No-IMG

فلسفه ی باید ها و نباید ها در اسلام

بر اساس شهادت تواریخ در کهن ترین تمدن های بشریت سازمان های سیاسی برای اداره شهر ها و مملکت ها وجود داشته است و این سازمان ها (حکومت ها) گاهی خود به وضع قوانین (باید ها و نباید ها) می پرداختند و گاهی با کمک نمایندگان مردم و اهل خبره این قوانین را برای اداره شهر ها و مملکت وضع می کردند و گاهی بوسیله اعتقاد به دین و مذهبی با چنین باید ها و نباید های دینی مردم شهر ها و مملکت ها را مدیریت می کردند.

می گویند سومر ها و بعدأ آکاد ها اولین مردم بودند که در بین النهرین در بین سال های ۸۰۰۰ الی ۴۰۰۰ سال قبل تمدن با شکوهی را بنا نهادند و آنها با قوانین (باید ها و نباید ها) که توسط افراد خبره و نمایندگاه مردم ساخته شد مملکت خود را اداره و مدیریت می کردند به همین قسم ملل و نحل دیگر جهان در مناطق دیگر تمدن های باشکوهی را بعدأ ساخته اند که می توان از دراوید ها در هند قبل از ورود افراد وابسته به دین آریایی (بعضی ها آریایی ها را نژاد مشخصی می دانند اما بعضی ها معتقد اند که اقوام مختلف را که به دین زردشتی اعتقاد داشته اند آریای می گفتند مانند دین اسلام) نام برد که تمدن باشکوهی را در بین سال های ۴۰۰۰ الی ۳۰۰۰ قبل بنا نهادند و حتی می گویند که آنها شهری ساختند که دارای سرک ها و جاده های مستقیم و فراخ بود و شبکه های آب رسانی به هر خانه ای از شهر تمدید گردیده بود. و همچنان فرعون ها در مصر، هخامنشی ها در ایران و مایا ها در امریکا و اقوام دیگر در چین و... تمدن های را بنا نهادند که آنها با قوانین خاص خود کشور های خود را مدیریت می کردند و در این تمدن ها افراد به اسم پادشاه سلطان، امپراطور و... حکومت می کردند.

اما در روایت های دینی آمده است اولین کسانیکه پا به زمین نهاده اند آدم (ع) و بی بی هوا بوده اند و آدم (ع) مسولیت تربیه و تعلیم اولاد اش را به امور دینی داشته است و بعد از ایشان این مسولیت (نبؤت) ادامه یافته است و تا به آخرین پیامبران حضرت رسول اکرم رسیده است. بر اساس فرموده الله متعال در آیه ۳۶-النحل در همهٔ قرا و شهر ها پیامبرانی بوده اند و از قرار روایت های دینی تعداد مجموعی پیامبران الهی قبل از بعثت حضرت رسول اکرم به یک لک و بیست و چهار هزار نفر می رسیده است. بعضی از این ادیان من جمله دین اسلام دارای شریعت (قوانین) بوده اند. دین اسلام مجموعه همهٔ ادیان عالم در گذشته است یعنی همه ادیان در طول تاریخ یک هدف را دنبال می کرده اند و آن هدف عبارت بوده است از دعوت بشر و هدایت بشر به شناخت الله متعال و عبادت او تعالی و سوق جهان بشریت به سوی سعادت دنیوی و آخروی به همین خاطر همه ادیان دارای یک سلسله قوانین (باید ها و نباید ها) برای مدیریت جوامع بشری بوده اند. دین اسلام که آخرین دین و دین جهانی است برای مدیریت جوامع بشری کامل ترین قوانین را به جهانیان عرضه کرده است که بنام شریعت اسلام معروف است. این شریعت در مجموع مانند همه قوانین تمدن های ملل و نحل جهان کهن و معاصر دارای دو بخش است :

۱- باید ها : این باید ها مجموعهٔ از امور و کار های پسندیده ی اند که انسان ها مکلف به انجام آنها گردیده اند.

در اسلام این باید ها به دو بخش بزرگ تقسیم می شوند ؛

الف: باید های عبادی مانند خواندن نماز، گرفتن روزه، دادن زکات و...

ب: باید های اخلاقی یا آدابی مانند راست گفتن و وفا به عهد، امانت داری

عبادت باز به دو بخش تقسیم می شوند ؛ ۱- عبادت که از جانب الله متعال به بندگان اش فرض شده اند. ۲- عبادات که از جانب حضرت رسول اکرم به عنوان سنت آن حضرت معروف اند و به سنت موکده و نواقل و زواید تقسیم می شوند در مورد باید های آدابی و اخلاقی در دین اسلام تاکید بیشتر شده است. حضرت رسول اکرم (ص) در همهٔ موارد زندگی و حتی جزئیات زندگی آداب خاص را وضع نموده اند شما اگر صحیح بخاری و صحیح مسلم را مطالعه بفرمائید ملاحظه خواهید کرد که تنها در همین دو کتاب احادیث زیاد از آداب دعا کردن در هنگام لباس پوشیدن، به خانه داخل شدن، غسل کردن حتی آداب در هنگام رفع حاجت و غذ ا خوردن و... آمده است و همه جزئیات زندکی را این آداب در بر می گیرند.

و همه کار ها باید با گفتن بسم الله آغاز شوند.

۲- نباید ها (منکرات) :  مجموعه از امور ناپسند یده ی اند که اجرای آنهم به ضرر جامعه است و هم به ضرر فرد.

در دین اسلام این نباید ها باز بدو بخش بزرگ تقسیم می شوند :

الف: نباید های که حرام اند و انجام دادن آن ها موجب گناه کبیره و جزا مناسب به آن در دنیا از نظر قوانین خواهد شد.

ب: نباید های که مکروه اند و انجام آن اگر مکروه تحریمی باشد موجب گناه خواهد شد و اگر مکروه  تنز یهی باشد انجام دهنده ملامت خواهد بود.

دین اسلام برای بعضی از نباید ها قصاص وحدود شرعی وضع نموده است مانند قتل عمد، سرقت، زنا وغیره.

و سلاحیت تعیین جزای مناسب برای عده از نباید ها را که از حوزهٔ قصاص و حدود شرعی بیرون اند دین اسلام برای حاکم وقت و قاضی داده است که در شریعت  این  قانون بنام قانون تعذیرات معروف است.

در شریعت دین اسلام بر خلاف قوانین وضعی جهان اگر شخصی قادر به انجام کار و فعلی حرام باشد و انجام ندهد الله متعال به او اجر و پاداش خواهد داد.

نکتهٔ مهم این نوشتار :

در مورد نباید ها (امور ناپسند حرام و مکروه) همه قوانین الهی و بشری اجماع دارند که باید به مرتکب آن جزا داده شود در این عرصه اختلاف در بین قوانین بشری و الهی در این نکته است که در قواین وضعی امروزی در جهان غرب حدود اربعه نباید ها را بطور تدریجی نهایت کوچک و محدود ساخته اند. آنها آن عده افعال را که قبلأ در محدودهٔ حرام ها بودند بیرون کشیده اند و در میدان  مباح رها کرده اند مانند ازدواج مرد با مرد یعنی فعل حرام لواطت را جایز دانسته اند و همچنان فعل حرام زنا را به دلیل راضی بودن و توافق دو شخص جوان (زن و مرد) تحت نام دوست دختر ودوست پسر جایز دانسته اند و ده ها موارد دیگر.

اما در مورد باید ها (کار های پسندیده و مقبول) :

آیا دین اسلام در مورد انجام کار های پسندیده بر افراد اجبار را جایز می داند؟

هدف اساسی ام از نوشتن این رقیمه طرح همین سوال است و بیان فلسفه باید ها در اسلام است در بالا تذکر دادیم که باید ها در مجموع دو نوع اند یکی عبادی و دومی آدابی.

از نظر شریعت نبوی انجام عبادات و آداب موجب اجر و پادانش اخروی خواهد شد.

اگر کسی این عبادات و آداب را انجام ندهد از نظر دین اسلام حایز است که آن شخص به انجام آن اجبار و تهدید شود؟

اگر انجام نداد آیا تعذیر آن شخص جایز است؟ امیدوارم به این نکات ظریف توجه بفرمایید :

اولین کار خوب ایمان آوردن به دین اسلام عزیز است آیا اجبار در دین جایز است؟

عده از علما می گویند که ایمان از مقولات عشق است همین قسم که نمی توان شخص را مجبور ساخت به دختر که او را نمی خواهد عاشق ساخت نمی توان شخص را مجبور به ایمان آوردن به دین که او را نمی پسندد کرد. عشق اکراه و جبر ناپذیر است و ایمان هم جبر و اکراه ناپذیر است. همین قسمیکه عشق انسان را مجنون می کند و بی قرار می کند و متحول می کند ایمان هم همین قسم است که اگر بر قلب وارد شد آن شخص تولد نو می یابد و متحول و دگرگون می شود و بی قرار می گردد و از خود محور بودن، کبر و غرور بیرون می آید و خود را در برابر قدرت می یابد که همه چیز اش و همه هستی و زندگی اش از لطف و کرم او است. او خود را در برابر اش ذرهٔ بی مقدار می داند و در او محو می شود. دست نیاز به او دراز می کند زیرا او معتقد است که او تعالی از شاه رگ گردن اش به او نزدیک تر است (آیه ۱۶-سوره ق) و در هر کجای باشد و برود الله او را مراقبت می کند (۴-الحدید) و هر قدمی که به پیش می میگزارد اگر خوب است به فضل و لطف او است معنی واقعی اخلاص که شرط قبول عبادات است همین است . ایمان اگر در قلب شخصی جای گرفت آن شخص بعد از این می داند که جز به الله سر تعظیم بر آستان و بارگاه کسی دیگری نباید فرود آورد. او می داند خالق همه جهان هستی او تعالی است. او می داند او تعالی جهان را مدیریت می کند و در خلق جهان و مدیریت جهان کسی دیگری را شریک با او تعالی نمی سازد. او می داند که مالک رزق و روزی او فقط الله متعال است و او است که او را از شر همه حفظ می نماید و او است که می تواند به او ضرر برساند همهٔ عالم اگر یکی شوند نمی توانند آن ضرر را از او  دفع کنند.

او می داند که الله متعال به حضرت رسول اکرم فرموده است (۱۸۸-الاعراف) و همچنان (۲۱-الجن)

بنأ معتقد می شود نفع و ضرر از جانب الله است. غیر از او تعالی هیچکس را مالک ضرر و نفع  خود نمی داند. توکل فقط به الله می کند و او را کافی می داند هیچکس را بجز الله منبع فیض و برکت نمی داند. و آن را شرک می داند. آنهای را که به اشخاص پناه می برند و توکل می کنند و آنها را مالک ضرر و نفع برای خود می دانند مشرک می داند.

برادر ! آیا ایمان جبری چنین نتایج خواهد داشت؟ اکثریت مسلمانان از ترس جامعه و شرم اقارب خود نماز می خوانند و خود را مسلمان معرفی می کنند در حالیکه ایمان در قلب آنها جای نگرفته است زیرا هیچ تحولی در آنها دیده نمی شود.

شخصی را ملاحظه می فرمایید که هفتاد سال عمر کرده است  و پنجاه و پنج سال نماز خوانده است آنهم به جماعت و حج هم کرده است ولی هنوز هم مرتکب فحشا می شود و عادت قمار زدن را ترک نکرده است در حالیکه الله متعال در کلام پاک خود (قرآن) فرموده است که نماز انسان ها را از فحشا و منکرات باز می دارد. جرا این مرد را از فحشا و منکرات باز نداشت؟

پس ما معتقد هستیم که الله متعال راست گفت ولی باید اعتراف کرد که نقص در ایمان آوردن ما و نماز خواندن ما است که ما را بعد از هفتاد سال متحول و دگرگون نساخته است.

قبول ایمان و عبادات مشروط به شرط است آن شرط اخلاص کامل و خضوع قلب و خشوع است.

آیا با جبر و اکراه می توان اخلاص و خضوع قلب و خشوع را در قلب اشخاص کاشت؟

از همه مهم تر همهٔ باید ها به منظور کسب اجر و پاداش از جانب الله به انجام می رسد. آیا عبادات جبری و آداب جبری که ناشی از ترس و تهدید باشد و هیچ نوع اخلاص و خضوع و خشوع در آن نباشد مورد قبول درگاه الهی قرار میگیرد؟ و آیا از انجام این نوع عبادات اجر و پاداش خواهد گرفت ؟ باید با صراحت گفت که خواندن نماز اجباری، ادای حج اجباری، حجاب اجباری و...

موجب هیچ نوع اجر و پاداش از جانب الله نخواهد شد.

در باید ها (امور پسندیده و معروف) فقط دعوت با اسلوب که الله متعال در آیا (۱۲۵-النحل) فرموده است نتیجه خواهد داد و همچنان جز با دادن اندرز ها، پند ها، نصیحت ها راه دیگری وجود ندارد. شما با اندرز و پند و نصیحت به اشخاص نخست در قلوب آنها ایمان را جای گذین کنید بعدأ او خود متحول می گردد و تولد دوباره می یابد و خود با اخلاص و خضوع و خشوع قلب عبادت خواهد کرد.

و این نوع عبادات در این چنین ذهنیتی و حالاتی شاید مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد.

جبر و اکراه در باید ها یعنی امور معروف و پسندیده جز نفرت از دین نتیجه دیگر ندارد.

امیدوارم مسوولین امور متوجه این امور مهم باشند. و اگر در این موارد   انتقاد دارند برایم لطف بفرمایند.

 

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک