No-IMG

به مناسبت ۶ جدی؛ هر شخص "متغیر العقيدة" یقینا "متغیر السیاسة" هم خواهد بود

به عبارت ديگر،هر شخصی که آمادهء تغییر در عقیدهء دینی خود باشد به نحوی که یا زیر تأثیر عقائد غیر قرار گیرد،یا اینکه برای همگامی با اعتقادات ارباب قدرت و ثروت چنین کند، یا آنرا منفعت و مصلحت شخص خود یا قوم خود یا ولایت خود تلقی کند، یقینا چنین شخص و چنین اشخاص وقتي متصدی امور سیاسی شوند سیاست را معامله خواهند کرد.بلکه معامله کاری را سیاست خود خواهند ساخت.

و از اینکه تغییر عقیده جرئت بسیار می‌خواهد و از صمیم شخصیت انسان نشأت مي گيرد،چنین متغیر العقيدة در راستای سوء استفادهء سیاسی حد ومرزی را نمی شناسد و برای برهم زدن داعیه های تنظیمی،قومی،زبانی،سمتی،ولایتی ،که مفردات شعار سیاسی وی را تشکیل ميداد و مي دهد،از هیچ نوع بی چشمی و بی حیایی دریغ نمی ورزد.همين است كه با سمت وسوي خود درگیر میشود.این یک قاعده عام است.

برای اینکه در تفسیر تغییر عقیده دچار افراط وتفریط نشویم باید این واضح را مکرر واضح سازیم که تغییر عقیده عبارت از انکار اصلی از اصول دین است،و این نوع انکار بعد از دورهء جهاد بر علیه روس در میان بسیاری از مجاهدین دیروز رواج یافت،گرچند بسیاری این مجاهدین که تغییر کردند مجاهدین سنگر نبودند بلکه مجاهدین بستر بودند،بستر گرم پشاور وبالشت های پر از دالر و ریال و کلدار و مؤسسات و نشریاتی که نائلان آن در تناسب با وضعیت معیشتی چند ملیون مهاجر آنزمان،طبقهء نخبه و مرفه حساب میشدند..

به هرحال  انکار اصول دین،انکار قطعیات اسلام، انکار "ماعلم من الدین بالضروره"، در میان این طیف بعدها بسیار رواج یافت به نحوی که منادیان حکومت مبتنی بر سیاست اسلامی به انکار رابطهء اسلام وسیاست پرداختند و سیاست اسلامی را زیر داعیهء اسلام سیاسی این لقبی که صهیونیزم بین المللی برای آنان دستور نوشت، به رد گرفتند.

یا هم به تقلیل شأن نبوت نبی آخر الزمان پرداختند.

یا هم همه ادیان را علی السویه شمردند وحق وباطل را خلط کردند،یا هم به انکار وحیانیت قرآن و نزول آن پرداختند.

یا هم در طول عمر سیاسی خود بدون هیچ نوع جبر واکراه و با داشتن هر نوع امکانات در مقابل ظلم وستم استکبار جهانی صدایی بلند نکردند تا مبادا سکرتیر سفارت فلان کشور غربی از ایشان نا راض شود.

يا هم غارت اموال عام را كه بحيث امانت در دستان ایشان بود و نصيب ايتام شهداء و بيوه زنان بود براي خود حلال شمردند.

یا هم داعیهء اخوت اسلامی را به اخوت قومی تبدیل کردند.و فرهنگ ملیتی را جایگزین فرهنگ ملی کردند که این کار نیز وقتی به قصد فتنه وایمان به عصبیت قومی صورت گیرد از نقائض اصول دین حساب می‌شود.

چنین مسیر کج باعث شد تا اکثر منتسبین جهادی پریروز بر علیه روس، با حضور نظامی قدرت استکباریی دیگر، نه اینکه مخالفت نورزند بلکه آن را محبوب ومطلوب ومرغوب توصیف کنند.

مسلمان وطن دوست و مجاهد حقانی آن است که همیشه برای تغییر اشغال کافر و یا تغییر جور حاکم مسلمان جائر، بر اشغالگرخارجی اعتمادی نورزد و از آن استمدادی نجوید که از زیر باران به زیر ناودان نشیند.

(والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا وان الله لمع المحسنین).

گرامی باد یاد آن شهدای راه حق.

گرامی باد خاطره آن مارکول داران و پنچتیره داران و تهجد خوانان كه ساده زيستند ساده رفتند.

شرح تصوير:

مجاهدين مراكشي در دوران نبرد بر عليه اشغال مشترك فرانسه و اسپانیا.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک