مسیر تجلّیی اعظم
مسیر تجلّیی اعظم.
به نقل کانال الحره که یک کانال مسیحیی امریکایی است و در زمان اشغال عراق توسط امریکا به زبان عربی تأسیس گردید، رئیس شورای وزیران مصری مصطفی مدبولی اعلان کرده است که بنا بر فرمان صادر از رئیس جمهوری مصر حکومت فعالیت های جهانگردی رسمی را به ساحاتِ" تجلی اعظم" در طور سینا آغاز میکند.
وی گفته است مسیر تجلی اعظم زیر ترمیم قرار دارد.
تجلی اعظم چیست . این پروژه عبارت از مسیری است که وجود وخروج بنی اسرائیل از مصر بسوی فلسطین را طبق نصوص تورات و انجیل و قرآن تعیین یا هم تخمین می کند.
البته در قرآن کریم به جز عبارات کلی چیزی در این مورد واین مسیر وجود ندارد، اما در تورات وانجیل معلوم میشود چیزهای از این قبیل تفصیلی تر وجود دارد و اسرائلیان برای مقدس شماری شبه جزیرهء سینا و برای وجود خود در فلسطین به آن روایات توراتی استناد میجویند.
به خدا قسم آدم وقتی طرح وبرنامه ریزی دقیق نهادهای صهیونیستی را می بیند، ومی بیند که چطور توانستند و می توانند خط خط وقدم به قدم در صمیم جوامع مسلمان رخنه کنند، وکجاها را برای رخنه انتخاب کنند، انسان مات ومبهوت میشود.
مثلا یک شخصی بنام دکتر زاهی حواس رئیس کمیتهء آثار باستانی در مصر است، این شخص بار دیگری نیز نوشته بودم سی سال میشود تلاش می ورزد تا مصر را یک کشور دارای تمدن وتاریخ فرعونی معرفی کند،هزاران تمثال فرعونی ورومانی را از زیر خاک بیرون آورده وهرجا نصب کرده وازان موزیم ها ساخته است بلکه موزیم های سیار ساخته است، یعنی در موزیم های اروپا وامریکا بخشی از نمایشهای آثار فرعونی را برپا میکند،وبه این طریق در اذهان جهانیان نشان میدهد که مصر تاریخ اسلامیی ندارد واگر دارد مورد اعتنا نیست مصر در منظومهء تاریخ فرعونی و رومانی وبیزانسی میچرخد.این شخص در نزد نهادهای غربی شخصیت استثنائی ومحبوب حساب میشود،وچطور حساب نشود در حالیکه میگوید برای اسوده خاطر سازی جهانگردان باید اذان از مناره ها بلند نشود.
اما بالمقابل آثار باستانی اسلامی در مصر به جز چند مسجد معروف بقیه شدیداً در وضع رقتبار قرار دارند، برخی ازآن آثار اسلامی که شامل مساجد،خانقاه ها،سبیل خانه ها،قصرها،میشده است که بر دیوارهای آن مهر ونشان امرا وسلاطین حک شده است و زماني حوادثی را مجالس انسی را در اغوش خود پرورانیده اند اکنون به محل تجمع قمامه ها تبدیل گشته است، و قسمتی از آن آثار که شامل مراقد ومزارات ائمهء بزرگ اسلام وأشخاص اعلام میشود نیز زیر بار نقشهء عبور سرک و پلهای هوایی قرار گرفته و خطر اين میرود در آینده نابود شود مگر اینکه الازهر دخالت جدی کند.
جالب این است که درعرصهء ترمیم واعتناء به آثار اسلامی این زاهی حواس ویارانش میگویند: دست زدن به آثار اسلامی اشکالات مذهبی دارد،یعنی بدعت است.و عملاً هم اشخاصی از آدرس دین موضوع وجود آثار باستانی اسلامی را نوعی از تبرک نا درست جلوه میدهند وتخصیص اموال برای آن را اسراف معرفی میکنند واز این طریق ذهنیت انسان مسلمان را ذهنیت مریض ومفلس میسازند، و در این میان نهادهای استعماری از تعصبات مذهبی وتعصبات قومی در قبال حفظ آثار باستانی اسلامی استفادهء بهین میبرند. وشما در افغانستان مرقد حکیم سنائیی و وضعیت رقتبار منار جام،را شاهد هستید، واگر به آرزوی چند ظاهرگرای جاهل دیگر باشد، باید قبور موجود در ساحت مسجد جامع هرات ومزار منسوب به علی در بلخ برین نیز تخریب گردد.
خلاصه این زاهی حواس چندی قبل سخنی گفت که بگومگوهای را برانگیخت و حالا فهمیده میشود رازی در ان نهفته بوده است،وی گفت باستان شناسی ما نشان میدهد که رابطهء میان یکی از پیامبران بنی اسرائیل یعنی حضرت موسی و هیچ یکی از فراعنهء مصر وجود نداشته است،و بدین ترتیب نظریهء را که میگوید یکی از فرعونهای بزرگ مصر که همان رمسیس دوم وبانیی بعضی اهرامات است و اسرائلیان از سوی سوی وی عذاب دیده اند رد نمود.
این سخن وی بحثهای را در رسانه های اجتماعی مصر بر انگیخت، ومعلوم میشود اعلان چیزی بنام پروژهء تجلی اعظم و بردن جهانگردان به آن مسیری که گویا اسرائلیان از آن مسیر از مصر به سوی فلسطین عبور کردند، در زیرِ پوشش چنین انکار سازماندهی شده صورت می گیرد.
و دلیل سازماندهی بودن چنین موضوعات این است که ابراز رأی و نظر در مصر در عرصهء سیاسی محدود است، ودر بابت اسلامگرایی نهضتی هرگونه رای ونظر ممنوع است، اما اظهار رأی ونظر در بارهء اعتقاد دینی آزاد است،فقط زمانی که اهانت واضح علنی به ادیان صورت گیرد و اشخاصی بطور رسمی از آن عمل به دولت بحیث متضرر شکوه برند ودعوی رفع کنند دولت آن نوع اهانت به ادیان را جلو گیری میکند ولی تاهنوز دیده نشده است که جزای یکی از این نوع مفسدین اجتماعی مانند جزای یکی از اسلامگرایان باشد.
بلکه در همین روزها نهادی متشکل از بعضی نواندیشان دینی در مصر تاسیس شده است،این نهاد بر شانه های سه شخصیت بارز جامعه مصر که در جهان عرب نیز شنونده دارند بنا یافته است یا لا اقل این سه چهره بحیث شکل ظاهری این نهاد نمایانیده میشوند،یکی از این اشخاص اسلام البحیری نام دارد که علمدار انکار سنت است،و سخنهای حق وباطل را با هم آمیخته و در مجموع سنت نبوی را زیر سؤال میبرد،شخص دوم شخصی بنام دکتر یوسف زیدان است که ادیب ومحقق فلسفه است وبه همبستگی عمیق با اسرائیل متهم است،وشخص سومی هم شخصی بنام ابراهیم عیسی است که گویا سابقهء کمونیستی داشته و حالا لبرالیست شده و از لحن صحبت وی معلوم میشود که ملحد است ودر ستیز با هویت اسلامی قرار دارد.
این سه تن نام نهاد خود را تکوین گذاشته اند و تقریباً نسخهء سیمایی نهاد دیگری است که در اردن موجود است و مؤمنون بلا حدود نام دارد،و این مومنون بلا حدود شاخهء از نهاد راند است که خانم خلیل زاد ونیز خانم رئیس جمهور قبلی از فعالین ان بودند یا هستند.
خود نام تکوین هم همانطور که معنای واکاوی را می دهد ــ البته این نام باید به گوشهایی آشنا باشد ـــ نام بخشی از تورات هم هست که بنام سفر التکوین ترجمه شده است.
لهذا برای شخصی چون زاهی حواس انکار قصهء موسی و فرعون کدام جرمی در مصر محسوب نمیشود، بلکه طرح موضوعی برای طرح موضوع دیگر محسوب میشود.
پس نکته در چیست؟
نکته در این است که چیزی که از چندی به اینسو زیر عنوان دین ابراهیمی وقرارداد قرن مطرح شد و زیرعنوان صلح ابراهام از سوی ترامپ با سران بعضی ممالک عرب امضا گردید ومتعاقب ان چندین دولت عربی که اصلا توقع نمی رفت به آن پیوستند واسرائیل را به رسمیت شناختند کاملاً برای ختم کردن قضیه فلسطین و برای مالکیتِ مطلقهء اسـرائیل در منطقه وحتی برای اعتراف به مرزهای ادبی اسـرائیل که در ادبیات خود آنرا از رود نیل تا رود فرات می داند صورت گرفته است.یعنی کشورهای عربی باید مرز اسرائیل را در سراسر خاورمیانه به حیث یک مرز ادبی بشناسند،همین است که حالا احیای معالم تاریخی یهودی در عربستان هم آغاز گردیده است.
اعتراف کردن رسمی به چیزی بنام مسیر خروج بنی اسرائیل بسوی فلسطین در سلسلهء همچو تلقین فکری صورت می گیرد، و بدین ترتیب دفاع کردن از خاک برای فلسطینیان تجاوز بر حق تاریخی اسـرائیل محسوب میشود و اینجاست که ظالم،مظلوم جلوه داده میشود ومظلوم ظالم جلوه داده میشود. اما برای اعلانِ توقیت این پروژه ها باید بهانه ی آماده باشد، تا مردم بطور تدریجی بپذیرند وغصب فلسطین توسط اسـرائیل را از منظر اعتقادی از جملهء حق مقدس صهیونیزم بشمارند.
من از مفصلِ این نکته مُجملی گفتم
توخود حدیثِ مفصل بخوان ازاین مُجمل
فصبرٌجمبل والله المستعان علی ما تصفون.
