No-IMG

شبهای تار و شکنجه پلچرخی نتوانست لبخندت گیرد اما تو رفتی و زیارانت لبخند گرفتی

إنّا لله وإنّا إليهِ رَاجعُون

مجاهد با معرفت عالم با عمل، دانشمند مستعد ، تحلیل گر شعر و عرفان ورزشکار پر انرژی والیبالر موفق که توانست در عقب میله های زندان شخصیت معنوی خودرا به کمال رساند و از فیوض معنویت و دانش خود دیگران را بهرمند گرداند .

هرگاه در شب های تار که رگبار گلوله ها از دشت های پلچرخی و کرانه های پلگون گوش ها و قلب های کسانی که در عقب پنجره ها لحظات  قبل با هم اطاقی های خود محرمانه و مخفیانه خدا حافظی کرده بودند وآن طرف دشت ها در بیرون قلب ها و کاسه های سر را،  دست جمعی نشانه میگرفت واین طرف داخل پنجره ها، سکوت و درد آزادگان و مجاهدین قهرمان را،  در حسرت فراق میسوزاند ،  در آسمان بیرون پنجره از دور ها ستاره ها درشب تار چشمک میزدند ،اما در داخل پنجره ها تابش از آفتاب و نور از مهتاب در چهره های بزرگ مردان جهاد و مقاومت، آزادگان وطن دوست و جوانان سر شار از نیروی شجاعت و مقاومت تجلی میکرد.

انجنیر صدیق مسلم یکی از قهرمانان آن زمانه و جوان خوش برخورد وهمیشه متبسم با نیروی ایمان در نگهداری روحیه زندانیان مسولانه مساعی بخرج میداد وبرای افغانستان سربلند وآزاد به امیدواری مژده میداد و شاهد هزاران شهادت همسنگران خود،  مانند دیگر یاران زندان بود .

روز فرا رسید که این قهرمان شجاعت با دوازده تن از یاران زندانش جهت تبادله زندانیان ، توسط کارمندان مزدور روسی از زندان بیرون برده شدند و تسلیم جبهات فاتح جهاد گردیدند .

انروز خوشی و پیروزی برای ما زندانیان همسنگر، چشن شادی فراموش ناشدنی بود .

بعد چند سال من هم از روی لطف الله ج به دعا و مساعی مادر مجاهدم وهمسنگران غیور جهاد، از زندان آزاد شدم وهفت سال درد هاو خاطرات سخت و شکنجه ها را باخود به سنگرها، دفاتر جهاد و هجرت بردم .

در محیط هجرت مدریت محبوسین حزب اسلامی حویلی را برای آسایش زندانیان آزاد شده تخصیص داده بود و کسانی که خانه و  خانواده در دیار هجرت نداشتند با سهولت میتوانستند در کنار دیگر آزادگان بعد کارو فعالیت های سیاسی واجتماعی شب ها را باهم سپری نمایند.

فضای مهمانخانه آزادگان در حیات اباد در موجودیت شخصیت های قابل قدر که دارای معنویت و مورال عالی بودند خیلی زیبا و مملو از ایمان داری و رسالت بود .

من که الحمدالله در کنار خانواده عزیزم با خواهران مادر و برداران مجاهدم زندگی داشتم ، در ایام فرصت از کار های دفتر به دیدن یاران زندان با شوق و ذوق دیدار به حیات آباد رفته از ملاقات و صحبت های بزرگ مردان جهاد فیض میبردم.

صحبت های چهره نورانی و دانشمند انجنیر صدیق آنقدر علمی و معنوی بود که مثال از آن نمیتوانم بیان دارم ، تفسیر و ترجمه اشعار حافظ،  مولانا ، بیدل... با روایات از آیات قرانی و احادیث نبوی از زبان یک جوان مستعد یک انجنیر در علوم معاصر و یک عالم و حافظ قرآن و یک ورزشکار و والیبالر ممتاز که با ریش سیاه و دستار سیاه و لبخند های مومنانه و بشاش، درس از نظام عدل و مترقی وارمان شگوفایی کشور و سعادت ملت در آن‌نهفته بود مشاهده میشد .

امروز دردمندانه که کشور مان در بدترین حالت از عدم صلح و امنیت،  فقدان سهولت های بهداشتی وطبی نمیتواند به شهروندان خود رسیدگی نماید ، این حالت شخصیت مبارز ، عالم مستعد و متفکر و فرزند صدیق این کشور را از ما گرفت ، بسا جای تآثر ودرد است که جنگ و نا امنی و تجاوز بیگانگان و مداخلات مستقیم و تخریبی پاکستان و همسایگان مانع زندگی آرام مردم مان گردیده .

روح مولوی انجنیر صدیق مسلم مقیم جنت فردوس باد ، یادش گرامی و جایش برای همیشه خالی خواهد ماند.

مرگ نا بهنگام همچو شخصیت های عالم ودارای تجارب از سیاست و  تاریخ در حقیقت یک ضایعه معنوی برای کشور است .

صبر جمیل بر خانواده معزز و محترم  انجنیرصدیق وهمه یاران همسنگران و هموطنان عزیز آرزو میدارم.

آزادگان زندان های استکبار قشون شوروی پلچرخی و خاطرات زشت کارمندان خاد و کمونستان، اینک یک کتاب از خاطرات تجاوز شوروی ویک یار ورفیق راه مبارزه و جهاد  را ازدست دادند .

انجنیر صدیق مسلم روحت شاد ای قهرمان قلب عیاران وطن.

"یار زندانت "

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک