No-IMG

انسانیت

(این رقیمه یک سال قبل نوشته شده است )

در این روز ها دین ستیزان شعار میدهند که دین و مکتب آنها انسانیت است اگر از آن ها پرسیده شود که آیا انسانیت یک دین و یا یک مکتب دینی و سیاسی مستقل و مدون است؟ و آیا انسانیت یک تعریف خاص دارد؟ آیا انسانیت یک مکتب کاملاً اخلاقی است؟ در جواب جز چند صفت اخلاقی که دین اسلام تمسک به آنها را از جمله فرایض و واجبات می داند چیزی تازه و جدید که در ادیان و خصوصاً در دین اسلام نباشد ارائه نمی دهند. آنها بخش اخلاقی دین اسلام را به عنوان انسانیت قبول کرده اند و از این وسیله به رد دین اسلام استفاده می کنند. زیرا آنها به اصول اخلاقی و انسانی ارزش ذاتی قایل نیستند.

من تا هنوز تعریف خاص از انسانیت نیافتم اما به سوالات و‌ مطالب از این قبیل در مقالات و کتب بعضی از دانشمندان مواجه شده ام به طور مثال: انسان کیست؟ 

انسانیت ما چه شد؟ انسانیت چیست؟ افعال انسانی انسان ها چیست؟ مردم آن دیار هیچ انسانیت را نمی دانند. این مرد انسان نیست بلکه از حیوان بدتر است. مادران آنها به آنها درس انسانیت نداده است. چرا انسان نمی شوید؟ با در نظر داشت سوالات و مطالب فوق در می یابیم که  منظور از انسانیت یک تعداد اصول و صفات اخلاقی است مثلاً اگر شخصی به افراد فقیر کمک کند در مورد او مردم خواهند گفت که چقدر یک انسان خوب است. اگر کسی برای خدمت به مردم یک باب شفاخانه می سازد و یا سرک می سازد و یک مکتب اعمار می کند و یا یک مسجد اعمار می کند مردم برایش می گویند که او یک انسان خوب است. اگر در یک محفل شخصی از جای خود بر میخیزد و از شخصی محاسن سفید که تازه وارد شده است دعوت می کند که در جایش بنشیند می گویند که او انسانیت کرد. اگر در بس (سرویس) نشسته اید جای خود را به یک خانم و یا یک محاسن سفید می دهید شما یک عمل انسانی را انجام داده اید، خانه ی آتش می گیرد افراد داخل آن خانه فریاد کمک کمک سر می دهند در این حالت می گوییم که ما منحیث یک انسان مسئولیت دینی و انسانی داریم که بدون در نظر داشت نژاد، مذهب و دین و وابستگی های حزبی و گروهی افراد گیرمانده در آتش برای نجات آنها اقدام نماییم ولو که در این راه کشته شویم. اگر کشوری اشغال می شود برای رهائی و آزادی آن افراد آن کشور رسالت انسانی و فریضه دینی دارند که کمر همت ببندند و با اشغال گران بجنگند ولو که در این راه جان و مال خود را از دست بدهند.

اگر به همین قسم ادامه بدهیم به صدها مورد دیگر خواهیم رسید مانند برخورد انسانی با مادر و پدر و برادران و فرزندان و خویشاوندان و همشهریان و دوستان و غیره...

اگر در مورد مطالب فوق دقت بفرمائید یک صفت جدید که انسانی باشد ولی در دین نباشد ملاحظه نخواهید فرمود، پس در ذهن مبارک شما این سوال مطرح خواهد شدکه چرا دین ستیزان تنها بخش اخلاقی دین اسلام را قبول دارند و توسط آن همه ادیان را رد می کنند؟ آنها در پس پرده چه هدف دارند؟ ایا این ادعای انها باز هم یک فریب بیش نیست؟

انسان بودن به معنی خوب بودن انسان است، از ریچارد داوکنیز پدر معاصر دین ستیزان جهان پرسیدند که غیر از ادیان علوم تجربی هم می توانند  یک انسان را انسان خوب بسازند و آیا می توانند یک جامعه خوب که دارای صفات انسانی باشند بسازند او در جواب جز مغالطه چیزی را به اثبات نرسانده است. جواب او را در کتاب اش «ساعت ساز نابینا» می‌توانند مطالعه بفرمایند.در حالیکه شما برای اصول اخلاقی ارزش ذاتی قایل نیستید و آن را قبول ندارید و معیار اخلاقی بودن افعال را آرای اکثریت مردم می دانید بهمین خاطر امروز اصول اخلاقی در دست یک عده افراد گمراه ارزش خود را ازدست داده است و این امر در کشور های غربی به حد پیش رفته است که پارلمان های به اصطلاح کشور های پیش رفته و مترقی غربی نکاح مرد با مرد و زن با زن را قانونی اعلان کردند و آن را یک اصل اخلاقی و‌از جمله حقوق بشر قلمداد کردند. آیا این اقدام بعضی از کشور های غربی انسانیت است یا حیوانیت؟ حتی می توان گفت که اگر بگویم حیوانیت است چون در بین حیوانات همجنس گرائی دیده نشده است بناءً نسبت دادن این عمل زشت به حیوان ها ظلم به آنها محسوب می شود پس می توان گفت که این عمل زشت همجنس گرائی را که غربی ها یک عمل انسانی و اخلاقی قلمداد می کنند یک عمل پست تر از حیوانیت است. آیا منظور دین ستیزان از انسانیت همین انسانیت است؟ ماکیاولیسم برای بدست آوردن هدف (قدرت) و یا حفظ آن ارتکاب همه جرایم را جایز می داند و این مکتب فکری  معتقد است که هدف وسایل و ابزار رسیدن به هدف راتوجیه می کند یعنی شما می توانید برای بدست آوردن قدرت که هدف شما است اگر لازم شد مردم را قتل بکنید می توانید مردم را فریب بدهید و می توانید دراختیار آنها دختران زیبا روی را بگذارید یعنی دیوسی کنید  و خلاصه کلام میتوانید ارتکاب هر جرم و جنایتی که شما را به هدف برساند اقدام نمایید و این همه عین اخلاق است. آری از نظر او هدف مقدس است همه ابزار رسیدن به آن ولو که جنایات بزرگ باشند اخلاقی و انسانی خواهد بود. آیا منظور دین ستیزان همین نوع انسانیت است؟ در مذهب ماکیاولیستی اصول اخلاق را هدف مشخص می کند. آیا به همین اصول اخلاقی و انسانی که بازیچه هدف اشخاص مستبد و دیکتاتور جنایتکار باشد ایمان دارید و همین را انسانیت می دانید و با این اخلاق جدید که همه جنایات محسوب می شوند می خواهید ادیان را به خصوص دین اسلام را رد نمایید؟  آیا اصول اخلاقی و انسانی که توسط رأی اکثریت وکلای پارلمان یک کشور مشخص میشودو یا دیکتاتورها با هدف کشور گشایی که در دل دارند بخاطر رسیدن به آن هدف همه جرم ها و جنایت ها را مباح و عین اخلاق و انسانی می دانند چون به مکتب ماکیاولیسم اعتقاد دارند، ارزش دارند؟ شما دین ستیزان اگر در آینده در کشور ما اکثریت کورسی های پارلمان کشور ما را بدست آورید و آنگاه با اکثریت آراء همجنس گرایی را به عنوان یک اصل انسانی و اخلاقی تصویب خواهید کرد؟

آیا از وضعیت غیر انسانی و اخلاقی که در کاباره ها و دسکوتیک های اکثر کشور ها که هر شب بر پا می شود و جریان دارد خبر دارید و آن را به عنوان یک عمل انسانی و اخلاقی و از جمله حقوق بشر در کشور ما نیز بر پا خواهید کرد؟ منظور شما از شعار انسانیت همین حیوانیت است؟

اگر اکثریت اعضای پارلمان یک کشور صلاحیت اشغال یک کشور غریب و عقب مانده را به ارتش و قوای اجرائیه آن کشور بدهند و اشغال صورت بگیرد شما به دلیل اینکه اکثریت وکلای پارلمان آن کشور به آن رأی داده اند،

اقدام جنایتکارانه آن کشور اشغال گر را  یک عمل قانونی، اخلاقی و انسانی می دانیدوقبول خواهید کرد؟ اشغال افغانستان بار اول توسط ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی و بعد از آن بار دوم توسط ائتلاف غرب در رأس آمریکا که به همین دلیل صورت گرفت آن را یک اقدام قانونی، اخلاقی و انسانی می دانید؟ اگر انسانیت از نظر شما چنین باشد خاک بر سر آن.

در اسلام عزیز هدف کسب رضای الله متعال است و به آن هدف زمانی دست خواهیم یافت که آنچه را او تعالی حلال کرده است و آنچه را که حرام کرده است را مو به مو انجام بدهیم از ارتکاب حرام پرهیز کنیم و از حلال هایش استفاده کنیم و از آنچه فرض و واجب گردانیده پیروی کنیم. در این دین وسایل و ابزار اصالت دارند و الله متعال زمانی از ما راضی خواهد شد که از همه اوامرش و رهنمائی های حضرت رسول اش پیروی کنیم. در این دین هیچگاه یک امر و فعل  حلال حرام نمی شود و همچنان برعکس هیچگاه فعلی حرامی حلال و مباح و جایز نمی شود. هیچگاه سرقت و دزدی که یک فعل حرام است و ارتکاب آن جرم شناخته می شود در هیچ نوع حالتی حلال و جایز نمی شود. لواطت (همجنس گرائی) زنا، ظلم، اختلاس، احتکار، انحصار، غصب اموال مردم و غیره ... در همه حالات حرام اند و این افعال از نظر اسلام قبح ذاتی دارند یعنی ذاتاً افعال زشت و حرام اند. درهمه ادیان جهان افعال بد حرام است و هیچگاه رای اکثریت پارلمان های کشور ها نمی توانند آن را قانونی و جایز بشمارند مانند به رسمیت شناختن همجنسگرائی در غرب. در این دین هیچگاه هدف وسایل و ابزار را توجیه نمی کند بلکه در این مورد اصولی وضع کرده است که از طریق عمل به حرام به رضای الله متعال نخواهید رسید یعنی با ارتکاب یک فعل حرام به حلال نمی رسید.

بطور مثال می گویند یک سارق مشهور بوده است بعضی از اقوام و دوستان اش روزی جمع شدند و نزد او رفتند و به او گفتند که سرقت اموال مردم از نظر شرع شریف حرام است و مرتکب آن در دوزخ عذاب خواهد دید امید واریم شما از سرقت اموال مردم دست بکشید. سارق در جواب گفت که من همیشه از گوسفندان افراد پولدار و ظالم چند گوسفند سرقت می کنم و می آورم آن را در مجموع به دو نصف تقسیم می کنم و نصف آن را به روزگار ام خرج می کنم که بر من نفقه اولاد و اعیالم فرض است و نصف دیگر آن را به فقرا تقسیم می کنم بناءً اگر سرقت جرم باشد آن با صدقه دادن نصف اموال سرقت شده به مردم فقیر از بین خواهد رفت و اینکه نفقه خانواده خود را هم از آن تأمین می کنم که این  عمل ام به عنوان یک ثواب برایم باقی خواهدماند به همین دلیل سرقت اموال پولداران جایز است و حتی ثواب است.

در حالیکه سرقت اموال مردم چه پولدار باشند و یا غریب و فقیر حرام است و همچنان خوردن اموال سرقت شده نیز حرام است و صدقه دادن آن نیز حرام است و همه گناه محسوب می شود. هیچگاه با دلایل بی اساس نمی توان حرام خدا را حلال کرد و یک عمل حرام هیچگاه با نیت خوب حلال و جایز نمیشود. شارع قوانین و حرام و حلال الله متعال است. این صلاحیت و قدرت را فقط او تعالی دارد و بس از نظر دین اسلام هیچ پارلمانی و هیچ هدف صلاحیت ندارند که حرام خدا را حلال بسازند و حلال خدا را حرام بسازند.

دین اسلام اهداف و مقاصد شش گانه خاص برای تأمین امنیت جان، مال آبرو و حیثیت مردم و تأمین عدالت دارد که اگر آنها در جامعه تطبیق شوند عدالت و امنیت در کشور ها تأمین خواهد شد آنها عبارت اند از دفاع (حفظ) از دین، دفاع (حفظ) از جان مردم دفاع (حفظ) از مال مردم.

 دفاع (حفظ) از آبرو و شرف مردم، دفاع(حفظ) از خانواده و نسل مردم.دفاع(حفظ) از عقل و عقلانیت. در اسلام اصول و امور اخلاقی امور ثابت شده اند. هیچگاه گذشت زمان و اکثریت آرای مردم و هدف های سردمداران قدرت ها آنها را تغییر داده نمی توانند.

 

۱۷/۱۱/۱۳۹۹

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک