق تحت کنترل خود به ایجاد ساختارهایی شبیه به دولتهای مدرن پرداخته است، از جمله شوراهای محلی، محاکم شرعی و نهادهای تعلیمی خدماتی.
بگونه مثال در ولایت ادلب، محاکم شرعی با استفاده از قضات متخصص و مشاوره حقوقدانان و مدنی فعالیت دارند که هدف آنها تأمین عدالت و ایجاد اعتماد عمومی بر نظام عدلی و قضایی است.
همچنان 11 وزارت دیگر از سال ها فعال و مصروف خدمت بسیار خوب در عرصه های مختلف حکومت داری به بیش از 4 ملیون شهروند سوریه است.
حکومت با رویکرد تدریجی:
برخلاف طالبان، هیئت تحریر شام تلاش کرده است قوانین اسلامی را بهصورت تدریجی و با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی اجرا کند.
رهبری تحصیل یافته و با مطالعه:
رهبران جدید سوریه بشمول احمد الشرع افراد درس خوانده و آگاه از علوم شرعی و عصری اند و برعلاوه داشتن رشته و تخصص دارای مطالعه و آگاهی از شیوه ها و تجارب دولت داری استند و ظرفیت تطابق با واقعيت های داخلی و بین المللی را دارند برخلاف رهبری طالبان که نه مطالعات عصری دارند و نه از تحولات جدید در عرصه حکومتداری می خواهند آگاه شوند و نه از استفاده از تجارب دیگر در عرصه سیاست و حکومت را لازم می دانند و می خواهند با کتب و متون فقهی قدیم در قرن 21 وشرایط پیچیده و بحرانی افغانستان حکومت کنند.
تأثر پذيری از اخوان المسلمین و اردوغان:
یکی از نکات برجسته در مورد هیئت تحریر الشام، شباهت تفکر سیاسی احمد الشرع به مدل اخوان المسلمین و تجربه حکومتداری رجب طیب اردوغان در ترکیه است. این تأثیرات به شکلهای زیر در عملکرد هیئت تحریر الشام نمایان شده است:
عملگرایی يا پراگماتیزم سیاسی:
احمد الشرع، برخلاف طالبان، تلاش میکند از جمود سیاسی و فقهی فراتر رفته و حکومت عملگرا و سازنده ارائه دهد. او و همکارانش تأکید کرده اند که شریعت باید با مشارکت مردم و بر اساس نیازهای جامعه و در چوکات قانون اجرا شود.
این عملگرایی شباهت زیادی به رویکرد اخوان المسلمین و حزب عدالت و توسعه رئيس جمهور ترکیه رجیب طیب اردوغان دارد که با پذیرش ابزارهای مدرن حکومتی، واقعیت های داخلی و بین المللی عمل بکنند و سیاست گام بگام و تدریجی را در پیش بگیرند تا به اصطلاح طلب الکل فوت الکل نشود.
سپردن کار به اهل تخصص:
تاکنون دیده شده است که چه در حکومت نجات سوريه در ولایت ادلب و چه در دوهفته حکومتداری در دمشق،هیئت تحریر شام می کوشد تا افراد شایسته و متخصص را به کار بگمارد.
مثلا وزیر خارجه در روابط بین الملل دکتورا دارد و رئیس عمومی امور زنان یک زن تعیین شده است و وزیر صحت عامه داکتر طب است و وزیر عدلیه تخصص شرعیات و حقوق دارد.
تعامل با جهان خارج:
احمد الشرع، برخلاف طالبان که تقریبا در انزوای بینالمللی قرار دارد، بهدنبال مشروعیت بینالمللی است. در روزهای اخیر پس از سقوط نظام بشار اسد، او پیامهایی مبنی بر همکاری با جامعه جهانی و کشورهای منطقه ارسال کرده است.
و دمشق در دوهفته اخیر مهماندار هیئت های دیپلوماتیک از کشور های غربی و عربی است.
این سیاست شباهت زیادی به مدل دیپلماسی اردوغان دارد که ترکیه را بهعنوان یک بازیگر کلیدی در منطقه مطرح کرده است.
نهادسازی و حاکمیت تدریجی:
هیئت تحریر الشام بهجای استفاده از زور برای اجرای قوانین اسلامی، به تدریج به سمت ایجاد نهادهایی مستقل و کارآمد حرکت کرده است. این رویکرد برخلاف طالبان، به مدل حکومتداری اردوغان نزدیکتر است که از نهادسازی برای تثبیت قدرت سیاسی و تحکیم دولت و حکومت بهره میبرد.
بگونه مثال در مناطق تحت کنترل هیئت، کمپینهایی برای تشویق زنان به رعایت حجاب اسلامی برگزار شد، اما هیچ مجازاتی برای زنان بدون حجاب گزارش نشد. این برخلاف رویکرد سختگیرانه طالبان است در حالی که بر خلاف زنان در سوریه بی حجابی اصلا در افغانستان وجود ندارد.
همچنان بر خلاف عملکرد و پالیسی های ا.ا طالبان در افغانستان،هیئت تحریر الشام زنان را به مشارکت در حوزههای معارف، تحصیلات عالی، صحت و مدیریت نهادهای خیریه تشویق کرده است.
بطپر مثال در شهر ادلب، زنان در مقام مدیران مدارس و مراکز درمانی فعالیت دارند و بگفته اخمد الشرع در مصاحبه ی اخیر وی با بی بی سی 60٪ محصلان در پوهنتون های ادلب دختران استند.
این نشانهای از انعطاف بیشتر این گروه نسبت به طالبان در قبال زنان است.
مطلب دوم: تجربه حکومتداری هیئت تحریر الشام در دوهفته
سقوط نظام بشار اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ نقطه عطفی در تاریخ سوریه بود. هیئت تحریر الشام با تصرف دمشق، وارد مرحلهای حساس از حکومتداری شده است. اقدامات کلیدی این گروه در دو هفته نخست حکمرانی شامل موارد زیر است:
تشکیل دولت انتقالی: احمد الشرع بهسرعت شورای عالی موقت را برای مدیریت کشور تشکیل داد.
امنیت و ثبات: نیروهای امنیتی این گروه برای جلوگیری از آشوب در دمشق و سایر مناطق کلیدی مستقر شدهاند.
ارائه خدمات عمومی: بازسازی اولیه زیرساختها و ارائه خدماتی مانند برق و صحت آغاز شده است.
تعامل دیپلماتیک: این گروه تلاش میکند از طریق کشورهای منطقهای مانند ترکیه و قطر مشروعیت بینالمللی کسب کند.
این اقدامات نشان میدهد که هیئت تحریر الشام به سمت مدلی سیاسیتر از حکومتداری حرکت میکند که در آن رویکرد عملگرایی و تعامل بینالمللی در اولویت قرار دارد.
مطلب سوم : چالشها و پیشبینی
الف. افغانستان تحت حکومت ا.ا طالبان
چالشهای داخلی:
نبود قانون اساسی،فقدان قانون اساسی،نبود حاکمیت قانون، انحصار قدرت، و اعمال سیاستهای محدودکننده علیه زنان به ويژه عدم تشکیل دولت و سپس حکومت مبتنی بر قانون باعث افزایش شکافهای اجتماعی شده است.
انزوای بینالمللی:
طالبان اگر در سیاست خارجی خود تغییری ایجاد نکند، حکومت ا.ا برسمیت شناخته نخواهد شد و افغانستان همچنان منزوی باقی خواهد ماند و مشکلات اقتصادی آن تشدید خواهد شد.
پیشبینی آینده:
طالبان احتمالاً در میانمدت به دلیل قدرت نظامی و سرکوب مخالفان به حکمرانی ادامه خواهد داد، اما در دراز مدت، این مدل حکومتداری اگر اصلاح نشود ،ممکن است به فروپاشی داخلی منجر شود.
ب. سوریه تحت حکومت هیئت تحریر الشام
فرصتها:
تجربه حکومتداری احمد الشرع، اگر با موفقیت همراه باشد، میتواند مدلی جدید از تجربه حکومت داری اسلام گرا ها را را مطرح کند. تعامل با جامعه جهانی و تشکیل یک دولت انتقالی فراگیر میتواند به ثبات سوریه کمک کند.
چالشها:
رقابت داخلی میان گروههای دیگر، بحران اقتصادی و عدم اعتماد بینالمللی بزرگترین موانع پیش روی هیئت تحریر الشام هستند.
پیشبینی آینده:
اگر احمد الشرع بتواند از مدل اخوانی بهره ببرد و حکومتی میانهرو و فراگیر ایجاد کند، احتمال تثبیت قدرت در سوریه بیشتر خواهد بود. در غیر این صورت، سوریه وارد مرحلهای جدید از آشوب و درگیری خواهد شد.
سخن آخر
تجربه طالبان در افغانستان و هیئت تحریر الشام در سوریه نمایانگر دو مسیر متفاوت در حکمرانی اسلامگرایان است. طالبان با تمرکز بر فهم و رویکرد سختگیرانه از شریعت و سیاستهای بسته داخلی و خارجی، در انزوای جهانی و بحرانهای داخلی گرفتار شده است. در مقابل، هیئت تحریر الشام با الهام از مدل اخوان المسلمین و تجربه اردوغان، تلاش میکند چهرهای عملگرا و میانهرو ارائه دهد.
آینده هر دو گروه به توانایی آنها در حل چالشهای داخلی، ایجاد مشروعیت داخلی و بینالمللی و پاسخگویی به نیازهای اقتصادی و اجتماعی مردم بستگی دارد. هرچند مسیر هیئت تحریر الشام امیدبخشتر به نظر میرسد، اما تحقق آن وابسته به مدیریت چالشهای اساسی پیشرو خواهد بود.
ما در حالی که برای ملت برادر سوریه و قیادت جدید آن تمنای خیر و دعای توفیق داریم،از رهبری محترم ا.ا امید داریم تا با وسعت صدر و دور اندیشی و مقدم ساختن منافع و مصلحت ملت و وطن و با مراجعه به اصول و ثوابت اسلام و مقاصد شریعت و با استفاده از علم و تجارب علمای راستین و مخلص و کادر های متخصص دست به اصلاحات سیاسی گسترده بزنند و زمينه های گفتمان ملی،تدوین قانون اساسی و حکومت قانون و در نهایت ثبات و توسعه وطن عزیز ما افغانستان را با حفظ دست آورد های مثبت کنونی و گذشته فراهم کنند.
و ما ذلک علی الله بعزيز.
