پيام جديد اسد الله هارون: عید در خلیج گوانتانامو
ديلی شهادت
اسدالله هارون (ISN 3148)
ممکن است افغانستان پس از 40 سال جنگ ، کشوری خوشحال نباشد. ما هرگز درخواست جنگ نکردیم ، اما این جنگ به ما رسید - ابتدا از روسیه ، سپس هنگامی که مردم خودمان با یکدیگر جنگیدند و این در سال 2001 اتفاق افتاد زیرا القاعده ویرانه هایی را در سرزمین ما ویران کرد. اما حداقل ما عید داشتیم ، وقتی مردم سعی می کنند همه چیزهای بد را فراموش کنند.
اما هیچ عید در خلیج گوانتانامو وجود ندارد ، و راهی برای فراموش کردن همه بد نیست. گوانتانامو فقط از چیزهای بد ساخته شده است. من از طریق تيلفون برای وکیلم توضیح می دادم که چگونه تعطیلات را در خانه مشاهده می کنیم و به تدریج به من توجه کرد که گوانتانامو ضد عید است، هر عنصر جشن در اینجا از دست رفته است ، که فقط بر بدبختی این مکان تأکید می کند.
ابتدا به او گفتم ، در خانه به دیدار دوستان و خانواده می رویم. جمله ای به زبان دری وجود دارد: "من عید ندارم ، بنابراین به من مراجعه نکنید لطفا. به افرادی که عیدی دارند مراجعه کنید. " این خیلی خوب است ، اما به نظر نمی رسد که خانواده من نميتواند به اینجا مراجعه کند، آنها مجاز نیستند ، و در صورت محاکمه احتمالاً دستگیر می شوند، اما اکنون حتی نامه یا تيلفون تماس نمی گیرم. خانواده من از اوایل ماه مارچ قادر به تماس با من نیستند.
در سال کوید-19، آنها هنوز هم اجازه می دهند برخی از زندانیان با آنها تماس بگیرند، الجزایر ، عربستان سعودی و حتی یمن - اما نه افغانستان. آنها می گویند نگران هستند که خانواده من هنگام برقراری تماس بیمار شوند. این مسخره است، گویی که نگران خانواده من هستند و باید اجازه دهند من به خانه بروم. عید چیزی نیست اگر سعی کنم خودم را خوشحال کنم وقتی می دانم خانواده ام راضی نیستند.
حداقل هر از گاهی من یک وکیل داشتم که به ملاقات می آمد. آنها خانواده ای نیستند ، اما تلاش می کنند به من کمک کنند و آنها نیز به من رفيق شدند. اما اکنون آنها نمی توانند بازدید کنند، مگر اینکه با هزینه زیادی به زندان کيوبا پرواز کنند، و سپس هزینه ای را برای رفتن به قرنطینه بپردازند ، که قبل از اجازه سفر به مدت دو هفته در یک اتاق واحد بسته شوند. بنا براین این عید اتفاق نیفتد، و چه کسی می داند که آیا آنها قبل از تعطیلات بعدی به آنجا می روند.
من برای وکیلم توضیح دادم که به طور معمول در خانه برای عید کتانی جدید می پوشیم. در اینجا در گوانتانامو اگر لباس جدید بپرسید ، آنها معمولاً بعضی از لباسهای لکه دار و نیمه شسته شده را که یک زندانی دیگر قبل از من داشت ، به همراه می آورند. و آنها هرگز اندازه لباس را به درستی نمی گیرند. دیروز مشکلی داشتم چون شلوارم خیلی بزرگ بود. من از نوشتن نامه ای به مسئول که در اینجا مسئول بود، کم خواسته ام که از من بپرسم که آیا می توانم شلوار شلواری داشته باشم که پایین نرود. آخرین باری که مجبور شدم لباس های جدید بپوشم بیشتر از آن است که به خاطر می آورم برگشت.
من توضیح دادم که چگونه در خانه زیاد آشپزی می کنیم و با دوستانم غذا می خوریم. این اتفاق در اینجا نمی افتد به هر حال من در اعتصاب غذا ، اعتراض مسالمت آمیز من علیه بی عدالتی محکوم کردن 13 سال بدون هیچ گونه اتهامی و محاکمه قرار نگرفتم. من چند هفته واقعاً غذا نخورده ام.
برای عید من یک تکه سبزیجات کوچک مصرف کردم زیرا دین من می گوید باید - حتی اگر اعتصاب آور باشم. من اکنون کمی متخصص اعتصاب غذای هستم و می دانستم که اگر چیزی جامد بخورم ، روده من خام می شود. بنابراین تمام آنچه که حاصل شد این بود که من را استفراغ کنم ، که خیلی خوش نبود.
عید باید 3 روز ادامه یابد. مردم در خانه قبل از یک ماه کارهایی را می کردند. تمیز می کردیم حتی ممکن است خانه ام را نقاشی کنم. در اینجا همه چیز متفاوت است. تصور می کنم می توانم سلول خود را تمیز کنم - همانطور که در هر یک از 4،745 روز حبس من. اما اگر من می خواستم آن را نقاشی کنم ، یا شاید عکس هایی از دختر عزیزم مريم را که از چند هفته بود، ديگر ندیده ام، آویزان کنم ، نیروهای واکنش اضطراری وارد عمل می شوند و من مجازات می شوم.
به افغانستان برگردیم ، ما برای عید هدیه می دادیم. اما در کمپ خلیج گوانتانامو در اینجا هیچ مغازه هدایایی وجود ندارد.
در کابل ، به مسجد می رفتیم و نمازهایمان را اقامه می کردیم. گمان می کنم تنها کاری که می توانم در اینجا زندان انجام دهم در سلول من است دعا برای خانواده ام.
و من می توانم اخبار را بررسی کنم ، و وقتی جرگه رأی می دهد که 400 طالب دیگر را نیز مطابق با خواسته های آمریکا رأی دهد، تماشا کنم. من هرگز عضو طالبان نبوده ام، اما به شدت خواهان صلح برای کشورم هستم، و برای آن زندانیان آرزوی سلامتی و سلامتی دارم که به خانواده های خود باز گردند. و فکر می کنم می توانم دعا کنم که روزی آمریکایی ها موافقت کنند که فقط یک زندانی - من - را آزاد کنند و بگذارید همین کار را انجام دهم. و هنگامی که عید می آید ، این چیزی است که من می توانم انجام دهم.
