گذری واثری - بخش 4 چهارم
"بارِ الها من که در غنای خود فقیرم، چسان در فقرِ خود فقیر نباشم.
بار الها من که در علم خود جاهلم، چسان در جهلِ خود جهول نباشم
بار الها هرگاه که فرومایگی من مرا گنگ سازد کرم تو مرا در سخن می آرد
و هرگاه که اوصاف من مرا نا امید سازد احسان تو مرا در طمع می آرد "
بعد از زیارت مرقد سیوطی به مرقد صاحب این مناجات رفتیم که از این گونه اقوال بسیار دارد،مرقد سیوطی رحمه الله درکنار سرکی قرار دارد که متصل به بازاری بنام سوق السیده عائشه است،و آغاز یک قبرستان بزرگ میباشد که بنام قرافهء امام شافعی شهرت دارد،اما در آخر قبرستان ومتصل به زیر کوه مقطم یک مسجدی زیبایی هست که در اصل عبارت از زاویه وخلوت خانهء یک مرد عارف وپارسا میباشد که خود زمانی انجا خلوت گزینی مینموده و بعد از وی در امتداد زمان احباب وی و احباب احباب وی به ان زاویه سر می زدند و از چشمه سار کیفیت کیف می ربودند.
این مرد عارف بسیار معروف است، بلی، به مسجد ومقبرهء قاضی ابن عطاء الله السکندری رفتیم.
احمد بن محمد بن عبدالکریم معروف به ابن عطاء الله السکندری منسوب به شهر اسکندریهء مصر در سال 658 هجری تولد یافته است، یعنی دقیقا در همان سالی که فرزند رشید اسلام سلطان مظفر الدین قطز و یاران عیارش و معیت سلطان العلماء عزالدین ابن عبدالسلام در نبرد عین جالوت بر لشکر هلاکو پیروز شدند ویکی از ماندگارترین نبرد سرنوشت ساز را رقم زدند،سلاطین عیاری که امروز وقتی اجساد برادران خود در فلسطین را زیر پای تانک وبلدوزر های متجاوزین میبینیم به یاد آنها می افتیم و دل به نبردهای گذشته انان خوش میکنیم، والله المستعان ولا عدوان الا علی الظالمین..
ابن عطاء الله در سال 709 هجری در همین زاویه ویا مسجد کوچک خود که عکسش در ذیل است وفات نموده و در مقابل ان بیرون از دیوار مسجد و در حجرهء کوچکی دفن شده است.احتمال می رود بعدها اطراف ان قبر به دیوار احاطه شده است.
قاضی ابن عطاء الله شاگرد بالواسطهء سیدی امام ابوالحسن الشاذلی رحمه الله بوده است و امام شاذلی به نوبهء خود درصحرای ولایت بحر الاحمر مصر مدفون است،دعاء وصلوات معروف حزب البرّ از فیوضات سیدی ابی الحسن شاذلی رحمه الله است و در دلائل الخیرات که از فیوضات سیدی ابن سلیمان الجزولی قدس الله سره است درج است،خود ابن عطاء الله با وصفیکه تألیفات دیگری در نحو وفقه دارد اما به کتابِ حِکَم العطائیه مشهور است،این کتاب حاویی بیش از دوصد قول منثور وی است که بسیاری آن واضح است وبعضی آن مبهم است و بر همین اساس بعضی در فهم آن دچار سوء فهم شدند،بسیاری از اهل الله به شرح کتاب الحکم العطائیه پرداختند و همانطور که مثنوی در محافل دیار ما خوانده میشود حکم عطائیه در محافل روحانی عرب زبانان خوانده میشود وعلمای عدیدی آن را درس داده و در س می دهند. از جملهء معاصرین عالم بزرگ سوریه مرحوم علامه رمضان البوطیی شهید به تدریس آن در مسجد برای مردم می پرداخت، همچنان میگویند مرحوم عصام العطار از بزرگان اخوان المسلمین که چند روز قبل وفات کرد به تدریس آن می پرداخت.
میگویند: قاضی ابن عطاء الله در ابتدا بدبین تصوف واهل تصوف بود و میگفت جز آنچه ما میگوییم علمی دیگری نیست. اما ارادت الهی چنان بود که صیدِ شاگرد ابوالحسن شاذلی شود.
آن دم که از وی از سخن سابقش در سابق حالش می پرسیدند.میگفت: قالی بود که با آن بر حال خود می خندیدم.
او بر اهل ظاهر بیشتر از بقیه فقهاء متحامِل بود و از همین جهت در محاکمهء امام ابن تیمیه رحمه الله نسبت به وی متحامل تر بود، غفرالله لهم جمیعا.
از شاگردان وی فقیه معروف تقی الدین السبکی رحمه الله بوده است.
تقی الدین سبکی پدر تاج الدین سبکی میباشد، این والد و ولد هردو از بزرگان علم اند، تاج الدین در کتب خود حق والدش را به منتهای ادب ادا کرده است رحم الله الوالد والولد.
بعضی اهل الله ابن عطاء الله را قطب العارفین ومرشد السالکین و ترجمان الواصلین لقب داده اند.رحمه الله رحمة واسعة.
چون به ما بویی رسانیدی از این
سر مبند این مشک را، ای ربِّ دین
................................................................................
سپاس خاص از دوست عزیز استاد محمدایوب نظامی که اگر رهنمایی ایشان نبود این مسجد ومقبرهء قاضی ابن عطاء الله را که در عکس مشاهده میشود نمی یافتیم.
