No-IMG

هر عیدقربان و اسلام ستیزانِ مقعد عریان

در حالیکه بعضی دوستان خیرخواه به مناسبت همین عید قربانی که گذشت از سعی وتلاشی که برای ارسال قربانیها به وطن کردند صحبت می کردند و برای ما چیزی جز این شهادت و دعا نمی گذاشتند که بگوییم : وجود چنین اشخاص در دیار غربت مفهوم دیانت وهویت را زنده نگه می دارد وخداوند عمرشان را دراز کند، متوجه شدم که دوست دیگری برخی نوشته های متعلق به تقبیح قربانی و یا هم تهوین یعنی کاستن از شأن قربانی را در پیامخانه فرستاده است و فرموده است تا نظری کنم و رأیی ارایه دارم.

با خود گفتم چنین چیزی وضع تازه ی نیست،در همان آغاز این تقابل را شیطان با این سخن که (لأقعدن لهم صراطک المستقیم) آغاز کرد و هر زمانی پرچمش را به نائبی از نوابش سپرد تا که در زمانهء ما این پرچم را به بانو بریگیت باردو هنرمند معروف فرانسوی سپرد، خانم بریگیت وظیفهء خود را اعلان دشمنی با اسلام به مناسبت هر عیدقربان نموده بود،حالا اتباع وی بشکل علنی تر در رسانه های متعدد در بعضی ممالکِ مهمِ مسلمان نشین داعیهء وی را مطرح می کنند .

لهذا نیازی به پرداختن به چنین گفته ها ونوشته ها نیست، جز همان تذکر که زمانی شخصی در جواب یکی از مدعیان دلسوزی به حیوان ومعترضان بر عیدقربان که گفته بود "از صدا کردن بز و گوسفند وگاو در وقت ذبح نمی شرمید؟ گفته بود: آن بزو گوسفند وگاو با چنان صدا میگویند: همان های که سوسیس مارا ساندویچ نموده میخورند و بعد داد دفاع از حقوق ما سر میدهند بهتر است آن چیز دیگر مارا ساندویج نموده تناول کنند.

سوسیس نوعی کوبیده شدهء گوشت حیوان است که در قیافه شبیه کیله یا موز می باشد.

صرفنظر از این، و صرفنظر از درسهای قربانی متمثل در لزوم اطاعت خدای تعالی، و لزوم اطاعت پدر و بالتبع وبالطبع مادر، و باطل بودن قربانی کردن انسان چنانکه در اعرافی رائج بود، واینکه حیوان در تسخیر انسان است و در خدمت انسان است،و دستگیری فقیران،صرفنظر از این همه،آنچه این بار نوشته های معترضین بر عیدقربان وقربانی را بارز میسازد قتلِ عامِ غزه است که یکسال است جریان دارد.

وقتی با این همه اشخاصی که با چنین قتل عام همسو باشند ویا در مقابل همچو قتل عامی که آمار کودکان کشته شده از بیست هزار گذشته است سکوت کنند وحرفی ننویسند اما با رسیدن عید قربان برای تقبیح آن یا تنقیصِ آن بنویسند، تعبیری رساتر از همان عنوانی که در بالا نوشتیم نمی باشد.

شکی نیست ما با پدیدهء روز افزون اسلام ستیزی مواجه هستیم که انواع مختلف میباشد واسامیی مختلف دارد:

 آنعده مدعیان نو اندیشی که مأموریت خود را تلاش تحریف اسلام قرار داده اند شیره وشیرازهء اسلام ستیزی هستند.

برخی از این طائفه در حالیکه به تقلیدِ غرش پلنگ وشیر میپردازند اما در طبیعت متطبع به طبع روباه هستند، مثلاً در منتهای دشمنی با پیامبر اکرم وخلفای راشدین قرار دارند اما جرأت اظهار ارتدادِ خودرا ندارند و با کتره وکنایه از طریق اشاره به برخی حوادث تاریخی واشخاصِ تاریخی اسلام میکوشند رهِ طعن به اصل اسلام را صاف کنند.

اگر این اشخاص روباه صفت جرأت کنند و رک وراست اعتراضات واشکالاتِ خود در خصوص تاریخ خلفای راشدین را بیان کنند جوابهای خواهند شنید که آنان را بسوی دو مسیر رخصت میکند:یکی بیهودن بودن بقاء آنان در اسلام ویدک کشیدن نام مسلمان.

ودیگر،فرو ریختن کاخ دروغین هویت تباریی که خود را به آن منسوب مینمایند، و دعوای هویت تباریی که اگر مقایسات تباری صورت گیرد در مواردی نسبت به جهالت تبارهای دیگر رسواتر خواهند شد و در حضیض فرو خواهند رفت.

البته شکی نیست که ارزیابی تاریخ اسلام برای فهم بسیاری از مسائل امروزی ما مسلمانان حائز اهمیت است ولازم است، اما این ارزیابی از خود معاییری دارد و هر کسی باید از آدرس اعتقاد صریح خود و با داشتن توشهء مطالعهء فراگیر وارد شود.

ارزیابی تاریخ اسلام ویا تاریخ تراث اسلامی از قبیل ارزیابی تاریخ قانون رومان یا قانون آشوری و رمز گشایی خط هیروگلیفی و سنگ نبشتهء فلان شاه و وزیر و یا تاریخ جنگ اول و دوم جهانی نیست و به خواندن چند کتاب تاریخ هم منحصر نمیشود،بلکه باید بخش عظیمی از تحلیل وتجزیهء تاریخ اسلام را از لابلای کتبِ فنونِ آن بیرون کرد.و این چیزیست که بسیاری از مدعیان ارزیابی تاریخ اسلام از نام گرفتن چند عنوانِ آن، عاجز اند.

(قد بدت البغضاءُ من افواههم وما تخفی صدورهم اکبر)

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک