از همه علماء مسلمان توقع دعوت به اتحاد وانسجام دوری از جمود و اشتغال بما لایعنی،داریم
تبصره:
شیخ علی جمعه گرچند مفتی اسبق مصر است، اما هنوز به سابق نپیوسته است، حضور بارز دارد و مسند نشینِ رسانه ها در بسا قضایا است.
انصافاً دکتور علی جمعه صاحب علم نیز هست، او حفظِ عالی و بیان متتالی دارد، و به حیث یکی از عالمانِ فقیه ومتصوفِ اشعری معروف است، فتاوای معروفی هم دارد واکثر فتاوای فقهی وی مفید بوده و نابع از مقاصد شرع بوده است،همچنان که در تنبیهِ ظاهرگرایان نیز تقصیر نمی ورزد.
یعنی خلاصه از نظر علمی و عقیدتی،ومقاصدی لا غبارَ علیه و حفظه الله.
اما وی منصب و شهرت خود را از دروازهء علم و تحقیق چندان به دست نیاورده است که از تقرب به دوائر قدرت به دست آورده است، از این منظور او مکلف بود وهست تا هرچه در چانته دارد بر علیه اخوان المسلمین بگوید، ونغمه های وی در ذمِّ اخوان به دل ارباب قدرت در جهان عرب، مخصوصا در مصر چنگ بزند و در نزد نهادهای غربی نیز مرد منفور نباشد.
واقعاً عالم بودن و آنهم عالم مشهور بودن یک ابتلاء است،کم کسی از چنین ابتلاء به سلامت می گذرد،تاریخ عباهای خونین و زنجیرهای بزرگ بسته بر پای محاسن سفیدان زاهدی را قصهء تلخ می کند.
دیروز دکتور علی جمعه در گفتگوی با یکی از رسانه های کشورش سخنانی را به عنوان خاطرات از رویدادهای عظیم سیاسی مصر بر زبان آورد و بر حروف نقطه گذاشت، یعنی اینکه حکومت های مستبد در عرصهء آزادی، و دکتاتور در قبال انتخاب، ناکام در عرصهء خدمات، مفلس در عرصهء اقتصاد نیازی مبرمی به عالمانی دارند که آنان را سفید نمایي کنند یا لا اقل چهرهء مخالفینشان را نیز سیاه نمایی کنند.
دکتور جمعه سقوط حکومت دکتور محمد مرسی را که دیروز مصادف با چهارمین سال وفات وی بود،پیروزی حق بر باطل و توفیق الهی توصیف کرد.
او در ادامه گفت محمدمرسی را مرحوم نمی گویم، اما از اینکه رئیس سیسی اورا مرحوم گفت من هم مرحوم می گویم، لهذا مرسی مستحقِ طلبِ رحمت نیست ولی از باب فضل واحسان وکرم اورا مرحوم می گوییم،زیرا از عفو وبخششی که رئیس سیسی دارد چیزهای زیادی آموخته ایم.
عفو و بخشش؟ هیچ ذهنم قد نمی دهد.
به هر صورت، دکتور جمعه سخنان عابرانهء دیگری نیز گفت که بعضی آن از باب واقعیت حائز اهمیت است، یعنی اینکه گفت اخوانیها آمادهء زعامت کشوری در حجم مصر نبودند، ویا اینکه اگر اخوان از قدرت کنار زده نمی شدند جنگ داخلی به وقوع می پیوست.
این سخنانی است که بی معنی نیست، اخوانیها نظریات دمکراسی غرب را مطالعه کرده بودند ولی رابطهء غرب با دمکراسی را مطالعه دقیق نکرده بودند، حوادث بعدی در سوریه و لیبی وسودان نشان داد که جنگ داخلی در مصر نیز در رأس اولویات غرب قرار داشت.
لهذا دانایی این نیست که یک حزب یا یک جریان وقتی حقی را مستحق باشد به هر قیمتی که باشد باید ازان دفاع کند، زیرا بربادی در راه حفظِ یک حق میتواند ملیونها حق را هم تباه سازد وجامعه را حتی از تصور مفهوم حق منصرف سازد.
بلی دیروز مصادف با تاریخ وفات شخصی بود که در تاریخ رؤس جمهورهای ممالک مسلمان نشین،مظلوم تر از وی نگذشته است.
مسلمان مخلص بود،متخصص فزیک بود،استاد دانشگاههای معتبر جهان بود،فقیر بود.و این کافی بود تا غرب اورا نخواهد و در تبانی با دست های مخفیی خود اورا بردارد.
نا گفته نماند که صرفنظر از مسائل آرمانگرایی آنچه آبروی مصنوعیی غربگرایان مقیم شرق و اسلام ستیزان را که لحظه ی از هیولا نمایانیدن اسلام واسلام گرایان عقب نمی مانند، می ریزاند، سرنوشت اقتصادی ممالک وملل شرق است.در نمونهء مصر،امروز معمولی ترین انسان تفاوت نرخ ونوا میان دورهء مرحوم مرسی و عهدِ جناب سیسی را می بیند،حتی اگر مدیونیت دولت در نزد بانک جهانی را نبیند.
عموماً برای همه ممالک مسلمان نشین آرزوی موفقیت و رفاهیت و توفیق،دوری از تعصبات سیاسی،قومی،مذهبی، داریم.
و از همه علماء مسلمان توقع دعوت به اتحاد وانسجام دوری از جمود و اشتغال بما لایعنی،داریم.
