No-IMG

محرومیتِ جنسی

گردنم بسته نشود از زمانی که خداوند آسمانها وزمین را آفریده و جفت گیری انسان و حیوان را اساسِ توالد وتکاثر در روی زمین قرار داده است هیچ انسانی و حیوانی به انداز انسان و حیوان کشور عزیز ما افغانستان به فقر جنسی مبتلا نشده است.

این یک حقیقت مسلم است که موجودات این ملک از یک محرومیت جنسی بزرگ رنج می برند.

گرچند تاریخ قدیم این ملک در تناسب با تاریخِ قدیمِ سائرِ ممالک نیز بیشتر به این بیماری مبتلا بوده است، اما تاریخ معاصرِ مُلکِ ما دورهء طلایی این بیماری محسوب می شود.

مشکل این است که طیف عظیمی از مردم ما، مخصوصاً منتسبین علوم دینی ما یعنی طبقهء ملا و مولوی ما هنوز به وجود چیزی بنام محرومیت جنسی باور ندارند، تونو کمارا در درونِ جنگل افریقا این موضوع را فهمیده ولی سید ضرّاب آخوند هنوز این را نفهمیده است.

قیدگیری وسختگیری نه فقط مانع بیماریهای جنسی نمی شود بلکه باعث رشدِ آن می شود. چونکه محرومیت جنسی در نتیجهء غیابِ مطلقِ زن از جامعه به وجود میآید. زیرا وقتی که چهرهء زن از یک جامعه غائب شود غریزهء جنسی از مطلقِ تفاعل متوقف می شود، و جای تصوراتِ معقولِ جنسی را تصوراتِ لامعقولِ جنسی می گیرد.

تصورات معقول جنسی در قرآن کریم حتی ذکر است(علم الله  انّکم ستذکرونهن و لکن لا تواعدوهن سرا الّا أن تقولوا قولاً معروفا ) استثناء بر «لا تواعدوهن سرا» وارد شده است.

غیاب زن و غیاب زیبایی و اجبار زن بر پوشانیدن روی باعث می شود تا غریزهء جنسی در مرد مسیر معکوس را بپیماید و زیبایی را در کودکان و پسران بی ریش سراغ جوید، از جست وخیز آنان متحرک شود، به رقص انان متمایل شود،و حتی عمل زشت وقبیح لواط که از زنا قبیحتر است به یک حسن تبدیل شود. کار به جایی می کشد که حتی شوق جنسی به حیوانات رشد می کند.

فکر شهوت کر کند دل را و کور

تا نماید خر چو یوسف، نار  نور

در بخشی از مقالهء سکولاریزم شبهات وردود مفصل به این مسئله پرداختیم که بیستیالیزم یا شوق جنسی به سوی حیوانات در نتیجهء تفریط شدید جوامع بسیار آزاد و نیز در نتیجهء افراط شدیدِ جوامع بسیار بسته، پدید میآید.

به هرحال اگر اهل مدارس دینی در افغانستان به این معضل عطف توجه نکنند و حل را به ازدواج و تعدد ازدواج و یا روزه گرفتن منحصر بدانند، اشتباه میکنند، زیرا امروز مانند دیروز نمی باشد.

در سابق مسلمانان مرز نداشتند انتقال ها باعث سهولت ازدواج میشد، کنیز و کنیزگیری هم در جهان قدیم رواج داشت تا جائیکه وطندار ما بشار ابن برد طخارستانی در قرن دوم عباسی با وصفیکه کور و دربدر بود بازهم یک دو دانه کنیز داشت.

جامعهء افغانی هم جامعهء نیست که طلاق در ان رواج باشد ویا مُطلَّقه به آزادی از قید وراثت بیرون شود، در حالیکه در سابق چنین نبود.

مهر و مصارف ازدواج هم تا سرحدی است که آفرین به آن دامادی که با ان قدر مصارف وقرض و قروض قادر بر معاشرت جنسی می شود.

محرومیت جنسی از انسانِ مبتلا به خود، انسان بدخو و سادیزم می سازد.

عمک ذکر الدین میگوید اگر این حدیث وضعی که میگوید: ناکح الیدِ ملعون، یعنی کسیکه دست خود را نکاح میکند ملعون است، صحیح میبود، نود فیصد این حدیث را در روز آخرت مردم افغانستان تشکیل می دادند.

اما محرومیتِ جنسی حیوانات افغانستان را هم از مزاحمت دسته جمعی برای هنگی ها  و آزار واذیت سگان در پسکوچه ها قیاس کنید.

خداوند هر مردم را به انداز نیتش می دهد.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک