No-IMG

مدرسه ودانشگاه

می خواستم مطلبی در بارهء یک موضوع مهم بنویسم ولی مشاهدهء یک ویدیو نوشتن مطلبِ مذکور را به روز دیگری اگر عمر باشد، موکول کرد.

جناب مولوی صاحب عبدالقاهر حفظه الله ویدیوی کوتاهی نشر کرده اند ودر آن در رابطه با سخنانی که چند روز قبل در مورد مسائلی از ادبیات ارایه داشته بودند وضاحت افگنده اند.

فعلاً نیاز نمی بینم به محتوای موضع ایشان ویا بینش ایشان در قبال آن پاره مسائل اضافاتی عرض دارم،اما مناسب میبینم عرض کنم که اقدام ایشان برای عرضِ وضاحت در نفس الامر یک اقدام حکیمانه است و احترام به محاوره است.

جناب مولوی صاحب شخص فاضل وعالم هستند تألیفات نافع دارند، و در عین زمان شخص متواضعی هستند، و برای این سخن دلیل واضحی وجود دارد وآن اینکه به اصطلاح اگر رُبعِ أعشارِ شاگردان و ارادتمندان مولوی صاحب را یکی از مدعیان روشنفکری داشته باشد آسمان را شاخ باران خواهد کرد.

قلدر مآبی طیفی که هر منتسب به معارف اسلامی را حتی انسان نمی شماریدند از یاد نرفته است.

باز هم طوریکه اشاره کردم این به معنای این نیست که توافق نظر در خصوص بسا موضوعات با جناب مولوی صاحب "و السائرین علی دربهِ" وجود داشته باشد، آرزو دارم دائرهء این تفاوتها با تقصی های بیشتر محدودتر گردد ومن ظنِّ غالب دارم که مستجداتِ زادهء عصر عجیبی که در آن قرار داریم و سردرگمی عظیمی که انسان جامعهء ما از منظور فکری در آن بسر میبرد دروازه های تأملات و تفکرات در عرصهء کلام و فقه و تأویل را به روی علماء افاضل ما خواهد گشود.

پیامی که در نوشتن این مطلب دارم این است که طیف عظیمی از دانشگاهیان ما یا پوهنتون خوانان ما وقلم به دستان ما که اهل علم وفضل وکمال اند ویا هم قشر جوانتری اند که به مبانی اسلامی متعهد اند و در عین زمان از رشدِ قطیعهء نقل با عقل نگران اند ومن شخصا نگرانی های آنها را در این جهانِ جولانِ منطق واستدلال درک میکنم بلکه خود را همرکاب ایشان می دانم، درک کنند که تقاربِ دانشگاه ومدرسه بیشتر از تباعدِ آن باید باشد، هردو باید مکمل یکدیگر باشند.

مخصوصاً قشر جوان درک کنند که "الإختلاف فی الرأی لا یُفسد للودِّ قضیة" اختلاف رأی به معنای نقض حرمت نیست،طلابِ مدارس نیز بدانند که حفظِ حرمت به معنای غلو در شأن علماء و مقدس شماری خود نیز نیست.

عموماً پدید آمدن فضای تقابل آنهم در صورت غلیظ آن از مسیر چنین تباعدها می گذرد که به نفع مبانی اسلامی ما نخواهد بود.

آنچه فضای خشک را مرطوب میسازد حقیقتاً تواضع است،اعتراف به داشته های همدیگر است، روی آوری به مطالعات بیشتر است، تجدید نصابها است،مشورت هاست.

میتوانم بگویم جناب مولوی صاحب نبض جامعه را درک کرده اند، در حالیکه بسیاری از روشنفکر نماهای داشتیم وداریم که با کمالِ قِلَّتِ خود از کشف نبض جامعه غافل بودند یا تغافل می ورزیدند.

کسانی ممکن به این سخن من به دیدهء دیگری ببینند وتعجب کنند اما ای کاش بدانند که قدر جنابِ مولوی صاحب وامثاله زمانی بیشتر درک میگردد که به جمعی نگریسته شود که نامشان اهل مدارس است وبضاعت مدارس را هم ندارند و به نبض جامعه توجهی ندارند و استرضاءِ اهل فضل و سخن را کسر شأن خود می پندارند و جز مهر تکفیر وتفسیق وتضلیل بضاعت دیگری ندارند.

افزون بر اینکه دانشگاهیان متعهد ما غافل از این نخواهند بود که در مسلخ اهل الحاد فرقی میان اهل مدارس ودانشگاهیان متعهد نیست.

به هر حال،بیاییم این سخن امام ابویوسف رحمه الله را که بعد از گفتگو وتبادل رأی با امام مالک رحمه الله گفت عنوان منطق خود قرار دهیم.

گفت: لو رآی صاحبی ما رأیت لرجع مثل ما رجعت.

اگر دوست من یعنی امام ابوحنیفه رحمه الله آنچه را که دیدم می دید مانند من از رأی خود رجوع می کرد.

والله الموفق وهو الهادی الی سواء السبیل.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک