مطایبه، دردِ دلهای "بزرگان"
دردِ دلِ عالِم: زمانه خراب شده است،قدری برای علم نمانده است،مردم دنبال چه چیزهای می گردند،صد افسوس و صد دریغ که جامعه راه نجات خود را گم کرده است.
این نوع بزرگواران یا فارغ التحصیل دارالعلومِ بی کتاب،یا دارالعلوم یوتیوب و مؤلف کتابهای از قبیلِ فضائلِ تقبیلُ الرِّجلین ورفع الخصیتین بکلتا الیدین می باشند.
بعضی ازاین بزرگواران دیروز به فاکولته یا مدرسه ملتحق گردیدند،و روز دیگر به مقام اجتهاد رسیده اند.
آفت این بزرگواران نا شکری است،زیرا با وصف شکوهء مکرر از انصرافِ مردم از "علوم نافعهء" ایشان، بازهم بیشترین شنوندگان و خوانندگان را دارند.
دردِ دلِ ادیب:
زمانه خراب شده است،قدر وقیمتی برای ادب نمانده است،شعر خراب شد،طرز نویسندگی از بین رفت. سقف ادبیاتِ فارسی فرو ریخت.
این بزرگواران بر این نظر اند که فارسی نویسی از زمان آقای "نقره یاب" و "طلایاب" آغاز گردیده است، وخواندنِ کتابِ فارسی نحوِمیر مثلا،برایشان مانند خواندن معمّا می ماند.
این بزرگواران تألیفاتی در فنون پنچویت وکامه، وعلامهء کویسشن،درطرز فارسی خوانی وفارسی نویسی دارند.
همچنان که دواوینِ شعری بنام خراب الأوزان، و نقدهای ادبیی بنام قافیهء تباه، عروضِ درمانده، به رشتهء تحریر درآورده اند.
از مهمترین نظریاتِ ایشان این است که شعر باید سکته باشد، وبرای اینکه شعر موزون نامیده شود باید یک سطر،از سطر دیگر درازتر باشد.
مشکلِ این نخبه گان ادب این است که نیز نا شکری می کنند،در حالیکه وضع خواندن ونوشتن زبان را همین بزرگواران مدیریت می کنند و در گلستان وبوستانِ زبان فارسی همینها "سعدی گری" دارند.
دردِ دلِ دانشمند:
در جامعهء ما هر روز سقراط اعدام میشود،کسی به دانش ارزشی قائل نیست،دانشمندان محکوم زورمندان اند.روشنفکری در جامعهء مرتجع ارزشی ندارد.
اما این بزرگواران، عمرشان در بافتنِ تنابِ اعدام برای محاکمِ رؤسای مستبد سپری می گردد.
تألیفی هم در بخش صنعت و زراعت واقتصاد ندارند، کشفی در طب ندارند، اختراعی در هندسه ندارند، تألیفات ایشان چند صفحه در نقدِ اسلام است.
مشکل این بزرگواران هم نا شکری است،چونکه مناصب از مملکت تا مملکت دیگر، از قاره تا قارهء دیگر برای این بزرگواران پاس داده می شود،بدون عرق ریزی،فقط با اشارتی منصب راحتی را اشغال می کنند،و انواع جعل،تقلب،فاشیزم،در دوران حکومت این دانشمندان و روشنفکران صورت می گیرد.
نهادهای بین المللی و نهادهای تحقیقاتی،در مقابلِ تألیفاتی از جنسِ کتابِ" شافل یقوذِ رمبه تراش"برای این محترمین جائزه ی،گل سرخی،تقدیم میکند.
دردِ دلِ اسلام پژوه:
زمانه خراب شده است،ارزشی برای تحقیق ودانش نمانده است،ما مسلمان هستیم اما این مسلمانان نادان مارا نامسلمان میگویند و به ما اعتماد ندارند.
از این بزرگواران پرسیده میشود که شما این علم ودانش اسلامی را از که آموختید؟
می گویند از امثال سلمان رشدی.
از اینها پرسیده می شود الگوی شما کیست؟
می گویند: امثال سلمان رشدی
....................................
به هرحال: وقتی عمّهء علقما ـ حلقه ماه ـ در اثنای دوختنِ جوال با "تیبنه" میخواند:
کبوتر با کبوتر باز با باز
کند همجنس با همجنس پرواز
عمک ذکرالدین چای سر می کشید و این بیتِ بیدل را میخواند:
آب اگر در روغن افتد ناله بر دارد چرا
صحبتِ نا اهل عالم را به فریاد آوَرَد
