No-IMG

فلسفه انتخابی بودن امامان مساجد

در دوران جهاد روزی بیک قریه کوهستانی رفتم چون مشکلات قریه بیش از آن بود که در ابتدا فکر می کردیم ناچار تصمیم گرفتیم که شب را در آنجا سپری کنیم شب شد نماز شام را در مسجد بزرگ آن قریه خواندیم و بعد به حجرهٔ مسجد رفتیم خان ها و بای ها و حاجی صاحبان همه در حجره حضور داشتند و بعضی از آن ها در صدر مجلس نشستند امام مسجد که قرائت بسیار خوب داشت در پائین مجلس نشست از هر خانه یک مقدار نان که پخته بودند آوردند بعد تصمیم گرفته شد که دست های مهمانان را بشویند در این هنگام یک بای که در صدر مجلس نشسته بود و بزرگ این قریه بود گفت آخند برخیز دست ها را بشوی. با تعجب دیدم که ملا صاحب بدون کدام اعتراض از جا بلند شد و آفتابه و لگن را بدست گرفت بسیار عصبانی شدم از جا بلند شدم به ملا صاحب گفتم آفتابه و لگن را بگذارید اینجا تشریف بیاورید او نزد من آمد و من او را در کنار خود نشاندم و به حاضرین گفتم که ما و شما نماز شام را در پشت این بزرگوار خواندیم می دانید که این چی معنی دارد؟

گفتم شما فرض کنید به تعداد پنجاه نفر می خواهید برای عرض مشکلات خود نزد ولسوال و یا والی و با وزیر و یا ریس جمهور بروید اول در بین خود مشوره می کنید و با مشوره یک نفر را سخنگوی انتخاب می کنید تا که او به نمایندگی از همه شما همه ای مشکلات شما را عرض کند. شما در هنگام انتخاب سخنگوی خود دقت می فرمائید که کی نسبت به همه عالم تر است و میتواند خوب سخن بگوید و شخص متقی و امین است و مطالب شما را بدون کم و کاست می تواند به عرض برساند همان شخص را بحیث سخنگوی انتخاب می کنید پس شما که در حضور پروردگار عالم بطور دسته جمعی می خواهید ایستاده شوید و نماز را با جماعت بخوانید یک نفر را بحیث سخنگوی انتخاب می کنید و او را امام در نماز خود می سازید البته شما در هنگام انتخاب امام همه شرایط را مراعات می کنید یعنی یک نفر را انتخاب می فرمایید که نسبت به همه شما عالم تر، متقی تر و سخنور تر باشد. پس این شخص را که شما در نماز رهبر و امام خود انتخاب می کنید که در حضور پروردگار عالم از طرف شما سخن بگوید آیا در امور دنیوی لیاقت رهبری شما را ندارد؟ در حالیکه این امام را در امور دنیوی خدمت گار خود فکر می کنید اما این جرئت را در حضور پروردگار عالم نمی توانید بکنید زیرا دانش آن را ندارد از اینکه پول دار و بای هستید در امور دنیا خود را نسبت به امام برتر و بهتر می دانید. کمی دقت بفرمائید کسی را که در امور عبادی رهبر و پشوای خود انتخاب می کنید در امور دنیوی بطور حتمی رهبر شما خواهد بود و باید از وی اطاعت کنید.

من این ماجرا را در جلسه هفته وار انجمن علما که به رهبری جناب مولوی صاحب عبدالسلام دیوبندی درزآبی دایر می گردید حکایت کردم و علاوه کردم که چون اکثریت مردم قریه ها از علوم دینی چیزی نمی دانند و بی سواد بزرگ شده اند به دلیل اینکه به امام مسجد به طور ماهانه به عنوان حق امام یک مقدار کمک نقدی می نمایند امام مسجد را بدیدهٔ یک نوکر و خدمتگار خود می بینند بهتر است که بعد از این در تعین و نصب و تقرر امام ها در مساجد انجمن علما مستقیمأ مداخله نمایند و خود مبادرت بورزند و من فکر می کردم که اگر امام های مساجد مستقیمأ از طرف انجمن علما نصب شوند و قدرت و صلاحیت انتخاب امام ها از قوم مسجد سلب شود امام ها از این حالت نجات خواهند یافت. بعضی از این علما گفتند که این حالت ها دو علت دارد یکی بی سوادی اکثریت قوم یک مسجد و دوم عدم لیاقت امام و داشتن شخصیت قابل احترام. آنها علاوه کردند که باید برای رفع این دو علت اولأ باید یک پروگرام منظم برای رشد اخلاقی و آموزش دینی اقوام مساجد گرفته شود یعنی گروپ های تبلیغی را باید هفته وار به آن مساجد بفرستیم و در پهلوی آن باید روزانه امام مسجد بعد از هر نمازی به مدت بیست دقیقه روی مسأیل دینی صحبت نماید و برای تدریس اولاد آنها باید امام مسجد هر روز بعد از نماز صبح یک پروگرام منظم درسی را روی دست بگیرد و در قسمت لیاقت و شخصیت امامان می تواند انجمن علما در این مورد یک کمیسیون تشکیل نمایند و به آن ها وظیفه بدهند که از داوطلبان که می خواهند وظیفهٔ امامت را به عهده بگیرند نخست امتحان بگیرند و به آن های که موفق می شوند سند لیاقت داشتن امامت را بدهند و برای آنهاییکه موفق نشده اند کورس سه ماهه ترتیب کنند و آن ها را آموزش بدهند خصوصأ به قاری صاحبان که حافظ قرآن کریم اند و قرائت فوق العاده خوب دارند ولی فرصت این را نیافته اند که علوم دینی را فرا بگیرند لازم است که به این کورس ها شامل شوند و بعد از فراغت برای آنها تصدیق امام شدن از طرف انجمن علما داده شود و همچنان برای همهٔ اهالی درزآب، قوش تپه، بلچراغ، گرزیوان رسانیده شود که آن های را به امامت مساجد خود انتخاب کنند که سند فراغت انجمن علما را داشته باشند. و در این صورت هم صلاحیت و قدرت مردم در انتخاب امام مسجد خود حفظ می شود و هم این مشکل اجتماعی پدید آمده از جهل مردم و عدم لیاقت امامان رفع می گردد.: انجمن علما این طرح را قبول و تصویب کردند و به همه ولسوالی های ولایت فاریاب و جوزجان و سرپل که در آن ها جبهات مجاهدین ما وجود داشتند مکتوب فرستادند و هدایت دادند که طبق هدایات این انجمن اجراأت بدارند.

من هم در ابتدا طرفدار این بودم که همهٔ امامان مساجد از طریق انجمن علمای هر ولسوالی تعیین و مقرر گردد ولی زمانیکه در مورد خلافت راشده و اجراأت آن ها مطالعات انجام دادم متوجه شدم که چون نظام سیاسی در اسلام یک نظام کاملأ انتخابی است. و خلفای راشدین به اثر بیعت (انتخابات مستقیم و علنی) اصحاب اکرام (مهاجرین و انصار) انتخاب شده اند و همچنان این بیعت در زمان خلفای راشدین همیشه در داخل مسجد النبی صورت می گرفت و این مسجد در عین حالیکه مکان برای عبادت مسلمانان بود دارالخلافهٔ خلفای راشدین نیز هم بود و امپراطوری های ایران و روم توسط خلفای که در همین مسجد جهان را مدریت می کردند شکست خوردند و اسلام عزیز در اقصای نقاط جهان از همین مسجد گستریش یافت به همین دلیل صلاحیت و قدرت انتخاب امامان مساجد که به مثابه مراکز عبادی و سیاسی دین اسلام محسوب می شوند به اقوام مساجد داده شده است این به این معنی است که مسجد ها دفاتر رسمی تشکیلات دین اسلام در بین جوامع میباشند. شما اگر تشکیلات سازمان های سیاسی معاصر را مطالعه بفرمائید متوجه می شوید که آن ها دارای تشکیلات خاص سیاسی خود اند و برای ایجاد نظم و پرورش و آموزش اعضای خود تشکیلات را در نظر گرفته اند یعنی همهٔ آن ها در مرحلهٔ ایجاد سازمان سیاسی خود اولأ یک شورای از مؤسسان دارند و این شورای مؤسسان در گام نخست تشکیلات سیاسی حزب را تدوین و تصویب می کنند و در گام بعدی برای تدویر کنگره ای بزرگ و وسیع متشکل از اکثریت اعضای حزب اقدام می کنند و هر گاه موفق به تدویر کنگره گردیدند رسمأ صلاحیت شورای موسسان را به کنگره می سپارند و بعد ا آن کنگره از بین خود یک نفر را ریس تعیین می کنند و به جلسات خود ادامه میدهند و روی مسوده های از پیش آماده شده توسط شورای موسسان در‌ مورد اهداف و ساختار تشکیلاتی حزب بحث می نمایند و‌ بعد از تصویب آن ها اقدام به انتخاب روسا و مسؤلین بخش های تشکیلات سیاسی خود می نمایند. و به همین ترتیب به هر ولایت بک دفتر ولایتی و دفاتر دیگر در سطح هر نأحیه شهر و قریه ها در دهات ایجاد می نمایند و این دفاتر در هر ولایت مکلف اند که هفته وار اعضای خود را در این دفاتر دعوت نمایند و در مورد اهداف و اصول و جریانات روز صحبت نمایند و وظیفه منشی های هر دفتر معمولأ به شخصی داده می شود که نسبت به مرام نامه (اهداف) و ساختار تشکیلاتی حزب و مسایل سیاسی روز آگاه تر باشد. شما همین تشکیلات را در اسلام نیز بوضوح مشاهده می فرمائید لطفأ دقت بفرمائید!

مراسم حج

حج در تشکیلات دینی و سیاسی اسلام به مثابهٔ یک کنگره جهانی مسلمانان است. در این کنگره از تمام کشور ها حجاج می آیند و به نمایندگی از کشور های خود به این کنگره اشتراک می ورزند. مراسم حج دارای یک سلسله حرکات میکانیکی عبادی و سیاسی است که هر کدام به افراد اشتراک کننده جهان بینی خاص را میدهند و این بهره را کسانی بهتر از همه می برند که در این کنگره اشتراک نموده باشند مثلأ پوشیدن لباس احرام خود القاح کننده یک فلسفهٔ بزرگ سیاسی و اجتماعی است یعنی همه شاه و گدا یک رنگ لباس احرام بر تن می کنند و هیچ فرق در بین آنها دیده نمی شود هیچ شاهی از گدا و فقیری نمی تواند صف خود را جدا کند و می داند که همه انسان ها به دلیل اینکه اولأ انسان اند و دوم اینکه مسلمان اند در یک صف برابر و مساوی قرار دارند در این جا نه جاه و مقام، پول و ثروت و رنگ ها و نژاد ها هیچ گونه عامل برتری بر دیگران محسوب نمی شوند در اینجا اشتراک کننده گان احساس می کنند که همه در میدان محشر در حضور پروردگار عالم قرار دارند و در آنجا جز ایمان بخدا و رسول اش و اعمال صالح چیزی دیگری مانند مقام، پول، رنگ پوست و نژاد اعتبار ندارد.

طواف

همه اشتراک کننده گان در مراسم حج مکلف اند که طواف قدوم و فرضی را در کعبهٔ شریفه انجام بدهند. هیچ نوع امتیاز برای شاهان از فقیران در این جا وجود ندارد همهٔ یک سان هفت بار در اطراف کعبهٔ دور می خورند. می گویند در زمان های گذشته شخصی پیری صاحب عزت و دولت که همه در دیار اش دستان مبارک او را می بوسیدند و در هنگام ورود اش از جهت تعظیم و احترام اش به پا بر میخواستند برای ادای حج فرضی به مکه می رود و در هنگام طواف کعبه او چون بسیار فربه بوده است بعد از طواف چهارم خسته می شود و قهر می کند و می رود بالای زینه ها می نشیند و همراهان اش نزد اش می روند و از آن حضرت می پرسند که چرا طواف را پوره انجام ندادید؟ آن حضرت خلیفه به قهر و غضب می گوید که این مردم چقدر مردم بی ادب هستند پیر نمی گویند خلیفه نمی گویند برایم احترام نمی کنند و راه را باز نمی کنند و من همرا این بی ادبات طواف نمی کنم. در بین همراهانش یک مولوی آگاه از امور و علوم وجود داشت و به جناب خلیفه صاحب می گوید که خلیفه صاحب شما در دیار خود خلیفه ای مورد احترام هستید در اینجا شما دیگر خلیفه و پیر نیستید در این مقام شما با اشخاص عادی هیچ امتیاز و فرقی ندارید آنها هم مکلف به ادای فریضه دینی خود اند و شما هم مکلف هستید که فریضه دینی خود را که طواف است انجام بدهید در غیر آن حج شما ناقص خواهد بود.: آری برادر ! طواف آن همه خود خواهی ها، عزت طلبی ها، و غرور و تکبر ها را از قلوب طواف کننده گان محو و نابود می کند و این هه بینش های متکبرانه را که از اثر بوجود آمدن شخصیت کاذب به نام رهبر، قهرمان، شاه و ریس جمهور در اذهان انسان های کم ظرف ایجاد می شود از اذهان پاک می کنند.

عرفات

عرفات صحنهٔ کوچک و آینهٔ تمام نمای از روز آخرت است در اینجا همه ای حجاج فقط برای ایستادن در حضور الله متعال جمع می شوند و توقف می نمایند. در این مقام همه ملبس به لباس احرام که همه سفید است در برابر الله سر به سجده می گذارند و گریه می کنند و از گناهان گذشته خود ندامت می کنند و با خدای خود عهد می بندند که دوباره مرتکب آن گناهان نشوند و با تضرع و گریه از الله متعال می خواهند که گناهان آنها را ببخشد در این جاه وقوف در عرفات برای این فرض شده است که در حضور پروردگار عالم ایستاده شوند و همه اذهان و قلوب خود را از همه عادات پست و افکار شرکی و قوم پرستی و نژاد پرستی پاک نمایند و بیک انسان جدید که تازه تولد شده است تبدیل شوند یعنی وقوف در عرفات تولد تازه است.

نماز های عید در دو عید (اضحی و فطر)

این نماز ها در سطح هر ولایت و ولسوالی ها انجام می یابد. در گذشته ها اهالی یک شهر در روز عید در یک مکان بزرگ جمع می شدند و نماز عید را می خواندند و حالا چون به اثر گسترش شهر ها و ازدیاد نفوس امکان ندارد که همهٔ اهالی در یک مکان مشخص جمع شوند و نماز عید را بخوانند بنأ علما فتوا داده اند که مردم می توانند در مساجد که نماز جمعه خوانده می شود نماز عید را هم بخوانند. نماز عید به منزلهٔ دفتر ولایتی دین اسلام است که هر سال دو بار انجام می یابد.

نماز جمعه ها

در هفته یک بار مسلمانان در روز جمعه در مسجد جمع می شوند و امام مکلف است خطبهٔ را به زبان مردم در مورد مسایل مختلف دینی و سیاسی ارائه نماید. در این نماز که به مشابه دفتر ناحیوی دین اسلام است مسلمانان می توانند روی مسایل مختلف با هم تصمیم بگیرند.

نماز های پنج گانه در‌ مساجد

مسلمانان بهتر از هر سازمان سیاسی موجود در دنیا در روز پنج بار در مسجد جمع می شوند ضمن ادای نماز با جماعت در مورد مسایل روز و مشکلات خود بحث و گفتگو می کنند و با مشوره با هم تصامیم را اتخاذ می فرمایند. چون حکومت های استبدادی همیشه از نقش مساجد در امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می ترسیده اند به همین خاطر مردم را مجبور ساخته اند که فقط به بخش عبادی در مساجد در پنج وقت نماز توجه کنند و از پرداختن در مورد مسایل سیاسی پرهیز کنند بنأ مسلمانان فکر می کنند که مساجد فقط برای عبادت ساخته شده است در حالیکه در دوران جهان در همین مساجد مجاهدین سازماندهی کردند و مردم را بر علیه حکومت دست نشاندهٔ روس ها و روس ها بسیج نمودند. در دوران حکومت چپی ها و اشغال کشور  توسط ارتش سرخ مسجد ها نقش بسیار بزرگ سیاسی را برای جهاد داشته اند و حالا باید داشته باشند.

تشکیلات دینی و سیاسی را که دین اسلام دارد نسبت به هر تشکیلات سیاسی امروزین بهتر و کار آفرین تر است زیرا احزاب سیاسی در دنیا به اهداف و اصول معتقد اند که بطور معمول همه غیر دینی اند یعنی پشتوانه ای دینی ندارند. در حالیکه اسلام برای جمع کردن مردم اول انجام فرایض دینی را در نظر گرفته است و بعد در سایهٔ آن اهداف سیاسی خود را مد نظر دارد. بنأ با عرض این مقدار مطالب منظور من بیان این نکتهٔ نهایت ظریف است که در اسلام تقرر امامان را از کوچک ترین ادارهٔ دینی و سیاسی آن که همانا مساجد کوچک اند تا بزرگترین آن که همانا مساجد اند که در آن ها نماز های جمعه و عید خوانده می شوند به اختیار مردم گذاشته است و این مردم و قوم هر مسجد اند که قدرت و صلاحیت و حتی مکلف اند که امام خود را با رای اکثریت آرأ انتخاب کنند و این فلسفه انتخابی بودن امامان مساجد در اسلام است. ولی بیک نکته توجه داشته باشید که حکومت های استبدادی برای اینکه افراد طرفدار خود را بحیث امام در مساجد نصب کنند همیشه در طول تاریخ کوشیده اند که این صلاحیت را از مردم سلب کنند و در اختیار خود بگیرند.

از حضور همه علمای بزرگوار خواهش می کنم که در این بابت کوشش نمایند که صلاحیت انتخاب امامان از مردم سلب نشود. اسلام دین است که در همه امور سیاسی ارادهٔ مسلمانان را محترم شمرده است خلیفه مسلمانان انتخابی بوده است و امامان مساجد هم انتخابی است یعنی اسلام دین است استوار بر ارادهٔ و اختیار مردم.

 

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک