No-IMG

گذری واثری - بخش اول

تقریبا از اوّل ماه رمضان به اینسو آسمان اینجا که من هستم یا ابر آلود است یا می بارد. قرص آفتاب اگر گاهی نمودار شود مانند قرص نان در میان گدایان ربوده میشود.

لله الحمد سفر چندروزه بسوی مصر اندکی برای من انرژیِ شرقی بخشید.

زیرا چند روزی از نعمت آفتاب بهره مند شدم، در حقیقت طوری شده بودم که دهانم را به آسمان باز میگرفتم تا آفتاب در دهانم بیافتد،واقعًا که (إنّ الإنسان خلق هلوعا)، یک زمانی از آفتاب آنجا سیر شده بودم حالا به چند روز آن محتاج گشته ام.

واقعیتی که داکتران نیز میگویند این است که دور بودن از آفتاب امراض گوناگون را ببار می آرد نقص ویتامین دی را ایجاد میکند.

 به هرحال،اینجا میخواهم بعضی برداشت های اجتماعی و بعضی احساس های معرفتی را زیر عنوان "گذری واثری" با عزیزانی که به این دریچه سری می زنند در چند بخش شریک سازم.

رابطهء من با مصر رابطهء قدیمی است، بلکه رابطهء عمر است،هفده سال عمر من آنجا گذشت سال 1992 میلادی آنجا رفته بودم.

بعد از سال 2010 که اقامت دائمی در آنجارا ترک گفتم بازهم چندباری آنسو رفتم، هفتهء قبل اتفاقی دیگری در این باب بود.

به کوچه های تنگی که زمانی می رفتم باز رفتم و به آثار خاطره ها تبرک جستم و هفده سال گذشته را فریاد زدم وهمان شعر معروف عربی را زمزمه کردم:

الا لیتَ الّشبابَ یعودُ یوماً

فأُخبره بما فعلَ المَشیبُ

یعنی:

الا ای کاش بر میگشت جوانی

که میگفتم اورا، پیری چها کرد

به هرحال:

یک تصور عام در میان ما شرقیان رشد کرده است که گویا بخت وحظِّ ممالک ما در تناسب با غرب این است که در همه عرصه ها غربیان محظوظ اند وما شرقیان منحوسیم. در حالیکه موارد بسیاری هست که معکوس است.و مواردی بسیاری دیگری هم هست که حقیقتاً ممالک ما نحس گشته است.

در مسیر سفر به مصر یک روزی نیز گذری بر استنابول داشتم، استانبول یعنی شهری که در آغوش زندگی بسان کودکی در آغوش مادر خیز میزند.

چندین سال پیش در یکی از سلسله های "اینجا وآنجا" نوشته بودم: یکی از عواملی که اتحادیهء اروپا آن زمان توافقنامه ی را با حکومت ترکیه در خصوص جمع پناهندگان در ترکیه وجلوگیری از قدوم آنان به اروپا امضا کرده بود جنگ فرهنگی نیز بود.

یعنی اینکه استانبولِ امروزی، گرچند پر از نشاطِ حیات است اما ان استنابولی نیست که سه دهه پیش سفیر سابق آلمان در مراکش آقای پرفسور مراد هوفمان یکی از علل مسلمان شدنش را امانت داری دکانداران و تاکسی رانان استانبول نوشته بود.

حالا کثرت پناهندگان بر اخلاقیات شهروندان ترکیه اثر بارز گذاشته است،تاکسی رانان استنابول دیگر چندان فرقی از تاکسی رانان کابل ندارند.

اروپایی ها در قسمت تنظیم بخشی پناهندگان پلان دقیق دارند و از تجمع آنان در یک جا ویک ساحت جلوگیری میکنند وآنان را دانه دانه دور از هم توزیع اسکانی میکنند و منابع دخل وخرج آنان را کنترل میکنند.

در مصر آنچه اینبار بیشتر ملاحظه کردم رشدِ بیشترِ تفاوتِ طبقاتی بود . ساحاتی از شهر قاهره مانند میدان اوپرا، میدان ابراهیم پاشا، وکوچهء طلعت حرب وکوچهء عباس العقاد از ساحات بسیار آراسته و شایستهء قاهره محسوب میشدند اما حالا به جاهای کهنه و بی نظم تبدیل شده اند، بالمقابل شهرهای جدیدی در امتداد صحراء و در حواشی قاهره بنا گردیده است، کار برای ساختن آنچه پایتخت اداری مصر نامیده میشود و در قلب صحرا قرار دارد ادامه دارد، حکومت کنونی پلهای هوایی بزرگی را بر فراز جاده ها ساخته است و بدین ترتیب حکومت میکوشد تا هم از ازدحام وسائل نقلیه در درون شهر بکاهد و هم نقل مأمورین به پایتخت اداری را آسانتر کرده باشد.

شبهای قاهره شبهای با کیفیت است، برعکس شهرهای اروپایی که بعد از شام در خموشی فرو میروند، قاهره وامثالش بعد از شام به صدا در میایند و قهوه خانه ها پرجمع وجوش میشوند.

با وصفیکه فقر از یکسو بیداد میکند، از سوی دیگر رستورانت های مجلل پر از مراجعین میشود.

قاهره همچنین شهر کتابخانه هاست، انواع کتب در آنجا طبع ونشر میشود اما از این میان چهار تا پنج کتابخانه شهرت بسزائی دارد:

یکی کتابخانهء مدبولی نام دارد و در این کتابخانه اکثراً کتابهای ادبی مخصوصا ادبیات جهانی، کتابهای نسبتاً جنجال برانگیز در عرصه عقیده واندیشه به فروش میرسد، این کتابخانه صرفنظر ازاینکه خریدار دارد یا ندارد اما نسبت به دوره های قبلی چراغ سبز حکومتی را بیشتر دریافت کرده است.

یکی هم کتابخانهء دارالشروق است در این کتابخانه انواع مختلف کتب در عرصهء فکر واندیشه ومخصوصا فکر اسلامی به فروش میرسد، از فروشنده پرسیدم زمانی کتابهای دکترمحمد عماره شیخ محمد غزالی شیخ قرضاوی رحمهم الله در این کتابخانه شما بسیار بود ولی حالا یک دانه هم از انها نمی بینم،علت چیست؟ زهرخندی معنی داری کرد و دم نزد.

این دو کتابخانه در میدان معروفی بنام میدان طلعت حرب قرار دارند.

کتابخانهء معروف دیگری در نزدیکی این دو کتابخانه قرار دارد که بنام کتابخانهء شادی نامیده میشود وجدیدترین کتابهای حقوقی در آنجا به فروش میرسد،عربها در ترجمه کتب غربی دست بالایی دارند ترجمه های خوبی آنجا یافت میشود.

کتابخانهء معروف دیگری که مختص به حقوق است و دارالنهضة العربیة نام دارد،اکثریت کتابهای اساتید دانشگاه از این کتابخانه نشر میشود این هردو کتابخانه در جاده ي بنام شارع عبدالخالق ثروت قرار دارند.

اما در جادهءمعروف الازهر یا شارع الازهر کتابخانه ی بنام مکتبة دارالسلام وجود دارد، وانواع کتب تراث اسلامی در آن به فروش میرسد، کتابخانه های متعدد دیگری در جادهء الازهر قرار دارد که مختص به نشر کتب تراث هستند.

این بر علاوهء وجودِ نمایشگاه بین المللی کتاب در قاهره که همه ساله به مدت ده روز در یک مساحت بزرگ برگذار میشود و دارالنشرهای مختلف ممالک مختلف عربی در ان شرکت میکنند.

نماز جمعه را در یکی از مساجد ادا کردم، امام مسجد دعای طلب نصرت برای فلسطینیان کرد و بر قاتلین آنان دعای بد کرد، با خود گفتم لله الحمد که همین قدر هم باقی مانده است ولی در بعضی ممالک عربی همین هم بر فراز منابر منع شده است.

به یاد زمان مرحوم حسنی مبارک افتیدم وقتی با راننده های تاکسی دوران مبارک را یاد میکنم با صدای اسفناکی میگویند الله یرحمه،یعنی خدا رحمتش کند، شریطی از خاطرات از پیش چشمم میگذرد و آنچه بنام بهار عربی معروف گشت در پیش چشمم بسان یک دار مجسم میشود، و من نیز میگویم الله یرحمه .

واقعا ما امتی گشته ایم که خیلی دیر میفهمیم.

در سالهای اخیر ی که متعاقب آن بهار عربی صورت گرفت وبعضی نظامهای مقتدر عربی سقوط کردند اوضاع سیاسی واقتصادی وخامت داشت ولی هرگز به چنین تنزل که حالا وجود دارد نرسیده بود، بلکه برعکس آزادیهای احزاب آهسته آهسته رسوخ میافت، نظریهء تحول دمکراتیک وارد گفتمان سیاسی شده بود،آمار اسلام گرایان ثروتمند افزون شده بود،بعضی انها سلسله مارکتهای بزرگ در سطوح مملکت خود داشتند، بعضی آنان در بازار بین المللی سرمایه گذاریهای بزرگ داشتند، اهتمام به مباحث اسلامی در میان نسل جوان رشد کرده بود ولی با وقوع بهار عربی این همه از هم پاشید.

غرب میخواست این جوامع سرتاپا باهم بخورند و منقلب گردند وگماشتگان جدیدی جای گماشتگان قدیم را که از نظر غرب متکبر شده بودند بگیرند.

واقعاٌ با وصف تفاوتهای بسیار بازهم مشترکات بسیاری در میان ملل مسلمان هنوز باقی مانده است، با وصفیکه درگیر روز وروزگار پر مشقت خود هستند باز هم به قضایای سائر مسلمانان توجه میکنند، همینکه وقتی در جواب بگویی از افغانستان هستم سیل پرسش ها سرازیر میشود،منع تعلیم دختران در رأس سؤالها قرار دارد و بسیاریشان باور نمیکنند که در چنین قرنی چنین عادت فاسدی وجود داشته باشد.

با اینهم مصر کشور بزرگیست مردم مصر بطورعام تدین معقولی دارند،با وصف تلاشهای مذبوحانهء افساد، هنوز هویت اسلامی خود را نگه داشتنه اند بلکه تا جائیکه ملاحظه کردم نسبت زنانِ با حجاب، نسبت به پیش بیشتر هم شده است، اما این زنان در تناسب با زنان عدیدی از جوامع مسلمانِ دیگر، دارای درک خوبتر و سوادِ بهتر وایمانِ قویتر هستند و از حقوق وافری برخوردار میباشند.

تصویر ذیل منظری از رود نیل و شب گردی در اطراف رود نیل.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک