أخي أنت حر وراء السدود؛ به مناسبت 57 سالگرد شهادت سيد قطب
به مناسبت پنجاه و هفتمین سالگرد شهادت دعوتگر مجاهد، سيد قطب، ترجمه اى از شعرحماسی وى را كه براى برادرش محمد قطب، سروده است و چند سال پیش، آن را ترجمه نموده بودم و با جمله (أخى أنت حر وراء السدود ) آغاز مى شود در اختيار رهروان شهيد گرامى قرار مى دهم:
برادرم!
تو درآن سوی پنجره ها ودر میان آن همه غل وزنجیر باز هم آزاد هستی.
هرگاه تو خود را درپناه خدا بدانی، نیرنگ بازی غلامان به تو چی ضرری خواهد رساند؟
این همه نیروی ظلمت روزی از هم خواهند پاشید وسپیده دم تازه یی در هستی خواهد دمید.
تابش روح وآرمانهای معنوی ات را به حرکت در آر، وخواهی دید که صبح پیروزی از دور بسوی ما چشمک می زند.
برادرم!
تیر انسان های پست همت به تو اصابت کرد، وبازوی ناتوان دشمن با خیانت ترا مورد هدف قرار داد، واین بازو، روزی قطع خواهد گردید.
برایت صبر جمیل می خواهم، وبدان که هنوز بیشه شیران، خون آلود نگردیده است.
برادرم!
اگر از دستان تو خون جاری گردید، با آنهم دستانت نپذیرفت که در قید و زنجیر غلامان، فلج گردد و نذرانه یی آلوده به خون جاویدان خود را برای تقرب به خدا، به آسمان بلند خواهى کرد.
برادرم!
آیا تو از مبارزه خسته شده یی؟
وسلاح را دیگر از شانه ات انداخته ای؟
پس کی با قربانیان همدردی وزخمی ها را التیام می بخشد وکی پرچم افتیده ما را بار دیگر بلند می کند؟
برادرم!
آیا آه و ناله خاک وطن را شنیدی که قشون ویرانگردشمن، سنگریزه هایش را پامال می کنند، واین خاک سرسخت و آشتی ناپذیر ما را با حربه می زنند وجگرش را پاره می کنند!
برادرم!
من امروز دیگر یک مبارز آشتی ناپذیر هستم که بر صخره ها وسنگ های قله های کوه ها، بلند می شوم وگام می گذارم وفردا با تیشه نجات، سر این مارها را متلاشی خواهم ساخت.
برادرم!
باز اگر به خاطر مرگ من اشک ریختی وخاک قبر مرا با تضرع نمناک ساختی.
از استخوان های پوسیده من برای امت اسلامی شمع های روشن کن و با آن در پی اعاده مجد وعظمت کهن مسلمانان حرکت کنید!
برادرم!
اگر ما بمیریم با دوستان خود یکجا می شویم وگلستان های پروردگارم برای ما آماده شده وپرندگانش در اطراف ما پر می زنند.
این منزل جاویدان برای مان گوارا باد!
برادرم!
من از مبارزه خسته نشده ام، ونه سلاح را از شانه ام انداخته ام!
حتی اگر نیروهای تاریک اندیش دشمن مرا به محاصره گیرند.
زیرا من به حقانیت راه خود وبه فرا رسیدن صبح روشن پیروزی، یقین کامل دارم.
وپایان این راه بسوی خدای است که پروردگار نور وروشنی است.
اگر زندگی دراین مسیر مرا همراهی کند یانه، من به عهد وپیمان محکم خود، امین خواهم بود.
برادرم!
اگر در پی من ترا نیز گرفتند، خسته نباش!
زیرا در پی هر صبح، سپیده دم دیگری می تابد، ومن اگر دراین مسیر کشته شدم، شهید هستم، وتو با پیروزی های جدید، به راه خود ادامه خواهی داد!
خسته نباش!
ما به دعوت پروردگار خود لبیک گفته ایم.
وطبق سنت جاری او در طبیعت به پیش رفته ایم.
زیرا از میان ما کسانی بودند که نذر خود را با خدای خود اداکردند ورفتند ودیگران با حفاظت از عهد وپیمان خود، در انتظار هستند.
برادرم!
به پیش برو وبه عقب نگاه مکن که راه تو با خون رنگین شده است.
به چپ و راست نگاه مکن، و به غیر از نصرت آسمانی به کسی دیگری چشم امید مبند.
زیرا ما پرنده بال شکسته نیستیم که به ذلت وخواری وچور وچپاول، تسلیم شویم.
من از خون، نعره قوی ونیرومندی می شنوم که فریاد می زند.
مبارزه، مبارزه...
ومن انتقام خواهم گرفت.
لیکن فقط بخاطر پروردگار ودینم، وبا یقین کامل به پیروزی وطبق فرمان الهی به پیش می روم.
راهی که پایانش یا پیروزی بر ستمگران است و یا دیدار پروردگار و زندگی جاویدان.
