خواهران مسلمان شما میدانید آنچه از شما سلب گردیده است ربطی از قریب و بعید به دین ندارد
)اللذین یبلغون رسالات الله ویخشونه ولا یخشون احدا الا الله وکفی بالله حسیبا(
الاحزاب 39.
در تاریخ بشریت تمدن های زیادی آمدند و رفتند و برای نسلهای بعدی آثاری گذاشتند و رفتند.
اشخاص زیادی در مسیر تاریخ بر مسند قدرت نشستند، یا شأنی برای هویت خود ویا ننگی وشرمی برای هویت خود گذاشتند و رفتند.
تاریخ بی رحم است، یا خوبی های بسیار بزرگ را یا عیب های بسیار بزرگ را در میان ملل جهان،ادیان جهان،مکاتب مادیی جهان،احزاب مختلف جهان،مانند توپ پاس می دهد و این ملل از آن یا به حیث یک عطر خوشبو یاد میکنند یا آن را یک گندگی وتعفن مغزی شمرده و از ساحت خود دور میکنند و به جاهل تر از خود پاس می دهند.
رسم انسان جهان همین بوده است.
حالا خطاب من بحیث یک برادر برای شما طبقهء مدارسی اعم از مولوی صاحبان،قاری صاحبان،اساتید شرعیات که مردم معمولی هستید،ماموریت سیاسیی ندارید ولی محراب ومنبری دارید درس خانه ی دارید،چند شنوندهء دارید، این است:
بدون هیچ شک وشبهه میتوانم بگویم که در ظرف همین هفته نمیگویم صدها تن بلکه هزاران تن مرتد شده اند. یعنی از دین اسلام روی گردانیده اند و به طعن واهانت ودشنام اسلام وپیامبر اسلام روی آورده اند.
این تعداد اشخاص بی سوادی بودند،یا با سواد بودند ولی در بارهء اسلام معلوماتی نداشتند،یا اصلا ثباتی نداشتند و در تذبذب عقیده بسر میبردند،یا به نهادهای تنصیری ایمان آورده بودند ولی فرصت اظهار آن را نداشتند، اما با اعلان منع تعلیم زنان، این جرأت واین فرصت را یافتند.
یقین کنید بخشی از مسئولیت چنین ارتداد وچنین تنفیر از دین اسلام بر دوش شما نیز بر میگردد.
زین بعد این شما خواهید بود که یا در منابر ومحاریب و مساجد و مدارس خود با بیان حق زن در تعلیم این لکهء ننگ را که اکثریت شما در آن نقشی ندارید و به زور بر دوشِ شما افگنده شده است از خود دور می کنید،زیرا بسیاری شما زادهء میراث تمدنیی هستید،اهل فرهنگ عالیی هستید، یا که مصداق (فقد باء َ بغضبٍ من الله) می شوید.
کسانی خندهء خلیلزاد را در عقب قرائتِ چنین فقهی که همه علماء جهان اسلام از آن برائت جستند، از دور زیر چشم می بینند.
مسیر زدودن جهل دراز است.
تاریخ از امیر بادیه نشینی قصه میکند که بر شهر موصل حاکم شد هر روز انسانهایی را میکشت،هر روز از کشته پشته میساخت، ولی او در هر مجلس پشیمانی میکرد که خون شش نفر را ریختانده است و از تأخیر پرداختنِ دیت آنان غم میخورد.گفتند: ای امیر آنچه کشتی شش نیست شش هزار است.
گفت:من همان شش نفر بادیه نشین را مراد دارم، این هزاران تنِ دیگر اهالی شهر اند، اهالی شهر خون ندارند.
درکِ مدنیت مقدمات وعناصری دارد، شما در یک جامعهء متعدد الطبقات یک طبقهء منسوب به علوم اسلامی محسوب میشوید،میتوانید ازاین به بعد بیشتر به حق زن در تعلیم، به منع ضرب وشتم زنان، به منع تزویج صغیره، به رضایت بکر بالغه در عقد،دعوت کنید، کتابهای مفیدی را تدریس کنید، به مناظرات مفید روی آرید،به کتابهای فتاوای معاصر اتکا ورزید، به حق رفتن زنان در مساجد که در زمان رسول وصحابه معمول بود واکنون هیج مسجدی در جهان اسلام نیست که جایی برای زنان نداشته باشد تأکید کنید.
مفاهیم رقت، محبت صمیمیت را مصداق(المؤمنون والمؤمنات بعضهم اولیاء بعض)محور صحبت های خود قرار دهید. از تکفیر، از کوبیدن بر تعصبات مذهبی،از پرداختن به مسائل عقیم وعبث در صحبت های تان دوری جوئید.
این صحبت های مداوم باعث کاهش بیماریهای روانی،کاهش غلظت طبع، کاهش رعونت سخن، کاهش اقتتال مذهبی وتخاصم منهجی، بالآخره امیدی برای آدم باقی ماندن خواهد شد.
خواهران مسلمان شما نیک میدانید آنچه از شما سلب گردیده است ربطی از قریب وبعید به دین ندارد، بلکه ربط به فرهنگی دارد که شما در رفع آن از طریق یاد دادن خواندن ونوشتن برای دخترانتان،از طریق تفضیل تحصیلکردهء خلوق بر عوام بی تحصیل لجوج،میتوانید سهیم شوید.
عافانا الله وایاکم.
اللهم انا نعوذ بک من الجنون و من الهزیان.
