No-IMG

در پیوند با یلدا

اگر ممالک جهان را به فعالیت کودکان تشبیه کنیم می بینیم یک کودک درس میخواند یک کودک رسم می کشد، یک کودک کار خانگی می سازد، و یک کودک پای لیچ، یخن کنده، غولک یا ترکش بر گردن، روز تا بیگاه مصروف خراب کردن خانه های زنبور است، مصروف پالیدن خانهء مینا در بالای درختان است،مصروف بریدن پر چوچه های گنجشک است.

معلوم دار است شبیه افغانستان از این نوع کودکان کدام یک است.

همین است که میبینی در افغانستان فرهنگِ دخالت در امور مردم یک فعالیت است، هرکس اگر وصلش بکشد میله یی برپا میکند ولی دشمنِ میلهء مردمِ دیگر است، جرّ وبحث در مورد یلدا را هم از همین جنس ببینید.

بسیاری مردم گرسنه می خوابند چه رسد به اینکه آنان سیب وانار و این وآن را جمع کنند و در شبی بنام یلدا دور یک سفره جمع شوند وآنرا بخورند و تا نیمهء شب قصه کنند و خوش وخرم بخوابند.

با اینهم تصور همچو یک حالتی که چند نفر اعضای خانواده زیرهرعنوانی که باشد خواه شبِ یلدا نامیده شود شب چلهء کلان نامیده شود، برای یک تعداد دیگرغیرِ قابلِ تصور است.

نیش عقرب نه از پی کین است

مقتضای طبیعتش همین است.

اگر برای همان منع کننده همچو مجلسی بالفرض مهیا شود از اولِّ شب تا آخر شب از خوشی شبش را تا روز به " فسَّس ایله دادن"، سپری می کند.

اما که مهیا نباشد وبیکار باشد همان میشود که:

چونکه هر بدخت خرمن سوخته

خوش ندارد شمع کس افروخته

لهذا اصرار بر لفظی بنام تجلیلِ یلدا هم بوی می دهد،بوی افسانه سازی، بوی استعارهء زمانی خیالیی که اکنون موجود نیست،بوی نام گرفتن مردمی که قرنهاست به هفت هزارسالگان پیوسته اند.

همچنان که اصرار بر مخالفت با چنین لفظ نیز بوی می دهد، بوی تعصب، بوی کدورت، بوی آرزوی دخالت حتی درمجالس خانوادگی خانواده ها وشب نشینی های مردم.

با همین شوخی ختم کنم که نمیدانم بنام خانمهای که یلدا نام دارند باید گریست یا نه، چون همه ساله گفته میشود یک شب دارند وخدا داند شوهرانشان پاس آن شب را می دارند یا نه.

شاد مانید

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک