فکر نکنم کسی از افغانستان باشد و در درک اوضاع سیاسی پاکستان تخصص نداشته باشد
پاکستان
فکر نکنم کسی از افغانستان باشد و در درک اوضاع سیاسی پاکستان تخصص نداشته باشد، و فکرنکنم کسی در جهان باشد و نداند که پاکستان بازیگر اصلیی رویدادهای افغانستان بوده و کارش از دخالت در امور افغانستان بارها به داخل کردن در افغانستان رسیده است.
منتها این همه ملل جهان این نکته را هم خوب میدانند که بدبختانه ملت افغانستان خود مبتلا به بیماری همان بز است که مرتب نان چوپان را میخورد.
حالا اوضاع پاکستان بسیار به وخامت گرائیده است، در عرصهء اقتصاد تا سرحد افلاس رسیده وگروگان چین شده است، در عرصهء سیاست خرابتر از پیش شده است ،درعرصه ء قانونیت چنان انحطاط نموده که پولیس صدر اعظم سابق را از درون محکمه میرباید،درعرصهء امنیت موجی از خشونت بر اساس گذارشها،دیده وشنیده میشود.
همزمان با هر بدحالی پاکستان موجی ازخوشحالی تعدادی زیادی از هموطنان مارا فرا می گیرد،یقینا از منظر مشاهدهء تاریخ دخالت پاکستان در امور افغانستان چنین خوشحالی تاجائی موجه به نظر میرسد، ولی اگر دقت شود بسیار ناموجه بوده وصفات زشت خوشحالان را برملا میکند
مثلاً مسئول دخالت در امور افغانستان ملت پاکستان بود یا سیاسیون پاکستان بودند؟
اگر بگوئید ملت پاکستان بود، دروغ گفته اید، ملت پاکستان بطورِعام ملت شریفی هست، لا اقل از ما بدترنیست، زمانی پنج ملیون مهاجر را جای دادند، از دختر پاکستانی تا اسپ گادی پاکستانی را "همان کار کردید" ولی ان ملت میگفت: چهوردو ماجر هی، پریده ماجیر خلک دی.ملت ها از خبث درونیی سیاسیونشان در قبال مملکت دیگر چه میدانند؟.
اگر میگویید نه، منظور ما این است که ط الب در میان مردم آنان آزاد فعالیت داشت.
خوب، زمانی که رهبران مجاهدین وقمندانان مجاهدین بلا استثناء به پاکستان می رفتند ودر میان مردم آنجا به فعالیت می پرداختند و از انان برای اخراج روس مدد می طلبیدند اما تا هنوز بسیاری شما هنوز وابسته به همان رهبران وبه همان قمندانان هستید، وبه انان به دیدهء قدر می بینید پس کار دیگران در مقابل امریکا را هم به کار خود در مقابل روس قیاس کنید.
میگوئید احزاب مجاهدین نمایندگی از بینش ما در مقابل پاکستان نمی کردند بلکه بینش ما در قبال پاکستان، زادهء افغانستان مستقل است.
این هم یک سخن بی موردی است:
اولاٌ که احزاب افغانیی که خودرا ملی گرا وغیر اسلامگرا می شمارند، کجا مستقل بودند؟عمرشان در وابستگی مطلق به کفار سپری نشد؟
وابستگی به کشور مسلمان خو بهتر از وابستگی برای کشور متجاوزِ کافر است،با وصفیکه مکررا میگوییم وابستگی ومزدوری برای بیگانه عمل زشت است.
ثانیا که، این احزاب بینش ملی هم نداشتند وندارند، مگر بعضیشان تجزیه طلب، بعضیشان خراسان طلب، بعضیشان لرو بر طلب، نبودند ونیستند؟
حتی همان سیاسیون نسبتا چیزفهم دورهء شاهی و دورهء جمهوری اول، خصومت بی معنایی را با چشم دوختن در خاک پاکستان ببار نیاوردند؟
همواره دعوای بیجا نکردند که تا اتک مال ماست؟
حتی آنهای که منتقد پاکستان بودند در آخرین روزهای فرار از افغانستان به پاکستان امدند و از انجا فرار کردند.
غرض این است که به همان انداز که پاکستان در حق افغانیها مقصر است، افغانیها نیز بی تقصیر نیستند.
لهذا خوشحالی به اوضاع پاکستان عمل خلاقی نیست،افزون بر اینکه فروپاشی پاکستان اوضاع افغانستان را بیشتر مختل میسازد واین معلوم دار است.
آنچه در معضل سیاسیی پاکستان بیشتر نمایان میشود این است که دمکراسی شبه قارهء هند که مزروع انگلیس است هنوز به ثمر نرسیده است، در هند به افراطگرایی هندوی مبدل گردیده است ودر پاکستان باری دیده نشده است که یک حزب آبرومندانه دورهء خود در تصدی قدرت را به آرامی به پایان رسانیده باشد.
با اینهم عمران شاید بهترین رهبر پاکستان بود،اورا به فساد مالی متهم کردند واین خیلی بعید است، بلکه عمران خان به اشارهء انگلیس به چالش کشیده شد.
حزب مسلم لیک وحزب پیپلزپارتی دو حزبی اند که تاریخ درازی از وابستگی برای انگلیس دارند، سیاسیون این دو حزب بر علاوهء ارتش، پاکستان را گروگان گرفته اند، تصور نمی رفت حزب جوان تحریک انصاف بتواند به زودی به قدرت بزرگ سیاسی بدل گردد و در رهبریتِ خود شخصی را داشته باشد که با روحیهء ورزش سیاست جرأتمندانه را پیش میبُرد، و برای انسجام ممالک مسلمان نیز تازه دست بکار شده بود، شخصی که اگر باقی میماند ممکن نظر به ملحوظاتی نقش بیشتری برای تحسین وضع فرهنگیی قبائلیی حاکم در افغانستان ایفا میکرد زیرا او چنین ننگ را داشت، ننگی که شاخهء پنجابیی پاکستان در خصوص افغانستان ندارد.
خطرناکیی دیگر قضیه این است که اگر اوضاع پاکستان به فروپاشی بیانجامد که این احتمال خیلی بعید است، تحت تصرف قرارگرفتنِ سلاح اتمی پاکستان میتواند بخشی از یک مطلب حقوق بین الدول گردد واین چیزیست که نباید شود. ما که از دست یابی ایران به سلاح اتم حمایت میکنیم چرا از داشتن پاکستان حمایت نکنیم،مشروط بر اینکه قواعد ومقررات ایمین مراعات گردد.
افزون بر این موضوع موضوع دیگر اینکه روحیهء جنگ در میان هندویان اوج گرفته است وصدها ملیون هندو در ظرف چندسال حاکمیتِ حزب افراطیی حاکم هند آمادهء جنگ با مسلمانان اند وپاکستان را رمز و دشمن تاریخی خود می شمارند،لهذا بعید نیست در لحظاتِ ضعفِ شدیدِ پاکستان، حملهء جزئیی از سوی هند صورت گیرد.
با اینهمه تاریخ رویدادهای سیاسی پاکستان نشان داده است که ان کشور به حکم مدیریتِ متوازنِ دین وسیاست، ازبحرانها با یک بینی خمیریی بیرون میشود و فرو نمی پاشد.
البته بعد از نوشتن این تبصره خبر رهایی عمران خان نشر گردید،و این نشان میدهد که مظاهرات و خشم مردم نتیجه داد و همان سخن فوق را که پاکستانیها از میان هر رویداد با یک بینی خمیری میبرایند تایید میدارد.
ما که آرزوی بهبودی ملت اوکراین را داریم، حتما آرزوی بهبودی ملت پاکستان را هم داریم.
