دین حکومتی یا حکومت دینی؟
یکی از نکات مهم و نهایت ظریف در علوم سیاست تفکیک این دو نوع حکومت یعنی دین حکومتی و یا حکومت دینی است ما در تاریخ نمونه های زیاد از هر دو نوع حکومت ها داریم.
برای اینکه به عمق موضوع وارد شویم ناگذیر ایم که جوانب مختلف آنهارا بررسی کنیم:
الف: دین حکومتی
بطور معمول و بر اساس تجربه های تاریخی می توان گفت که در این نوع حکومت ها دین به مثابه یک ابزار برای رسیدن بقدرت و یا دوام حاکمیت در اختیار حکومت ها میباشد.
سردمداران این حکومت ها از دین برای رسیدن به اهداف پست مادی و دینوی خویش استفاده می کنند و هدف آن ها یا بدینوسیله کسب قدرت است و اگر قدرت را بدست دارند بدینوسیله برای استمرار و دوام حاکمیت خویش استفاده می کنند. از دیدگاه آنها دین فقط یک ابزار است و گاهی از دین به عنوان یک وسیله برای چور و چپال سرمایه های ملت ها و کشور ها استفاده می شود.
بطور مثال شما جنگ های صلیبی ها را در تاریخ اسلام بیاد دارید که تقریباً به مدت یک صدو ده سال دوام کرد.
این جنگ های طولانی چرا و برای کدام دلیلی منطقی در بین اروپایی ها و مسلمانان صورت گرفت؟ لطفاً توجه بفرمائید.
حکایت می کنند که یک نفر کشیشی اورشلیمی از بیت المقدس به اروپا رفت و با دیدار های متعدد که با پاپ و اسقف ها و شاه هان انگلستان و فرانسه و غیره داشت از تجاوز زنان مسیحی بدست عساکر مسلمانان و ظلم آن ها مطالبی نهایت احساسات برانگیز را مطرح کرد. روحانیون مسیحی و شاه هان و امپراطور های اروپا از شنیدن این مطالب که نهایت متأثر شده بودند بفکر انتقام از مسلمانان افتادند و برای آزاد سازی قدس که آن را سرزمین حضرت عیسی علیه السلام می دانستند کمر همت بستند و با لشکر که خون غیرت دینی شان در بدن های شان می جوشید بطرف آسیا حرکت کردند چون شاهان و امپراطوران و روحانیون از برانگیختن احساسات مذهبی دین داران اروپائی اهداف چون سلطه بر مناطق مسلمانان و چور و چپاول دارائی های آنها را در دل داشتند و در نهایت کشتن و قتل عام مسلمانان نیز بود. برای اینکه افراد زیاد را در این لشکر کشی ها بسیج کنند موضوع غنایم اموال مسلمانان را بسیار عنوان می کردند و به همین خاطر در لشکرکشی های اول و دوم آن ها تا قسطنتنیه رسیدند و به چور و چپاول نمودن شهر قسطنتنیه (استانبول امروزی) مرکز فرماندهی روم شرقی اکتفا کردند و در مراحل بعد از این لشکر کشی ها شهر ها و مناطق مسلمان ها را یکی پی دیگری اشغال می کردند و با قتل عام مسلمانان همه دارائی آان ها را در بین خود تقسیم می کردند و به همین ترتیب ده ها سال بعد در مراحلی بعدی لشکر کشی های شان بیت المقدس را فتح کردند و در این شهر چنان جنایت را مرتکب شدند که اروپائی ها تا هنوز از ذکر آن شرم می کنند. لشکر فاتح صلیبی ها وقتیکه وارد شهر شدند به تعداد تقریباً هفتاد هزار نفر مسلمان را بقتل رساندند و این حکایت مشهور است که در کوچه های شهر اسپ های آن ها تا زانو در خون مسلمانان غوته ور می شدند.
این همه جنایات که به اثر لشکر کشی های که گاهی تعداد شان به هفت لک نفر می رسید و مدت یک صد ده سال دوام داشت برای چه صورت گرفت؟ آیا تنها انگیزه ای دینی داشت و برای دفاع از دین صورت گرفت یا اینکه در این حرکت ها از دین به عنوان ابزار برای سلطه بر کشور های مسلمانان کسب و غنایم و به برده کشانیدن مسلمانان استفاده صورت گرفت؟
تحلیل گران تاریخ جنگ های صلیبی معتقد اند که این جنگ دوامدار ظاهراً یک جنگ مذهبی است ولی در حقیقت ریشه اقتصادی داشته است یعنی در حقیقت دین به عنوان یک ابزار در اختیار حکومت ها بوده است.
این نوع حکومت ها را در اصطلاح علوم سیاسی حکومت های ایدئولوژیک می نامند.
در این نوع حکومت ها ظاهراً دفاع از دین و گسترش آن در منطقه عنوان می شود و با این شعار ها مومنین را در اطراف خود جمع می کنند ولی در حقیقت در پشت این همه شعار ها اهداف چون سلطه بر کشورها و بدست آوردن پول و امکانات و در نهایت استمرار حکومت خود ها را در نظر دارند و بطور خلاصه از دین در حقیقت به عنوان ابزار استفاده صورت می گیرد و اندوهناک تر این نکته ظریف است که این همه جنایات بنام دفاع از دین صورت میگیرد.
حکومت های ایدئولوژیک تنها و محدود به دین نمی شوند بلکه از هر مکتبی فلسفی و عقیدتی دیگر نیز می توان چنین حکومت های ایدئولوژیک را ساخت.
در تاریخ دیده شده است که این نوع حکومت های ایدئولوژیک در مسیر راه گاهی با مخالفت افراد مومن طرفدار خود که از اصل هدف بی خبر اند و به ظاهر شعار های دینی حرکت فریب خورده اند مواجه می شوند و این نوع حکومت ها چون از ریشه دینی نیستند دیده شده است که آن ها در مقابل این نوع مخالفت های افراد وفادار بخود برخورد انقلابی نموده اند و به مخالفین مومن و بی خبر از دنیا برچسپ ضد دینی زده و از صحنه کاملا آنها را حذف کرده اند.
نمونه های زیاد را درتاریخ جنگ های صلیبی که توسط کمیته های تفتیش عقاید صورت گرفت و همچنان در حکومت های ایدئولوژیک بولشویک ها به رهبری لنین و استالین در روسیه و ماءو در چین داریم و در روزگار ما چنین رژیم های زیاد بوده اند و رفته اند و بعضی از آنها تا حالا موجود اند. در روسیه بولشویک ها به رهبری لنین یک حکومت ایدلوژیک بر اساس مکتب فلسفی ما تریالستی مارکسیسم ساختند. آن ها با این ابزار اغفال کننده که فوق العاده ظاهر دل فریب داشت نخست بر کشور های مسلمان نشین مسلط شدند و بعداً اتحاد جماهیر شوروی را ساختند و بعداً از کشورهای اروپائی برای خود طرفدارانی یافتند و آنها را شامل پیمان نظامی وار سا سا ختند و در هر قاره برای خود کشور ها و احزاب را طرفدار ایدئولوژی مارکسیسم ساختند.
این همه فتوحات و قدرت را با تبلیغ مارکسیسم بدست آوردند. در این نظام ابزار کسب قدرت و توسعه آن مکتب مارکسیسم بود. آن ها در ظاهر برای توسعه و گسترش مکتب مارکسیسم از همه امکانات دولت استفاده می کردند ولی در حقیقت هدف آنها کسب قدرت و سلطه بر جهان بود و مکتب مارکسیسم به مثابه وسیله در اختیار آن ها قرار داشت. چون این نوع حکومت ها در حقیقت امر بر ایدئولوژیک بودن خود ها ایمان نداشتند و از مکتب مارکسیسم استفاده ابزاری می کردند به همین خاطر در تاریخ اتحاد شوروی مشهور است که استالین تعداد زیاد از جوانان کمونست مخالف خود را بقتل رساند.
این نوع قتل های طرفداران ایدئولوژی در تاریخ کشورهای چون ، سوریه، عراق، افغانستان (در زمان حکومت چپی ها ) و آلمان (در زمان هیتلر) و… بوفور دیده میشود.
ب: حکومت دینی
دولت ها متشکل از سه رکن اساسی اند:
1- یک محدوده جغرافیای مشخص که دارای حدود مشخص شناخته شده باشد.
2- یک تعداد افراد به عنوان اتباع آن که در آن محدوده جغرافیوی زندگی کنند. و این تعداد افراد را به نام ملت میگویند.
3- وجود سازمان سیاسی و اداری بنام حکومت.
در گذشته حکومت ها ساختار (تشکیلات) گسترده علمی نداشتند و نه هم شیوه حکومتداری (مدیریت) شان علمی بود. ولی این حکومت ها با مرور زمان و با گسترش علوم در عرصه های مختلف زندگی به شکل نوین امروزی در آمده اند. حالا این حکومت ها دارای سه پایه اساسی میباشد.
1) قوای اجرائیه
2) قوای مقننه
3) قوای قضائیه
یک دولت دارای یک ملت ( مجموع نفوس آن کشور) است که دارای اعتقادات مذهبی و دینی مختلف میباشد نسبت این ملت ها با سیاست دولت شان به مانند نسبت یک درخت با میوه اش میباشد.
چنانچه که اگر درخت سیب باشد میوه آن نیز سیب خواهد بود و اگر درخت انار باشد میوه اش نیز انار میباشد. این موضوع به این معنی است که اگر ملت یهودی باشد سیاست دولت اش بر اساس ارزش های دینی یهودی عیار خواهد شد و اگر ملت مسلمان باشد سیاست دولت بر اساس ارزش های دین اسلام عیار خواهد شد.
این موضوع را در اصطلاح امروزین علم سیاست ارزش ها می گویند، یعنی در مجموع یک دولت اولاً دارای یک تعداد ارزش های است که ملت به آن ها اعتقاد دارند و ثانیاً حکومت آن دارای ساختار تشکیلاتی است که امروز کاملا بر اساس طرح های علمی ساخته شده اند.
و ثالثاً این تشکیلات از ریاست جمهوری شروع تا کوچکترین اداره آن همه دارای لایحه های وظایف اند که کاملا بر اساس طرح های علمی فوق العاده مدرن ساخته شده اند. پس یک دولت در مجموع دارای یک تعداد ارزش ها بوده و همچنان مدیریت و ساختار تشکیلاتی که همه حالا علمی شده اند میباشد.
این نوع حکومت ها که دارای دو بخش (تشکیلات و مدیریت ) است کاملا علمی اند و یعنی محصول علم اند بناً محصولات علمی در مجموع دینی و غیر دینی ندارند. بطور مثال اگر شما یک موتر کروزین را خریداری می کنید نمی توانید بگوئید که این موتر چون بدست شما که مسلمان هستید اسلامی و دینی است و یا غیر دینی است. چون حالا در اختیار شما به نفع شما از آن استفاده صورت می گیرد و اگر بدست یک نفر مسیحی و یا یک نفر یهودی باشد به نفع آن ها از آن موتر استفاده خواهد شد.
حکومت ها هم همین قسم اند دین در ساختن تشکیلات آن ها و مدیریت آن ها هیچ نوع نقش ندارد و نمی توان اصولاً آن ها را حکومت اسلامی و یا غیر دینی خواند. ولی در مجموع در سطح یک دولت ارزش ها مطرح است پس معنی واقعی حکومت دینی هم همین است و این یک نکته بی نهایت ظریف است که فرق دین حکومتی یا حکومت دینی از دید بعضی از بزرگان تا هنوز پنهان مانده است.
اگر ملت این دولت مسلمان باشد می توان حکومت آن را حکومت دینی گفت. منظور ما مسلمانان هم همین نوع دولت است. ما نمی خواهیم دین به ابزار برای کسب قدرت و حفظ و گسترش آن تبدیل شود. بلکه ما حکومت دینی می خواهیم.
که دین در دنیا بر علاوه تامین عدالت در بین مردم مقاصد را نیز وضع کرده است. لطفاً دقت بفرماید:
1- دفاع از دین (حفظ دین)
یکی از مهم ترین مقاصد دین اسلام دفاع از دین است.
این دفاع در مجموع به سه روش انجام می یابد:
الف: اگر بر کشور مسلمانان از جانب بیگانگان (چه غیر مسلمان و چه مسلمان) تجاوز صورت بگیرد برهمه اتباع کشور که توان حمل سلاح و جنگیدن را دارند جهاد فرض عین می گردد که در مقابل اشغالگران به جهاد برخیزند و اگر انجام ندهند مانند این است که یک مسلمان نماز را ترک می کند که این جرم گناه کبیره محسوب می شود و بر آن هایکه در این طور شرایط جهاد مالی و یا جانی انجام نداده اند لازم است که به درگاه الله متعال از این بابت توبه کنند.
ب: اگر مسلمانان در کشور های اطراف خود ملاحظه کنند که یک تعداد افراد آن کشور در تحت حکومت ظالم در حال نهایت مظلومیت به سر می برند و آن حکومت ظالم به آن ها اجازه نمی دهد که آزادی انتخاب عقیده و دین و بیان را داشته باشند و از گسترش دین اسلام در بین آن ها ممانعت می نمایند بر یک تعداد اتباع این کشور برای رهائی آن افراد از تسلط حکومت جور جهاد فرض می گردد.
امریکا بر عراق به همین دلیل تعرض کرد و رئیس جمهور آن کشور را به قتل رسانید. و در لیبی هم چنین کرد.
ج: اگر ملاحظه شود که یک تعداد مسلمانان از دین برگشته در صف اشغالگران پیوسته اند و هموطنان مسلمان خود را به شهادت می رسانند بر همه حکومت های مسلمانان واجب است که در صورت دستگیری چنین شخص که به اصطلاح فقهی زندیق(آن مرتدیکه به صف اشغالگران قرار میگیرد) نام دارد را اعدام نمایند. این عمل در همه قوانین کشور ها خیانت به کشور محسوب می شود که حکم اش اعدام است.
2- دفاع از جان: (حفظ جان)
دومین مقصد از مقاصد دین اسلام دفاع از جان مسلمانان و انسان ها است که الله متعال برای این منظور حکم قصاص را به عنوان حد شرعی وضع فرموده است.
حکومت های مسلمان مکلف اند که برای حفظ جان مسلمانان و اتباع خود حکم قصاص را تطبیق نمایند زیرا الله متعال فرموده است که در قصاص حیات است یعنی با تطبیق حکم قصاص جان مسلمانان و اتباع کشور حفظ می گردد.
جان مسلمانان در نزد دین بیش از هر موضوع دیگری اهمیت بیشتر دارد بطور مثال زمانیکه مرض کرونا در کشور های مسلمان نشین و عربستان سعودی گسترش یافت و مشاهده شد که مراسم حج خود باعث گسترش این مرض خواهد شد بناً عربستان سعودی از ورود حجاج کشور ها به کشور ممانعت کردند و اینک تقریباً دو سال است که اجازه نمیدهند که مسلمانان کشور های دیگر مراسم حج را که بر مسلمانان مانند نماز فرض است، انجام بدهند.
3- دفاع از مال (حفظ مال )
مال و دارائی مسلمانان باید از تعرض و چپاول دیگران مصئون باشد. الله متعال برای حفظ اموال مسلمانان حد شرعی سرقت را که قطع ید است وضع فرموده است.
4- دفاع از آبرو و حیثیت (حفظ آبرو و حیثیت)
یکی دیگر از مقاصد شریعت حفظ آبرو و حیثیت مسلمانان است. الله متعال برای حفظ آبرو و حیثیت مردم حد شرعی قذف را وضع فرموده است.
آن حضرت در قضیه افک بر آن عده مسلمانان که فریب تبلیغات منافقین را خورده بودند که در رابطه به حضرت ام المومنین عایشه صدیقه (رض) تهمت بسته بودند حد شریعی قذف را تطبیق نمودند.
5- دفاع از نسل (حفظ نسل)
دین اسلام در ساختن یک خانواده سالم و پاک و بعد از آن در ساختن یک جامعه سالم و با اخلاق تا حد نهائی کوشیده است زیرا اگر خانواده که خشت بنیا دین جامعه است سالم و خوب باشد جامعه ای که از این خانواده ها تشکیل می گردد سالم و خوب خواهد بود و اگر بر عکس باشد جامعه هم بر عکس خواهد بود به همین دلیل الله متعال حد شرعی زنا را وضع فرموده است.
6- دفاع از عقل (حفظ عقل)
انسان ها زمانی مسئول خواهند بود که عاقل باشند.اگر کسی مجنون و دیوانه باشد هیچ نوع مسئولیت در قبال احکام دینی و جامعه ندارد چون نمی داند که چه انجام میدهد و خوب و بد را نمی داند و اگر شخصی دیده شود که با خوردن شراب (خمر) و مواد مخدر عمداً عقل خود را ذایل می کند. شریعت حکم می کند که بر چنین اشخاص حد شرعی شراب خواری را تطبیق نمایند مقصد دین از وضع این مقاصد شش گانه ساختن یک جامعه سالم و مرفه میباشد و تامین عدالت بر جوامع خواست مهم دین است در تطبیق مقاصد شش گانه دین این امر مهم بدست می آید.
من برای همه مسولین امور عرض می نمایم که با در نظر گرفتن مقاصد و اهداف اساسی دین مقدس اسلام قوانین اسلام را تطبیق نمایند که این عدالت عمری است که حضرت عمر در هنگام قحطی (حالت اضطرار) قطع ید سارق را به علت و دلیل مجبور بودن افراد به حالت تعلیق در آورد و شما هم باید حالت اضطرار اقتصادی فرهنگی و دینی مردم را در هنگام تطبیق شریعت در نظر داشته باشید. الله متعال عاقبت کار همه ما را بخیر کند.
