یکصد وچهارمین سالگرد استقلال کشور مبارک باد
یکصد وچهار سال قبل استقلال افغانستان از انگلستان اعلام گردید، مردم افغانستان با شورو شوق ازان استقبال کردند، انان در دو جنگ قبلی رشادت های بزرگی بر علیه سپاه اشغالگر انگلیس بخرچ داده بودند.
مردم افغانستان همه مردم افغانستان همیشه بر علیه اشغال جنگیدند، سپاه انگلیس در جنوب وساحات مرکزی افغانستان خونسار وشرمسار گردید. همینطور لشکر متجاوز روس که اراضی مملکت بخارای شریف را می بلعید در شمال افغانستان واز آدرس مردمِ آن در اراضی مغصوبه در ان زمان ضربه ها دید و از کشته پشته داد.
مجاهدینی همچون دولت محمد،ابراهیم بیگ لقی،مخدوم فضیل،دلاورشاه،فراموش نخواهند شد.
صد وچهار سال قبل تاریخ افغانستان با حقائقی عمده ی گره خورد:
یکی از آن حقائق تثبیت جغرافیای کنونی افغانستان بود.
بعضی حکام بی تدبیر افغانستان در مراحل بعدی داعیه های چشم دوزی به ما ورای مرز کنونی افغانستان را تصریحاً وتلویحًا مطرح کردند و عاقبت ان را مردم افغانستان بارها به چشم سر دید و بهای آن را جغرافیای کنونی افغانستان بسیار تلخ پرداخت و می پردازد.
از حقائق عمدهء دیگر تاریخ استقلال افغانستان سیاستِ عدمِ دخالت در امور ممالک دیگر و تأکید بر حسنِ جوار است.
و این یک روش پذیرفته شدهء جهان متمدن می باشد، وبدین ترتیب وبرای تثبیت چنین روش سلیم، افکار ونظریات افراطگرایانه که هنوز مرزهای بین المللی را بحیث واقعیت جهان معاصر نمی شناسد و هنوز در سفاهتِ اوهامِ فتوحاتِ اسپ و شمشیر به سر میبرد باید مهار گردد، این مهار گردیدن از طریقِ رشدِ عقلانیت در استدلال، رشدِ فقهِ مقاصدِ شرعی در استدلالِ شرعی، درس وتدریس مکاتب فکری جهان، صورت می گیرد.
از حقائق عمدهء دیگر تاریخ استقلال افغانستان ارزیابی سیاست های شاه سابق مرحوم امان الله خان در قبال ارزشهای دینی وفرهنگی است.
انصافا باید گفت بعضی خوبیهای شاه امان الله انکار نمی شود، او شوق شدید برای رشد وترقی افغانستان ورسانیدن آن به مصاف سائر ممالک جهان داشت، او شدیدا از اعراف وعنعنات و رسوم بسیار پسمانده وغیر متمدنانه رنج میبرد، اما سیاستِ نا درست وی این بود که راه درمان وعلاج را اشتباه انتخاب کرده بود.
او از هردو طریق اشتباه کرده بود:
هم از اینکه برداشت وی از ارزشهای اسلامی شبیه برداشت گروه های ظاهرگرا از اسلام بود، وقتی چنین برداشت را با رشد وترقی کاملا متضاد دید، راهِ ترکِ ارزشهای اسلامی را انتخاب کرد، و در این عرصه تا شکستِ خطِ سرخ پیش رفت.
و هم از اینکه در نحوهء اجرای سیاست غربگرایی خود به طوری تند رفت که حتی مصطفی کمال در ترکیه به او گفت: به کجا چنین شتابان؟..
در حالیکه او میتوانست راه اعتدال را انتخاب کند، ان زمان مصلحین مسلمان امثال محمد اقبال لاهوری،شیخ محمد عبده،مصطفی صبری،محمد رشید رضا و غیره افکار اسلامیی اصلاحیی مشهوری داشتند.
ولی افسوس، شرابِ افراطِ سکولاریی امانی،کوکنارِ افراطِ بینش مذهبی را در افغانستان بیشتر ساخت.
از حقائق عمدهء دیگر تاریخ آن دوره این است که سیاست های ملی باید با مشارکت همه جانبه ومشارکت همه اقوام صورت گیرند و از احساسات و سلیقه ها وگوش خود را بطور کامل به یک دهان سپردن ها، اجتناب صورت گیرد، طوری که شاه امان الله همه گوش خود را به دهان مرحوم محمود طرزی که حیثیت عقل کل مملکت را یافته بود سپرده بود.
این نکته را نیز از یاد نبریم که در سلسلهء چنین تواریخ هرچند یادی از امیرحبیب الله کلکانی برده نشود اما بینش حکومت داری کنونی عیناً همان بینش کلکانی از حکومت مذهبی می باشد. واین از عجائبات اقدار است.
تجلیل نظامِ امارت از واقعهء آن دوره ویاد آوری نیک از چنان شاهی، به نظر من یک عمل مثبت است، مشروط بر اینکه نکات فوق مراعات گردد ومشروط بر اینکه تصدی منصب زعامت افغانستان از سوی اشخاصی دیگری که هم علم داشتند، هم اعتدال داشتند وهم بر علیه اشغال روس تا سرحد اخراج جهاد کردند عمداً مغفول نماند.
یکصد وچهارمین تکرار تاریخ استقلال افغانستان را گرامی می داریم و بر افغانستانِ متحد و غیر مجزا،بر افغانستان دارای حکومت داریی اسلامیی معتدل که همه اقشار در ان خود را از حضور فرهنگی تا حضور وظیفوی شریک بینند تأکید می داریم.
یکصد وچهارمین تکرار تاریخ استقلال افغانستان را فرصت دیگری برای دعوت به ترکِ خارجی گرایی می شماریم، و همواره بر گفتمان بین الأفغانی تأکید می ورزیم.
یکصد وچهارمین تکرار تاریخ استقلال افغانستان ایجاب می کند که زمینهء برگشت به وطن را هم متولیان قدرت در داخل، و هم متوهمان قدرت در خارج درست ومعقول درک کنند. تا باز این وطن با تکرار تواریخِ خروجِ اشغال های انگلیس، روس، امریک، وطنی برای همه بوده باشد، وطنی که در ان مفهومِ وطن از اهتزازِ پرچمِ تعلیم برای مرد وزن، اهتزازِ پرچمِ تنوعِ فرهنگی جلوه نماید.
و ما ذالک علی الله بعزیز.
