دریای مدیتیرانه و تنگهء جبل طارق به گورستان فرزندان امتی تبدیل گردیده است
هفتهء قبل یک کشتی کهنه که پناهندگان زیادی را حمل می کرد و از سواحل کشور لیبی عازم سواحل ایتالیا بود در میان آبهای دریای مدتیرانه غرق شد، از میان هفتصد وپنجاه تن حدود صد تن و اندی از آب نجات داده شدند متباقی طعمه امواج گردیدند.
مقامات یونانی که این کشتی نزدیک به اقلیم آبی آنان بوده است اولین کسانی بودند که غرق را و عملیات نجات را اطلاع رسانی کردند، یونانی ها ظاهراً برای این فاجعه "چُق چُق" بسیار هم کردند و دست و آستین خود را برای دریافت دریا فتادگان نشان دادند.
اما حالا پی گیری ها و ردیابی ها نشان می دهد که کشتی مذکور هفت ساعت کامل قبل از غرق در جای خود متوقف بوده و سرنشینانش به هر سو تماس می گرفتند، و اطلاعاتی که یونانی ها ارایه داشتند که کشتی مذکور در ان ساعتی که غرق شده است در حرکت بوده و گویا تقدیمِ همکاری را رد کرده بوده است خلاف حقیقت و خلاف روایتِ شاهدان آن فاجعه و خلاف عکسهای که از کشتی قبل از غرق گرفته شده است معلوم میشود.
تنها سیصد تن غرق شدهء این کشتی پاکستانی ها بوده اند، متباقی نیز سوریایی و مصریها بوده اند و اکثریت آنان نوجوانان و جوانان بوده اند.
اینکه یونانی ها عمدا از وقوع چنین فاجعه جلوگیری نکرده باشند تعجب نیست، مخصوصا یونان و هنگاری وبعضی کشورهای اروپای شرقی در تعامل خود با پدیدهء پناهندگی تاریخ صد سال قبل خود با مسلمانان را معیار قرار می دهند، افزون بر اینکه بحیث نمایندهء غیر رسمی ممالک اروپایی در این خصوص فعالیت می کنند.و ممالک اروپایی نیز موضوع نیاز به دست کارگر در دراز مدت را از پروندهء پناهندگی جدا نمی داند.
بلی:
دریای مدیتیرانه و تنگهء جبل طارق به گورستان فرزندان امتی تبدیل گردیده است که زمانی عبور آنان سراسر هیبت و دولت بود، و اکنون عبورِ آنان سراسر ذلت گردیده است.
سؤال عمده این است که واقعا چرا این امت به چنین وضع رسیده است؟
دیده میشود که حالا اتباع کشورهای مسلمان نشینی که در ان جنگ هم نیست، نیز خود را در دل دریاها می زنند.
ده ها تن صدها تن در عنفوان جوانی،در کشتیی های کهنهء مزدحم زیر افتاب سوزان،در اغوش شبهای سیاه آمیخته با سیاهیی بحر،تشنه گرسنه، نشسته بر لبه های تخته پاره ها، و بالآخره تماشای مرگِ امیدها به چشم سر،تصادم با موج ها،فتادن ها،ساعت ها زنده ماندن روی تخته ی، تایری، پلاستیکی به امید رسیدن ناجیی.......
این همه برای چه؟
بدون شک زمامدارانی که وضع ملت های خود را به چنین وضعیتی می رسانند، سفاکان تاریخ اند، ملعونین اند.
بینشهای افراطیی که باعث عقده ها وباعث تنفر مردم از دیار اسلام واشتیاق به دیار کفر می شود بینش شیطانی اند.
اما:
اما ایا خود این مصیبت زدگان وبرباد رفتگان نیز ملامت نیستند؟
کاکای یکی از غرق شدگان میگوید برادرزادهء ما از فقر نرفت بلکه از شوق زرق وبرق رفت.
این سخن برای بسیاری از مردم ما صدق میکند.
بسیاری ما در چنین نمایش در تولید چنین زرق وبرق شریک هستیم.
مگر این نیست که در طول چند دهه در همه کشورهای جنگزده خیل سرمایه طلبان،خیل فرصت طلبان،خیل اشراف زادگان،خیل روشنفکر نمایان،خیل زعامت مدعیان،خیل شرق ستیزان،هویت ستیزان از همچو دیار زرق وبرق انسو رفتند؟
چیدند،و خوردند،تفرقه تخم گذاشتند،و برداشتند و برگشتند.
آه که اکثر این فریب خوردگان عاقبت این مسیری را که به تباهی دین ودنیا میانجامد بدانند. واز خزان این بهار فریب واقف گردند.
شرق نشینان تا زمانیکه برای استرداد عزت خود از طریق درک عاقبت خود در دیار غرب نشتابند در بحر توهمات غرق خواهند بود، در بحر فجائع غرق خواهند شد.
شرق نشینان تا زمانی که به طرق مختلف خود را از اقرانشان که در غرب مقیم میشوند برتر احساس نکنند، گرایش ملی و حتی امت گرایی را نمی توانند به دست آرند.
