از اینجا وآنجا؛ فلسطین إشغالی
فلسطین إشغالی.
1 ـــ یک روز بعد از حملهء حرکت مقاومت اسلامی فل سطین، بر پایگاه های نظامی اسرائیل که منجر به کشته شدن بیش از هزار ودوصد اسرائیلی واسارت دها تن دیگر شده است، اسرائیل کشتار غیر نظامیان را در غزه آغاز کرد و هنوز ادامه میدهد وتا هنوز یکهزار تعمیر را به اعتراف خود به خاک هموار کرده است،، جت های کافیر ساخت اسرائیل،اف شانزده های ساخت امریکا،میراج های ساخت فرانسه که در تشکیل نیروی هوایی اسرائیل قرار دارند وآن را یکی از برجسته ترین نیروهای هوایی خاورمیانه ساخته اند به بمباردمان غزه مشغول اند، ساختمانها فرو می ریزد، اجساد زنان کودکان روی دستها بر داشته میشوند،لحظاتی نمیگذرد که جنازه برداران خود به جنازه تبدیل میشوند.
نه فقط حمله با آهن وآتش،بلکه اسرائیل استفاده از اسلحهء قحط را نیز اعلان داشته است ، اسرائیل برق غزه را قطع نموده است،بدین ترتیب نانوایی ها توان پختن نان را ندارند ، نفت وگاز نیز در سایهء محاصرهء فراگیر در دسترس نخواهد بود، غزه چهل کیلومتر است جنگلات وباغ داری ندارد که مردم غزه از چوب آن استفاده کنند. یگانه مرزی که غزه با جهان دارد مرز با مصر هست که گذرگاه رفح نام دارد.
ارتش مصر بعد از اسقاط دکترمحمدمرسی شهر رفح در مرز با غزه را منهدم کرد وساکنان ان را به مسافت دورتری کوچ داد تا اهالی غزه و اهالی رفح از طریق تونل نتوانند با هم رابطه برقرار کنند.
حالا اسرائیل مصر را هشدار داده است که اجازه ندهد یک دانه نان برای مردم غزه عبور کند.
کانال تلویزیونی شماره 12 اسرائیل به صراحت اعلان داشته است که مصر هشدار دریافت داشته است تا مرز را کنترل کند وهر کاروانِی که برای فلسطینیان مواد حمل کند مورد بمباردمان قرار می گیرد، ظاهرا اسرائیلی ها بمباردمان این کاروان را در درون خاک مصر مطرح کرده اند واین بی سابقه است.
طیاره های اسرائیل در ظرف 24 ساعت دوبار گذرگاه رفح را نیز بمباردمان کرده اند.
بعضی موترهای همکاری اهالی مصر بعد از شنیدن تهدید اسرائیل دوباره به شهر عریش در شبه جزیره سینا عودت کرده اند.
رسانه های عربی غیرِ وابسته به اسرائیل تعداد شهدای ملکی غزه را بیش از هزار تن اعلان کرده اند، این آمار تا دو روز قبل شامل 88 کودک میشد، این کودک ها توسط بمباردمان اسرائیل کشته شده بودند، بعضی انان به توته های گوشت بدل گردیده بودند.
وزیر دفاع اسرائیل گفته است اسرائیل چنین وضعی را از سال ۱۹۴۷به اینسو شاهد نبوده است.
در آخرین مورد رزمندگان ح م ا س بر ساحات صنعتیی دیمونه یورش برده اند.
و نیز یک زن اسرائلی و کودکش را رها نمودند.
2 ـــ تلفات غیر نظامیانِ اسرائیل.
یکی از موضوعاتی که اسرائیل در توجیهِ حملاتِ خود بر افراد ملکی فلسطین استناد میکند این است که نیروهای ح م ا س در حملهء روز شنبهء خود افراد ملکی را کشته واسیر کرده اند.
گوشه های از رویدادهای روز شنبه 7 اکتوبر نشان میدهد که یک محفل بزرگِ رقص که در صحرا برگذار شده است مورد حمله قرار می گیرد،و دختران وپسران زیادی پا به فرار می نهند، ارتش اسرائیل اعلان داشته است که تعداد دوصد تن از کشته شدگان عبارت از دختران وپسران جوانی بودند که برای شرکت در یک کانسرت موسیقی جمع شده بودند.
رسانه های اسرائیلی و اروپایی حمله بر کانسرت بزرگ موسیقی را بیشتر تبارز دادند واز آن بحیث جنایتِ بزرگ یاد کردند.
اما حقیقت این است که برای اسرائیل کشته شدگان آن کانسرت شاید در آخرین ردهء عطف قرار داشته باشد،آنچه برای اسرائیل اکنون اولویت دارد شستنِ ننگِ شکستِ بزرگ است، درمنطقِ اسرائیل ترک زمین گناه بزرگ محسوب میشود لهذا این اولین حملهء فلسطینیان بود که توانستند بخش کوچکی از زمین خود را ولو برای مدت محدودی دوباره تصرف کنند. و این چیزیست که اسرائیل این را خلاف فلسفهء مشروعیتِ غصب میشمارد.
اما ح م ا س در رد این اتهام میگوید اسرائلیان به جز از کودکان و به جز از پیرسالان متباقی همه نظامی اند،زیرا طبق قانون اسرائیل مکلف به حمل سلاح میباشند، مخصوصا شهرک نشینان اسرائیلی همه ملیشه های نظامی محسوب میشوند وبارها فلسطینیان توسط افراد شهرک نشین که غیرِنظامی تلقی میشوند کشته شده اند. ازاین جهت ح م ا س اسیر گرفتن آنان را به هدف تبادل با هفت هزار اسیر فلسطینی و تعدادی از زنان فلسطینیی اسیر،مشروع میشمارد.
تعدادی از مبصرین گفته اند تفصیل کامل حمله بر مشارکین موسیقی تاهنوز در دسترس نیست و آمار کشته شدگان محفل را اسرائیل بعداً اعلان نموده است، ازاین خاطر امکان میرود استخبارات اسرائیل به هدف دست آورد سیاسی به تصفیهء دسته جمعی آنان دست یازیده باشد.
روی هم رفته این ادعا که تعدادی مسلمانان مطرح میکنند که کشتن افراد ملکی اسرائیل اشکالی ندارد سخن درستی نیست.
افراد ملکی به هیچ صورتی نباید کشته شوند،مگر اینکه در میدان جنگ حاضر باشند،اینکه در قانون مکلفیتِ حمل سلاح را داشته باشند صفت ملکی بودن را ازآنان در حالتی که وظیفه انجام نمیدهند، سلب نمی کند.
قواعد جنگی مسلمانان تمرکز بر اهل جنگ وفرو گذاشتن زنان کودکان کهن سالان وکاهنان مذهبی است.
همچنان یکی از برداشت های نادرست چسپانیدن یک ظلم و عمل نا مشروع به همه اهل یک دین نسبت داده میشود،بصراحت باید گفت ربط دادن اسرائیل به دین یهود و بدگفتن یهود بحیث قوم وتبار و دین در تضاد با واقعیت اسلامی واخلاقی قرار دارد.همانطوریکه نسبت دادن بدیهای مسلمانان به اسلام خلاف واقعیت است.
اینجاست که بهانهء یهود ستیزی از سوی صهیونیزم استفادهء سوء میشود.
تحریک عام بر علیه یک دین و یک تبار خلاف اخلاق دینی وتمدن بشری است.
ظاهرا برخی رسانه های عربی وابسته به اسرائیل نیز بهانهء خوبی ا ز حادثهء کانسرت موسیقی یافتند،روزنامهء الشرق الوسط چاپ لندن که تأسیس یافتهء یکی از امیران خانوادهء حاکم عربستان است نیز این خبر را در سرخط خود قرار داده است.
بعضی رسانه های وابستهء دیگر بعضی عکسهارا ببر خلاف واقعیت آن نشر سپردند.
اما این جا این نقطه را نیز نباید فراموش کرد که به احتمال قوی تعدادِ افرادِ مقاومت ح م ا س که یورش بردند اندک بوده اند وحتی از دو صد نفر بیش نبوده اند، اما تعداد دیگری از مردم غزه که نیز خبر هجوم را شنیدند وبرداشته شدن دیوار بزرگ را دیدند با موترها آنسو هجوم بردند و امکان دارد بخشی از این کشته ها واسیرها کار این مردم باشد.
همچنان از نظر روانی فراموش نشود که اکثریت اهل غزه شاهد کشته شدنِ پدر،مادر، خواهر، برادر، کاکا،ماما، وسائر اقاربِ خود بوده اند،آنان سالهای متمادی کودکان شیرخوار را از زیرآوارها بیرون کشیده اند، کودکانی که توسط بمب های اسرائیل کشته شده اند، این است که در سینه انان طوفان خون خواهی موج میزند.
اما به هر نحوی که هست حالا اسرائیل که را دارد می کشد؟
مگر افراد ملکی را نمی کشد؟
تلفات ملکی گرچند در قوانین بین الدول جرم شمرده شده است ولی بیشترین تلفات ملکی را کشورهای مرتکب شده اند که داد از قانون ومقررات منع جنایات جنگی میزنند.
آمار تلفات ملکی جنگ دوم جهانی فراموش شده است؟
آمار تلفات مردم ملکی ویتنام از سوی بمباردمان امریکا فراموش شده است؟
آمار تلفات افراد ملکی عراق توسط امریکا فراموش شده است؟
آمار تلفات افراد ملکی سوریه توسط هواپیماهای چندین دولت غربی، بشمول روسیه فراموش شده است؟
خون هزاران فرد ملکی در افغانستان که توسط حملات هوایی ناتو ریخته شد، خشک شده است؟
3 ـــ ارزیابی حمله حماس:
غربی ها چنین جلوه دادند که ح م ا س متجاوز است، و آغازگر جنگ است،و بدین ترتیب واکنش اسرائیل مشروعیت دارد.
نه فقط این، بلکه آنان در صفِ "اسرائیلِ مظلوم" قرار می گیرند.
آیا این سخن غربیها از نظر حقوقی وجاهت دارد؟
شکی در بطلان این گونه منطق وجود ندارد، چونکه ح م ا س بحیث حکومت منتخب غزه با اسرائیل پیمان صلح ندارد،اسرائیل را به رسمیت نشناخته است،وبا اسرائیل پیمان متارکه هم ندارد،و همیشه بر استرداد اراضی فلسطین تأکید داشته است،با اینهم ح م ا س مبدءِ وجود اسرائیل در خاک فلسطین را بحیث واقعیت پذیرفته است ومذاکره با اسرائیل را رد نکرده است.منتها میگوید: اراضی که اسرائیل بعد از جنگ 1967 گرفته است غیر قابل مذاکره میباشد.
اسرائیل کان وکیان دروغ.
حتی سازمان فتح که در ضفهء غربی حکومت می راند و اسرائیل را به رسمیت شناخته است نیز هیچ دست آوردی از صلح نداشته است.
در رأس شروطِ به رسمیت شناختن اسرائیل توسط یاسرعرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین توقفِ روندِ غصبِ اراضی فلسطینیان بود،اسرائیل با ضمانتِ امریکا واروپا این وعده را سپرد،جهانیان کلنتون وعرفات واسحاق رابین را در اوسلو مشاهده کردند که بر صلح تاریخی امضا نمودند، جریانهای اسلامگرا و نیز بخشی از جریانهای چپ هرکدام از منظور خود عاقبت ان را زشت پیشبینی کردند.اما حکومتهای متعاقب اسرائیل بشمول حزب کارگر به رهبری شیمون پیریز به غصب اراضی ادامه داد. حکومتهای متعاقب شارون ونتانیاهو هر روز ساحاتی جدیدی را به ناقلین یهودی میبخشیدند،خانه ها را ویران میکردند،خانه ویران ها در غزه متراکم میشدند،تا اینکه نفوس غزه در مساحت چهل کیلومتر طول و ده کیلومتر دو ملیون رسید.
حتی سازمان ملل شهرک سازی یهودی را به حیث حق مشروع نمیشناسد، پس ح م ا س چه نقض حقوقی در قبال اسرائیل مرتکب شده است؟
ازسوی دیگر ح م ا س آغازگر نیز نبوده است چونکه روند ترور وقتل فسلطینیان درغزه از سوی اسرائیل توقف نکرده بود.
آیا از نظر نتائج ح م ا س به چنین حمله ی نیاز داشت؟
مشروعیتِ شرعی و مشروعیتِ حقوقی در قبال دو جهتی که پیمان متارکه امضا نکرده باشند کاملا روشن است، منتها حمایت افراد ملکی لازم است، اما با اینهم، یعنی با وصفِ درکِ این مسئله آیا برای ح م ا س راه اندازی چنین حمله معقول بود؟
مگر مردم غزه اکنون بهای حملهء ح م ا س را نمی پردازند؟
ونیز این سوال که آیا ح م ا س به اشارت ایران چنین کرده است؟
در پاسخ به سوالِ أخیر باید گفت: این بسیار بعید از عقل است که ح م ا س بدون قناعت درونی و فقط به ایران چنین کرده باشد،ح م ا س خود یک جنبش اصیل وشاخهء نهضت اسلامی و دارای دانش ایمانی و بینش سیاسی و تدبیر نظامی است، معقول نیست چنین جنبشی برای خدمت اهداف یک کشور بیگانه سرنوشت مادی ومعنوی خود را در کفِ باد قرار دهد.
اما با اینهم عملیات نظامی اخیر ح م ا س تعدادی را واداشته است تا بر این نظر باشند که چنین عملیات تمرین عالیی میخواهد که مساحت غزه ایجاب نمیکند، وحتما قسمتی این تمرین ها در ایران انجام پذیرفته است.
از سوی دیگر بدون شک ایران از وقوع چنین قضیه نفع میبرد، ایران همواره جنگ خود را در ساحات خارج از خود انجام داده است.
بعضی میپرسند که چرا ایران حزب الله را وادار به دخول در چنین جنگ نکرد؟
شاید به این سبب که حزب الله هم اکنون حکومت لبنان را غیر مستقیم در دست دارد وتمام حریفان داخلی خود را از صحنه رانده است، اگر حزب الله وارد جنگ شود فضای لبنان طوری میشود که حریفان سیاسی حزب الله جان میگیرند و حتی فرصت میابند تا گروه های شبه نظامی خود را دوباره فعال کنند، لهذا ایران نمیخواهد فضای کنونی لبنان را از دست دهد. افزون بر اینکه حزب الله در چنین جنگی اگر یک جنگ کاملا عیار نکند و مرز را به روی هزاران داوطلب باز نگذارد بردی نخواهد داشت.
چیزی که میتواند اسرائیل را واقعا شکست دهد باز بودن مرز است در انصورت به یقین میتوان گفت صدها هزار داوطلب راه خود تا قدس را با اجساد خود فرش خواهند کرد.
اینجا یک احتمال دیگر نیز ولو بسیار ضعیف وجود دارد وان اینکه نوعی از توافقی در عقب درهای استخباراتی بین چند دولت عربی و اسرائیل بوجود آمده باشد و نقشهء چنین حمله درز داده شده باشد و فرماندهان پاسگاه های اسرائیل که سقوط کردند عمدا بی خبر گذاشته شده باشند تا چنین حمله صورت گیرد و بر چنین پلانی نتائجی بزرگی از نظر جیوکلتوری بنا نهاده شده باشد.
جیوکلتوری به این معنی که نسل کنونی دنیا شدیدًا در حالتِ تغییر است، نسل بیخبر از تاریخ است،نسلِ طرفدارآزادی شخصی است، نسلِ هوش مصنوعی است،این نسل در ظرفِ چند سالِ دیگر مسندنشین قدرت ها میشود.برای جلب توجه چنین نسل و شست شوی مغزیی آن، و برای بسیجِ مجددِ لابی یهودی، وبرای کشانیدن اروپای مستعمِری که خود به مستعمرهء صهیونیزم بدل شده است، موساد اسرائیل به طراحیی چنین ماجرای نیاز دارد.
بلکه بیشتر از این،چنین ماجرا بهانه ی برای موجه شمردن اعتراف عربستان سعودی و چند دولت دیگر عربی میشود، بدین ترتیب که اسرائیل به پاس دخالت عربستان چنین اعلان کند که باقیماندهء نفوس غزه را میبخشد.
اما طوری که گفتیم چنین سیناریو یک سیناریوی ضعیف است، بلی اسرائیل به انچه گفته شد نیاز دارد اما تصمیم وعزم آهنین مجاهدین فلسطین همهء این تبصره ها واحتمال های ضعیف وافتراضات را تحت الشعاع قرار می دهد.
پس واقعیت مسئله این است که ح م ا س بر اساس عقیدهء صلب وثابت خود و قوت وشهامتِ خود وعلوِهمتِ خود تصمیم حمله بر پاسگاه ها وپادگان های نظامی اسرائیل در نزدیک ترین قسمتِ خاکِ خود به خود، را گرفته است.
اما در پاسخ به این سوال که آیا حملهء روز شنبه که ماندگار تاریخ گردید از معقولیت برخوردار بود؟
باید گفت:
قضیهء فلسطین در چند سال اخیر مخصوصا بعد از راه اندازی برنامه های مرموز وحدتِ ادیان ابراهیمی که در امارات متحد عرب راه اندازی شد، سپس منجر به پیمان صلح ابراهام گردید، رو به زوال نهاده بود.
دولت های عربی یکی پی هم در به رسمیت شناختن اسرائیل مسابقه دادند، دولت های که عمق استراژیک فلسطین محسوب میشدند به آن پشت کردند،سودان برای رفع نام خود از لیست سیاه به اسرائیل اعتراف کرد،امارات پیشاهنگ قضیه شد، مراکش که برای شاه آن در خطبه های جمعه بنام امیرالمومنین دعا میشود نیز به دنبال اسرائیل شتافت، مصر و اردن نه تنها اعتراف بلکه نقش مرزبان اسرائیل را ایفا می کنند، سوریه بحیث "حامیی من وجهِ" قضیه فلسطین،نیز دگرگون گردید،آخرین امید فلسطینیان بعد از خدا،عربستان سعودی بود که نظر به موقعیت خود واقتصاد خود و همپیمانیی خود با غرب میتوانست حامیی قضیه فلسطین باشد، اما دامِ خاشقجی وزن وهیبت عربستان را از میان برد،همچنان که تغییر بینش مذهبی شاهزادهء آن کشور از اهمیت دینی وتاریخی فلسطین در نزد وی کاست.
اسرائیل هم به هیچ وجهی راضی به کاهش شهرک سازی نبود، روند مذاکرات با تشکیل خودگردان نیز مسدود گردیده بود،
این همه وضعی بود که ح م ا س نگرانِ آن بود.
اینجا ح م ا س میان دو انتخاب قرار گرفت یا اینکه از سرِ خود بگذرد و حیاتِ شخصی را بر مرگِ قضیه ترجیح دهد. وبالآخره درگیر اختلافات داخلی ودستخوش منازعات درونی گردد، و در یک ساحت تنگ نیز چند رقیب پیدا کند،و به باندی از باندها تبدیل گردد و حتی ممکن روزی فرا برسد که از عرصهء انتخابات درونی هم کنار زده شود، و یا روزی برسد که بسیار ذلیلانه دنبال اعتراف به اسرائیل بشتابد واسرائیل شروط بگذارد.
ویا اینکه کاری کند که دوباره خون را در تاریخی ترین قضیه جهان جاری سازد؟.
دوباره بحثِ اشغال را به مجازاتِ اشغالگر ارتقا دهد؟
تصمیم گرفت باید کاری بکند که گرچند مماتِ شخصی باشد اما حیاتِ قضیه در ان نهفته باشد.
معلمی برای نسلها باشد، رهبران وفرماندهان وعسکران ح م ا س سر را بکف گرفته اند مصداق این تعبیر مولوی گردیدند:
مشتریی من خدایست او مرا
می کشد بالا که اللهُ اشتری
خونبهای من جمالِ ذوالجلال
خونبهای خود خورم کسبِ حلال.
4 ـــ ح م ا س و اهانتِ بزرگ.
تایید پیهم کاخ سفیدِ پر از سیاهی،از اسرائیل و به خشم آمدن پیر فرتوتی که در مقابل پوتین وسقوط اوکراین چنین بخشم نیامده بود، فرستادن کشتی بزرگ دریایی،اسلحهء بیشتر، اعلان همبستگی المان، فرانسه، انگلیس، با اسرائیل، اعلان اتحادیه اروپا مبنی بر قطع تمویل بودجهء فلسطین، تقیید آزادی بیان، بلکه اعدامِ آزادی بیان در خصوصِ غزه از سوی نهادهای رسمی اروپا همه وهمه نشان میدهد که استعمار غربی شدیدا اهانت شده است.
غربیها اعتراض را می پذیرند،غربی ها مخالفت را می پذیرند،مشروط بر اینکه مدیریت شده باشد، و ازآدرس قومگرایی صادر شود،غربیها به این باور اند که شما هنوز مستعمرهء ما هستید، اینکه عساکر ما در سرزمین های شما وجود ندارد برای این است که ما به قدرِکافی عسکر نداریم وگماشتگان ما این وظیفه را انجام میدهند، ما سیاست شمارا برای جنگهای داخلی خودتان ساخته ایم، نقشه کشیده ایم، اما وقتی شما با اعتقاد بر هویت اسلامی خواهان استراداد زمین شوید یعنی که ما را سیلی کوبیده اید، یعنی که شما هنوز زنده اید.
این چگونه اهانت است که روا داشتید، آبروی بزرگترین استخبارات را بردید؟ بر پرورده های ما در غصب،شبیخون زدید؟ با چنین کفایتی؟با چنین درایتی؟
اگر شما چندصدهزار باشید چه خواهید کرد؟
اگر شما یک فیصد از اسلحهء مارا می داشتید فردا نماز فتح را در قدس ادا می کردید.
این همه جاسوس پروریی ما چه شد؟
اینجاست که دولتی در حجم امریکا حتی ناوهواپیمابر خود را به کنار فلسطین میفرستد،هزاران تن از فرانسه عازم جنگ در کنار اسرائیل میشوند، سیصد هزار سرباز اسرائیلی تعبئه میشوند،زهی جبن بزرگ.
5 ـــ حم اس واهانت به ارتش های مزدور جهان عرب:
حالا دانسته میشود که غرب چرا جنرالهای دکتاتور را در ممالک مسلمان نشین وخصوصا در جهان عرب حاکم میسازد، برای اینکه تا ارتشی نسازند،برای اینکه سلاح خریداری کنند وبرعلیه همدیگر بجنگند، برای اینکه نهضت اسلامی را سرکوب کنند.
6 ـــ سکوت مرگبارِ ممالک مسلمان نشین.
ممالکِ معروفِ عرب خموشی اختیار کردند، فقط به خویشتن داری فرا خواندند، واین به این معنی است که حتی منطق دپلماسی دولتهای عربی اکنون تغییر خورده است.
اما مسلمانان در سراسرِدنیا خواندند (والعادیات ضبحاً. فالموریات قدحاً. فالمغیرات صبحاً. فاثرن به نقعاً.فوسطن به جمعا).
سوگند به رخش های شیهه کشنده،جهانندهء های آتش از سم ها، شبخون زنندگان صبح،گرد پراگنان،گرد کنندگان دشمن.
خواندند: (ام حسبتم ان تدخلوا الجنة ولما یأتکم مثل اللذین خلوا من قبلکم مستهم البأساء والضرّاء) آیا گمان بردید که به بهشت وارد شوید درحالیکه نرسیده است شمارا حالت آنانی که پیش از شما بودند،گرفت آنان را تنگ دستی وسختی شدید.
خواندند: (لا ضیر انا الی ربنا منقلبون) باکی نیست،ما به سوی پروردگارمان برگردنده هستیم.
نهادهای علمی جهان اسلام طرفداری خود را از مردم مجاهد ومقاوم ومبارز فلسطین مجددا ابراز داشتند.
بنا به گذارش آژانس خبر رسانی اناضول جامعة الازهر در اعلامیهء صادرهء خود امروز در کنار تأیید مبارزهء مردم غزه حملات وحشیانهء اسرائیل را محکوم کرد و منع کاروان امداد رسانی به غزه را جنایت جنگی توصیف کرد.
الازهر درمقابل همبستگی جهان غرب در کنار اسرائیل،خواهان همبستگی جهان اسلام شده است، تا صف حق از صف باطل هویدا گردد.
همچنین اتحادیهء جهانی علماء مسلمین حق ملت فلسطین در استرداد زمین را کاملاً حق مشروع شمرده و حملات اسرائیل را ناشی از ضعف امت اسلامی شمرده است.
جمعیت علماء مسلمین الجزائر در اعلامیهء صادر از خود به اتحاد جهان اسلام در برابر اسرائیل غاصب فرا خوانده است.
عالم بزرگ جهان اسلام و عالم بزرگ مذهب اباضی علاّمه احمد الخلیلی مفتی سلطنت عمان در اعلامیهء مبارزهء ملت فلسطین را مجددا تایید و اسرایل را نیروی باطل توصیف کرده است.
جمعیتِ علماء اندونیزی نیز اعلامیهء شبیهی صادر نموده است.
اما در عرصهء رسمی:
دولت های محدودی جرئت اظهار طرفداری از ح م ا س را کردند،عراق طرفداری خود را از ح م ا س ابراز داشته است،همچنان که حکومت حوثیهای یمن طرفداری خود را از ح م ا س ابراز داشت،همچنان جمهوری فدرال چیچین اعلان آمادگی برای جنگ بر علیه اسرائیل در صورت گشودن مرزها را نمود.
همچنان جمهوری اسلامی ایران گرچند دست داشتن در حملهء ح م ا س را رد نموده اما از ح م ا س اظهار پشتیبانی نموده است.
حکومت امارت در افغانستان نیز در اعلامیهء طرفداری خود را از حق مشروع ح م ا س در دفاع از خاک خود واز قبلهء مسلمین اظهار داشته است.
اینجا باید از یک نکته غافل نشویم وآن اینکه هر کشوری و هر جریانی واهل هر دینی و مکتبی که در چنین شرائط عصیب از ملت فلسطین اظهار پشتیبانی میکند و لو که به یک کلمهء خوب "صدقه"میکند، برای ما در همین زاویه قابل تایید است.
7 ـــ نقاط قابل مکث:
الف: غربیها وقتی مانع استفاده از شبکه های اجتماعی به نفع فلسطین میشوند این سؤال باید در ما نیز خلق شود که چرا ما مسلمانان شبکه های بدیل ایجاد نمیکنیم؟
چیزی که مانع تبلیغات و فعالیت ما مسلمانان میشود چیست؟
چیزی که مانع رشد ما میشود افراط گرایی است.غربیها تا توانسته اند افراط گرایی یک تعداد مسلمانان را هویت اسلامی معرفی کرده اند.
ب : رشد اختلاف ذات البینی مسلمانان در اولویت صهیونیزم قرار دارد، اما این کار بدون وجودِ عناصرِ خلاف در میان مسلمانان ممکن نیست، در رأس این اختلاف، اختلاف شیعه وسنی قرار دارد.
این اختلاف گرچند به آسانی رفع نمیشود ولی کوبیدن بر ان آسیب بیشتر میرساند وبه نفع صهیونیزم خونخوار تمام میشود.
مسلمانان هرکدام باید وجود فرقهء دیگر را بر اساس واقعیت بپذیرند، بلی از وجود فرقوی خود دفاع کنند، اما این دفاع به حد تجاوز نرسد، به حذفِ همدیگر نرسد.
ببینید در تکرار نافرجامِ تاریخ عبرتِ بزرگ است:
زمانی که عثمان رضی الله عنه شهید شد، تعدادی برای خونخواهی عثمان شورش کردند، امت از آن چه نفع برد؟
هیچ نفعی نبرد،بلکه حکومت شخص متقیی مانند علی رضی الله عنه نیز تضعیف شد.
وقتی اموی ها بر علویها استبداد روا داشتند، چه نفع بردند؟ وامت چه نفع برد؟
وقتی عباسی ها بقایای اموی هارا از تیغ گذارانیدند، امت چه نفع برد؟
اما وقتی مملوکی های غیر متجانس متحد شدند امت توانست هم هلاکو، هم صلیبیون را شکست دهد.
وقتی اعراب بر علیه عثمانیها به فریب انگلیس شوریدند امت چه نفعی برد؟
در افغانستان وقتی هر گروه در ریشه کن سازی گروه دیگر کوشش کرد ملت چه نفع برد؟.
ج :
رسانهء بی بی سی عربی مانند یک گذارشگر جنگی برای اسرائیل مینویسد،حتی از باقی ماندن اجساد کشته شدگان حماس در میدان جنگ به لهجهء شامتانه؛ ومبالغه در آمار می نویسد،از تلاش برای تعیین جای اسیران می نویسد.
کارگران عرب آن، چه برخوردی با وجدان خود داشته باشند؟
د:
آن عده از هموطنان ما که به نفع اسرائیل قلم میزنند وانان را مستحق سرزمین فلسطین میشمارند کسانی نیستند که ارزش سخن داشته باشند، جالب این است که اینان با چنین ادعا که اسرائیل از نظر تاریخی مستحق سرزمین فلسطین است و فلسطینیان در ادعای زمین مجرم اند، ثابت میکنند که نه فقط انسانهای اند که با وجدان خداحافظی کرده اند بلکه فاقد اندکترین مطالعه هم هستند، چون از نظر تاریخی هم چنین نیست و از نظر حق وتقادم،هم چنین نیست اگر غصب سرزمینها براساس پیشینهء تاریخی صورت گیرد پس هیچ مشروعیت حقوقیی باقی نمیماند.
ه :
به دعوای آزادی بیان در غرب غره نشوید، وقتی بزرگترین نهاد سیاسی وحقوقی غرب یعنی اتحادیهء اروپا به شخصی چون ایلون ماسک که خود یکی از فرمانبرداران اسرائیل است هشدار می دهد که متوجه باشد و نگذارد هیچ نوع طرفداری به نفع مبارزین فلسطین صورت گیرد و شبکهء فیسبوک نیز قاعدهء حذف بر اساس حروف را اعمال نموده و مطالبی را که این قاعده تشخیص دهند حذف میکند، پس به حقیقت آزادی بیان در کشورهای مدعیی آزادیی بیان پی ببرید.
بلی این آزادی بیان در غرب وجود دارد،اما فقط انگاه که کسی قرآن را بسوزاند.
این ازادی بیان در غرب وجود دارد، فقط وقتی که برای منع لا اخلاقی در فلان کشور، چند رأسی جمع شوند.
این آزادی بیان در غرب وجود دارد، فقط وقتی که یک افراطی تروریست از آدرس سنی فتوای کشتار شیعه را بدهد.
این ازادی بیان در غرب وجود دارد،فقط وقتی یک افراطی در لباس آخوند از آدرس شیعه به ازواج پیامبر وخلفای راشدین دشنام دهد.
این آزادی بیان در غرب وجود دارد، فقط وقتی که یک فرقه مسلمان بر فرقهء مسلمان دیگر موضع بگیرد.
شما غرب را آیا نمیتوانید نقد کنید؟
چرا؟ میتوانید،این ازادی بیان وجود دارد،اما فقط تا آن سرحدی که نقد شما جایی را نگیرد، اما وقتی شما قادر بر تغییر ذهنیت شدید،شما با نقدتان توانستید اندکی نقاب صهیونیزم را بردارید، آن وقت شما آزادی بیان ندارید،چون شما تروریستی افراطیی بیش نیستید.
حتی از عرصهء اکادیمیک اخراج میشوید در حالیکه صدها استاد ملحد در کانونهای علمی ممالک مسلمان بیباکانه وآزادانه تدریس می کنند ترویج می کنند.
این همه ایجاب میکند که ما مسلمانان با حکومت های خودکامه ومستبد خود حدالمقدور بسازیم، زیرا جنگهای داخلی یعنی فرو رفتن ما در کفر تدریجی و تحول به هویت عیسوی ومزدوری برای صهیونیزم در دیار غرب بیش نمی باشد.
یادم از مقوله معتمد ابن عباد میاید، گفت:
"شتران یوسف ابن تاشفین، اما نه خوگ های الفونسو.
