آبروی دمشق و ابروی ایران
دیشب و برای بار دوم طی یک ماه، اسرائیل دمشق را موشک باران کرد. وقتی آدم بیچارگیی دمشق را میبیند پی میبرد که هدف اسرائیل از این موشک باری های پیهم وحملات هوایی پیهم چیزی جز اهانت بیش نیست.
جالب این است که اسرائیل چنان در فرهنگِ توهین به درجهء فرعونیت رسیده است که حتی اعلان نمی کند که برای چه حمله نموده و چه کسی را هدف گرفته است؟.
امّا از برکتِ افشاکاری ایران معلومات به دست میاید،زیرا متعاقبِ هر حمله ایران اعلان میکند که حملهء اسرائیل ناکام مانده واسرائیل شکست خورده است چونکه موشک به هدفش اصابت نکرده و کسی از ما تلف نشده است.
ایران که بارها از افگندن اسرائیل در بحر سخن گفته و به بهانهء اسرائیل فصلِ دوم کتاب سایس بیکو را نوشت بعد از حضور در سوریه بیش از چهارصدبار مورد حملهء اسرائیل قرار گرفته است و در مقابل جرأت یک فیر بر بلندی های جولان اشغالی را هم نداشته است،ولی بازهم خودرا پیروز میدان حساب میکند.
فکر کنم صفاتی که انسانها در زندگی روزمره دارند در سیاست هم تطبیق میکنند، یک وقت دیدم یک شخص از شخصی دیگری کتک خورد در یک کنج فرار کرد و از آنجا فریاد می داد که زور شیر را ندیده ی اگر مرد هستی بیا مرا بگیر.
ایران چانس پیروزی بر اسرائیل را دارد مشروط بر اینکه اصلاح اقتصادی و اصلاح مذهبی واصلاح روابط را روی دست گیرد.
مکرر، اگر ایران، ترکیه،پاکستان،عربستان،عراق،مصر،مراکش،اندونیزی، بر مشکلات داخلی خود فائق آیند واتحادِ نسبیی را تشکیل دهند نه تنها اسرائیل بلکه حامیان اسرائیل نیز بطور نسبی شکست خواهند خورد.
منظورم از بیچارگیی دمشق یُتمِ تاریخی ان است،دشمنان جوامع اسلامی پایتخت های تاریخی این امت را پیهم اهانت میکنند،بالمقابل صداهای از منابری بلند میشود که آهای دشمنان صبر کنید روزی میرسد که این سلاح های شما سنگ میشود و ما با پرچم های سیاه میرسیم وشمشیر به دست میشویم وشمارا شکست می دهیم.
و یا دیگری که برای انتقام ستانی در انتظار وهمِ گمشده در سردابی، اشک می ریزد که ای ناجی رها شو و انتقام ما بِستان.
مُنجّم گفت دیدم طالعت را
دروغی گفت ، من طالع ندارم
