نقش مقابر در بقاءِ منابر
قاهرهء قدیم با کوهِ سنگی و تقریبا هموار شده احاطه شده است که آن را جبل المقطم می نامند، این مقطم حالا تقریبا هموار شده است.
بر یکی از بلندی های این کوهِ مقطم قلعهء صلاح الدین قرار دارد، این قلعه قابل تماشا است، در درون خود آثار زیبا و یادگارهای گرانبها دارد، دوران پر ابهت وبا عظمتی را حمل میکند، از سلاطین ایوبی تا سلاطین مملوکی،تا والیان عثمانی هر کدام در آن قلعه اثری نهاده اند،از سلطان صلاح الدین ایوبی،تا سلطان نجم الدین ایوب، تا سلطان الناصر قلاوون،سلطان الظاهر برقوق، تا محمدعلی پاشا، در آن قلعهء بزرگ بناها دارند.
از دریای نیل تا آن قلعه یک دیوار سنگیی بزرگی کشیده شده است که بر بالای آن دیوار جوی آب ساخته شده است، وتوسط آن جوی از نیل تا درون قلعه آب جاری میشده است،هنوز هم قسمت اعظم ان دیوار باقی است که سور مجری العیون نام دارد ودر بعضی جا ارتفاع ان دیوار به سی میتر میرسد.
در پایان کوهِ مقطم مسجد عمروابن العاص رضی الله عنه واقع است،میگویند اولین مسجدی بوده است که در مصر بنا شده است.
همچنان قبرستان قدیمیی در کنار مسجد عمرو بنا گردیده ودر طول قرنها توسعه یافته است،چنانکه قبر امام شافعی وشاگردش امام مزنی نیز همانجا است، و قبرستان بنام مقابر الامام الشافعی یاد میشود، قسمتی از ان منطقه را قرافه می نامند و امام سیوطی نیز همانجا دفن است، سلطان العلماء شیخ عزالدین بن عبدالسلام نیزهمانجا دفن است و دیوارهای قبر وی تقریبا فرو ریخته است، امام ابن حجر عسقلانی نیز همانجا دفن است،همهء این قبرها مهمل قرار گرفته اند وگنبدِ بعضیشان فرو ریخته است،با اینهم تا هنوز محفوظ باقی مانده اند و رسیدن به آن ولو با مشقت میسر است،گرچند وقتی خواستم به زیارت قبر امام ابن حجر بروم رانندهء تاکسی در یافتن ان موفق نشد و متحسر برگشتم.
حالا در سلسله پروژهء توسعهء قاهره حکومت یگان پل هوایی آنجا میسازد و گفته شده است که به قصد پایه سازی برای پل، قبرهای را خراب کرده وقبرهای را نیز در معرض تخریب قرار داده است، آخرین این تصمیمِ تخریب قبر ورش میباشد.
ورش یکی از راویان قرائت سبعهء قرآن کریم میباشد که در آخر قرن دوم هجری در مصر وفات نموده است.
ظاهراً ساختنِ پل و راه و هر وسیلهء عمرانی نسبت به قبر اولویت دارد، زیرا یکی ممات جامعه است ودیگر حیات جامعه است،حیات بر ممات مقدم است.
اما هر آبادی هم از خود طریق دارد،وهر آبادی هم بی هدف نیست،چه بسا آبادیی که بربادی هم است.
حکومت بسیار به سادگی میتواند این نوع قبرها را که مساحتِ آن چند متر بیش نیستند نگه دارد.
نکته در این است که مصر همانطوری که بیست فیصد آثار باستانی دنیا را دارد شاید بیست فیصد آثار باستانی اسلامی را هم داشته باشد،ولی قسمت زیادی از این آثار باستانی اسلامی در معرض اهمال مطلق قرار دارد،مناره های،بزرگ،دیوارهای سنگی،نقاشی ها و حکاکی های سلاطینِ مسلمان که روزگاری دمار از دماغ صلیبیون کشیده بودند،بیمارستانهای قدیم،مساجد ومدارس قدیم،کهنه وفرسوده باقی مانده اند، بعضی ان حتی به مزبله واشغال دانی تبدیل گردیده اند.
درحالیکه حکومت و نیز یونسکو در قسمت آثار باستانی فرعونی چنان به دقت وبه شوق وعلاقه کار میکند که عجیب است، شخصی بنام دکتر زاهی حواس سالهاست که رئیس کمیتهء آثار باستانی مصر است،این شخص روز به روز با تیم های غربی به کشف مومیاهای فرعونی میپردازد،بلکه برای آرامش خاطر توریستان چندی قبل پیشنهاد هم کرد که اذان توسط لاسپیکر بلند نشود تا گوشِ توریستان وجهانگردان "آزار" نبیند.
حکومت مساحه های زیادی را که در قلب شهرها حتی قرار دارند به حیث مدافن فرعونی نام نهاده وهر نوع بنا وساختمان را در آن ممنوع قرار داده است تا شاید سنگی وخشتی از دوران فراعنه به دست آید.
همینطور آثار دورهء قبطی مصر خیلی حفاظت میشود وکلیسا نیز در حفظ آن فعال است.
لهذا وقتی چنین عنایت واهتمام به اثار فرعونی وقبطی دیده میشود و اهمال تام به آثار اسلامی دیده میشود و نیز وقتی تمرکز وتوجه شدید باستان شناسان غربی به آثار فرعونی وقبطی دیده میشود تا سرحدی که در اذهان خارجی ها مصر چنان تصویر داده میشود که، مصر یعنی دوران فراعنه، اینجاست که به جنگِ نرمِ نهادهای بین المللی مانند یونسکو و غیره، پی برده میشود.
البته بعضی مسلمانانِ نادان به موضوع از بُعدِ دیگری می بینند پای بدعت و فلان وبسمدان را در میان میکشند اما حقیقت این است که آثار تاریخی مخصوصا قبور ومدافن اشخاص مشهور هویتِ یک امت هویت یک ملت را شدیدا حفظ می کند.
درست است که نباید این مقابر به محل خرافات تبدیل گردند ولی نباید منهدم گردند ونباید مهمل بمانند بلکه باید مرمت کاری شوند تاریخ نگاری شوند در آدرسهای رسمیی مملکت درج شوند.
یکی از اسباب ووسائلِ ضعفِ مطلقِ عواطف اسلامی در شبه جزیرهء عرب ارتکاب عمل شنیع تخریب قبور صحابه و علماء اعلام بود كه توسط بعضي فرقه هاي افراطيي معتدي بوقوع پیوست.
در این زمانهء معاصر که ماده وتکنولوژی هر لحظهء انسان را متصرف شده است،انسان از نظر انترپولوژی حاضرِ خود را با ماضییِ خود از طریق مشاهدات میتواند متصل بسازد،این مشاهدات شامل تأمل وتعمق تاریخی هستند که توسط روتین به دست نمی آیند،مثلا عاطفهء نگهبان یک قلعه از عاطفهء یک بازدید کننده از آن قلعه فرق میکند. برای آن نگهبان به روتین تبدیل گردیده است ولی برای بازدید کننده فرق دارد.
نسل ها حیثیت بازدیدکنندگان قلعه را دارند.
البته در مصر بعضی قبرهای معروفی هستند که آرگاه وبارگاه دارند و به محل خرافات هم تبدیل گردیده اند وبعضی ان حتی حقیقت ندارند مانند قبر منسوب به حسین و قبر منسوب به سیده زینب قبر منسوب به سیده نفیسه،رضی الله عنهم، و بعضی قبور معروف دیگر در مصر که به مزار تبدیل شده اند قبور متعلق به اشخاصی اند که کدام جایگاهی در علوم اسلامی ندارند،اما قبور علمائی بزرگی چون سیوطی، ابن حجر، ابوجعفر طحاوی،علاّمه ابن خلدون، قاضی عطاء الله سکندری، عز ابن عبدالسلام، محمد ابن ابوبکر الصدیق،امام بویصری،و غیره، یا منهدم یا مهمل باقی می ماند.
هدف از این نوشته این است که مسلمانان برای حفظ هویت خود اهتمام شدید به حفظ آثار باستانی خود بورزند،به قرائت تاریخ بیشتر روی بیارند،همانطوری که به ترک استعانت از قبور علما واولیاء دعوت میکنند که باید کنند، به زیارت آن نیز تشویق کنند،مخصوصا به محافظت آن ومرمت ان بیشتر عنایت ورزند.
بلی واقعا تاریخ وآثار تاریخی نقش ارزنده در باقی ماندن منبرِ هویتِ اسلامی دارد.
أحبّ الصالحین ولستُ منهم
لعل الله یزرقنی الصلاحا
