No-IMG

چرا یک مسلمان مرتد می شود؟

هر روز اخبار ناگوار برای ما می رسد و در هر خانه و در کوچه ها و بازاری بازار تخریب دین اسلام گرم است این روند بعد از صدور فرمان ها از سوی مقامات امارت اسلامی در مورد محروم شدن زنان از تحصیل وتعلیم  و کار گرمتر شده است. حالا جامعه جهانی و بعضی از آن عده زنان و دختران که از کار و تحصیل و تعلیم محروم شده اند زبان مشترک در کوبیدن اسلام یافته اند و مرتد شدن  از دین مد و استایل روز شده است و حتی باعث افتخار هم شده است چرا چنین شد ؟

در‌جهان فقط در دو مملکت روحانیون قدرت را بدست گرفته اند یکی ایران و دومی افغانستان. هر دو ادعا می کنند که برای استقرار یک نظام ناب اسلامی جهاد و مبارزه کرده اند و می کنند.

روحانیون مسلمان در ایران چهل چهار سال است که حکومت می کنند آنها بکجا رسیده اند؟ و چه دستاورد در گسترش دین اسلام در کشور ایران داشته اند پاسخ کاملأ مایوس کننده است.

یک جمله طلائی یک عالم دین  را هیچگاه فراموش نخواهم کرد و امیدوارم همه آنهاییکه بفکر دعوت و گسترش دین اسلام اند این جمله را همیشه در نظر بگیرند. موصوف  فرمود ؛ یک مسلمان را نمی توان به جبر و زور به بهشت برد ولی می توان او را با نرمی و اخلاق پسندیده به دوزخ برد.

برادر مسلمان ! اجبار در دین عامل عمدهٔ ارتداد از دین است چرا مسلمانان به سخن معقول و مشهور الله متعال که فرموده است در دین اجبار و اکراه نیست (۲۵۵-بقره) عمل نمی کنند؟

چرا دعوت گران مسلمان به آن جملهٔ طلائی الله متعال که در مورد طرز و شیوهٔ دعوت مردم به اسلام (۱۳۵-النحل) فرموده است عمل نمی کنند؟

چرا همیشه کوشش می کنند که با جبر و اکراه و خشونت مردم را به دینداری مجبور سازند؟ آیا حجاب اجباری، عبادات اجباری در یک کشور نتیجه می دهد و اگر می داد در ایران می داد؟ ضرب المثل مشهور است که خوشبخت کسی است که از دیگران پند می گیرد و بد بخت کسی است که "محل پند دیگران قرار می‌ گیرد"

آیا زمان آن نرسیده است که از دیگران پند و عبرت بگیریم این نکته ظریف را به صراحت عرض می کنم که ماجرای مرتد شدن افراد یک جامعه تنها به اجبار در دین خلاصه نمی شود بلکه اجبار بخشی اعظم و موثر به ارتداد کشانیدن مردم از دین است ولی عواملی دیگری چون فساد اداری، اختلاس ها، بی عدالتی ها و تراشیدن بهانه های غیر شرعی برای اعدام اشخاص و عدم توجه به اقتصاد مردم و به فقر کشیدن مردن عدم توجه به حل مشکل بی کاری مردم و تحقیر و توهین بی موجب مردم تعصبات قومی و حزبی و… نیز نقش اساسی در ارتداد دارند و مهم تر از همه درک نادرست از دین و تطبیق آن بنام دین است که باعث فرار مردم از دین می گردد. اگر سنن و عرف قبیلوی را به عنوان دین بر مردم تحمیل کنیم اولأ خود به دین تهمت بسته ایم که این گناه بزرگ است و ثانیأ با قرائت دهاتی گونه ای که از دین داریم با تحمیل و تطبیق آن بر ملت مردم را از دین متنفر خواهیم ساخت.

در تاریخ جنگ سنت با مدرنیسم مشهور است این جنگ نخست در جوامع اروپائی در بین افراد سنت گرا ها و مدرنیته خواه ها در گرفت و در نتیجه این کارزار سنت گرا ها جا را به ترقی خواه ها (مدرنیته خواه ها) خالی نمودند. بعدأ این جنگ در بین جوامع دیندار شرقی (آسیا) در گرفت زیرا با آمدن مکاتب، افکار مدرن سیاسی، فلسفی و اقتصادی روز و اندیشه های آزادی خواهی و تکنولوژی معاصر به این جوامع دینداران و سنت گرا ها را واداشت تا از عقاید مذهبی و سنتی خود ها دفاع کنند. در این میدان طرفداران مذاهب و ادیان دو راه در پیش رو داشتند ؛ ۱- از مذهب و دین خود  با همان قرائت قدیمی اش دفاع کنند. ۲- یا اینکه از مذهب و دین خود تفسیر تازه ارائه بدارند و به جهانیان و به جوانان که گرویده مدرنیته شده اند یک قرائت تازه و جدید را  که با اندیشه ها و تکنولوژی روز هماهنگ باشد ارائه بدارند و بدین ترتیب جوانان را هم دیندار بسازند و هم پا به پای سرعت سریع تکنولوژی و اندیشه ها حرکت کنند و چنان درایت و بصیرت از خود ها بنمایش بگذارند که هیچ فرد  دینداری هیچ نوع تضاد در بین مدرنیته و دین خود احساس نکند مثلأ یک جوان تحصیل کرده روزانه در فابریکات کامپیوتر سازی و طیاره سازی کار می کند ولی در بین علوم عصری که آموخته است و شغل که روزانه به آن مصروف است هیچ نوع تضاد با دین (سنت های دینی خود) نیابد و بحالت نورمال به زندگی عادی خود ادامه بدهد. قسمیکه دیده می شود علمای مسیحی تا جای توانسته اند مسیحیت را با جوامع مدرن غرب هماهنگ بسازند و باز دوباره برای خود جای پای بیابند اما در جوامع اسلامی این داستان از چه قرار بود ‌و هست ؟ اگر به گذشته ای مسلمانان نگاه کنیم در میا بیم که در هر قرنی توسط افرادی و یا فردی ندای احیای دین بلند شده است. زمانیکه مسلمانان امپراطوری های ایران و روم را شکست دادند و به ایران، مصر، شام، هندوستان و خراسان، اندلس (اسپانیا)، افریقائی شمالی وارد شدند با ادیان مختلف و فرهنگ های گوناگون مواجه شدند و زمانیکه کتب آنها به زبان عربی ترجمه شد در بین مسلمانان اختلافات فکری زیاد بوجود آمد و آنها در اصول دین بیشتر از همه عرصه های دین اختلاف کردند ودر نتیجه مذاهب مختلف کلامی در بین مسلمانان بوجود آمد و این ها در مجموع مسلمانان را به چالش کشیدند. مسلمانان زمانیکه خود را در برابر هجوم سیلی عظیمی دینی، فرهنگی ملل مفتوحه مواجه یافتند کوشش و تلاش کردند که دست به احیای دین بزنند یک تعداد از علما برخلاف سلف دست به تدوین مجموعی فقه زدند و تعدادی دیگر بر خلاف سلف به تدوین تفسیر مکمل قرآن پرداختند زیرا افراد مغرض زیاد بوجود آمده بودند که تفسیر های غلطی از آیات قرآن ارائه می دادند و فرقه های کلامی خود ها را بر اساس همان تفسیر های غلط و نادرست از آیات قرآن بنا کرده بودند. و تعدادی دیگری هزاران حدیث به نفع مذهب و گروه خود جعل کردند به همین خاطر یک تعداد علمای بزرگوار احادیث صحیح پیامبر خدا را جمع کردند و کتب نوشتند و چنان شرایط سختی را برای تشخیص حدیث صحیح و موضوع وضع کردند که دیگر اشخاص مغرض نتوانند مردم را با گفتن احادیث جعلی و موضوعی فریب بدهند.

و یک تعداد دیگر از علمای مسلمان بفکر تدوین تاریخ درست مسلمانان و امم و ملل و نحل گذشته افتادند و سیره های پیامبر را نوشتند و مغازی نوشتند و کتب فرق نوشتند و تاریخ امم و ملل را نوشتند. این کوشش ها همه به منظور احیای دین و هماهنگ ساختن دین با نیاز های آن روزگار بوده است.

در هر عصر مسلمانان بفکر احیای دین بوده اند. اگر کتاب احیای علوم دین شیخ امام غزالی را مطالعه بفرمائید متوجه خواهید شد که آن جناب تلاش ورزیده است که در مورد موضوعات دینی تفسیر تازه و قرائت تازه ارائه بدارد. همچنان اگر شما افکار و کتب شاه ولی الله دهلوی را مطالعه بفرمائید در می یابید که یک نهضت جدید برای ارائه تفسیر تازه از دین ساخته است و همچنان کتاب مکتوبات شریف امام ربانی مجدد الف ثانی را مطالعه بفرمائید مشاهده خواهید فرمود که ایشان نخست بر رد دینی که سلطان جلال الدین اکبر تازه ایجاد کرده بود اقدام می فرمایند و بعد برای احیای علوم دینی تفسیر تازه ارائه می دارند و یک قرائت تازه را به عنوان راهکار بیرون رفت از حالات رکود مسلمانان ارائه می فرمایند. ایشان طریقت تازه را به عنوان راهکار معقول ارائه داشتند.

در مراحل بعدی حرکت بیداری اسلامی یک ونیم قرن است که در کشور های اسلامی براه افتاده است و سید جمال الدین ا فغا نی ( اسدآبادی ) موسس این حرکت در جهان اسلام است و او احیای اسلام و دین را همیشه مطرح می کرد احزاب سیاسی، تنظیم های جهادی و گروه های مذهبی و دینی که در کشور های اسلامی پا به عرصه وجود نهاده اند همه بفکر ارائه قرائت تازه که با تمدن امروزین هماهنگ باشد بودند و هستند. متفکرین زیادی در عالم اسلام ظهور کرده است و ابعاد مختلف دین را تفسیر و تشریح کرده اند و همچنان آن مرز های را که اسلام می‌تواند با فرهنگ امروزین غرب بطور مشترک داشته باشد مشخص کرده اند و کتب زیاد در این باره نوشته اند.

الحمد  لله امروز جهان اسلام دارای چنان علمای متبحر و نوابغی است که جهان غرب را به چالش کشیده اند.

اما در برابر این همه تلاش ها و معلومات که علمای ما ارائه کرده اند چه باید کرد؟

اگر همه را نادیده بگیریم و به سنت های قبیلو ی خود چنگ بزنیم و آن را بنام دین بر مردم تحمیل کنیم می دانید که عاقبت ما چه خواهد شد؟

با این کار خود یک جنگ تازه را در بین ده نشین ها و شهر نشین ها ایجاد خواهیم کرد که برنده شهر نشین ها خواهند بود زیرا جوامع بشری به عقب بر نمی گردند بلکه به جلو حرکت می کنند شما بیست سال قبل را در نظر بگیرید که هیچ یک از ما مبایل را نمی شناختیم ولی اینک خانه هر کدام ما تبدیل بیک جهان نما شده است. سابق اگر برای ما حکایت می کردند که در امریکا وسیلهٔ را اختراع کرده اند که از راه دور با هم صحبت می کنند و هم تصویر همدیگر را می بینند تعجب می کردیم امروز در دست یک طفل شش ساله ما این وسیله قرار دارد و او می تواند با این وسیله با اقارب خود که در امریکا زندگی می نمایند هم صحبت کند و هم تصویر آن ها را مشاهده کند.

آری برادر مسلمان !

این سرعت توسعه و نفوذ تکنولوژی در جهان ما است. این تکنولوژی زمانیکه بهر خانه وارد شود با خود پیام  های دارد. او فرهنگ جهان غرب را برای ما به تصویر می کشد ما را از اخبار روز جهان و اخبار پیشرفت ها و ترقی های آن جوامع باخبر می سازد. این تلویزیون ها و ماهواره ها و اینترنت ها هر کدام به مثابه یک دانشگاه در هر خانه  ما عمل می کند به ما درس میدهند.

برادر ! شما در برابر سیلی عظیمی فرهنگی که بهر خانه ما هجوم آورده است چیگونه اقدام می فرمائید؟

آیا سکوت می فرمائید؟ یا اینکه در برابر این هجوم فرهنگی و دینی بیگانگان احساس مسولیت می فرمائید و برای دفاع از دین و فرهنگ خود  اقدام می فرمائید؟ جناب شما چه نوع طرح را به عنوان یک راهکار معقول ارائه می فرمایید؟

آیا با بستن پوهنتون ها، دانشگاه ها و مکاتب و محروم ساختن زنان از کار می توان از دین و فرهنگ خود دفاع کرد؟

امیدوارم برای من جواب بدهید که چه باید کرد؟ احیای دین لازم است یا خیر؟ اگر لازم است چیگونه باید باشد؟

 

محمد نسیم مهدی

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک