No-IMG

سفر نامه ماه نوامبر الی اوایل دسامبر سال جاری - قسمت سوم

انجنير محمد عظيم ابرومند

 

گردش شهر کابل دو جنبه داشت. یکی اینکه برای سیر وسیاحت بود تا دریابم که مشغولیت مردم در کوچه وبازار و برخورد و معاشرت روزمره مردم به چه ترتیب بوده و چگونگی تعمیرات و منازل بودوباش به چه نوع است. ضمنا اگاه شوم که مردم روزمره درمغازه های فروش مواد خوراکی ، رستورانت ها و کراچی های فروش میوه جات خشک و تازه با یکدیگر چطور معامله می کنند. وازطرف دیگر وضعیت اطفال برای اشتغال و کسب معاش چطور است.

دربخش تعمیرات و ساختمانی نسبت به گذشته کمتر فعالیت دیده می شد. زیرا تردد مواد تعمیراتی در جاده ها کمتر به نظر می رسید. لیکن پیاده رو ها پاک تر به نظر می رسید. مناطق ازرانقمیت ، کارته نو ، بگرامی الی نواحی پلچرخی ازنظر آبادانی بیشتربود. کثرت نفوس مناطق یاد شده از دید من نسبت به اواخر سال ۲۰۱۹ میلادی فزاینده بود. متاسفانه اطفال بی بضاعت نسبت به گذشته زیاده تر مشغول کار بودند مانند فروش از کراچی ها و رستورانت های سیار کوچک وخدمات پیش خدمتی.

لیکن طوریکه در قسمت اول یاد اوری کردم حد اقل مناطقی را که من از نظر گذشتاندم ، تعداد گدایی گران زن ، مرد و طفل کمتر شده بود. منطقه خیرخانه ، شهر نو ، کارته مامورین ، کارته چهار، کارته سه ، جاده بزرگ دیمزنگ دارالمان هرج و مرج  کمتر داشت. در طول راه الی دارالمان صرف دو بار پوسته امنینی پولیس وجود داشت که بیشتر از طرف شب مراقبت شدید تر داشت. مراقبت شدید تر یعنی دقیقتر داخل موتر را می دیدند ، زمانیکه موتراز دارالمان داخل شهر می شد.

این نوع مراقبت را در جنوب شرقی کابل نیزمیتوان مشاهده نمود یکی در پلچرخی و دیگرش در حوالی پل محمود خان. زنان و دختران دربازار ها با لباس های متنوع دیده میشد. یعنی قسما چادری پوشیده بودند  و یا اینکه چادر بسر داشتند. در رفت وامد زنان در بازار ها کدام ممانعتی دیده نمی شد.

گذری هم به شهدای صالحین که در انجا مرحوم والدین واقارب نزدیک من دفن است داشتم وبه ارواح شهدا و رفتگان دعا نمودم. چند دقیقه که انجا بودم متوجه شدم که اطفالی در سنین بین شش الی ده ساله برای کار مانند اب رسانی ، پاکی و تمیزی قبور می ایند و میخواهند از همین طریف نیرو کار خود را در مقابل پول ناچیز یعنی حد اقل ده افغانی یعنی یک قرص نان عرضه کنند. احتمالا به نسبت اینکه در میان هفته انجا رفتم ، انقدر ازدحام نبود. در سفر اخیر من یعنی چهار سال قبل ازدحام بیشتر به نظر میرسید. انزمان نیز در میان هفته انجا رفته بود. در هرگوشه و کنار شهر موقعیکه با مردم صحبت میکردم ، صحبت ارام تر داشتند. از وضع امنیتی شهر ابراز خوشی نشان میدادند. از لحاظ امنیت زندگی شهری به نسبت هرج و مرج گذشته بسیار راضی به نظر می رسیدند. گشت و گذار در شهر بخاطر نبود گروهک های بد اخلاق ، ستیزه جو و بدماش های وابسته به قومندان ها ، رؤسای ، سران قومی، نظامی وسیاسی که مردم از عملکردشان بستوه امده بودند ، بکلی رضایت خاطر داشتند. تردد ترافیکی از این ناحیه بهتر و سریعتر شده بود.

دوبار درشهر کابل به مهمانی دعوت شدم. یکی در شهر نو کابل و دومی در کارته نو کابل. اغلب خانواده در شهر کابل بیشتر از ده نفر از خورد وبزرگ می باشند. بعضی خانواده تعداد شان بیشتر از پانزده نفر می باشد. درهر خانواده افراد تحصیلکرده وجود دارد. قسما از ناحیه بیکاری رنج می برند. ویا جوانان اند که در رشته های انجینری و علوم اجتماعی و دینی تحصیل نموده لیکن اکنون دوکاندار، بیکار و یا کدام شغل غیر مسلکی را برای امرار معاش دنبال می کنند.

تعدادی از خانواده رنج از مصیبت عدم تحصیل و تعلیم دختران خانواده خود می برند. شدت رنج انها برای دیگران که به مصیبت عدم کسب  دانش و مسلک طبقه اناث مواجه نیستند ، غیر قابل تصور است.

بطور عموم مردم شهر کابل باوجود نبود موسیقی در رستوران ها و محافل جمعی شاد تر و ارامتر دیده میشدند. قصه ها فامیلی و سرگذشت ها انها بیشتر به گذشته دوران جمهوریت های کرزی و اشرف غنی وقدرتمندان زر و زور دوران انها می چرخید و از جرم و جنایت وظلم و ستم انها یاد میکردند و مقایسه با امروز از زبان شهر نشینان کابل طوریست که انها را به چور و چپاول و ظلم و اختطاف و مظالم جنسی و رشوه ستانی ها غیر قابل تصور محکوم ومتهم می دانند.

در روز های اقامت من در کابل از یک مکتب خصوصی نیز دیدن نمودم. در این به تعداد یک هزار شاگرد مصروف درس بودند. مدیریت مکتب از من و گروه مشایعتی من که یک تیم ترکی بود، بدون توقع کمک ، صرف برای معرفی سطح درسی شاگردان و توانایی تدریسی معلمین از طبقه زن و مرد پذیرایی خوب نمود. چون مکتب خصوصی است مالک ان مرد فهیمی بود که شوق وذوق برای ارتقای سطح دانش شاگردان خود داشت. البته وجه عایداتی مکتب هم ترغیب کننده کار وفعالیت وی بود.

ساختمان مکتب دارای پارکینگ موتر های برای حمل ونقل متعلمین نیز بود. صنف درسی مجهز با چوکی و میز بودند. اضافه بران کانیتن غذا خوری برای معلمین و سایر مامورین مکتب نیز وجود داشت. تشناب های پاک وجود داشت. یک مسجد نسبتا بزرگ در داخل عمارت نیز وجود داشت.

روزی هم از یک سازمان غیر انتفاعی دیدن نمودم. این سازمان غیر انتفاعی در بخش برنامه های رادیویی ولایت کابل و سایر ولایت افغانستان فعالیت دارد. قبل از دوره حاکمیت طالبان در حدود ۳۶۰ نفر کارمند زن و مرد داشت. بنابر کمبود کمک های مالی اکنون در حدود ۱۸۰ نفر مرد و زن در انجا فعالیت دارند. بار کارمندان زن و مرد صحبت های چند لحظه ای انجام دادم. انها همه رادر همان وظایف محوله اهل فن و تجربه یافتم. اذعان می کنم که در ان سازمان غیر انتفاعی مرد وزن منحیث کارمند ایفای وظیفه می کردند.

طی مشاهدات من از کابل متوجه شدم که ساختمان ها شخصی ، شرکت های خصوصی و بعضی داویر نیمه رسمی قسما از انرژی افتابی برای رفع حوائج انرژی برقی خود استفاده میکنند. مغازه های فروش قطعات سولار و سایر لوازم برقی برای استخدام انرژی افتابی جهت تولید برق وجود داشت. بخوبی دریافتم که جوانان کشور همچنان کابل مردم پر استعداد اند و باوجود اینکه وسائل انرژی افتابی تخنیک نسبتا جدید است ،‌ کارکنان تخنیکی اینگونه وسائل خیلی تیز هوش اند و فن مسلکی خود را یا درکورس های اموزشی  اموخته اند و یا هم خود شان به اثر کنجکاو در انترنت اشنا شده اند.

دست یابی به معلومات های فنی از طریق انترنت/تلفون های هوشمند ، یک امر بکلی عادی برای نسل جوان می باشد.

طی اقامتم در کابل بار دوم خواستم که با امیر حزب اسلامی افغانستان ملاقات مفصلی داشته باشم. به همین منظور تقاضای وقت ملاقات نمودم ، در صورتیکه وقت ملاقات مفصل امکان داشته باشد، زیرا روزانه  نه تنها مردم کشورما  از هر گوشه و کنار افغانستان به ملاقات امیر حزب اسلامی افغانستان می ایند ، بلکه نمایندگان سیاسی کشور های علاقمند به افغانستان نیز دید وبازدید با ایشان می کنند.

خوب ، وقت بتاریخ ۳۰ نوامبر ۲۰۲۳ مساعد شد. برادر محترم اقای اسحاقی مسئول سکرتریت انجینر صاحب حکمتیار از من پذیرایی نمو. قبلا کدام آشنایی حضوری با وی نداشتم. شخص جوان و آگاه و وارد در تکنالوژی های جدید عصر معلومات می باشد. بعد از دقایقی صحبت با وی مرا به صالون همرایی نمود که انجینر صاحب برای پذیرایی وصحبت با مهمانان تخصیص داده است.

انجنیر صاحب حکمتیار بعد از دقیقه ای وارد صالون شدند و باهم بعد از مصافحه و سلام وعلیک به صحبت آِغاز نمودیم.

چون میخواستم از وقت استفاده نموده بتوانم نقاط نظروتحلیل خود را نیز نسبت به اوضاع سیاسی واقتصادی منطقه و کشور به ایشان ارائه کنم ، یاد داشتی درکمپیوتر با خود داشتم.

صحبت صمیانه بود وایشان به دقت تام به مسائل مطروحه از جانب من توجه داشت.

نکات مورد صحبت در اجندای یادداشت شده ام مطالب ذیل را احتوا می کرد:

- گفتمان از طریق فضای مجازی با اعضای حزب اسلامی افغانستان

همچو ابتکار بوسیله برگزاری ماهانه  کنفرانس های  زوم  فتح الباب برای کسب نظریات خواهران و برادران خارج از کشور بوده  واقدام بسا مهم برای جذبه درون سازمانی می باشد. برادران و خواهران خارج از کشور تجدید احساس همبستگی با حزب می نمایند و در می یابند که حزب بیشتر از یک خیال و ایده است. خود را مسٔول احساس می کنند تا پیوند فرهنگی و اجتماعی خود را با مردم خود از طریق سازمان تقویت بخشند.

- مساعی برای قوت بخشیدن حس همکاری میان خواهران و برادران المان

تحت همین عنوان گفته امد که گفته امد که همه اعضا زحماتی قابل توجه به مسٔله وحدت و همبستگی  نموده و می نمایند.

مگر امر وحدت و همبستگی بویژه در یک سازمان سیاسی منوط به طراحی استراتیژی ها دراز مدت سیاسی ان سازمان میگردد که در عرصه زمان تحقق می یابد . درپیگیری استراتیژی ها طبعا عده خود را همراه احساس نمی کنند . درین راستا هرعضو مسٔولیت دارد تا  در برابر  بحران های هویتی بوسیله گفتمان ها و طرح نقاط مشترک همکاری ایستادگی کنند.

متاسفانه نقطه ضعف تعداد از اعضای حزب اسلامی  همان موقف گیری های افراطی وتفریطی انها می باشد که فضای همکاری را تنگ می سازد. فعالیت شخص خودم بنابر همان نظریات افراطی و یا تفریطی جریحه دار شد و کار بجایی رسید تا برای مدتی از نوشتن مقالات و دید وبازدید کناره گیری کنم.  یاد اور شدم که قبل از صحبت کنونی با جناب محترم آقای همایون جریر و برادر محترم الحاج مهاجر زاد صحبتی داشته باشم.( با اعضای محترم شوری اجرائیه ملاقات ویژه صورت گرفت)

ـ اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان ومنطقه

ضمن مطالب مطروحه زیر همین عنوان گفته امد که معطوف ساختن فکر به اوضاع جهانی و منطقوی ما را به آسانی از پراگندگی درونی محفوظ می گرداند زیرا واضح میگردد که اقدامات و موقف های سیاست جهانی چهره های کابوس منش دشمنان را برملا می کند. و ما را به مثابه یک ملت از این ناحیه کمتر اسیب پذیر می گرداند.

ـ یاد اوری از تجارب شخصی تخصصی

فراگیری و کسب تجربه در مدیریت تخصصی دیزاین و تکمیل فابریکه های پتروشیمی و کسب تجارب در حلاجی و بررسی قرار داد های چند صد میلیون ایرویی ابراز علاقمندی نمودم تا با مثال های مشخص وعملی جوانان کشور را از تجارب و اموخته های فنی خود اگاه سازم و ان تجارب را دراختیار شان قرار دهم. چونکه حلقات سرمایه های بزرگ جهانی نئولیبرالیستی حیله های بسا فریبنده  برای استرداد عواید سرسام اور از منابع سرشار طبیعی کشور های فقیر در اختیار  دارند. یاد اور شدم که کوره های ذغال سنگ برای اماده سازی این ماده ذغال سنگ یکی از مهمترین سامانه برای ارتقای قذرت حرارتی ذغال سنگ بوده و تصفیه غاز زهرناک ذغال سنگ بطور ضمنی موادی کمیاوی را دراختیار ما قرار میدهد که نرخ بلند در بازار ها بفروش میرسد. حد اقل مواد استحصال شده از ذغال سنگ کوره دیده با قدرت حرارتی بیشتر موادی مانند سلفر خالص کریستال شده ، نمک سلفری جهت استفاده کودکمیاوی و قیر برای سرک سازی می باشد. البته تصفیه غاز ذغال یک امر حتمی است زیرا این غاز زهری نه تنها به محیط زیست خسارات وارد می کند بلکه استشمام مستقیم وبا مقدارخیلی کم باعث هلاکت زنده جان میگردد.

 ـ چند نکته در باب فلسطین و سرمایه های جهانی

لازم دانستم تا معلوماتی که دراختیارم پیرامون شرکت معروف اسرائیلی بنام  اوکتبوس دیجتال است با ایشان درمیان بگذارم. این شرکت وقتی بیشتر درسطح مطبوعات جهانی معرفی شد که تثبیت شد که شبکات اختصاصی این شرکت نرم افزار های جهت جاسوسی ازطریق تلفن های هوشمند تولید می کنند که دولت ها از ان نرم افزار برای کسب معلومات های سری مقامات دولتی و مامورین عالیرتبه دولت ها استفاده می کنند. مثلا انگلامرکل صدراعظم سابق المان مورد استراق سمع از طریق همچو نرم افزار ها در سال ۲۰۱۳ میلادی قرار گرفت. جمله معروف از مرکل درین مورد چنین بود: مراقبت جاسوسانه میان دوستان قابل قبول نیست.

شرکت اوکتبوس دیگتال همه نرم افزار های موساد و وزارت دفاع اسرائیل نه تنها تولید نموده بلکه ازهمان نرم افزارها پرستاری تخنیکی می کند. اسرائیل در جهت مراقبت همه حیات اجتماعی وحتی فردی مردم غزه از نرم افزار های هوشمند یعنی مغزمصنوعی همین شرکت استفاده می کند. تصامیم نهایی نظامیان اسرائیل بر اساس تهیه معلومات مغزمصنوعی و پیشنهاد برای اخذ تصامیم استراتیژیک و تکتیک های جنگی صورت میگیرد. هرکدام تانک های معروف مارکوف اسرائیلی مجهز با مغز مصنوعی می باشند.

درباب اقتصاد جهانی نیز صحبت صورت گرفت و موقع مساعد شد تا روشن شود که شرکت مدیریت سرمایه جهانی بنام بلک راک در سال های ۲۰۲۱ ده هزارمیلیارد دالر و در سال ۲۰۲۲ در حدود هشت هزارو ششصد میلیارد دالر امریکایی را مدیریت می کرد. یعنی همچو ارقام غیر قابل تصور زیر اداره مستقیم شرکت بلک راک قرار داشت. (لطفا با شرکت جنگی بلک واتر عوضی گرفته نشود!) بلک راک نخستین شرکت جهانی است که از چندین سال قبل به اینسو از نرم افزاری بنام الادین استفاده می کند. این نرم افزار ازبدو استفاده توانمندی شبیه مغزمصنوعی داشت.

درجریان ملاقات با انجینر صاحب حکمتیار دریافتم که ایشان پیرامون سیاست ملی ، منطقه و جهان اگاهی قابل توجه ای دارد. در هرقسمت از صحبت من تذکرات قابل ملاحظه ای داشت. لیکن با دقت تمام به توضیحات و نظریات توجه داشت. برایم جالب بود که اوقات زیاد خود را با کسانیکه جهت ملاقات وی میایند سپری میکند ، مصروف مطالعات فکری و فرهنگی می باشد. لحظه ای که من یکی از ابیات اقبال را برای اذعان به موضوعی استفاده کردم ، دفعتا اشاره به ابیاتی از مرحوم اقبال نمود که در وصف نادرشاه پدر ظاهر شاه سروده بود و گفت که از این ابیات ناراحت بوده لیکن اشعار اقبال لاهوری داری مفاهیم پخته و عمیق است.

از ارتباط با سران امارت یاد نمود و بعضی اوقات به ملاقات وی می ایند. از اصل انتخابات زمینه کسب تعلیم برای دختران نیز مصرانه یاد نمود.

احساس من بعد از ملاقات طوری بود که چگونگی صحبت با وی نوع گفتمان و دیالوگ را در برمی گرفت.

ملاقات با انجینر صاحب بیش ازیک ساعت دوام کرد. درحالیکه در اتاق انتظار تعدادی زیادی منتظر بودند.

 

قسمت چهارم درمورد ملاقات با داکتر عبدالله عبدالله  ، ملاقات با انجینر طارق یکی از قومندان های برجسته جهاد ، ملاقات بااعضای محترم  هیئت  اجرائیه حزب اسلامی افغانستان،  سفر به ولایت لوگر....

قسمت پنجم،  سفر به ولایت پکتیا ، ملاقات با ریئس بانک اسلامی افغانستان ، موضوع تجارت سرب ....

قسمت اخیر

جمع بندی مشاهدات

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک