No-IMG

در رویدادِ سودان چه جهاتی مقصرو مسئول هستند؟

سودان

جنگها در شهر خرطوم ادامه دارد، آمار بیجا شدگان داخلی بسیار است، تعدادی زیادی منازل خود را ترک گفتند وبه شهرهای دیگر رفتند، یا به دولت های همجوار پناهنده شدند، ممالک خارجی اتباع خود را بیرون کردند ویا در صدد بیرون کردن هستند،گذارش شده است که امریکا شانزده هزار اتباع  در سودان داشته است وجالب است این تعداد انجا چه می کردند.

تعدادی از افغانیها که گفته شده است 120 تن بوده اند وشاید محصل بودند نیز در ضمن اشخاصیکه عربستان سعودی بیرون کشید بیرون شده اند که این خدمت عربستان قابل قدر است.

هردو طرف جنگ ادعای ضد ونقیض بسیار دارند،میدان هوایی پایتخت در تصرف نیروهای ملیشه حمیدتی معروف به نیروهای واکنش سریع قرار دارد، پایگاه های نظامی میان ارتش و ملیشه ها چندین بار طی نزدیک به دو هفته جنگ دست به دست شده است.

گرچند ارتش بطورکل بر اکثریت انحاءِ سودان کنترل دارد اما در پایتخت هنوز نتوانسته است وضعیت را به نفع خود تغییر دهد.

زندانبانان بعد از نرسیدن آب ونان و بیم هلاکت هزاران زندانی دروازهء زندانها را گشودند و زندانیان بیرون شدند، در این میان گفته شده است رئیس جمهوری سابق عمرحسن البشیر نیز یا به خانهء خود برگشته است یا به گذارش ارتش در جای امنی خارج از زندان نگهداری میشود.

تا هنوز نزدیک به هزارتن جان باخته اند،آنچه بیم ان میرود تبدیل خارطوم به یک کابل یا یک مقدیشوی دیگر است که درسالهای پس از سقوط داکتر نجیب و جنرال سیاد بری به پایتخت تقسیم شده وجنگزده وویران شده بدل گردید.

جای تاسف است که باز در یک مملکت مسلمان و در یک شهر بزرگ و پر از جمعیت مسلمان نشین چنین جنگ وقتال وکشت وخون راه میآفتد.

گرچند تاریخ سودان به جنگها و کودتاه ها گره خورده است، اما پایتخت آن از جنگهای مستقیم در امان بود وهنوز چنین وضعی را شاهد نبود که به صحنهء جنگ تبدیل شود واز هر سوی ان ستونِ دود به هوا برخیزد.

در رویدادِ سودان چه جهاتی مقصرو مسئول هستند؟

بعد از سقوط حکومت اسلامگرای حزب کانفرانس ملی در سودان اوضاع سودان بیشتر از بیش رو به وخامت گرایید.

موج سواران مسئول وضع هستند.

در سال 2019برخی مردم بخاطرمشکلات اقتصادی برعلیه حکومت عمرالبشیر به مظاهرات برخاستند از اینکه امریکا ودفتر تشریفاتِ وزارت خارجهء امریکا یعنی سازمان ملل متحد برعلیه حکومت سودان تحریمات شدیدی را وضع کرده بودند و حتی فرمان دستگیری عمرالبشیر را صادر کرده بودند او نیز با جدیت در مقابل مظاهره چیانی که تعداد زیادی آنان غوغاگران وپای لیچان بی هدف بودند و شوق سنگ افگنی و اینسو آنسو دویدن آنان را به بادارِ کوچه های خرطوم تبدیل کرده بود،عمل نکرد.

جنرالان ارتش بشمول دست پروردهء سابق وی حمیدتی اورا عزل کردند ودر زندان افگندند، به سوی اسرائیل شتافتند و پایتختی که زمانی به پایتخت رفض اعتراف به اسرائیل مشهور شده بود واعراب جلسهء بزرگ خود را در رد اسرائیل را گرفته بودند،اسرائیل را به رسمیت شناخت،به ندای امریکا در تشکیل حکومت تکنوکرات لبیک گفتند،بعضی مقررات اسلامی را نیز برداشتند،بعضی کار روایی های را که زمانی "بی بی گل" مدیریت میکرد از قبیل کافی شوپ ومیکده ها باز گشودند، و به این طریق فکر کردند که امریکا واسرائیل انان را که حالا به گاوشان تبدیل شده اند میگذارند تا آرام آرام دُم را تاب داده درعلفزارپهناورِ سودان،چریدن گیرند.

اما گاو بالآخره گاو است، نفهمیدند که مرام ومقصد اصلی امریکا فروپاشانیدن جامعهء مسلمان است،امریکا به تسلیمی بسنده نیست.

چه ساده لوح اند ملتهای که برای حل بحرانهای خود به دامن بحران افرینان خارجی میافتند.

 امریکا به مزدوری مزدوران فقط راضی نیست، امریکا میگوید من لیست درازی از مزدوران دارم اگر هر کدام اینهارا بگذارم که فقط با اعلان مزدوری وبزرگ پنداری من حکومت کنند هدفِ اقتصادی من بحیث یک امپراطوری سرمایه داری خون آشام چه میشود؟

هدف ومرام نیروی مذهبیی محرف عیسویی کاپیتالیستی که ازچرخانندگان قدرت من محسوب میشوند و برعلیه تخریب جامعه اسلامی کمر بسته اند چه میشود؟

لهذا دکتاتورآفرینی در جوامع مسلمان، نکوهشِ ظاهری قلع وقمع،وتایید استخباراتی دکتاتوران قلع وقمع کننده از صلب اهداف امریکا در جوامع مسلمان است.

همین است که امریکا به جای راه اندازی یک انتخابات سراسری، برای تشکیل یک حکومت مؤقت ائتلافی فراخواند واصرار کرد تا جای را برای انواع مزدوران و خائنان لبرال غرب نشین  و اجیران داخل نشین فراهم سازد، تا شیرازهء ملی بیشتر فرو بپاشد و مردم تا آمدن یک حکومت ضعیف وفرسودهء دیگر به بی نظمی، به دزدی، به فساد به افساد، خوی گیرند. این خوی وخصلت امریکا است.

بالاخره ایجاد چنان وضع چنین نتیجه داد.

از سوی دیگر استعمار روس که فکر میکنیم در مرداب اوکراین گیر مانده است خیلی ارام در ساحات مختلف جهان اسلام توسط شرکت واگنر قدم فرسایی میکند.

واگنر و بلاک وُتر وامثال اینها در حقیقت ارتش این قوتهای استعماری اشغالگر متجاوز هستند که فقط برای تحایل بر قانون بین الملل، انرا خارج از تشکیلات نظامی خود اعلان میدارند.

در مدت های اخیر رابطهء حمیدتی با واگنر گفته شده است که بهتر بوده است، زیرا گویا حمیدتی برای روسها بندرگاهی بر ساحل دریای سرخ را وعده کرده است، روسیه که تقریبا فرانسه را از افریقا رانده است در کنار چین بادار اوضاع افریقا گردیده است. حمیدتی گفته میشود با اسرائیل نیز رابطه متین دارد.امارات نیز گفته میشود از حمیدتی دفاع میکند گرچند مقامات ان کشور این را رد کردند.

کشور سودان کشور پهناور وبا امکاناتی است و بابِ دندان استعمار نوین میباشد.

اما در کنار این همه ملت سودان ملت مسلمان سودان مقصر است، بلکه مقصر اصلی است زیرا این ملت به دفاع از حکومت بشیر برنخاست، فکر کرد که شیطان استعمارسفره های انان را رنگین میسازد.

امروز نیز جای تاسف است وقتی انسان میبیند سربازان هردو طرف که جنگ میکنند با فریاد الله اکبر به سوی هم شلیک میکنند،اما این الله اکبر گویان جاهل نمیدانند که در خدمت دو شخصی قرار دارند که به صهیونیسم ایمان آورده اند،مومی در کف لبرالها وسکولرها گردیده اند، دو شخصی که یکی ان مافیای بین المللی قاچاق طلا و سلاح گردیده است که حمیدتی نام دارد، و دیگر ان مرد شراب نوشی دروغگویی که عبدالفتاح برهان نام دارد.

موضع مصر وسودان :

گرچند میگویند جنرال عبدالفتاح سیسی طرفدار جنرال عبدالفتاح برهان است، اما این طرفداری بسیار در سرحد ضعیف ان است وموضع سست مصر را در قبال حساس ترین وضع منعکس میسازد.

میبایست ارتش قویی مصر با همه امکانات در کنار ارتش سودان قرار میگرفت وکار ملیشه های حمیدتی را یکطرفه میساخت زیرا این گروه در تعامل آزاد با اسرائیل با ایتوپی با واگنر با حفترِ لیبی قرار دارد وخبیثتر از برهان است.

حالا ارتش سودان در مقابل ارتش ایتوپی هیچ است زیرا اکثریت لوازم نظامی خود را از دست داده است، این خلا را ارتش مصر میتواند پر کند، مصر برای تهدید بالقوه ایتوپی و زیر نظر قراردادن سد نهضت و حتی حفاظت از سد اسوان که در مرز مصر وسودان قرار دارد به وجود خود در سودان نیاز دارد.

غرب استعماری جنوب سودان را جدا ساخت وسالهای متمادی گروه جدایی طلب جنوب را حمایت کرد حالا تصمیم دارد تا سودان را چنان تجزیه بسازد که دارفور را یک دولت و کردفان را یک دولت و جنگ را در شمال نشین شعله ور نگه دارد وامنیت مصر را از آدرس نیل واز آدرس مرز با سودان مختل سازد.

حکومت اسلامگرایی سودان با وصف کاستی های بسیاری که داشت از موفق ترین وقوی ترین حکومت های تاریخ سودان پسا استقلال بود.

جنگها چه یادگارهای تلخی میگذارند.

خالد الطقیع مردی بوده است که بیست سال در دانشگاه خرطوم گذرانیده وهنوز بحیث محصل در صنف های مختلف آن مینشسته است،این مرد بیست سال را میان ناکامی و انتقال از فاکولته به فاکولتهء دیگر سپری کرده وروزش را اکثرا در دانشگاه میگذرانیده است،وی به چهرهء معروفی تبدیل شده بوده است،شاگردان جدید الشمول اورا بحیث لالای خود میشناختند،از وی مشورت ها میگرفتند از سختی مضمون ها واخلاق استادها میپرسیدند.خالد در انتظار دریافت شهادتنامه بیست سال را سپری میکند اما سرانجام در اولین روزهای جنگ تیری به وی اصابت میکند و کشته میشود و اورا در محیط دانشگاه دفن میکنند وبدین ترتیب با قبر خود شهادتنامه برای دانشگاه وبرای جنگ عطا میکند.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک